اصحاب و اهل بیت

56345634 - اصحاب و اهل بیت

نویسنده: ابوبکر جابر الجزایری
ترجمه: عبدالعزیز سلیمی

۱. به دلیل اینکه خداوند و پیامبر گرامی اسلام آنان را دوست می‌دارند، انسان مسلمان هم محبتشان را بر خود لازم بشمارد. زیرا خداوند متعال در مورد آنان می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» (الفتح: ۲۹).

«محمد فرستاده خداست و کسانی که یار و همراه او هستند در رویارویی با کافران تند و با استقامت، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند، ایشان را مدام در حال رکوع و سجود (و فرمانبرداری خداوند) می‌بینی. آنان همواره فضلی را از خداوند و رضایت او را می‌طلبند. »

و پیامبر گرامی اسلام در مورد یاران خود می‌فرماید:

«به اصحاب و یاران من ناسزا نگویید، اگر هریک از شما به اندازه کوه احد طلا را در راه خدا هزینه نماید، همچون مقدار اندکی از احسان ونیکی آنان نخواهد بود. »

۲. به برتری آنان بر سایر مسلمانان ایمان و یقین داشته باشد، زیرا خداوند متعال در مقام مدح آنان می‌فرماید: « وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ » (توبه:۱۰۰)

«پیشگامان نخستین مهاجرین و انصار و کسانی که روش آنان را در پیش گرفتند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خداوند خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است، (بهشتی) که در زیر (درختان و کاخهای)آن رودخانه‌ها جاری است و برای همیشه در آنجا ماندگار خواهند شد، پیروزی و نجات بزرگ این است. »

۳. ابوبکر صدیق را گرامی‌ترین اصحاب رسول خدا بشمارد و پس از او عمر، عثمان و علی (رضی الله عنهم) دارای شأن و منزلت برتر بداند. زیرا ابن عمر (رضی الله عنه) می‌فرماید: «در زمان حیات رسول خدا -صلی الله علیه وسلم- هنگامی که می‌گفتیم: ابوبکر و عمر و عثمان و علی رسول خدا -صلی الله علیه وسلم- آن را می‌شنید و مخالفتی با آن نمی‌فرمود.»

۴. از بدگویی آنان خودداری نماید و در مورد مسایل اختلافی – که بسیاری از آنها طبیعی و نشانه‌ی رشد بینش و نگرش دینی آنها بوده است – سکوت نماید، و چنانچه کسی در پی تحقیق و بررسی باشد باید مسایل تاریخی را در چهار چوب زمان و مکان و واقعیت شخصیت آن بزرگان و شرایط داخلی و خارجی مسلمانان مورد توجه قرار دهد.

۵. لازم است بر این باور باشد که حفظ حرمت همسران رسول خدا صلی الله علیه وسلم، لازم و ضروری است و آنان زنانی پاکدامن و گرامی بوده‌اند، و از میان آنان خدیجه و عایشه دختر حضرت ابوبکر را برتر بداند. زیرا خداوند متعال در مورد همسران رسول خدا می‌فرماید: «النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (الاحزاب: ۶)

«پیامبر نسبت به خود مؤمنین به آنان اولویت بیشتری دارد (و اراده و امر او مقدم بر خواست آنان است) و همسران پیامبر مادران مؤمنان به حساب می‌آیند. »

پیشوایان دین

انسان مسلمان لازم است ائمه و پیشوایان دین را دوست داشته باشد، از خداوند برایشان طلب مغفرت بنماید و به فضل و بزرگواریشان معترف باشد. زیرا آیه «وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ» آنان را نیز شامل می‌شود. و پیامبر گرامی می‌فرماید: «بهترین قرن قرنی است که من در آن زندگی می‌کنم و پس از آن قرنهایی که در پی هم می‌آیند. » و تقریباً بیشتر قراء قرآن، راویان احادیث و مفسرین قرآن در همان سه قرنی زندگی می‌کرده‌اند که رسول خدا به نیکی از آنها یاد فرموده است. و کسانی را که برای آنان طلب آمرزش می‌نماید مورد تمجید قرار می‌دهد که: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ» (الحشر: ۱). «پروردگارا ما و برادرانمان را کسانی که در ایمان بر ما پیشی گرفته‌اند بیامرز. »

آنها را به خیر و نیکی یادآور شود، و سخن و رأی آنها را مورد استهزاء قرار ندهد، و بداند که آنان مجتهدینی مخلص بوده که احترام آنها لازم است رعایت شود، و – در مسایل اعتقادی و فقه عبادات – رأیشان را بر رأی مجتهدین بعدی مقدم دارد،زیرا آنان شاهد امور و مسایلی بوده‌اند که دیگران آنها را درک و مشاهده ننموده‌اند، و پس از کلام خداوند و سنت پیامبر گرامی و اقوال اصحاب، رأی آنان را شایسته پذیرش و پیروی بداند.

موضوعات و مسایلی فقهی و دینی را که ائمه اربعه: مالک، شافعی، احمد و ابوحنیفه تدوین نموده‌اند، برگرفته شده معرفت آنها از قرآن و سنت رسول خدا بداند، و آنان تنها شناخت خود را از آن دو اصل و بر اساس قیاس- چنانچه نص و ایماء و اشاره‌ای در قرآن و سنت نمی‌یافتند – تدوین نموده‌اند.

۴. بر این باور باشد که پیروی از فقه وآراء هریک از ائمه بزرگوار جایز و رواست و چنانچه با نص صریح قرآن و سنت رسول خدا منافات نداشته باشد، عمل به آنها عمل به دین خداوند به شمار می‌رود. زیرا کلام خداوند و پیامبر او بر کلام و رأی همه انسانها برتری دارد. زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

«وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ» (الاحزاب: ۳۶). «هیچ مرد و زن مؤمن در کاری که خداوند و پیامبرش در مورد آن حکم کرده باشند اختیاری ندارند. »

و پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «سوگند به خداوندی که جان من در اختیار اوست، هیچیک از شما ایمان ندارد، مگر آنکه خواسته های او براساس رسالتی باشد که من آورده‌ام. »

۵. این واقعیت را هم باید بپذیریم که ائمه و پیشوایان بزرگوار اسلام انسانند و امکان دارد که در موضوعی و موردی بدون عمد حق را درنیابند و به خاطر غفلت و سهو و نسیان یا عدم احاطه بر همه مسایل دچار اشتباه بشوند. به همین خاطر انسان مسلمان نباید در مورد یک یک آراء آنان از خود تعصب نشان داده وآراءدیگر ائمه را خطا و ناصواب بداند. بلکه می‌تواند رأی هر یک را که بیشتر به صواب و صحت نزدیک بود بپذیرد، ورأی آنان را چنانچه با قرآن و سنت رسول خدا منافات نداشته باشد، مردود نشمارد.

۶. در رابطه با پاره‌ای از مسایل فرعی دینی آنها را معذور بشمارد،و بر این باور باشد که اختلافهای موجودمیان آنها براساس جهل و تعصب درمورد رأی خود نبوده است. بلکه به خاطر این بوده که تعدادی از احادیث در اختیار امام مخالف رأی امام دیگر نبوده یاآنها را منسوخ می‌شمرده یاحدیثی دیگر را در تضاد با آن می‌دانسته است. یا برداشت و معرفت او در ارتباط با آن احادیث با معرفت امام دیگر متفاوت بوده است. زیرا فهم و معرفت معنی و مدلول الفاظ و حمل آنها بر آن شناخت و یژه روا و جایز می‌باشد.

برای مثال امام شافعی رحمه الله از آیه «أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ» این برداشت را دارد که لمس بدن زن باعث نقض وضو می‌شود. و از کلمه‌ی«لَامَسْتُمُ» لمس نمودن را فهمیده است. و دیگر ائمه نگاه و برداشت دیگری در مورد کلمه‌ی«لَامَسْتُمُ» دارند و آن را به مجامعه و عمل زناشویی معنی می‌کنند، و درنتیجه لمس نمودن را سبب نقص وضو نمی‌شمارند، اما به شرط قصد لذت بردن آن را باعث نقص وضو می‌دانند.

ممکن است این سؤال برای کسانی پیش بیاید که، چرا امام شافعی برای موافقت با دیگر ائمه از رأی خود صرف نظر ننموده است، تا حد اقل این اختلاف نظر برطرف بشود.

در پاسخ باید گفت که: امام شافعی وقتی این آیه قرآن را آنگونه می‌فهمد ودر مورد آن تردیدی در دل ندارد، درست نیست که از رأی خود بخاطر موافقت با رأی امامی دیگر عدول نماید، و درنتیجه معرفت خود را از قرآن بخاطر رأی امامی دیگر کنار بگذارد،زیرا این کار درواقع کاری نادرست و غیر عملی است.

اما در صورتی که نصی صریح و صحیح ازقرآن و سنت با برداشت وشناخت او منافات داشته باشد، لازم است که آن نص را بپذیرد، و معرفت خود را از آن لفظی که دارای دلالت صریح و صحیح نیست کنار بگذارد، زیرا اگر دلالت آن دلالتی قطعی می‌بود صرفنظر از امامان بزرگوار مانند آنان، عامه مردم هم در موردشان دچار اختلاف نظر نمی‌شدند.

کارگزاران و مسئولین امور مسلمین

۱. انسان مسلمان بر این باور است که پیروی از مسئولین پرهیزکار و عادل امور مسلمانان واجب می‌باشد. زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (النساء:۵۹)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خداوند و پیامبر و مسئولین اموری را که از خود شما هستند، اطاعت و فرمانبرداری کنید. و پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: هر کس مرا فرمانبرداری کند، خداوند را فرمانبرداری نموده است، و کسی که مرا نافرمانی نماید، خداوند را نافرمانی کرده و کسی که کارگزار مرا اطاعت کند از من اطاعت کرده و هر کس که کارگزار مرا نافرمانی نماید مرا نافرمانی نموده است». اما هیچگاه در اموری که سبب گناه و نافرمانی خداوند است از آنها اطاعت نمی‌نماید، زیرا اطاعت از اوامر خداوند بر فرامین فرمانروایان مقدم است و برتری دارد. زیرا خداوند متعال می‌فرماید: « وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ». «در امور روا نباید تو را نافرمانی نمایند و پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:در نافرمانی خالق نباید از مخلوق فرمانبرداری کرد.»

۲. قیام و اقدام بر علیه پیشوایان پرهیزکار و عدالت پیشه مسلمان را حرام و ناروا بشمارد، زیرا این کار باعث شکسته شدن حرمت حکومت اسلامی و پیشوایی مسلمان گردیده و سبب ایجاد آشوب و تفرقه و تضعیف اجتماعی اقتصادی مسلمانان می‌گردد. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «هرکس کار ناروایی را از کارگزاران مسلمان دید، شکیبا باشد، زیرا هر کس یک وجب از سلطه آنان خارج شود، اگر بمیرد مرگی جاهلی داشته است.» و می‌فرماید: «هر کس به حاکمیت (اهل ایمان) اهانت کند، خداوند او را خوار می‌گرداند.»

۳. برای پیشبرد خیر و اصلاح و گسترش ایمان و عدالت برای آنان دعا کند، زیرا صلاح و خیر و فساد و شر مردم مسلمان در گرو صلاح و فساد آنهاست. و بدون آنکه به آنان توهین نماید از اندرز و نصیحتشان کوتاهی ننماید. زیرا پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «دین همه اش نصیحت و ارشاد است. گفتیم برای چه کسی؟ فرمود: برای (رضایت)خداوند و (به وسیله) قرآن و اندرز پیشوایان مسلمان وعامه مردم.»

۴. هنگام مقابله با دشمنان اسلام از حکومت اسلامی و رهبران مسلمان پشتیبانی نماید و پشت سرشان نماز بگذارد، مگر آنکه گناهانی مانند: کفر و شرک و خیانت به مسلمانان و دست دوستی دادن به دشمنان دین را انجام داده باشند، زیرا رسول گرامی اسلام می‌فرماید: «بشنوید و فرمانبردار باشید مسئولیت آنان بر دوش خودشان و مسئولیت شما بر دوش خودتان قرار دارد.» و عباده بن صامت می‌گوید: «بر اساس اطاعت و فرمانبرداری با پیامبر خدا بیعت نمودیم. که در هنگام شادکامی و مشکلات و آسانی و سختی او را فرمانبرداری کنیم، و با مسئولین امور درگیر نشویم، و فرمود: مگر آنکه کفر آشکاری را که نزد خداوند برای شما حجت باشد، از آنان ببیند.»

منبع: اصلاح وب

/

  • برچسب ها
  • * نویسنده * مترجم * پژوهشگر اسلامی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    2 × سه =