اعتراف دانشمندان مسیحی در خصوص تحریف مسیحیت و برتری دین اسلام بر سایر ادیان

7177371 500 - اعتراف دانشمندان مسیحی در خصوص تحریف مسیحیت و برتری دین اسلام بر سایر ادیان

نویسنده : امام سید ابوالحسن علی حسنی ندوی

مترجم : مفتی محمد قاسم قاسمی

در این خصوص به اعتراف و تأیید یکی از دانشمندان مسیحی بسنده می‌نماییم :

ارنست دی بانسن (ernest de bunsem) درکتاب خود، اسلام یا مسیحیت راستین (islam or true christoanity) می‌نویسد:

«عقیده و برنامه‌ای که امروز در انجیل می‌بینیم، حضرت مسیح علیه السلام هرگز با قول و علم خود به سوی آن، دعوت نکرده است، خصومتی که هم اکنون در میان پیروان مسیح و یهودی‌ها و مسلمانان جریان دارد، مسئولیت آن هرگز بر عهده‌ی مسیح نیست . بی گمان، مسئولیت این مخاصمات بر عهده‌ی «پال» ملحد و لامذهب است که ادعای یهودیت و مسیحیت می‌کرد. اوست که به طریقه‌ی تمثیل و تجسیم، صُحف مقدس را تشریح کرده و با مثال‌ها و پیشگویی‌های خود، این صحیفه را پر کرد.

پال، به تقلید از «استیفن» (stophen ) که داعی مذهب «اسانی» (essenio) بود، رسم‌های زیادی از بودائیت به حضرت مسیح، نسبت داد. داستان‌ها و گفته‌های ضد و نقیضی که امروز در انجیل دیده می‌شود که حضرت مسیح را به شکل مخصوصی معرفی می‌کند، همگی ساخته و پرداخته آقای «پال» هستند. بی‌گمان، حضرت مسیح از آن مبرّاست. پال و پدر روحانی‌ها و راهبان بعدی بودند که این عقیده و نظام را ترتیب دادند که ارتودوکس‌های جهان مسیحیت، هجده قرن است که آن را أساس عقیده‌ی دین خود قرار داده‌اند .

خداوند متعال در حق قرآن مجید می‌فرماید: انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون –الحجر/۹ .

هرآینه ما قرآن را فروفرستادیم و هر آینه ما او را نگهبانیم .

شایان ذکر است اینکه خداوند متعال در محل امتنان و احسان وعده‌ی حفاظت قرآن می‌فرماید، منظور تنها حفاظت کلمات آن نیست، بلکه فهم و شرح و عمل و اجرای آن را در زندگی نیز در بر می‌گیرد

زیرا هیچ فایده ای در آن کتاب نیست که فهم معانی و استفاده از مطالب آن بعد از نزولش و لو برای مدت کوتاهی متروک و معطل شده باشد .

چگونه می‌توان گفت که مدت‌ها گذشته و قرن‌ها سپری شده، ولی امت اسلامی در طی قرون و اعصار، از حقیقت و معانی واقعی کلماتی که قرآن مجید به محور آن‌ها می‌چرخد و تعلیمات و دعوتش بر اساس آن قائم است، غافل و جاهل بوده است؟! در صورتی که خداوند متعال به رسولش چنین می‌فرماید:

انّ علینا جمعَه وقرآنه فإذا قرأناه فاتّبِع قرآنه ثم إنّ علینا بیانه –القیامه/۱۷-۱۹

بر عهده‌ی ماست جمع کردن آن (قرآن) [و آسان کردن] قرائت آن، پس هنگامی که ما [وحی] را قرائت کنیم، شما توجه خود را به خواندن آن بکنید، سپس بیان و توضیح آن بر عهده‌ی ماست.

7177371 500 300x225 - اعتراف دانشمندان مسیحی در خصوص تحریف مسیحیت و برتری دین اسلام بر سایر ادیانمسلّماً چنان دینی نمی‌تواند قابل اعتماد باشد که فقط در وقفه‌های کوتاهی از تاریخ، قابل عمل بوده، اما در اواسط آن، خلأهای وسیع و عمیقی وجود داشته که ظلمت و جاهلیت به تمام معنی بر آن حاکم بوده است. چه، درختی که در بهترین موسم و درازترین مدّت به بار ننشیند، مسلّماً قابل اعتماد و اعتنا نیست و هرگز مصداق این مثال قرآنی قرار نمی‌گیرد:

تُوتِی اُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِاِذنِ رَبِّها… ابراهیم/۲۵ .

می‌دهد میوه‌های خود را هر فصلی به حکم پروردگار خویش.

باز شایان ذکر است که این امّت که حامل آخرین پیامبر آسمانی است و به منظور هدایت عموم جهانیان، مأموریت یافته و سرنوشت بشریت به آن مرتبط است، هرگز عقیم نشده و مبتلای جمود فکری همیشگی نگشته است، و نه اینکه از اهداف اصلی و مقاصد بنیادین خود غافل و گمراه خواهد شد.

کما اینکه هرگز بر ضلالت، اتفاق نخواهد کرد. چنان‌که در حدیث وارد شده است:

لاتجتمع امّتی علی ضلاله . امت من بر گمراهی اتفاق نخواهد کرد .

هر نوع فساد و انحرافی که این امت با آن مواجه می‌شود، موقّت و عارضی بوده و مغایر با طبیعت آن است که به مثابه‌ی غباری است که جوهر اصیل و طلای درخشنده ای را می‌پوشاند، اما زود از بین می‌رود و بنا به تأثیر قرآن و سنّت و دعوت به دین خالص و حرکت امر به معروف و نهی از منکر، زوال می‌پذیرد و نابود می‌گردد. همان‌طور که در حدیث آمده است:

لاتزال طائفه من امّتی ظاهرین علی الحق لایضرّهم من خذلهم حتّی یأتی امرالله وهم کذالک .

مرتباً گروهی از امت من بر حق، قائم خواهند بود که هیچ کس نمی‌تواند با عدم همکاری به آن‌ها آسیبی برساند. تا این‌که وعده‌ی خدا تحقق یابد و آن‌ها بر همین حالت باشند.

مطالعه‌ی دقیق تاریخ امّت، مخصوصاً تاریخ بزرگمردان اندیشه و دعوت، بهترین شاهد این مدّعاست.

آخرین مطلب در این خصوص، آن است که دین اسلام به یک جوّ یا محیط مناسب، نیازمند است و به عبارت روشن تر و بهتر، اسلام به یک درجه حرارت و برودت معین(tempe rature)  نیازدارد؛ زیرا اسلام، صرفاً یک دین عقلی و فلسفی نیست که جایگاهش در مغز یا کنج کتابخانه باشد، بلکه دینی زنده و نافع برای بشریت است.
اسلام درآنِ واحد، عبارت است از مجموعه عقیده و عمل، رفتار و اخلاق، احساسات و عواطف و ذوق صحیح که بر فکر و درک غالب بوده و معیار ارزش‌ها و اشیا باشد.

آری، این دین، انسان را در قالب جدیدی می‌سازد و به زندگی رنگ تازه‌ای می‌بخشد. ازاین رو، می‌بینیم که خداوند متعال، اسلام را به «صبغه الله» نام‌گذاری می‌کند. «صبغه» یک رنگ خاص و علامت مشخص کننده و تشخّص ممتازی را در برمی‌گیرد.

آری، اسلام به نسبت دیگر ادیان، فوق العاده حساس  (sensitive) واقع شده است و دارای مرزهای مشخص و معروفی است که هیچ مسلمانی نمی‌تواند از آن تجاوز کند.

«ارتداد» درهیچ مذهب دیگری چنان مفهوم واضحی ندارد و آن‌قدر زشت و قبیح تلقی نمی‌شود که در جهان‌بینی اسلامی و شریعت محمدی دیده می‌شود.

سرگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم و حوادث زندگانی وی و تعالیم و ارشادات و روش زندگی و سنت‌هایش، از عقاید گرفته تا عبادات و اخلاق، احساسات و عواطف، چنان جوّی را می‌سازد که درخت دین در آن میان، شاداب و خرّم می‌گردد و به برگ و بار می‌نشیند.

چرا که دین،عبارت است از مجموعه و کلّیه‌ی شرایط و صفات (مانند رشد، حرکت، اهتزاز، مسرّت تنفّر و کراهیت، احساس برتری و افتخار) که بدون احساسات و عواطف پیامبر و سیرت و روش او و مثال‌های عملی‌اش نمی‌تواند وجود داشته باشد.

مهم‌ترین مجموعه این همه امور، احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم و سنّت اوست که تدوین شده و محفوظ است، در واقع باقی ماندن تصویر عهد پیامبر و جوّ آن زمان، و باقی ماندن احادیث آن حضرت صلی الله علیه و سلم، خودش یکی از معجزات اسلام و ویژگی‌های آن است که دیگر ادیان، فاقد آنند.

البته این هم، یک امرطبیعی است، برای این‌که دینی که می‌خواهد تا قیامت باقی بماند، و با ارائه نمونه‌های عملی به نسل آینده درشرایط و اوضاع مختلف، انگیزه‌های عمل را فراهم نموده و احکام شرعی را درعمل و کردار به مرحله‌ی إجرا درآورد، عقل و قلب را درآنِ واحد تغذیه نماید نمی‌تواند بدون جوّ و فضای مناسب باقی بماند، براستی که چنین جوّ مطلوبی به برکت احادیث، هم‌چنان مصون مانده است.

تجربه‌های متوالی و دراز مدتی که از تاریخ ادیان و اقوام به جای مانده است، ثابت می‌کند که تنها قانون و ضابطه نمی‌توانند به عمل و فعالیت انسان، جنبه‌ی معنوی و کیفیت مطلوب ببخشند، کما این‌که نمی‌توانند محیط و جوّ مناسب و لازم را به وجود آورند.

آیات بی‌شماری در قرآن مجید، صریحاً بر این امر دلالت دارند که خداوند متعال خواسته است همراه حفظ و صیانت قرآن مجید، صحیفه‌ی حیات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را نیز مصون نگه دارد. به همین دلیل، امّت اسلامی درهرعصر و زمانی توانسته است با پرتوگیری از سیره‌ی نبوی در یک فضای علمی و ایمانی که صحابه‌ی کرام از آن بهره برده‌اند، تنفّس نماید و به وسیله‌ی آن (سیره و سنت نبوی) منکر و معروف و سنت و بدعت و اسلام و جاهلیت را تشخیص دهد.

آری علمای امت اسلامی همواره توانسته‌اند جهت مقایسه‌ی جامعه‌ی اسلامی معاصر با جامعه‌ی ایده آل اسلامی (از نظرعقیده و عمل) از احادیث رسول الله و سیرت نبوی به عنوان معیار، استفاده کرده و به کمک آن، هم‌چون یک دماسنج، یا فشارسنج اسلامی بودن جامعه‌ی اسلامی را بسنجند و کلیه‌ی فرهنگ‌ها و جریانات غیر اسلامی را که با جامعه‌ی اسلامی و ارزش‌ها و اهداف آن، مبارزه می‌کند شناسایی نمایند و با انحرافات و کج‌روی‌ها و امور منافی خط اسلامی به مقابله برخیزند، و هر چیز را سر جایش قرار دهند.

تاریخ اسلامی، گواه است که کلیه‌ی حرکت‌های اصلاحی و تجدیدی و فریادهای بازگشت به اسلام ناب، از مطالعه‌ی احادیث و سنّت و فهم عمیق آن، سرچشمه گرفته‌اند.

به همین دلیل، مصلحان بزرگ و علمای برجسته، همیشه در زمینه‌ی کتاب و سنّت به مطالعه و تحقیق پرداخته‌اند و در تدریس و نشرآن، سعی بلیغ نموده‌اند و هرگاه که ارتباط با حدیث نبوی ضعیف شده و توجه به علوم دیگر، مبذول گشته، در نتیجه‌ی آن کوشش‌های اصلاحی و تجدیدی بی‌ثمر واقع شده و جهالت‌ها و بدعت‌ها منتشر شده‌اند و چه بسا چنین شده که براثر اختلاط با رسوم جاهلی و عجمی، جامعه‌ی اسلامی چنان دستخوش انحراف گردیده که تشخیص آن از جامعه‌ی جاهلی مشکل بوده است، لذا هر فردی که می‌خواهد مسلمانان را به دین خالص و اسلام کامل و روش نبوی و دوران سعادت و نور برگرداند، نمی‌تواند از این منبع بزرگ (حدیث و سنت نبوی) بی‌نیاز بماند.

این است طبیعت مخصوص این دین و مشخصات و صفات ویژه‌ای که شخصیت و ماهیت دین اسلام از آن‌ها ترکیب می‌یابد و به وسیله‌ی آن از سایر ادیان و مکاتب جدا می‌گردد.

ما مسلمانان وظیفه داریم هم زمان با آگاهی یافتن از این مطالب در خصوص آن، فوق العاده حساس و با
غیرت باشیم تا بتوانیم به کمک آن درهر زمان ازآمیزش باطل با حق در امان بوده و از قیاس کردن دین اسلام به مکتب‌های فلسفی و نظام‌های ساخت بشری، محفوظ باشیم و سر انجام با آگاهی کامل از عهده‌ی مسئولیت و امانت در قبال دین، به نحو احسن برآمده و به خدمت و صیانت آن موفق گردیم.

والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم .

/

  • برچسب ها
  • * استاد حدیث دارالعلوم زاهدان * رئیس دارالافتای دارالعلوم زاهدان * سردبیر فصلنامه ندای اسلام

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    20 − 4 =