آزادی و دلهره‌هایش…

  • توسط صدیق قطبی
  • ۸ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۲ بازدید
  • 0
57406186 - آزادی و دلهره‌هایش...

نویسنده: صدیق قطبی

«انسان زاده شدن تجسد وظیفه بود:
توان جلیل به دوش بردن بار امانت
و توان غمناک تحمل تنهایی

انسان
دشواری وظیفه است.»(احمد شاملو)

یکی از امکان‌های دلهره‌آوری که ظاهراً تنها به آدمی عطا شده، امکان انتخاب است. در نگاه نخست، داشتن آزادی و حق انتخاب، امری خواستنی و دلخواه است؛ اما حقیقت این است که آزادی و حق انتخاب، دلهره‌زا و هول‌انگیز‌‌اند. علت آن هم گره‌خوردگی آزادی با مسؤولیت است. وقتی آزادی که انتخاب کنی، یعنی خودت مسؤول انتخابت هستی و این گران‌سنگی مسؤولیت است که مایه‌ی دلهره می‌شود. سورن کرکگور می‌گوید:

«ترس، اجتناب از امکان‌های تهدید‌آمیزی است که بیرون از قدرت آگاهانه‌ی خود آدم هستند، حال آنکه دلهره، زاده‌ی امکان‌های حیرت‌آوری است که در خودِ آدم و در ید قدرت او برای عمل کردن هست.»(فلسفه کیرکگور، سوزان لی اندرسون، ترجمه خشایار دیهیمی، نشر طرح نو)

با کاوش در این مسئله می‌شود پی بُرد که چرا اغلبِ مردم از زیستن اصیل و بر اساس فهم و انتخاب خود تن می‌زنند و دوست دارند ذیل اقتدار مراجعی بیرون از خود، زندگی‌َ‌شان را سر و سامان دهند و در واقع، تمام مسؤولیت انتخاب و آزادی را به دیگری وانهند و به زیستنی عاریتی قناعت کنند. اریک فروم در «گریز از آزادی» در باب همین موضوع حرف می‌زند. آدم‌ها در اعماق روان‌شان از آزادی و حق انتخاب مستقل گریزانند، چرا که تاب هراس و دلهره‌ی مسؤولیت ناشی از انتخاب شیوه‌ی زندگی‌شان را ندارند. می‌شود گفت تنها دلیرانند که می‌توانند زندگی اصیل و متکی به فهم خود داشته باشند. کسانی که به سطحی از بلوغ و رشد رسیده‌اند که مسؤولیت زندگی خود را تنهای تنها بپذیرند و نیاز به هیچ آویزگاه و تکیه‌گاهی نداشته باشند.

در واقع امکان انتخاب و موقعیت برگزیدن، به‌نوعی با مفهوم وظیفه گره خورده است. می‌شود گفت که تنها آدمی است که دشواری وظیفه است چرا که تنها آدمی است که آزاد و انتخاب‌گر است.

تنها انسان است که دشواری وظیفه را در می‌یابد و به قول شاملو: «توان جلیل به دوش بُردن بار امانت، و توان غمناک تحمل تنهایی» است. او انسان را «تجسد وظیفه» می‌دید.

اینجا در کنار مفهوم آزادی/امکان انتخاب و مفهوم وظیفه/مسؤولیت، مسأله‌ی تنهایی انسان هم طرح می‌شود. هر انتخابی که بکنی، خودت و به تنهایی مسؤولی. مسؤول همه‌ی عواقبی که آن انتخاب بر جا می‌گذارد. در واقع یکی از وجوه تنهایی اگزیستانسیال انسان در همین موقعیت جلوه می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند سنگینی مسؤولیت انتخاب را از شانه‌هایت بردارد و خود بر دوش بگیرد. تو، و همواره تنها تو، مسؤول انتخاب‌هایت هستی. و این تنهایی، سهمناک است.

دشواری کار اینجاست که هر انتخابی که می‌کنیم معمولاً حدی از افسوس و حسرت بر جای می‌نهد. در واقع هر انتخابی به قیمت از دست دادن انتخاب‌های دیگر، از دست دادن زیبایی‌ها، لذت‌ها و منافع انتخاب‌های دیگر، حاصل می‌آید. یک راه را به ناگزیر انتخاب می‌کنی و می‌روی اما به تعبیر سعدی: “می‌روم وز سرِ حسرت به قفا می‌نگرم…”

کرکگور با نظر به همین لغزندگی مرزهای انتخاب و دشواری حسرت‌آفرینی که تصمیم‌گیری در میان دوراهه‌‌‌ها یا چندراهه‌ها دارد، می‌گوید:

«بگذار خوب وضعیت را برایت تشریح کنند و بعد بگو، خُب، بله، کاملاً درک می‌کنم که دو امکان هست، و آدم می‌تواند این کار را بکند یا آن کار را. اما صمیمانه بگویم و دوستانه نصیحتت کنم: چه بکنی، چه نکنی، نتیجه‌ی هر دو افسوس و حسرت است.»(فلسفه کیرکگور، سوزان لی اندرسون)

منبع: عقل آبی

/

  • برچسب ها
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    14 + 17 =