اندر حکایت کفش‌های کهنه…

6374852 - اندر حکایت کفش‌های کهنه…


منبع: سایت روائع القصص

ترجمه: عبدالناصر امینی

حکایت کرده‌اند که باری یکی از علما همراه شاگردش از مسیری می‌گذشت؛ در مسیر راه یک جفت کفش کهنه دیدند که ظاهراً از کشاورزی فقیر بود که در همین نزدیکی‌ها کار می‌کرد. شاگرد به استادش نگاهی کرد و گفت: جناب شیخ! بیا تا با این مرد فقیر (صاحب کفش‌ها) شوخی کرده و خود را نیز سرگرم سازیم. کفش‌های او را مخفی می‌کنیم و خودمان پشت درخت‌ها پنهان شویم و چون وی بیاید و کفش‌ها را درجایش نبیند، سرگردانی و حیرت او، دیدنی خواهد بود.

آن عالم بزرگوار در جواب شاگردش گفت: فرزندم! از مشاهدۀ سرگردانی یک فقیر و بیچاره به تو چه سودی می‌رسد؟ اما می‌توانی کاری انجام دهی که لذت آن چند برابر خواهد بود و سعادت و نیک بختی برایت به همراه خواهد داشت. مقداری پول در کفش‌های او بگذار تا مخفی شویم و عکس‌العمل مرد فقیر را هنگام به دست آوردن پول مشاهده کنیم. شاگرد از این پیشنهاد استاد متعجب شد و در هر دو لنگۀ کفش، مقداری پول گذاشت و هر دو پشت درخت‌ها مخفی شدند.

چند دقیقه بعد کارگر فقیری بالباس‌های کهنه و پاره‌پاره ، خسته از کار مزرعه برگشت تا کفش‌هایش را بپوشد. وقتی‌که پا در کفش گذاشت ناگهان متوجه چیزی شد، کفش را به دست گرفت و دید مقداری پول در کفش او گذاشته‌شده است، لنگۀ کفش دیگر ‌را برداشت، در آن نیز مقداری پول بود!!

6374852 300x300 - اندر حکایت کفش‌های کهنه…با تعجب به پول‌ها خیره شده بود، خدا یا ! خواب می‌بیند یا واقعیت دارد؟ چهار طرفش را نگاه کرد و کسی راندید. پول‌ها را در جیبش گذاشت و به زانوها بر روی زمین افتاد، سرش را به‌سوی آسمان بلند کرد و با چشمانی اشک آلود، با صدای بلند فریاد زد: خدایا ! هزار بار شکرت. خدا یا ! تو بهتر می‌دانستی که همسرم مریض است و فرزندانم چیزی برای خوردن ندارند و گرسنه‌اند. خدا یا ! شکرت که این عطای ربانیِ خویش را نصیبم کردی. شاگرد از دیدن این صحنه بسیار متأثر شده بود.

استاد گفت: فرزندم! این کار بهتر بود، یا اینکه آن کفش را مخفی می‌کردی؟

شاگرد گفت: “امروز درسی آموختم که تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد”

الآن فهمیدم که خوشی و سروری که در بخشش است، درگرفتن و به دست آوردن نیست.

استاد گفت: بدان که عطا و بخشش انواع مختلفی دارد:

گذشت و عفو هنگام توانمندی بخشش است.  دعا عن ظهر الغیب برای برادر مسلمان بخشش است. هنگام سوءظن و بدگمانی نسبت به کسی، او را معذور دانستن بخشش است. در غیاب برادر مسلمان حفاظت از آبرویش بخشش است.
عطا و بخشش تنها با پول و سرمایه نیست که ثروتمندان از آن بهره‌مند باشند، بلکه این‌ها نیز عطایایی است که می‌توان از آن استفاده کرد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + هفده =