اسلام، علوم دانشگاهی و تحصیلات عالیه دختران

7373782 - اسلام، علوم دانشگاهی و تحصیلات عالیه دختران

نویسنده: امیرحمزه نورزهی

مغایرت اسلام با علوم دانشگاهی و تحصیلات عالیه دختران، گرچه واقعیت ندارد و اسلام هرگز مهر تأیید بر آن نزده است به سه علت عمده در اذهان ترسیم گردیده است.

۱ـ تحت تأثیر قرار گرفتن نوع برخوردی که کلیسا در پایان قرون وسطی با متکبران، نوآوران و مخترعان داشت و رفتاری که در برابر یافته‎های علمی دانشمندان اعمال می‎کرد. ارتودوکس‎ها (ارتدکس‎ها) در مسیحیت با حرف نوین ویافته‎های علمی مخالفت می‎کردند که نهایتاَ منجر به تفرقه و جدائی این دو قشر جامعه گردید، این اختلاف به قدری شدت یافت که ارتودوکس‎ها علیه روشنفکران فتوای کفر صادر کردند، شدیدترین مجازاتها را علیه آنان روا داشتند. کوم شدن گالیله بخاطر نظر به کروی بودن زمین و گردش زمین بر دور خورشید حلقه‎ای از همین زنجیره بود. این تصویر از مذهب که منشأ آن مخالفت کلیسا با علم و یافته‎های علمی بود در اروپا و در جهان مسیحیت محدود نمی‏‌شد، بلکه در اثر گسترش ارتباطات و برخی دلائل دیگر بر جهان اسلام نیز سرایت کرد. پژوهشگران مسلمان که از کیان و ماهیت اسلام آگاهی نداشتند، اسلام را مانند مسیحیت، مذهبی خشک، تاریک و محدود در مسائل و امور شخصی می‎پنداشتند، از طرف دیگر جمعی از مسلمانان نیز بر اثر جاهلیت و تحجر، همان نقش ارتودوکس‎ها را در برابر اختراعات، نوآوری‎ها و یافته‏‌های نوین بازی می‏‌کردند و هر پدیده‎ی علمی را با دیده بیگانه در برابر اسلام می‎نگریستند.

۲ـ عدم آگاهی از ماهیت و ارزش‌های اسلامی و تصور اینکه اسلام عبارت است از نوعی اندیشه‎های خشک، متحجرانه اخلاقی و تعبدی محض که دایره عملش محدود به مسائل شخصی و فردی است.

۳ـ اشتباه گرفتن اسلام با رفتار برخی از مسلمانان به ویژه رفتار کسانی که سر تا پایشان غرق خرافات و بدعات هستند و بجای پیروی از سنت‎های رسول اکرم صلی‎الله علیه وسلم از رسوم و سنت‎های من درآوردی پیروی می‎کنند و در عین حال خود را نمایندگان تام الاختیار و نماد بارز اسلام جلوه می‎دهند و بخش عظیمی از دیگر مسلمانان را نیز در دام خود گرفتار نموده، دین و دنیایشان را به غارت می‎برند و بجای اینکه عاشق دین باشند کاسب دین هستند. هر اندیشه ناب را کلنگ و تیشه علیه خود تصور می‎کنند. این چنین افرادی، با چنین اندیشه‎هایی در هر جامعه‎ای که باشد مانعی برای پیشرفت، ترقی و ارتقاء سطح علمی بوده و سد بزرگی برای پرداختن به تحصیلات دانشگاهی بشمار می‎آیند.

بهرحال، اندیشه و ذهنیت مخالفت و مغایرت اسلام با علوم دانشگاهی و یافته‎های علمی و تحصیلات عالیه دختران معلول این علت‎هاست.

کسب علم حق مسلم زن

از جمله مسائل و مواردی که ذکر آن را الزامی دیدم این است که خطاب به بانوان عفیف، پاکدامن و سخت کوش جامعه اسلامی عرض نمایم که کسب علم در شاخه‎های مختلف حق مسلم شماست و هیچ کس و یا هیچ نهادی نمی‎تواند شما را بدون دلیل و یا حکم شرعی از کسب علم باز دارد. زیرا که اسلام این اجازه را برای شما عنایت فرموده است. اسلامی که با ظهورش زن را که هیج ارزش و جایگاهی در کره‎ی خاکی نداشت عزت و شرف عطا کرد و او را در یکی از بزرگترین نعمت های الهی که علم باشد سهیم نمود.

پس ای خواهر مسلمان این را بدان که جواز کسب تو را برای تحصیل علم اسلام امضا نموده است نه گروهک‌ها و یا نمادهای لادینی در جهان کنونی که ادعای رواج چرخه تعلیم زنان را در سطح جهان دارند چنانچه نقاب از چهره شوم و مکارشان برداشته شود اعمال ننگینشان آنان را رسوای عالم خواهد نمود.

فرانسه که خود را مدعی اعلان حمایت از حقوق بشر می‎پندارد، تا اواخر سال ۱۸۶۱ م. هیچ ارزش و جایگاهی برای تعلیم زن قائل نبود. اما زنان برای دفاع از حق خویش عقب نشینی نکردند تا اینکه یکی از آنان موفق به کسب مدرک متوسطه و ورودی دانشگاه شد اما هنگامیکه برای ورود به دانشگاه اقدام نمود با برخورد شدید مسئولین امر زمان مواجه گشت و این درحالیست که جایگاه تعلیم زن در اسلام از همان بدو ظهور اسلام به رسمیت شمرده شد و تا کنون نیز ادامه دارد.

اهمیت تعلیم زن و وسعت دامنه این تعلیم

کسب علم برای زن در درجه خاصی مقرر نگردیده است بلکه می‎تواند تا اعلی درجات یک یا چند فن به کسب علم بپردازد زیرا که علم و محصل آن نزد الله جل جلاله و رسولش از اهمیت ویژه‎ای برخوردار است چنانچه الله می‎فرماید: «یرفع الله الّذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات» (خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و بهره از علم دارند، درجات بزرگی می‎بخشد) که نشانگر عظمت علماست، در هر زمینه‎ای که باشد و هر کس که باشد، چه مرد و چه زن. و رسول صلی‎الله علیه وسلم نیز می‎فرمایند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» (کسب علم فریضه‎ای است که بر عهده‎ی هر مسلمانی (زن و مرد) نهاده شده است). همچنین بررسی سیرت نبوی صلی‎الله علیه وسلم خود حاکی از حضور زنان مسلمان در میادین تعلیم و تعلّم می‎باشد.  چنانچه در زندگانی آنحضرت صلی‎الله علیه وسلم مشاهده می‎کنیم که روزی ازواج مطهرات و جمعی از زنان صحابه خدمت آنحضرت صلی‎الله علیه وسلم رسیدند و عرض کردند: شما همواره مشغول تعلیم مردان هستید و در این خصوص ما زنان از آن محرومیم، لذا تقاضا داریم که روزی را برای تعلیم ما نیز اختصاص داده وما را از نصایح سودمند خویش مستفید گردانید. نهایتا با استقبال نبی پاک مواجه گردیدند و از آن روز به بعد روزی برای تعلیم زنان معین گردید. شاهد عینی دیگر صفحات تاریخ است که زندگانی زنان عالم و مجتهد بسیاری را در سینه خود گنجانده است و به آن افتخار می‎ورزد. از مفسرین و محدّثین و فقهاء گرفته تا شعراء و معلمان و مربیان و… و از نمونه‎های بارز آن می‎توان ام المؤمنین حضرت عایشه صدیقه رضی‏الله عنها را نام برد.

فقهاء و مجتهدان در خصوص علم برای زن آن را بر حسب اولویت به دو دسته تقسیم کرده‎اند. دسته اول علوم شرعی هستند که آگاهی آن تا اندازه‎ای بر هر زن مسلمان الزامی است، مثل احکام مربوط به مسائل زنانه که از آن آگاه بوده و همواره بعد نسل‌های بعد نیز منتقل نمایند، چنانچه امهات المومنین این وظیفه را در صدر اسلام بر عهده داشتند.

دسته دوم علومی چون طب و صناعی مثل گل دوزی و خیاطی و… است که برای ادامه و حیات بشری فرض کفائی است که بر عهده مسلمانان اعم از زن و مرد نهاده شده است. بنابر همین قول نتیجه می‎گیریم، زنی که قادر بر کسب علم باشد تعلیم آنچه که برای خودش و دیگران ضروری است فرض کفائی بر عهده اوست. در این باره، علم طب را می‎توان مثال زد که وجود پزشکان و متخصصان زن در شاخه‎های مختلف پزشکی خصوصاً مسائل زنانه الزامی است، زیرا چنانچه که مستحضرید مراجعه زن نزد پزشک کاملا مستلزم کشف عورت است که این خلاف شأن و شوکت یک بانوی مسلمان است. لذا خدمت آن دسته از پدرانی که دخترانشان را از تحصیل در رشته‎هایی چون پزشکی منع می‎کنند عرض نمائیم که اگر حاضرید دختران و همسرانتان تحت مداوای یک عده پزشک مرد که معلوم نیست چه شخصیتی دارند و از کجایند، قرار گیرند، دخترانتان را از ادامه تحصیل منع کنید وگرنه یقین کنید که وجود متخصصان زن در جامعه الزامی است.

همچنین در مورد کسب علم باید گفت که میدان و حصار تحصیل نه تنها محدود نیست بلکه یک زن تحت احکام و مضامین شرعی، می‎تواند شخصا علم را از دیگران طلب کند چنانچه که زنان صحابه نزد آنحضرت برای کسب علم زانوی تلمذ زدند.

همچنین در مورد سفر زن برای کسب علم چارچوب و معادله در نظر گرفته شده که در ذیل ذکر می‎گردد:

۱ـ در رأس این شروط اینکه سفرش بنابر ضرورت نیازهای شرعی و یا مصلحت شرعی باشد.
۲ـ نبودن کسی که زنان از او کسب علم نمایند، چه زن باشد و چه مرد.
۳ـ امکان دعوت از خبرگان و متخصصان علوم و فنون مختلف از دیگر بلاد ممکن نباشد.
۴ـ پس از یافت شدن شرایط مذکور وجود همراه یا محرمی که در سفر همراهش باشد الزامی است.

اسلام و تحصیلات عالیه دختران

اگر می‎پذیریم که علوم معاصر و دانشگاهی با علوم و معارف اسلامی از این بابت که هردوی آن موهبت الهی هستند، تفاوتی ندارند و منشأ دینی و قرآنی دارند و می‎پذیریم که قصه قدیم و جدید، حدیث کوتاه نظران و کوتاه فکران است و از سوی دیگر می‎پذیریم که اسلام برای زنان همان ارزش را قائل است که برای مردان قائل است. جز مواردی چند در احکام، دیگر تفاوتی میان زنان و مردان قائل نیست.  و همانطور که مردان می‎توانند دنبال علم و تحصیل بروند و با کسب علم توان و خلاقیت خود را شکوفا کنند  و همانطور که مردان مالک و مختار هستند، بنابر روایت «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» این اجازه و اختیار به زنان و دختران نیز داده می‎شود. چون معرفت الهی بطور یکسان برای مردان و زنان، پسران و دختران ضروری است و می‎پذیریم که علوم معاصر و دانشگاهی با تمام شاخه‎های خود از ابزار شناخت جهان هستی و معرفت الهی هستند. با این وصف چگونه می‎توان زنان و دختران را از فراگیری آن منع کرد؟

در هیچ جای اسلام چنین سخنی گفته نشده و اگر بعضی از مسلمانان چنین فتوائی داده باشند، بجای اینکه آنان را متهم کنیم بهتر است خطا را متوجه خود سازیم. ممکن است آنان برای تحصیلات دختران شرایطی را در نظر گرفته‎اند و در صورت فقدان آن شرایط چنین فتوایی را صادر کرده‎اند. فرضاً اگر بطور مطلق چنین فتوایی به اسلام نسبت داده شود، آن دیدگاه، دیدگاه اسلام نیست بلکه دیدگاه بعضی از مسلمانان است و خطای بعضی از مسلمانان را هرگز بحساب اسلام ثبت نکنیم.

اختلاط و ملاقات مردان با زنان در برخی موارد مانند آموختن علم، انجام اعمال نیک و برنامه‎های مفید، جهاد و یا کارهائی که نیاز به مشارکت عمومی دارد با پایبندی به شرایط و موازین شرعی جایز و مطلوب است.

آنچه در این خصوص لازم است تعیین شده در اسلام است که بشرح زیر می‎باشند:

۱ـ پایین گرفتن نظر از جانب فریقین، یعنی هیچ کدام از زنان و مردان با لذت بسوی همدیگر نگاه نکنند و بدون نیاز نگاه به همدیگر تداوم پیدا نکند. خداوند می‎فرماید: «قل للمؤمنین یغضو من أبصارهم و یحفظوا  فروجهم، ذالک أزکی لهم إن الله خبیر بما یصنعون، و قل للمؤمنات یغضضن من أبصارهن و یحفظن فروجهن»

(ای پیامبر«صلی الله علیه و سلم» بر مردان مؤمن بگو چشمان خود را فرو گیرند و عورتهای خویش را مصون دارند. این برای ایشان زیبنده تر و محترمانه تر است. بی گمان خداوند از آنچه انجام می‎دهند آگاه است. و به زنان مؤمنه بگو: چشمان خود را از نامحرمان فرو گیرند و چشم چرانی نکنند و عورتهای خویش را(با پوشاندن و دوری از روابط نامشروع) مصون دارند)

۲ـ پای بند بودن دختران به لباس موقر شرعی که تمام بدن سوای چهره و کفین را پوشیده باشد.

«و لا یبدین زینتهن إلا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن»

و زینت خویش را (همچون سر، سینه، بازو، ساق و گردن نمایان نسازند، مگر آن مقدار ناگزیر ظاهر است و چادرها را روی سینه خود بگذارند(تا گردن و سینه که احتمالا از لابه لای چاک پیراهن نمایان می‎شود، در معرض دید مردم قرار نگیرد).

تعدادی از صحابه لفظ (ما ظهر) را تنها به صورت و کفین تفسیر نموده‎اند.

خداوند در توجیه لباس موقر شرعی می‎فرماید: (ذالک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین) این لباس وجه تمایز زنان عفیفه از میان زنان بد حجاب و بازاری است و موجب می‎شود که زنان عفیفه مورد اذیت و آزار و تعرض بد باطنان قرار نگیرند.

۳ـ رعایت نمودن شؤون زنان الگوی مسلمان در کلیه ابعاد بویژه در خصوص تعامل و ارتباط با مردان.

الف: در سخن گفتن، یعنی سخن زن تحریک آمیز و شهوت انگیز نباشد. خداوند می‌فرماید: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا» زنان هنگام سخن گفتن با مردان با صدای نرم و تحریک آمیز سخن نگویند تا آنانیکه دارای سوء نیت هستند، تصور ناهنجاری نکنند و با لهجه شناخته شده سخن گویند).

ب: در راه رفتن، خداوند می‎فرماید: «و لا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن» پاها را طوری بر زمین نگذارند ـ راه نروند ـ تا زینتهای پنهانشان را بر ملا سازند. بلکه چنان راه بروند که رفتن آنان مورد پسند حق باشد، می‎فرماید: «فجاءته احداهما تمشی علی استحیاء» یکی از آنان آمد نزد موسی و با رعایت شرم و حیای ایمانی راه می‎رفت.

ج ـ در حرکت و نقل و انتقال، زیر و بم نشود و گرایش نشان ندهد بگونه‎ای که درحدیث آمده است (ممیلات و مایلات) جلب کننده گرایش مردان بیگانه و گرایش کننده به طرف آنان. و حرکتی از آنان بروز نکند که مظهر تبرج و نمایش زیور دوران جاهلی باشد.

۴ـ از کلیه عطرهای دارای بوی تند و رنگ‌های تحریک کننده که در خانه برای شوهر استفاده می‎کند، بپرهیزد.

۵ـ مردان و خانمها از خلوت و تنها شدن در جائی که محرو همراه آنان نباشد بشدت اجتناب کنند، حدیث ایمگونه خلوت را منع کرده است، می‎‎فرماید: «إن ثالثهما الشیطان» یعنی هر جا که یک مرد بیگانه و یک زن بیگانه تنها شوند، سومی آنان شیطان است. زیرا روا نیست که آتش در انبوه هیزمها رها کرده شود. بویژه زمانیکه این خلوت با خویشاوندان شوهر صورت گیرد. در حدیث شریف آمده است: «إیاکم الدخول علی النساء» از رفتن به نزد زنان بیگانه دوری کنید، سؤال شد یا رسول الله(صلی الله علیه و سلم) أرأیت الحمو؟ در مورد خویشاوندان شوهر چه می‎فرمایید؟ فرمودند: (الحمو الموت) خلوت با خویشاوندان شوهر، ترادف مرگ ایمان و از بین رفتن آن است زیرا این خلوت ممکن است بیش از خلوت با سایر اجانب طولانی شود و در این صورت به احتمال قوی فاجعه ببار می‎آورد.

۶ـ اختلاط و ملاقات مردان با خانم‎ها در همان حدی که ضررورت ایجاب می‎کند باشد. بیش از حد نیلز و خارج از دائره متانت و شرم و حیاء که زن را از شأن زن بودن بیرون می‎آورد و به گفت و شنود بی‎مورد می‎انجامد یا او را از وظیفه اساسی که همانا توجه به امور خانه داری و تربیت فرزندان است، منحرف می‎کند، نباشد.

علاوه بر شرایط مذکور جواز و عدم جواز تحصیلات عالیه و حتی در سطوح پایین تر پسران و دختران منوط به این است که محصلان چه اهدافی را دنبال می‎کنند و موفقیت تحصیل را در چه می‌بییند؟ بهتر است تعریفی جامع از تحصیل و تعلیم شود تا در پرتئ آن بتوان هدف تعلیم را مشخص نموده و پیرامون جواز و عدم جواز آن به قضاوت بنشینیم. جامع‎‎ترین تعریف در این باره تعریف سرپرسی ناین(sir percy nienn)کارشناس امور تعلیم برتانیائی، است که چنین می‎گوید: هدف اصلی تعلیم و تحصیل که بر تمام سیستم آموزشی باید حاکم باشد ایت است : تعلیم عبارت است از سعی و تلاشی که والدین و اولیای فرزندان، نسل جدید را برای پذیرفتن ایدئولوژی‎ای که بدان اعتقاد دارند، آماده می‎کنند. و رسالت دانشگان این است که زمینه را برای مؤثر قرار دادن نیروهای روحی و معنوی‎ای که مرتبط با آن ایدئولوژی نستند، برای دانش جویان فراهم سازد و دانش جویان را چنان تربیت کند که بتوانند در راستای پیشرفت و ادامه حیات ملی از آن تربیت بهره ور شده و در سایه آن سفرشان را بسوی آینده بهتر ادامه دهند.
تحصیل و تعلیم برای چیست؟ چرا این همه پول، توانائی جسمی و فکری به میزان بسیار وسیع و گسترده، بدون احسلس ضیق و با طیب خاطر هزینه می‎شود؟ آیا بخاطر اینکه میان یک ملت . میان معتقدات، اهداف، سرمایه‎های فکری، علمی و فرهنگی که برایش با ارزش هستند، شکاف ایجاد شود؟ خیر، تعلیم و تحصیل برای این است که عقلید، ارزش‎ها، اندیشه‎ها، گنجینه فرهنگ و تمدنی که از نیاکان و اسلاف بدست ما رسیده و برای ما محترم هستند به آیندگان منتقل شوند و میان گذشته و حال و آینده نقش یک پل ارتباطی را ایفا کند.

در جامعیت تعریف مذکور تردیدی وجود ندارد، ولی هرگاه سخن متعلق به قوم و ملتی باشد که عقاید و ارزشهایش خود ساخته نیستند، بلکه برگرفته از وحی الهی از گنجینه حدیث نبوی از علم غیب و ازلی هستند که بحال اندک تغییر و تحول در آن وجود ندارد.

آنگاه بر حساسیت مسئله افزوده می‎شود. و اگر یک سیستم آموزشی و نظام تعلیم برنامه‎هایش را طوری طراحی کند که ایده و اندیشه تحصیل کردگان در سمت و سوئی حرکت کند که مخالف با عقاید و ارزشهای ملی و دینی آن است و تحصیل و تعلیم موجب شود که زمینه پایه‎های فکری و ایدئولوژی متزلزل شود و این تضاد و تزلزل محدود به زندگی فردی نباشد بلکه در حیات ملی نیز سرایت کند، میان نسل تحصیل کرده و ارزشها و مفاهیم بی‎پایه و اساس اعتقادی نوعی چالش و فضای دین ستیزی بوجود بیاید، تحصیل کردگان اندیشه های دینی را با شک و تردید بنگرند و باورهایشان را از مبانی دینی سلب کنند یا حداقل چنان با وی که بتوانند در دفاع از آن به بذل جان و مال بپردازند، نداشته باشند، این درواقع تعلیم محسوب نمی‎شود، آثار چنین تعلیمی ممکن است به مراتب مخرب تر از جهالی باشد.

تحصیل تحت هر عنوان و در هر سطح، حتی در سطح ابتدائی، اگر به دین بیزاری، فرار از عقائد و ارزشهای ملی و به بردگی فکری بینجامد، نه تنها برای زنان بلکه برای مردان نیز شجره ممنوعه خواهد بود و اسلام با چنین تعلیم و تحصیلاتی موافقت ندارد.

تحصیلی که منجر به دین گریزی گردیده و تحصیل کرده را دربست در اختیار بیگانه قرار می‎دهد و برتری فکری او را به بردگی فکری مبدل می‎سازد، و تحصیل کردگانش مصداق سخن اقبال(رح) باشند که می‎گوید:

در حرم زاد و کلیسا را مرید        پرده ناموس مارا بردرید
دولت اغیار را رحمت شمرد        رقص‎ها گرد کلیسا کرد و مرد
شما قضاوت کنید چنین تعلیمی به نفع اسلام و مسلم است؟

/

  • برچسب ها
  • پورتال اسلامی تبیین

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ده + 19 =