احوال پیامبر در حج با امّت

حج


یک نگاه اجمالی به احوال پیامبر در حج، بیننده را به تعجب وا می دارد!
رسول خدا در یک وقت به حیث معلم، سرپرست، قائد و امام صحابه کرام  بوده اند، اما محال است که انسان عملی را مشاهده کند که پیامبر خدا، آن را خلاف اولی انجام داده باشند؛ همه احوال پیامبر با امت دلالت بر عظمت، بزرگواری و بزرگ منشی آن حضرت می کند.
و ما بعضی از این احوال را به طور خلاصه ذکر می نمائیم:
۱- درس و تعلیم:
خداوند متعال پیامبر خود را به حیث “معلّم” فرستاد، و آن حضرت در وظیفه مقدس معلمی به اوج کمال رسیده بود، “معاویه ابن حکم السلمی” رسول خدا را این طور توصیف میکند: قبل از رسول الله و بعد از ایشان معلمی را ندیدم که تعالیم بهتر و زیبا تر از تعالیم ایشان داشته باشد .
و اگر در سفر حج پیامبر خدا تأمّل نمائیم، در می‌یابیم که معاویه ابن حکم آن حضرت را چه خوب توصیف کرده است؛ چرا که قبل از حج امر فرمود تا صحابه اعلان کنند که رسول الله امسال اراده حج را دارد، تا اگر کسی می خواست با پیامبر مرافق باشد، از قبل خبردار بوده و آمادگی لازم را بگیرد.
و یک روز کامل در ذوالحلیفه (میقات اهل مدینه) انتظار کرد تا مردم به ایشان به پیوندند … از این لحاظ مردم زیادی به مدینه آمدند تا با پیامبر خدا عازم سفر حج شوند، و مستقیماً خود شاهد اعمال و مناسک حج آن حضرت باشند ؛ حتّی تعداد مشارکین در حجه الوداع  به یکصد هزار نفر رسیدند .
در طول سفر، آن حضرت با مردم همراه بود و آ نها را سرپرستی می کرد ، هر شخصی به آسانی می توانست با آن حضرت ملاقات نماید، و هیچ کسی را از ایشان دور نمی کردند .
آن حضرت کوشش داشت که مسایل و امور حج را به همه برساند، و توجّه جدّی صحابه کرام را به کردار و گفتار خویش جلب می نمود، از همه اسالیب خطاب و روشهای تعلیم استفاده کرد تا مردم بصورت صحیح تری مسایل را درک کنند، و امر کرد که مناسک را از او یاد بگیرند شاید که این حج، آخرین حج آن حضرت باشد .
هنگامی که خطاب (سخنرانی) می نمود، بعضی‌ از صحابه را دستور می داد تا مردم را ساکت کنند ، چنانکه جریر روایت می کند که پیامبر در حجه الوداع برایش گفت: مردم را ساکت کن. و پس از آن فرمود: بعد از من کافر نشوید که گروهی ازشما، گردنهای گروه دیگری را بزند .
و هم چنین بلال روایت می کند که پیامبر برایش دستور داد مردم را ساکت کند و از آنها خواست تا شهادت دهند که آن حضرت دین را بصورت کامل برایشان رسانده است، و هر بار بعد از رهنمائی و ارشاد از آنها سوال می کرد: خبر دار! آ یا دین را رساندم ؟!
و صحابه کرام شهادت داده و می گفتند: دین را بصورت تمام وکمال رساندی و برای ما نصیحت و خیر خواهی نمودی  .
در مسأله تبلیغ و رساندن دین، تنها به خود اکتفا نکرد بلکه در وقت خطبه عرفه، “ربیعه ابن امیه” را دستور داد تا با صدای بلند خطبه آن حضرت را تکرار کند و برای مردم بشنواند .
و در “منی”، علی سخنان آن حضرت را با صدای رسا تکرار می کرد و صحابه در حالیکه نشسته و یا ایستاده بودند، گوش فرا می دادند و همچنین اشخاصی را به حیث نماینده فرستاد تا به خیمه های حجاج بروند و سخنان آن حضرت را برای آن ها برسانند .
و گاهی در امر تعلیم از نوعی ملاطفت و شوخی کار میگرفت، چنان که ابن عباس رضی الله عنهما می فرماید: ما، چند تن از نوجوانان بنو عبدالمطلب سوار خرها نزد آن حضرت آمدیم، با دست مبارک خویش آرام بر رانهای ما میزد و میفرمود:
فرزندانم! قبل از طلوع آفتاب، جمره نزنید .
ارشاد و تدریس آن حضرت تنها برای صحتمندان و بزرگ سالها نبوده، بلکه مریض ها و ضعیفان را نیز شامل می شده است، چنانکه برای “ضباعه” رضی الله عنها گفت: حج کن و شرط بگذار تا آنجا که توانستی ادامه بدهی .
و چون امّ سلمه رضی الله عنها از مریضی خویش به آن حضرت شکایت برد، برایش فرمود: از پشت سر مردم سواره طواف کن و برای ضعیفان و سالخوردگان دستور داد که از “مزدلفه” هنگام شب و قبل از طلوع فجر بیرون شوند .
به طوریکه ارشاد و رهنمائی آن حضرت، خردسالان و اطفال را نیز شامل بود، و از آن جمله:
به ابن عباس فرمود: برایم سنگریزه جمع کن.
ابن عباس می گوید: برایش سنگ ریزه جمع کردم و آنها را بدست مبارک او گذاشتم، و آن حضرت فرمود: مثل اینها صحیح است .
و برای نوجوانان بنی عبدالمطلّب فرمود: قبل از طلوع آفتاب جمره نزنید .
ارشاد و راهنمائی آن حضرت برای صحابه کرام تنها جنبه علمی نداشت، بلکه جانب عملی و فلسفی آن را نیز برایشان واضح می ساخت؛ مثل فرموده آن حضرت:
طواف خانه خدا، سعی بین صفا و مروه و رمی جمار بخاطر برپاداشتن یاد خدای بزرگ مشروع شده است .
و گاهی نیز با ذکر فضایل خاصّی برای بعضی اعمال، معنویات صحابه را بالا برده و عزم و اراده شان را مصمم تر می ساخت.
از آن جمله:
* فرموده آن حضرت: بهترین دعا، دعائی روز عرفه است. و بهترین سخنی که من و پیامبران پیش از من گفته اند: «لا إله إلّا الله، وحده لا شریکَ له، له الملک وله الحمد، وهو علی کلِّ شیء قدیر ».
* و ارشاد مبارک: مسح “حجر الاسود” و “رکن یمانی” گناهان را می ریزاند .
* و هم چنین فرموده ایشان: کسی که به خانه خدا طواف کند و بعد از آن دو رکعت نماز بخواند، مانند این است که غلام آزاد کرده باشد .
* و آن گاه که از آن حضرت سوال شد کدام حج بهتر است؟ فرمود: حجّی که در آن تلبیه با صدای بلند گفته شود و شخص حج گذار قربانی نماید .
* وقتیکه یکی از انصار در “منی” از فضایل بعضی از اعمال سوال کرد، آن حضرت برایش فرمود: و چون از خانه ات بیرون شدی و قصد حج بیت الله الحرام را نمودی، به هر قدمی که سواری ات بردارد، خداوند متعال برای تو یک نیکی نوشته و یک بدی را محو می کند. و آن گاه که در “عرفه” ایستادی پروردگار بزرگ به آسمان دنیا آمده ، به ملایکه خویش فخر میکند و می فرماید:
“اینها بندگان من هستند، گرد و غبار زده و خاک آلوده از راههای دور آمده اند؛ رحمت من را می خواهند و از عذابم می ترسند در حالی که من را ندیده اند، پس چطور اگر من را ببینند!؟”
پس اگر گناهان تو به اندازه ریگهای عالج (اسم ریگزار وسیعی در عربستان)، یا روزهای دنیا و یا به اندازه قطره های باران باشد، خداوند همه آنها را از تو شسته و تو را از گناه پاک میکند، و امّا “رمی جمار” ثوابش برای تو ذخیره است، و چون طواف خانه را انجام دادی از گناهان خویش طوری بیرون می آ ئی (پاک می شوی) مثل روزی که از مادر تولد شدی (و بی گناه بودی ).

و از مهمترین اموری که پیامبر بزرگوار اسلام به تعلیم آن اهتمام خاص ورزیده اند:
الف: احکام مناسک: که رسول خدا رضی الله عنه آن را زبانی بیان فرموده و بعدا عملی برای صحابه نشان داد، چنانکه روز قبل از یوم التّرویه (روز هشتم ذوالحجه) برای مردم، خطبه ارشاد کرده و مناسک را بیان نمود … و بعدا در وقت انجام دادن هر یک از “نُسک” حکم آن را برای صحابه بیان می فرمود .
ب: بیان منزلت ارکان و قواعد اسلام؛ که در یکی از خطبه های خود فرمود: از پروردگار خویش بترسید، و نمازهای پنج وقت تان را بخوانید، ماه رمضان را روزه بگیرید، و زکات مالهای خویش را بپردازید، از ولی امر خود اطاعت نمائید به بهشت پروردگارتان داخل می شوید .
ج: نهی اکید از شرک و بعضی محرمات (مثل خون، مال و آبرو) که همه ادیان سماوی بر تحریم آن اتفاق دارند، و فرمود:
خونها، مالها و آبروهایتان در بین شما حرام است مثل حرمت این روز در این ماه و در این شهر  .
و امروزه که میلیون ها انسان در موسم حج از اطراف و اکناف عالم اسلامی با شوق و علاقه وافر راهی اماکن مقدّس می شوند، فرصت طلائی برای علما و دعوتگران است که از این اجتماع میلیونی عظیم استفاده نموده، اصول و احکام دین را برای مسلمانها بیان کنند.
و هم چنین برای عامه مسلمانان لازم است فرصت را غنیمت شمرده و از علمای کرام استفاده بیشتری ببرند.

۲- افتـاء
از مهمترین احوال و وظایف پیامبر در حج بیان مسایل دینی و افتا برای مردم بود؛ چرا که در هر مشکل و یا مسأله ای که برای صحابه پیش می آمد به آن حضرت رجوع می نمودند.
فتاوای پیامبر در موسم حج بسیار زیاد است، و ما بطور نمونه بعضی از آنها را ذکر می نمائیم:
زنی از قبیله “خثعم” گفت: یا رسول الله! پدرم پیر و سالخورده است و حج برایش فرض شده و او خود نمی تواند بر پشت شتر قرار بگیرد! پیامبر فرمود: تو از جای پدرت حج کن  .
و هر آن کسی که از تقدیم و یا تاخیر در اعمال روز نحر (روز عید قربان) سوال می کرد، آن حضرت برایش می فرمود:
“إفعل ولا حرج ” یعنی: انجام بده و باکی ندارد.
از خلال فتواهای پیامبر در روز های حج امور ذیل برای ما به خوبی واضح می شود:
– آن حضرت در مقابل مردم ایستاده بود و همگان او را میدیده اند تا در سوال کردن به مشکلی برخورد نکنند؛ چنانکه جابر روایت می کند:
پیامبر خدا در حجه الوداع، طواف خانه را در حالی که سواره بود انجام داد، “حجرالاسود” را با عصایش استلام نمود تا مردم ایشان را خوب ببینند و اگر خواستند از آن حضرت سوال کنند .
و در حدیث عبدالله ابن عباس رضی الله عنهما آمده که: پیامبر خدا روبروی مردم ایستاده و به سوالهای شان پاسخ می داد .
– پیامبر خدا در فتوا هایش جانب آسانی و تخفیف برای مردم را به شدّت مراعات می فرمود. به طور مثال:
الف- چنانکه آنحضرت برای ضباعه رضی الله عنها اجازه دادند تا در حج خویش شرط بگذارد .
ب- عبدالله ابن عمرو می فرماید که: او پیامبر خدا را دید که در روز نحر (روز دهم) برای مردم خطاب می نمود، شخصی ایستاد و گفت: گمان می کردم که فلان عمل قبل از فلان عمل است، بعدا کسی دیگر ایستاده و گفت: قبل از اینکه قربانی کنم سر خویش را تراشیدم و پیش از “رمی جمار”، قربانی نمودم و کسانی دیگری نیز مثل این اقوال گفتند.
پیامبر برای هر یک از ایشان می فرمود: به حج خود ادامه بده و باکی ندارد .
ج- در حدیث عبدالله ابن عمر آمده است که عبّاس ابن عبد المطلب از پیامبر اجازه خواست که شبهای “مِنی” را بخاطر سقایه در “مکّه” بماند، پیامبر خدا برایش اجازه دادند .
– آن حضرت کوشش داشتند تا شخص سوال کننده را قناعت بدهند که در ذهنش هیچ شک و شبهه ای باقی نماند.
چنانکه شخصی نزد آن حضرت آمد و گفت: ای پیامبر خدا! پدرم مسلمان شده و او خیلی پیر است و بر سواری (مرکب) قرار گرفته نمی تواند، آیا من بجای او حج کنم؟
پیامبر فرمودند: اگر بر ذمه پدرت قرض با شد و تو قرض او را ادا نمائی، آیا قرض اداء می شود؟ آن شخص گفت: بلی ادا میشود.
پیامبر فرمود: پس از جای پدر خود حج کن (که این هم صحیح است و ادا می شود).
– بردباری آن حضرت در مقابل سؤال کنندگان
ابن عباس می فرماید: جمع غفیری از مردم در اطراف آن حضرت حلقه زده و می گفتند: این محمّد است، این محمّد است – حتی مردم از خانه هایشان بیرون شدند – و با وجود این همه ازدحام کسی را از جلو پیامبر دور نمی کردند و نه هم افرادی مأمور باز کردن راه بودند، و چون ازدحام مردم زیاد شد، آن حضرت ناقه خویش را سوار شد .
حتّی رسول خدا سعی بین “صفا” و “مروه” را نیز سواره بر شتر انجام داد  (در حالیکه این عمل سنّت نیست و پیامبر این کار را بخاطر ضرورت انجام داد تا همه مردم او را ببینند و سخن او را بشنوند).
“قدامه عامری رضی الله عنه” می فرماید: پیامبر خدا را دیدم که در روز نحر (روز عید قربان) سوار بر”صهبا” (اسم ناقه آن حضرت) جمره زد، در اطراف آن حضرت زدن و دفع کردن نبود، و نه هم کسی به مردم می گفت که دور شوید، دور شوید .

فتاوای پیامبر در امور حج
بطور مثال : چون “اسماء بنت عمیس رضی الله عنها” در” ذوالحلیفه” وضع حمل نمود، کسی را نزد پیامبر فرستاد که بعد از وضع حمل چه بکند؟
پیامبر فرمود: غسل کرده و با پارچه ای مکان خون (فرج) را بسته کند و پس از آن احرام ببندد .
– و از جمله فتاوای آن حضرت در امور غیر حج
“ابوقتاده رضی الله عنه” می فرماید: با پیامبر به قصد سفر حج حرکت نمودیم … و در حدیث قصه شکار گورخر وحشی را بیان می کند که دوستان ابوقتاده – در حالی که محرم بودند از آن خوردند- و بعدا فکر کردند که چرا گوشت شکار را در حالت احرام خورده اند؟!… و بقیه گوشت را با خود گرفتند تا به نزد رسول خدا آمدند و سوال نمودند که ای پیامبر خدا! ما همه احرام بسته بودیم و ابو قتاده هنوز احرام نبسته بود، گوره خرهای وحشی را دیدیم، ابو قتاده به آنها حمله کرد و گورخر ماده ای از آنها را شکار نمود.
بعداً در جایی استراحت نمودیم و از گوشت آن گورخر نیز مقداری خوردیم و پس از آن به فکر افتادیم که چرا در حالی که احرام بسته ایم از گوشت شکار خوردیم؟
و حالا باقی مانده گوشت را با خود آوردیم. پیامبر فرمود: آیا کسی از شما ابو قتاده را امر به شکار کرد، و یا به سوی شکار اشاره کرده است؟
گفتند: نه. فرمود: بقیه گوشت آن را نیز بخورید .

تنوّع جوابدهی آن حضرت برای سؤال کنندگان
که گاهی جواب کوتاه و خاص برای شخص سوال کننده می داد، مثل جواب آن حضرت برای دختری از قبیله خثعم که سوال نمود: یا رسول الله! حج، بر پدرم که پیر و نا توان است فرض شده است و او خود را بالای سواری نمی تواند نگه دارد، آیا من به جای او حج کنم؟ فرمود: بلی .
و گاهی نیز جواب عام میدادند تا همه مردم و اطرافیان نیز مستفید شوند؛ چنانکه در حدیث “عبدالرحمن ابن عمر رضی الله عنه” آمده است که: گروهی از اهل “نجد ” خدمت پیامبر خدا در “عرفات” رسیدند و سوال نمودند، حضرت پیامبر منادی را امر نمود تا در بین مردم فریاد بزند: حج، عرفه است .
–  بعضی اوقات، آن حضرت فتوایشان را با نوعی تشویق و ترغیب همراه می ساختند.
بطور مثال: زنی در “روحا” طفلی را بلند کرد و از پیامبر خدا سوال نمود: آیا بر این طفل حج هست؟ آن حضرت فرمود: بلی و برای تو نیز ثواب دارد (که سرپرست و مساعد طفل هستی و او را از خردسالی با این فریضه آشنا می سازی).
خلاصه اینکه فتاوای پیامبر در موسم حج خیلی زیاد می باشد؛ آن حضرت در مدینه منوّره  (قبل از حرکت به سفر حج) و در هنگام احرام بستن در ذوالحلیفه ، در بیت الله الحرام ، در عرفات ، در مزدلفه  و مِنی ، در وقت حرکت بین مشاعر مقدسه  و در راه باز گشت بسوی مدینه   به سوالهای حجاج پاسخ داده اند.

و امروزه نیز برای دعوتگران و علمای کرام که وارثین انبیا و پرچم داران اسلام هستند، لازم است که مردم را ارشاد و رهنمائی نموده و آنها را از سر درگمی در آورند و اگر هرعالمی به زبان محلی خویش و برای قوم خود، مسایل را بفهماند خیلی از مشکلات حجاج به سادگی و آسانی رفع خواهد شد.
و همچنین، عوام الناس باید بدانند که در مسایل خویش به هرکس رجوع نکنند؛ بلکه قبل از آن تقوی، ثبات علمی و فهم طرف را دیده و بعدا از او فتوی بخواهند.

۳- پند و اندرز
دین نصیحت و خیر خواهی است. ارشاد و راهنمائی مردم و اندرز دادن ایشان از وظایف اولیه مصلحین و دعوتگران می باشد.
خداوند متعال پیامبران خویش را دستور داده که مردم را نصیحت نمایند؛ چرا که وعظ و نصیحت به قلب طرف اثر گذاشته و کمک می نماید تا از خطا و لغزش دست بکشد و از غفلت بیرون بیاید، عظمت پروردگار بزرگ را به یاد او آورده باعث امتثال دستورها و اجتناب از نواهی او تعالی می شود.
خداوند متعال جل جلاله می فرماید:
﴿‏وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ‏﴾  (الذاریات: ۵۵) .
«و پند دِه، هر آئینه پند دادن مؤمنان را سود میدهد».
از این لحاظ پیامبر خدا با عنایت و اهتمام خاصی اصحاب خویش را یاد دهانی (اندرز) داده، و با روش ها و اسالیب مختلف به وعظ و نصیحت آنها می پرداخت، امّت خویش را به خیر و خوبی ارشاد نموده و به آن ترغیب داد، از شر و بدی نهی نمود و از آن ترساند.
از عادات شریفه آن حضرت این بود که وقت مناسب سنجیده، و برای اصحاب خویش ارشاد می فرمود ؛ سخنان بسیار بلیغ و فصیح که چشمها را اشکبار و دل ها را نرم میساخت .
و همه این زحمات به این خاطر که یکی از مهمترین وظایف پیامبران وعظ و نصیحت قوم می باشد.
در حج نیز آن حضرت، فرصت اجتماع کم نظیر مردم را غنیمت شمرده، و آنها را در جاهای مختلف وعظ و نصیحت فرمود.
و اگر با امعان نظر و دقّت کامل در نصایح آن حضرت بنگریم امور ذیل برای ما واضح خواهد شد:
الف- کثرت وعظ آن حضرت در مناسبت ها و جاهای مختلف: ازآن جمله خطبه تاریخی شان در “عرفات “، و در وقت حرکت و انتقال بین مشاعر ، و خطبه در روز نحر در “منی “، و در روز های تشریق ، و در راه برگشت بسوی مدینه منوّره .
کثرت خطبه ها و وعظ ها به این خاطر بود که آن حضرت میدانست که این اجتماع عظیم انسانی دیگر تکرار نخواهد شد و از طرفی مردم در موسم حج تأثّر بیشتری گرفته و صحبتها را بهتر قبول میکنند.
ب- آن حضرت فرصت را غنیمت شمرده و در بین صحبتهای خویش و مواقف مردم نوعی ارتباط بوجود می آورد، چنانچه وقتی برای مردم در روز نحر خطبه داد فرمود: آیا میدانید که امروز چه روزیست؟ گفتیم: خدا و رسولش بهتر میداند. پیامبر ساکت شد تا جائیکه گمان کردیم آن روز را اسم دیگری می گذارد.
فرمود: آیا امروز، روز نحر نیست؟ گفتیم : بلی هست.
فرمود: این کدام ماه است؟ گفتیم: خدا و رسولش بهتر میداند. پس آن حضرت سکوت نمود تا جائیکه گمان نمودیم که اسم دیگری برایش میگذارد.
فرمود: آیا ذوالحجّه نیست؟ گفتیم: بلی، ماه ذوالحجه است.
گفت: این کدامین شهر است؟ گفتیم: خدا و رسولش بهتر میداند. رسول خدا ساکت شد تا آنجا که فکر کردیم اسم دیگری برایش انتخاب می نماید.
گفت: آیا “بلد الحرام” نیست؟ گفتیم: بلد الحرام است.
و آن گاه فرمود: خونها و مالهایتان در بین شما حرام است، مثل حرمت این روز شما، در این ماه و در این شهر شما تا روزی که پروردگارتان را ملاقات می نمائید .
و آن گاه که از آن حضرت از تقدیم و تأخیر در اعمال یوم النحر (روز عید قربان) سوال شد، فرمود: حرجی نیست (باکی ندارد) مگر کسی که آبروی برادر مسلمان خویش را مورد حمله قرار دهد، آن حرج است و هلاکت .
ج- رسول گرامی بعضی از مسایل را در بیش از یک جا تکرار نمودند تا اهمیت این مسایل را برای مخاطبین بهتر واضح ساخته باشند، مثل تأکید آن حضرت بر حرمت خون، مال و آبرو که در روز عرفه ، روز عید قربان  و در ایّام تشریق  این سخنان را تکرار نمودند، حتی که در روز نحر چند بار این سخنان را تکرار نمود  تا که صحابه کرام به عمق مسأله و اهمیت آن پی ببرند.
د: و از نکات مهمی که در وعظ و ارشاد آن حضرت متوجّه میشویم که سخنانشان در نهایت روشنی و فصاحت کامل بوده، از انتخاب الفاظ سخت و غریب خودداری نموده است تا که همه صحابه از صحبتهای گهربار او استفاده یکسان نمایند.
و همچنین آن حضرت آنچه به مردم وعظ می نمود، قبل از همه خود مبارک ص به آن جامه عمل می پوشانید. و از چیزی که مردم را نهی می کرد خود آن حضرت از آن چیز خویشتن را به کلّی دور نگه می داشت.
و نیز مشاهده می نمائیم که اصول دین و قواعد کلی آن را چندین مرتبه ذکر نموده و مسایل حقوق العباد را با اهمیت بیشتر بیان می نماید…. و در موعظه های خویش از صحابه کرام استمداد می جسته تا سخنان آن حضرت را با صدای بلند به مردم برسانند، چنانکه “بشر ابن سحیم” می گوید: پیامبر خدا در ایام تشریق به او دستور داد تا بین حجاج با صدای بلند اعلان کند: به جنت داخل نمیشود مگر نفس مؤمن … .
و همچنین آن حضرت در خطبه ها و سخنرانی های خود تنها بر ترهیب (بیم دادن و ترساندن) اکتفا ننمود، بلکه در جاهای زیادی حاضرین و صحابه کرام را ترغیب می داد، چنانکه فرمود: کسی که برای خدا حج ادا نماید و فسق و فجور نکند، بر میگردد مانند روزی که از مادر تولّد شده باشد  (یعنی پاک از گناهان).
و در روز عرفه فرمود: خداوند متعال به این جمع تان فضل و کرم خاصی نموده، تا جایی که بدکار شما را به نیکو کارتان بخشید و برای نیکوکارتان هرچه درخواست نمود، داده است .
آن حضرت در موعظه ها و خطبه های خویش قضایای مهمّی را مطرح کرده و روی آن قضایا تأکید می فرمود. از آن جمله:
الف: امر به تقوی و خوف الهی و راهنمایی به آن اعمالی که انسان را به بهشت داخل میکند، طوری که فرمود: از پروردگار خویش بترسید، نمازهای پنج وقت را ادا نمائید، ماه رمضان را روزه بگیرید، زکات اموال تان را بپردازید و از ولی امر خود اطاعت نمائید به بهشت پروردگارتان داخل می شوید .
ب: یاد دهانی و اندرز بر اینکه هیچ شخصی گناه شخص دیگر را به دوش نمی کشد و هر انسان در نزد پروردگار مسئول اعمال فردی خویش می باشد، چنانکه فرمود: آگاه باشید! هر کسی که جنایتی انجام دهد، فقط همان کس مسئول عواقب آن جنایت خواهد بود. پدر از گناه پسر و پسر از گناه پدر سوال نمیشود .
ج: تشویق به اخلاق پسندیده و کارهای نیک و ترک گناه و نا فرمانی، مثل فرموده آن حضرت: کسی که حج کند و نافرمانی و گناه ننماید، بر می گردد مانند روزی که از مادر زاده شده .
و چون از آن حضرت سوال نمودند نیکی حج چیست؟ فرمود: طعام دادن وسخن نیکو گفتن .
د: بر حذر داشتن ازغلو (زیاده روی) در دین، چنانکه فرمود:
ای مردم! از غلو در امور دینی بپرهیزید؛ چرا که پیشینیان از شما را غلو در دین هلاک نموده است .
هـ: وصیت به نیکی با پدر و مادر و نگه داشتن روابط خویشاوندی، که آن حضرت در خطبه “مِنی” این امر را با تأکید زیاد ذکر نمود و فرمود:
به مادر و پدر، خواهر و برادر خویش نیکی نمایید، بعد از آن هر که نزدیک تر باشد . یعنی مستحق نیکی، مواسات و تمام خوبی های که شخص انجام میدهد قبل از همه مادر و بعد از آن پدر و خواهر و برادر می باشند و همین طور بر اساس نزدیکی و قرابت خونی و رشته ای.
و: وصیت خاص به نیکی درباره زنان و برده ها و دستور اکید مبنی بر احسان با آنها:  در این مورد فرمود: از خداوند متعال در باره زنها بترسید، شما زنها را به امان از طرف خداوند گرفته اید و فرجهای آنان به کلمه ای ازطرف خدا (نکاح شرعی) برایتان حلال شده است .
و پس از آن بعضی از حقوق مدنی زن و شوهر را بیان کرد و فرمود: از حقوق مرد، بر همسرش این است که کسی را که شوهر دوست ندارد به خانه اش راه ندهد و اگر این کار را انجام داد، شوهر می تواند همسرش را تأدیب نماید .
و در روایت دیگری آمده است: آگاه باشید! با زنان به نیکویی برخورد نمائید؛ چرا که آنها در نزد شما مانند اسیر می باشند .
و در باره برده ها فرمود: برده هایتان، برده هایتان، از آن چیزی که میخورید برای آنها بدهید و به آنها لباسی بپوشانید که شما خود می پوشید، و اگر گناهی انجام دادند و شما نخواستید از آنها درگذرید، آنها را عذاب نکنید بلکه به فروش برسانید .
ز: تشویق بر اجتناب از اذیت دیگران، و ترک معصیت خدای متعال؛ چرا که فرمود: آیا مؤمن را برای شما معرفی ننمایم؟!  کسی است که مردم او را بر مالها و جانهای خویش امین بشمارند، مسلمان کسی است که مردم از زبان و دستش سلامت زندگی نمایند، و مجاهد شخصی است که در راه خداوند بر علیه نفس خود جهاد کند و مهاجر آن کسی است که گناه ها و خطاها را ترک نماید .
ح: تشویق آن حضرت برای صحابه که دین را طوریکه شنیده اند برای بقیه مردم نیز برسانند.
و همچنین آنها را از اینکه بر پیامبر خدا دروغ ببندند سخت بر حذر داشت؛ و در این مورد فرمود: شما من را دیدید و از من چیز هایی شنیدید و مردم از شما درباره من سوال خواهند نمود، پس کسی که بر من دروغ ببندد باید جایگاه خویش را در آتش جهنم آماده سازد .
و بالآخره اینکه ترغیب دادن صحابه کرام به تضرّع، مناجات و نیایش به حضور ربّ العزت جلّ جلاله، و در این مورد فرمود: خداوند متعال در هیچ روزی بیشتر از روز عرفه، بنده ها را از آتش جهنم آزاد نمی کند. و خداوند در این روز ( به آسمان دنیا)  نزدیک می شود (چنانکه شایسته او تعالی است بدون تشبیه و تمثیل)، به ملائکه خویش مباهات می کند و می فرماید: این ها (این انسان ها) چی می خواهند ؟!

خواننده نهایت محترم! رسول خدا  بهترین و پاکترین این امت یعنی صحابه کرام رضوان الله عنهم اجمعین را که شاگردان مکتب نبوّت و تربیت شدگان دامان پاک پیامبر بودند، را با اهتمام بیش از حد وعظ و نصیحت می فرماید، پس امروزه – که متأسفانه- عدّه زیادی از مسلمانان در جهل و بی سوادی بسر می برند، بدعت ها و رسومات را روش زندگی خویش قرار داده و از سنّت و اتباع آن دور شده اند، نیاز بیشتر دارند تا علمای کرام واجب دینی شان را ادا نموده، و مردم را ارشاد و رهنمایی نمایند تا گمشدگان بار دیگر راهشان را پیدا کنند و سنّت پیامبر گرامی اسلام را سرمشق زندگی خویش قرار دهند.

۴- توحید مصدر تلقی (فرماندهی واحد)
اسلام، خضوع و گردن نهادن تنها برای پروردگار لاشریک و فرمانبرداری از دستورات پیامبر او را برای پیروان خویش درس میدهد، خداوند متعال می فرماید:
﴿‏فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا‏﴾  (النساء: ۶۵).
«پس قسم به   پروردگار تو که ایشان مسلمان نباشند تا آنکه داور کنند تو را در اختلافی که میان ایشان واقع شد، باز در دلهای خویش تنگی از آنچه حکم فرمودی نیابند و کاملا گردن نهند».
و پیامبر بزرگوار اسلام می فرماید: هرگز ایمان نیاورده است یکی از شما، مگر اینکه خواهش نفس خویش را تابع آنچه که من آورده ام قرار دهد .
از امام شافعی رحمه الله علیه روایت شده است: اجماع امت اسلامی بر اینست که اگر کسی سنّت رسول خدا برای او واضح شد، جایز نیست که سنت رسول خدا را به قول شخص دیگری ترک نماید .
و حج مدرسه ایست که مسلمانان درآن درس انقیاد و تسلیم در برابر دستورات خدا و رسولش را فرا می گیرند، پیامبر خدا در این مدرسه اصحاب خویش را بر اتباع و فرمانبرداری تربیت کرد و اهمیت تأسی و اقتدا به سنت و رفتار پیامبر را در نفوس آنها غرس نمود.
در نتیجه تربیت سالم و اساسی پیامبر خدا مثالهای زیر را از زندگی صحابه کرام مشاهده می نمائیم:
الف: عمر فاروق رضی الله عنه به “حجر الاسود” نزدیک شده و آنرا می بوسد و پس از آن می فرماید: من خوب میدانم که تو سنگ هستی به کسی فایده و یا ضرری رسانده نمی توانی. و اگر من پیامبر خدا را ندیده بودم که تو را می بوسد، هرگز تورا نمی بوسیدم .
و فرمود: انجام دادن “رَمَلْ” و “اضطِباع ” چرا؟ در حالیکه خداوند متعال اسلام را ثابت ساخته و کفر و اهل آنرا از بین برده است! اما با وجود این، کاری را که در زمان رسول خدا انجام می دادیم ترک نمی کنیم .
و شخصی از ابن عمر رضی الله عنهما در باره ی استلام حجر الاسود سوال نمود. ابن عمر گفت: پیامبر را دیدم که حجرالاسود را در بغل گرفت و بوسید.
آن شخص گفت: اگر بیرو بار (شلوغ) زیاد بود و اگر مردم مرا زیردست و پا کردند، چکارکنم؟
ابن عمر گفت: اگر اگر را به “یمَن” بگذار، من رسول الله را دیدم که آن را در بغل گرفت و بوسید .
عبدالله ابن عباس، امیرمعاویه  را دید که همه ارکان کعبه را استلام می نماید (دست میکشد). برایش گفت: چرا این دو رکن (رکن عراقی و رکن شامی) را استلام می کنی در حالیکه رسول خدا آن دو را استلام نمی نمود؟! معاویه گفت: هیچ قسمتی از خانه کعبه مهجور نیست! ابن عباس گفت: ﴿لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ﴾   (الأحزاب: ۲۱) .
«به راستی پیامبر خدا برای شما سرمشق و الگوی نیک است».
معاویه گفت: راست گفتی  (و از قول خویش رجوع کرد).
طوری که ذکر نمودیم مثال های زیادی از تربیت رسول خدا  بر صحابه کرام به چشم میخورد که آن حضرت بر وحدت مصدر تلقّی و اتباع رسول تأکید فرموده است که در جاهای زیادی از صحابه می خواهد که بر نقش قدم او روان باشند و این حدیث را چند بار تکرار نمود: مناسک حج خود را از من یاد بگیرید، شاید پس از این در موسم حج من با شما نباشم .
ب: تشویق مردم در خطبه روز عرفه بر چنگ زدن به وحی الهی؛ چرا که وحی تنها راه جلو گیری از گمراهی و کجروی است و در این مورد فرمود: در بین شما چیزی را گذاشتم که اگر به آن چنگ بزنید، هرگز بعد از آن گمراه نخواهید شد: آن کتاب الله (قرآن کریم) است .
ج: بر حذر داشتن امّت از پیروی خواهشات نفس و بدعت گذاری در دین، چنانچه در”عرفات” در حالیکه بر شترش سوار بود مردم را از بدعت گذاری در دین بر حذر داشت .
د: تمرین عملی برای بعضی از صحابه در باره اعمال حج و چگونگی انجام دادن آنها و بر حذر داشتن صحابه از غلو در دین، چنانچه در حدیث ابن عباس آمده است: درصبح روز دهم ذوالحجّه پیامبر خدا در حالیکه بر ناقه خویش سوار بود، فرمود: برایم سنگ ریزه جمع کن. ابن عباس گفت: من برایش هفت سنگ ریزه جمع نمودم…و پس از آن مردم را از غلو در دین باز داشت و فرمود: غلو در دین امّت های پیش از شما را هلاک نموده است .
هـ: آن حضرت در هنگام رفت و آمد بین مشاعر مقدّسه، گاهی اسامه ابن زید(مشهور به حِبّ رسول الله) و گاهی پسر کاکای (پسر عموی) خویش فضل ابن عباس را با خود سوار می نمود تا از نزدیک با پیامبر باشند، مسایل را صحیح یاد گرفته و برای مردم برسانند.
از همین خاطر، صحابه وقتی که دیدند اسامه  از “عرفات” تا  “مزدلفه” پشت سر پیامبر سوار است، گفتند: دوست ما آنچه را که پیامبر انجام دهد برای ما خواهد گفت.
و آنگاه که مشاهده نمودند، رسول خدا فضل را از “مزدلفه” تا “منی” با خود سوار نمود، گفتند: آنچه را که رسول الله انجام دهد، فضل برای ما خواهد گفت .
و از بهترین مثالهای که تربیت صحابه کرام توسط رسول خدا و اتباع صحابه از آن حضرت را نشان می دهد، این است که رسول خدا در ابتدا برای صحابه اختیار داد، آنعده ای که به همراه خویش “هدی” نیاورده اند، می توانند بعد از ادای عمره خود را حلال کنند و حتّی با زنهای خویش نزدیکی نمایند، چنانکه ابن عباس رضی الله عنه می فرماید: …بعد از اینکه پیامبر نماز صبح را خواند، فرمود: کسی که با خود “هدی” نیاورده است اگر خواسته باشد می تواند بعد از عمره خود را حلال نماید  (و بعدا در روز هشتم برای حج دو باره احرام ببندد).
اما قبل از اسلام، مشرکان را عقیده بر این بود که عمره در ماههای حج روا نیست و این کار را از بدترین گناهها میدانستند .
در این وقت پیامبر متوجّه شد که بعضی از مردم هنوز از رسم و رواج های زمانه جاهلیت متأثر هستند و نمی خواهند که از احرام بیرون شوند (در حالی که بعضی ازصحابه کرام اظهار کرده بودند که شوق وافر به زنهای خویش پیدا کرده اند و می خواستند که از احرام بیرون شوند ).
رسول خدا با مشاهده این حالات، برصحابه کرام لازم گردانید که خود را حلال نمایند، تا باشد که رسم و رواج زمان جاهلیت که تا هنوز در ذهن بعضی از مردم باقی مانده است برای همیشه از بین برود و تنها دستورات خدا و رسول قابل اطاعت و فرمان برداری باشند…و صحابه کرام نیز اطاعت نمودند و وفاداری خویش را ثابت ساختند .
و امروزه مشاهده می شود که خرافات در بین پیروان اسلام زیاد شده است و مردم در موسم حج و یا غیر از آن مرتکب بدعتهای زیادی میشوند… و تنها راه بیرون شدن از بدعتها و اصلاح مجدد، رو آوردن به سنّت مطهر پیامبر گرامی اسلام است که در نتیجه رضای پروردگار و بهشت نصیب خواهد شد.
و در مقابل دوری از سنّت پیامبر و رو آوردن به بدعتها باعث هلاکت و داخل شدن به عذاب الهی است.
نبی مهربان می فرمایند: همه امت من وارد بهشت می شوند مگر کسی که خودش نخواهد.
گفتند: یا رسول الله! کیست که نمی خواهد به بهشت داخل شود؟ فرمودند: کسی که از من اطاعت نمود، داخل جنت شد و کسی که از من نافرمانی نمود، خودش نخواسته است که به جنت داخل شود .

۵- وحدت کلمه و دوری از فتنه و اختلاف
تحکیم وحدت ملی در بین مسلمانان و توحید صفوف آنها از مهمترین اهداف و مقاصد اسلام است.
نصوص زیادی در قرآن و سنت اهمیت این موضوع را برای مسلمان ها تذکر می دهد که متحد باشند و از اختلاف و افتراق اجتناب نمایند. خداوند متعال می فرماید:
﴿‏وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ‏﴾ (المؤمنون: ۵۲).
«و هر آئینه این است ملت شما، ملت یکتا و من پروردگار شمایم پس از من بترسید».
و در حدیث آمده است: مؤمن برای مؤمن همانند بنیان است، بخشی از آن بخش دیگر را محکم نگه می دارد .
و مراسم حج یکی از مهمترین مظاهر وحدت امّت اسلامی است چرا که در اثنای ادای این فریضه، اقشار مختلف از مسلمانان با زبانها و رنگهای مختلف از اطراف و اکناف عالم آمده و بخاطر هدف واحد جمع میشوند.
پیامبر نیز این فرصت را غنیمت شمرده، اهمیت حفظ وحدت را برای دوستان خویش بیان داشته است.
مثال های تأکید آن حضرت بر حفظ وحدت امّت اسلامی در موسم حج:
الف: مساوات در بین افراد امّت و اینکه فضیلت و برتری تنها برتقوی می باشد، جائیکه فرمود: پروردگارتان یکی می باشد و پدر شما یکی است، آگاه باشید! شخص عربی بر عجمی (غیرعرب)، و عجمی بر عربی فضیلت ندارد و نه هم سفید پوست بر سیاه پوست و نه سیاه پوست بر سفید پوست مگر به تقوی (خوف از خداوند).
ب: دستور آن حضرت به فرمان برداری و خیرخواهی برای ولاه امر(اولیای امور مسلمانها) تا وقتی که به قرآن کریم عمل نمایند، جائی که فرمود: اگرغلامی سیاه پوست بر شما حاکم مقرر شد، تا وقتی که به کتاب الله (قرآن کریم) عمل می نمود، سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید .
ج: نهی شدید آن حضرت از آنچه که سبب افتراق در دین و باعث فتنه در مجتمع اسلامی شود مانند ریختن خون مسلمانها، چنانکه بعد از اینکه از مردم خواست تا ساکت شوند، فرمود: پس از من کافر نشوید که بعضی از شما گردنهای بعضی دیگر را بزند .
پیامبر خدا با استفاده از این اجتماع عظیم برخی از مسایل عمومی و اجتماعی را برای مسلمانها بیان نمود، مثل نهی شدید از بی پروائی در برابر خون، مال و آبروی دیگران؛ چنانکه در هر سه خطبه (خطبه عرفات، خطبه روز عید و خطبه ایام تشریق)، حضرت پیامبر، صحابه کرام را مورد خطاب قرار داده و فرمود:
خونها، مالها و آبروهای شما در بین شما حرام است مانند حرمت این روز در این ماه و در این شهر شما .
و نهی از ظلم و گرفتن مال دیگران بدون رضایت آنها، جایی که فرمود: خبردار! ظلم نکنید (این جمله را سه بار تکرار نمود)، خوردن مال شخص مسلمان جایز نیست مگر با رضایت کامل آن شخص .
و مانند باز داشتن از وصیت برای وارث: و در این مورد فرمود: خداوند متعال حق هر صاحب حق را برایش معلوم کرده است، پس روا نیست که کسی برای وارثین (بیش از مقداری که شریعت برای آنها تعیین نموده) وصیت نماید .
و همچنین نهی از غیبت مسلمان و دست درازی به آبروی مؤمن: بطوری که وقتی از آن حضرت در باره تقدیم و تأخیر در اعمال روز نحر (روز عید قربان) سوال شد، فرمود: هیچ باکی ندارد، پروایی نیست مگر بر کسی که آبروی شخص مسلمان را بریزد، این حرج و هلاکت است .
و همین طور آن حضرت امّت خویش را از فتنه دجّال بر حذر داشت و فرمود: هیچ پیامبری نیامده مگر اینکه امت خود را از دجال ترسانده است، و پس از آن بعضی از نشانه های دجال را بیان نمود .

۶-  فرماندهی کامیاب
خداوند متعال، پیامبر خود را محبوبیت خاصی بخشیده بود، مهر و محبت آن حضرت در قلبها جای داشت و صحابه کرام که از اخلاق و رفتار آن حضرت نهایت متأثّر شده بودند، می خواستند که همیشه در خدمت آن جناب باشند.
به همین دلیل وقتی که رسول خدا اعلان حج نمود، بیش از یکصد هزارتن از مسلمانان به آرزوی اینکه از فیوضات و برکات نبوی مستفید شوند پروانه وار اطراف آن حضرت جمع شدند. هر کدام می خواست به او اقتدا کند، عمل آن حضرت را مشاهده کرده و مثل آن عمل نماید .
این سفر مبارک بر صحابه کرام رضوان الله عنهم اجمعین تأثیر عمیق بر جا گذاشت و در تزکیه نفوس آنها نقش مهم واساسی بازی نمود.
در این مبحث کوشش داریم تا جوانبی هر چند مختصر از بر خورد و روش عالی آن حضرت با مشارکین حجه الوداع خدمت خوانندگان ارائه نمائیم:
الف- اسوه حسنه: در قرآن کریم خداوند متعال کسانی را که به کاری امر می نمایند و خود آنرا انجام نمیدهند، مورد نکوهش قرار داده و می فرماید: ﴿‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ‏ *‏کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ‏(الصف: ۲-۳) .
«ای مسلمانان چرا می گویید آنچه انجام نمی دهید؟ بسیار ناپسندیده است نزدِ خدا آنکه بگویید چیزی را که نمی کنید!».

و شکّی نیست که اخلاق آن حضرت قرآن بود ، و هر گاه که امّت را به کاری امر می فرمود قبل از همه خودش آن کار را انجام می داد و اگر از چیزی نهی میکرد، خود قبل از همه آن چیز را ترک می نمود.
این اخلاق عالی و پسندیده پیامبر خدا  در مواقع زیادی از موسم حج بوضوح بنظر می رسد. بطور مثال:
در خطبه تاریخی حجه الوداع فرمود: آگاه باشید! تمام بقایای امور جاهلیت زیر پایم گذاشته شده است (هیچ ارزشی ندارد)، خونهای زمانه جاهلیت گذاشته شده است و اوّلین خونی را که هدر اعلان میکنم (از خون های ما است) خون پسر ربیعه ابن حارث است که در بنی سعد شیر می خورد و کسان‍ی از قبیله هذیل او را کشتند.
و سود زمان جاهلیت نیز گذاشته شده است و اولین سودی را که باطل اعلان می کنم، سود عباس ابن عبدالمطلب است .
و از آن جمله: وقتی که صحابه کرام را تشویق به نیکی، اطاعت از پروردگار و خضوع در مقابل ذات پاک الهی می نمود، خود آن حضرت از همه بیشتر به الله متعال نزدیکی جسته و در مقابل او تعالی تضرّع و کرنش نشان می داد .
و از آن جمله: و آنگاه که اصحاب خویش را تشویق به بی رغبتی در دنیا و تعلق به آخرت می نمود ، خود با وسایل سفری که کهنه بود حج می کرد و قطیفه ای(پتو یا شال) داشت که ارزش آن به چهار درهم نمی رسید .
و از آن جمله: وقتی که مردم را به آرامش و وقار در ادای “نُسُک” دعوت می نمود، خود با اطمینان تمام در حالی که سکون و آرامش کامل داشت از “مزدلفه” بطرف “منی ” حرکت نمود .
و از آن جمله: آنگاه که برای مردم بیان نمود که کم کردن موی و یا تراشیدن سر هر دو جایز است اما حلق (تراشیدن سر) فضیلت بیشتر دارد (و آن حضرت براکسانی که سرهای خود را تراشیدند دعای خیر نمود ) ، خود آن جناب سر مبارک خویش را تراشید .

خواننده گرامی! مهم این است که متوجّه باشیم پیامبر گرامی اسلام  خویش را قدوه و اسوه حسنه برای صحابه کرام قرارداده بود تا اعمال و حرکات او را دیده و عملا پیروی نمایند؛ چرا که پیامبرخدا برای کسانی که مسئول بالا کشیدن و توزیع آب بودند، فرمود: اگر ترس از این نمی بود که مردم بر سرِ کشیدن آب با شما منازعه کنند، من نیز با شما آب بالا می کشیدم .
یعنی اینکه صحابه اگر ببینند که من آب بالا می کشم این عمل را سنّت دانسته و به من اقتدا می کنند و هرکدام کوشش می نماید که آب بالا بکشد و شما را نمی گذارند تا به راحتی به وظیفه خویش ادامه دهید.
پس چه خوبست که دعوتگران امت اسلامی به پیامبربزرگ و امام خود اقتدا نمایند، خویشتن را قدوه حسنه و اسوه نیکو برای سایر برادران شان بگردانند… در امور خیر از همه جلو تر و از منهیات دور باشند.

ب- امر به معروف و نهی از منکر: امر نمودن به کارهای پسندیده و باز داشتن از کارهای بد، محور شریعت اسلامی و وظیفه اصلی پیامبران الهی و دعوتگران می باشد؛ که اگر این شعیره ترک شود جهالت و گمراهی به اوج خویش رسیده و اصلاح، دِینداری و همدردی کمرنگ می شود .
و اگر سامعین و مخاطبین قبول نکنند، باز هم وظیفه عالم و داعی اینست که پیغام حق را برساند و هدایت به دست پروردگار است، چانکه می فرماید:
﴿‏إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ‏﴾     (القصص: ۵۶) .
«(ای محمّد)! هر آئینه هر که را تو دوست می داری هدایت نمی نمایی و لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می نماید و او به راه یافتگان داناتر است».
و اگر به زندگی با برکت پیامبر خدا دقت و فکر نماییم، در میابیم که آن حضرت حیات خویش را به بیان کارهای پسندیده و تشویق به آن، و نهی از کارهای زشت و مغایر با کرامت انسانی و اخلاق اسلامی سپری نموده است.
طبیعی است که آن حضرت در موسم حج نیز بر همین منوال بوده بلکه فرصت را غنیمت شمرده و فریضه امر به معروف و نهی از منکر را با اهمیّت بیشتری برای صحابه و دوستان خویش بیان داشته است، که به ذکر چند مثال در اینجا اکتفا می کنیم:
۱- ابن عباس روایت می کند: پیامبر شنید که شخص‍ی در هنگام احرام بستن گفت: لبّیک از طرف “شُبرُمه” (گویا که می خواست از طرف شبرمه حج کند). آن حضرت سوال کرد: شبرمه کیست؟ شخص جواب داد که برادر من است.
پیامبر فرمود: آیا برای خود حج کرده ای؟! آن شخص جواب داد: نه! پیامبر برایش فرمود: اوّل از طرف خود حج ادا کرده و بعد از آن برای شُبرمه حج کن .
۲- خشم و غضب آن حضرت بر کسانی که قربانی همراه خویش نیاورده بودند و با وجود این هم نمی خواستند از احرام بدر آیند ، که برایشان فرمود: پس خود را حلال نمایید! (از احرام بیرون شوید)، صحابه کرام به سرعت اطاعت امر کرده و از احرام بیرون شدند .
۳- در اثنای طواف بیت الله الحرام شخصی را دید که دست شخص دیگری را با نخ (یا مشابه آن) به دست خویش بسته بود، پیامبر آن نخ را قطع نمود و برایش فرمود: از دستش بگیر .
۴- انکار عملی آن حضرت بر فضل ابن عباس آ نگاه که دختر جوانی از قبیله “خثعم” را نگاه میکرد، به طوریکه در حدیث ابن عباس  آمده است: فضل ابن عباس پشت سر پیامبر سوار بود (و فضل جوان خوش سیما، سفید پوست و با موهای جذّاب بود) که زنی از قبیله خثعم آمد و از پیامبر سوال می کرد، در این هنگام فضل به آن زن نگاه می کرد و او نیز فضل را زیر نظر داشت. پیامبر چهره فضل را بطرف دیگر گرداند…  .و در این عصر که جهل و نادانی در بین حجاج بیشتر شده است و اکثراًًًً ناخواسته و بدون اینکه نیت بدی داشته باشند در گناه و یا حرام واقع می شوند؛ بر علمای اسلام لازم است که با قدرت و شهامت هر چه بیشتر مسایل دینی را برای عوام بفهمانند. و چه خوبست برای فرد مؤمن در مسایلی که می داند و علم دارد، راهنمای برادر مسلمان خویش باشد.

ج- تواضع و فروتنی آن حضرت : تواضع از جمله صفت های بسیار پسندیده، و در حقیقت وقار، عزّت و کرامت برای آن شخص می باشد.
خداوند متعال بنده متواضع خویش را بلند برده و قدر و منزلت می بخشد.
در حدیث آمده است که پیامبر فرمود: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند او را بلند می برد  (منزلت و رفعت می دهد).
و همچنین پروردگار بزرگ، پیامبر خویش را به فروتنی امر می نماید و می فرماید:
﴿‏وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ‏)(الشعراء: ۲۱۵) .
«و پایین کن بال (محبت و مودت) خود را برای آنان که پیروی تو کردند از مسلمانان (یعنی تواضع کن)».
و پیامبر نیز دستور پروردگار خویش را اطاعت می فرماید، و در تواضع به جایی می رسد که هیچ یک از بندگان امکان رسیدن به آن مقام را ندارد.
آن حضرت کارهای شخصی اش را خود انجام می داد، برای اهل بیت و خانواده خویش خدمت می نمود، کفش و لباس خویش را می دوخت، بز خویش را بدست مبارک خود میدوشید، اسباب و کالای خویش را خود بدوش می کشید، اطفال را سلام می کرد و با آنها بازی می نمود و خلاصه اینکه از بقیه اصحاب خویش تمایز نداشت، سیاه و سفید و یا ثروتمند و فقیر اگر او را دعوت به مهمانی می نمود دعوت او را می پذیرفت .
و گاهی میشد که کنیز سیاه پوست خدمت آن حضرت آمده و هر جا که می خواست ایشان را با خود میبرد .
با و جود این همه، امّت را از غلو در باره شخصیت مبارک خویش سخت منع می فرمود که او را از مقامی که خداوند به او داده بالا تر نبرند، چنانکه فرمود:
در باره من غلو نکنید چنان که مسیحیان در باره عیسی علیه السلام غلو نمودند، من بنده خدا هستم و بگویید: بنده خدا و فرستاده خدا .
و در موسم حج نیز تواضع آن حضرت در مواضع متعدّد بوضوح به چشم می خورد:
۱- با اسباب و وسایل کهنه سفر و قطیفه ای که بیش از چهار درهم ارزش نداشت، حج کرده است .
۲- آن حضرت نمی خواست از بقیه مردم تمایز داشته باشد، و چون عباس ابن عبدالمطلب برایشان به طور خصوصی آب آورد، فرمود: من به این آب ضرورت ندارم از آبی که سایر مردم می نوشند برای من نیز بدهید .
۳- اسامه ابن زید را که غلام آزاد شده ای بود از”عرفه” تا “مزدلفه” به پشت سر خویش سوار نمود، در حالیکه همه مردم او را می دیدند  .
۴- برای زنی از عامه مسلمانها ایستاد و به سوالهای آن زن گوش فرا داده و بعد از آن پاسخ ارائه فرمود .
۵- هر یک از مسلمانها به راحتی می توانست که خدمت آن حضرت حاضر شده و مشکل خویش را مطرح کند و یا ملاقات نماید؛ بدون اینکه دروازه بان، حاجب و یا پهره دار وجود داشته باشد .
۶- آن حضرت در روز قربانی شصت و سه شتر با دست مبارک خویش قربانی نمود این کار را برای خویش مشکل و یا کسر شأن ندانست، با وجود اینکه می توانست از طرف خود نائب بگیرد .
و خلاصه کلام این که با تواضع و مهربانی، رسول خدا دلهای مردم را بسوی خویش جلب نمود به طوریکه همه به او عشق می ورزیدند و حاضر بودند خویشتن را فدای آن حضرت نمایند…
و همین طور شایسته است که طلبه علم و داعیان راه حق با تأسی از پیامبر بزرگوار خویش در مقابل مسلمانان و خصوصا سالخوردگان، زنان و اطفال تواضع و مهربانی نشان داده، مساعد و معاون آنان باشند تا اعتماد حجّاج و زایرین را جلب نمایند که در نتیجه رضای خداوند را بدست بیاورند و دعوت شان مورد قبول واقع گردد.

د- رحمه للعالمین : جای هیچگونه شک و شبهه ای نیست که اسلام دین رحمت بوده و شریعت اسلامی مبنی بر شفقت و عاطفه است و حضرت محمد نیز از طرف خداوند بزرگ رحمت فرستاده شده است.
خداوند متعال می فرماید:
﴿‏وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ‏﴾  (الأنبیاء: ۱۰۷)
«و تو را جز مایه مهربانی برای جهانیان نفرستاده ایم».
آن حضرت  می فرماید: من محمّد هستم … من پیامبر توبه و پیامبر رحمت می باشم .
پیامبر بزرگوار اسلام در طول زندگی مبارک خویش برای مردم رئوف و رحیم بود.      روایات زیادی از صحابۀ کرام آمده است که شمول رحمت آن جناب و شفقت و مهربانی اش را وصف می کنند .
و در حج مثال های زیادی است که رحمت آن حضرت را به نمایش می گذارد:
۱- دستور اکید آن حضرت به آن عده از صحابه که “هدی” با خود همراه نداشتند بر اینکه خود را حلال نمایند  که در نتیجه همبستری با زنان، پوشیدن لباس و استعمال خوشبوئی را برای آنها نوید می داد؛ پیامبر خدا این دستور را از روی رحمت و شفقت که بر صحابۀ خویش داشت صادر نمود.
۲- جمع بین نمازهای ظهر و عصر در “عرفات “، و تأخیر نماز مغرب تا وقت رسیدن به “مزدلفه”، تا حجاج دچار مشقت وسختی نشوند .
۳- آن حضرت برای ضعیفان و سالخوردگان اجازه داد شب هنگام پیش از بقیه مردم از ” مزدلفه” خارج شوند تا به ” مِنی” زود تر رسیده و اعمال روز نحر (روز دهم) را قبل از ازدحام و هجوم حجاج انجام دهند .
۴- آسان گیری با حجاج در تأخیر و تقدیم اعمال روز دهم (عید قربان) که در جواب سوال آنها می فرمود: «افعل و لاحرج» یعنی انجام بده و هیچ باکی ندارد .
۵- آن حضرت برای آنعدّه از اصحاب که در مکّه کارهای ضروری داشتند (و از آن جمله برای عباس رضی الله عنه که وظیفه سقایه الحاج را به عهده داشت) اجازه داد تا شبهای “مِنی” را در مکه بخوابند . و برای ساربانان (شترچرانان) اجازه داد که رمی دو روزِ بعد از روز نحر را در یک روز بزنند .
۶- رسول خدا برای کسانی که حج بر آنها فرض شده بود و خودشان نمی توانستند حج انجام دهند ، اجازه داد تا اشخاص دیگری به نیابت از آنها حج نمایند .
۷- گاهی وقت آن حضرت بخاطر شفقت و رحمت بر مردم فعل افضل را ترک نموده و به قدر جایز اکتفا می نمود؛ بطور مثال : “طواف” و “سعی” را سواره انجام داد در حالیکه مشی (با پای رفتن) بهتر است و این عمل را بخاطر این انجام داد که صحابه کرام آن حضرت را ببینند و مسایل خویش را به راحتی استفسار نمایند .
۸- مهربانی و شفقت خاص برای مریضها و عیادت آنها و دستورآن حضرت که آنچه برایشان آسان تر است همان را انجام دهند .
پس کسی که می خواهد مورد رحمت پروردگار قرار گیرد، در مراسم حج که موقع نزول رحمت و برکات خداوندی است، ضعیفان، مریضها و سالخوردگان را مورد عنایت و شفقت خویش قرار دهد.
پیامبر بزرگوار اسلام  می فرماید: کسی که رحم نکند مورد رحمت قرار نمی گیرد .
و می فرماید: رحمت و شفقت برداشته نمی شود مگر از بدبخت.
هـ- احسان و نیکی با مردم : آنگاه که نفس انسانی در مقابل دنیا و زینتهای آن زهد و از خود گذشتگی نشان دهد، نیکی و احسان با مردم برایش آسان شده و عادی بنظر می رسد.
خداوند بزرگ می فرماید:(ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ﴾  (فُصلت: ۳۴).
«به شیوه ای که بهتر است پاسخ بدِه پس ناگاه آن کس که میان تو و میان وی دشمنی است گویا وی دوست صمیمی است».
طوری که از آیه کریمه به صراحت دانسته می شود احسان نمودن با مردم می تواند دشمنی را به دوستی تبدیل نموده و احیانا اگر کدورت و ناراحتی وجود داشته باشد، محبّت و مودّت را جاگزین آن سازد.
و اگر در زندگی پیامبر خدا دقت نماییم، در میابیم که از یک طرف در کمال زهد و بی رغبتی در امور دنیا زندگی گذرانده؛ چنانچه روز ها می گذشت و در خانه آن حضرت آتش روشن نمی شد و غذای آن حضرت و اهل بیتش آب و خرما بود   و از جانب دیگرسخاوتمندترین انسانی بود که تاریخ بیاد دارد  و طوری عطا و بخشش می نمود مثل کسی که اصلا از فقر نترسد . و می فرمود:
اگر به اندازه کوه «اُحد» مال می داشتم، دوست داشتم که قبل از این که سه روز بگذرد همه را در راه خدا انفاق نمایم، مگر مقداری که برای قرض نگه دارم .
و در موسم حج احسان آن حضرت با امّت به اوج خویش می رسد،  به طوریکه در هر لحظه احسان و نیکی پیامبر خدا مبرهن است.
بطور مثال چند نمونه را در اینجا ذکر می کنیم:
۱- یک روز کامل در “ذوالحلیفه” (میقات اهل مدینه) انتظار می نماید تا هر که اراده حج دارد به آن حضرت بپیوندد .
۲- در روز نحر (روز عید قربان) صد شتر قربانی کرد و گوشت و پوست همه را در بین مستمندان تقسیم نمود  و به علاوه از آن در جاهای متعدّد صدقه تقسیم نمود .
۳- احسان خاص با “اسامه ابن زید” و “فضل ابن عباس” که آنها را در اثنای تنقّل بین “عرفه”، “مزدلفه” و “مِنی” پشت سر خویش سوار نمود .
۴- وصیت و سفارش خاص در خطبه ها در مورد ضعیفان  و تعلیم و تربیت آنها و رفق با ایشان .
۵- حرص آن حضرت بر نجات امت و قبول طاعت و عبادت آنها به درگاه الهی، و آن گاه که یکی از اصحاب از آن حضرت دعا خواست برای کافه امت مسلمان دعا فرمود: خداوند همه شما را بیامرزد .
۶- حرص آن حضرت که اصحاب خویش را از فتنه و مواضع تهمت دور نگه دارد، بطورمثال:
دو تن از صحابه کرام نماز را در کاروانهای خود خوانده و بعدا به مسجد “خِیف” آمدند و پیامبر خدا با صحابه کرام نماز جماعت را ادا می نمودند و آن دو صحابی به گوشه مسجد نشستند و در جماعت شرکت نکردند، بعد از نماز پیامبر خدا به آنها گفت: این کار را نکنید اگر نماز را خوانده بودید و به مسجد آمدید و مشاهده نمودید که جماعت بر پا است، با جماعت نماز بگذارید، این نماز برای شما نفل بشمار می رود .
۷- حرص شدید آن حضرت بر اینکه همه صحابه کرام ومشارکین مراسم حج خطبه ها و سخنرانی های آن حضرت را بطور احسن درک کنند و آن حضرت دین را برای آنها بطور کامل برساند .
پس اگر کسی خواستار رضای الهی و بدست آوردن فضل پروردگار است، به اخلاق و کردار رسول خدا این اسوه حسنه اقتدا نماید و آنچه از علم، مال و ثروت دارد از نیاز مندان  باز ندارد.
خداوند بزرگ می فرماید:
﴿وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ) (البقره: ۱۹۵) .
«و نیکو کاری کنید هر آئینه خدا نیکوکاران را دوست می دارد».

و- صبر و شکیبائی
صبر: زادِ راه متقیان، توشه دعوتگران، دروازه کامیابی و از بهترین اعمال خیر است که بدون از آن به فتح و ظفر نمی توان رسید، امامت بغیر از آن به دست نیامده و قیادت امکان پذیر نیست، و بزرگان امت این امر را بخوبی درک نموده بودند.
عمر فاروق می فرماید: بهترین زندگی خویش را به صبر یافتیم .
و علی  فرموده است: صبر، سواری است که هرگز به زمین نمی خورد .
پیامبر خدا در موسم حج قبل از همه بنده مطیع و فرمان بردار بود و کوشش می نمود که در حین ادای نسک کمال تذلّل و انکسار را در مقابل پروردگار خویش به نمایش بگذارد … و در عین حال آن حضرت قاید، سردار و رهبر اجتماع اسلامی و مسئول وحدت و رمز یک پارچگی آنان بود …به طوری که وظیفه تعلیم و ارشاد آن توده های عظیم انسانی از رنگها و زبانهای مختلف را بعهده داشت …و به علاوه آن ادای مناسک حج درآن زمان که امکانات و رفاه امروزی وجود نداشت خالی از مشکلات نبود، خصوصا اینکه مسئولیت سرپرستی نُه همسر پیامبر همراه با ضعیفان فامیل نیز بر عهده آن حضرت بود.
و با وجود همه این مشکلات تعداد مشارکین مراسم حج زیاد بوده  و آنها از اقوام، شهرها و قبایل مختلف بودند که سالهای متمادی با هم رزمیده اند، و تعداد زیادی از آنها تازه اسلام را قبول کرده بودند و هنوز روح اسلام درآنها خوب راسخ نشده بود… وقتی که همه این حالات را با هم تصوّر نمائیم، در میابیم که صبر آن حضرت چقدر زیاد بوده است و چه اندازه مشقّت و سختی تحمّل نمود تا مراسم حج به آرامی و موفّقیت سپری شد و تا ابد درس وحدت و شفقت، صبر و از خود گذشتگی، ایثار و مهربانی و تعلیم تعلّم را برای مسلمانان به یادگار گذاشت.

ز- رفق و نرمی
نصوص زیادی در قرآن وسنّت وجود دارد که رفق و اهمیت آن را در زندگی مسلمان، برای ما بیان می دارد.
پیامبر بزرگوار اسلام  می فرماید: هر امری که رفق در آن باشد، آن امر را زینت می بخشد و از هر کاری که رفق برداشته شد آن کار زشت (بی برکت) می شود .
و می فرماید: کسی که از رفق محروم شد از همه خیر محروم شده است .
رفق و نرمی در کارها، علامت دانائی و نشانه حکمت شخص است که محبّت و دوستی را زیاد نموده و در زندگی نتایج بسیار مثبتی به بار می آورد.
خداوند متعال رفق و نرمی پیامبر خویش را چنین توصیف می کند:(‏فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ﴾  (آل عمران: ۱۵۹) .
«پس به سبب مهربانی از خدا برای ایشان نرم شدی و اگر درشت خوی سخت دل می بودی از دور و بر تو پراکنده می شدند پس در گذر از ایشان و برای ایشان آمرزش خواه و با ایشان در این کار مشورت کن» .
در احادیث متعدّدی از کتب حدیث، تعداد زیادی از صحابه کرام رفق و نرمی آن حضرت را بیان می کنند .
و این صفت بزرگ پیامبر در حج بیشتر متجلّی می شود، که چند واقعه را بطور مثال را ذکر می نماییم:
۱- آن حضرت  یکی از اصحاب را مشاهده نمودند که افسار شتر قربانی را به دست گرفته و شتر را بدنبال خویش می کشاند.
پیامبر  فرمودند: شتر را سوار شو، صحابی گفت: این شتر برای قربانی است. پیامبر بار دوم برایش گفتند، و او نیز همان گفته خود را تکرار نمود و بالاخره در دفعه سوّم برایش گفتند: وای بر تو شتر را سوار شو .
۲- در هنگام “رمی جمرات” فرمودند: ای مردم! یکدیگر را نکشید و نه به یکدیگر آزار و اذیت برسانید  .
۳- آن حضرت  صحابه را تشویق نمود که بعد از ادای مناسک حج هر چه زودتر به خانه های خویش برگردند و این یک نوع احسان و رفق با آنها بود چرا که سفر قطعه ای از عذاب می باشد و فرمود: وقتی که یکی از شما حج خویش را ادا نمود، هر چه زودتر بسوی اهل خود برگردد که ثواب بیشتری دارد .

و شما ای برادر عزیز! که مسئولیت عظیم دعوت را بدوش داری، توجّه داشته باش! که تعداد زیادی از حجاج محترم مناسک حج را بدرستی نمی توانند بجا بیاورند و شدیداً احتیاج دارند تا کسی در تعلیم، توجیه، نصیحت و سرپرستی آنها از رفق و نرمی کار گرفته و مسایل را بخوبی به آنها بفهماند. پس با حجاج همچون برادر مهربان، معلم مشفق و دوست صمیمی بر خورد نموده و از سختی و درشتی در صحبت و غضب اجتناب نما، و آسان ترین و بهترین را برای آنها انتخاب کن.

منبع: با پیامبر در حج / مؤلف: سید جمال الدین هروی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + پانزده =