از گذشته ها باید گذشت/ بخش دوم

28377666 - از گذشته ها باید گذشت/ بخش دوم

نویسنده: دکتر محمد عماره
برگردان : سمیع الله داعی

(نگرشی بر عقلگرایی اسلامی)

تاریخ برای نخستین بار شاهد این امر شده بود که فلسفه و جریان عقل‌گرایی شبیه سلاح برانی شده است که در دست نیرومند و پر توان دین و باورهای دینی، در میدان مبارزه قرار گرفته و دگر اندیشان را به چالش می‌کشد، از همین بابت برای فیلسوفان مسلمانی که در این مورد قلم و قدم زدن تاریخ اسلامی جایگاه ویژه‌ای قایل شده است که در نشر مفاهیم اندیشه اسلامی در شهرهایی که بنیه‌های فکری آنها با میراث فلسفی – میتافزیک – یونانی پیوند خورده بود و حتا در استدلالات منطقی و گفت و شنودهای مناقشه برانگیزشان از آن استمداد می جستند، کار و فعالیت کرده بودند.

جریان عقلگرایی اسلامی با چنان عظمت و قدرتی وارد مباحث تیوریک تمدن اسلامی گردید که اندیشمندان غربی انگشت گزیدن و به تعجب فرو رفتن که – چگونه به این راحتی میان داشته های دینی و انبان های عقل سرکش جمع صورت گرفت – به همین منظور ” الفرید جیوم ” می‌گوید: «حرکت اعتزالی در درون مکتب اسلامی چنان پر انرژی جلوه گر شد که پایه های علم کلام را بر اصول اساسی فلسفه استوار کرد و در آن از اساسات علم منطق بهره جست در حالی که خاکه های اندیشه دینی خود را نیز در میان این جریان جابجا کرده بودن و از آن اندکی عقب نشینی نکرده بودند»

طرح و پروژه فیلسوفان اسلامی دقیقا در جهت مخالف تفکر مسیحی و تمدن مغرب زمین در حال حرکت بود در حالی که داشته های فلسفی مغرب زمین در جلو عقل زانو زده و در مصاف و دشمنی با نقل قرار گرفته بود .

بنا به گفته ” قدیس آنسلم ” ( ۱۰۳۳-۱۱۰۹) « در نزد ما مومن به کسی اطلاق می‌شود که بدون هیچ نوع سنجش عقلانی ایمان از قلب او سرچشمه بگیرد و دستگاه تفکر او در صحت و سقم ایمانش دخالت نداشته باشد»

در حالیکه سنجش عقلی در دستگاه فکری معتزله – نمونه ی از مکتب فلسفه اسلامی – برای درک مفاهیم ایمان از اولویات به حساب می آمد؛ چون نگرش عقلانی بر پدیده ها خودش هموار کننده راهیست که در آن معرفت خدای جهان و ایمان متقن به او را به ما نشان می‌دهد.

حقیقتا در غوطه ور شدن در بحر عقل و عقلگرایی است که ایمان به وحی، کتاب های آسمانی، پیامبران و رسالت آنها معنی پیدا می‌کند. از همین جهت است که معتزلیان به “عقل” این همه اعتماد کرده اند و با او مهر ورزی می‌کنند و آن را در کنار کتاب خدا، سنت پیامبر و اجماع قاطبه امت اسلامی قرار داده اند.

حتا در پاره ی از موارد تقدم او را بر نقل نیز یاد آور شده اند – البته مقدم میشمارند ولی افضل نمی پندارن- چون بر تقدم ترتیبی او بر نقل باورمند هستند و می‌گویند: که عقل مقدم‌تر از نقل می‌باشد مبنی بر اینکه حسن و قبح چیزی نیست جز مقولات عقلی (حسن و قبح در دیدگاه‌های کلامی مکتب اعتزال رنگ عقلانی دارند و جز پدیده های عقلانی به حساب می آید. در حالی که مکتب کلامی اشعری این دو پدیده را شرعی قلمداد می‌کنند – مترجم- ) و مفهوم آن به خوبی درک نمی‌شود مگر به اساس عقل ممیز، آنچه که در کتاب خداوند به عنوان حجت لامع و قاطع ذکر شده است فهم آن منوط به سالم بودن عقلی آدمیست؛ داستان اجماع و سنت نیز همین گونه است.

اغلبا تفکر غالب بر ما این چنین القا می‌کند که وقتی عقل موضوعی را به اثبات می‌رساند پس از لحاظ تقسیم بندی منطقی آن را در رده اخیر بعد از کتاب، سنت و اجماع قرار دهیم. در حالی که در واقع این چنین نیست، الله متعال در قرآن افرادی را مخاطب قرار داده است که دارای قوه عقلانی باشند. عقل تشخیص می‌دهد که کتاب خداوند و سایر منابع دست اول به عنوان برهان درخشنده ی در دل مکتب اسلامی وجود دارند.

هنگامی که از این منظر به عقلگرایی اسلامی نظر بیندازیم او را اصیلتر از نقل می‌یابیم.

سخن نیکو و خلاصه حرف من اینست که حجیت کتاب و سنت منوط به عقل سالم است و از این بابت عقل در رده اول قرار می گیرد حتا در مسئله اجماع وقتی از پیامبر صلی الله نقل شده است که :

– پیروان راستین من به امر ناپسندی اتفاق نمی کنند.( حدیث ابن ماجه )

در محل دیگری گفته است :

-شما خویش را ملزم جماعت بدانید. (بخاری،مسلم،ترمذی و ابن ماجه )

تمام موارد فوق بر این امر تاکید می‌کنند که اجماع نیز پدیده ی است که فهم آن به عقل و گرایش های عقلانی پیوند خورده است.

هنگامی که مسئله تقدم و اعتماد بر عقل مطرح می‌شود به این منظور نیست که در شأن و مقام نقل گستاخی صورت بگیرد و از ارزش آن چیزی کاسته شود، حقیقتا با اعتماد بر عقل پیوند ناگسستنی و همسویی میان این دو منبع ایجاد می‌شود که خود نوعی ارج گذاری به این دو مفهوم گران ارج را به نمایش می‌گذارد.

بیان مطالب فوق به باورمند بودن فیلسوفان اسلامی به تک منبعی بودن در معرفت شناختی نمی انجامد، آنها عقل را به عنوان ابزاری استفاده میکنند که توسط او در فهم اصول شرعی سهل و گشایش معرفتی به وجود آید طوری که قول ” ماوردی ” ( ۳۶۴- ۴۵۰ ) نیز موید این روش بوده میتواند « ابزاری که توسط آن به معرفت دست میابیم به دو گونه تقسیم می‌شوند ۱- فهم حس که عقلگرایی نیز گویندش،به علت اینکه براهین عقلی؛ اصلی از اصول معرفت شناختی بحساب می آیند،چون فهم اصول شرعی وابسته به درک اصول عقلانی است پس عقل را مادر اصول نیز گفته میتوانیم. ۲- شناخت زبان عربی است، به این منظور که در منقولات از جایگاه ویژه ی برخوردار است»

این‌چنین و با همین رویکرد جریان عقلگرایی اسلامی تمام افکار وارداتی را با سنجش ” وسطیت ” دور خود جمع کرد و میان تفکرات گونه گون تلفیق و همسویی به وجود آورد در حالیکه در میان این اندیشه‌ها در مکاتب دیگر امکان تداخل و همزیستی متصور نبود چه برسد به اینکه همنوایی خود را اعلام کنند!!

در کنار تمام مباحث فوق دانشمندان اسلامی تابوی قدرتمندی در علوم تیوری و تجربی زمان خود شان به حساب می آمدن مع الوصفی که چون و چند های علمی زیادی بر مباحث الهیات و میتافزیک داشتند از بهره جستن به مسایل بیولوژی و علوم تجربی نیز غافل نماندند.

بسیاری از این رادمردان در علوم تجربی از کم نظیرترین دانشمندان زمان خود دست کم نداشتند و در این مورد حرف های ناگفته ی نیز وجود دارد، تبحر و آگاهی آنها در علوم تجربی هیچگاهی آنها را از قافله روزه دارن و مخلصین نیانداخته بود و پیهم در پی اجتهاد و جهاد ، نیکی و حج گام بر میداشتن. « بحق که ایشان مصداق واقعی این جمله قرار گرفته بودن: عبادت گذاران شب و مجاهدین روز – مترجم – »
ادامه دارد…

/

  • برچسب ها
  • * سردبیر دوهفته نامه دنیای جوان * نویسنده * استاد دانشگاه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    20 − هفت =