اهانت به مقدسات دیگران از نگاه دینی و ملی و پیامدهای آن

توهین


نویسنده: عصمت الله تیموری

اما آنچه در این میان بر همه واضح و مبرهن گردیده، این نکته می‌باشد که انسان موجودی اجتماعی‌ست و برای رفع هر نیاز خود، خواه مادی باشد یا معنوی، به جامعه و اجتماع محتاج است چرا که انسان بدون جامعه نمی‌توان خواسته‌های خود را آنطور که دلخواه اوست، برطرف سازد. به گفته‌ی فارابی: «زندگی اجتماعی برای انسان یک نیاز طبیعی ست زیرا انسان به تنهایی از عهده نیازهای متعدد خود بر نمی‌آید اما با اجتماع و تقسیم کار این مشکل را حل می کند.( یثربی، مقدمه بر.. ۴۴)

اما باید دانست که اجتماعی بودن و همسو بودن انسان‌ها در رفع نیازها و خواسته‌ها، مستلزم همفکر بودن و هم رای بودن‌شان نمی‌باشد. اختلاف نظر و ایده از ابتدایی‌ترین چیزهایی‌ست که در هر جامعه و نهاد به چشم می‌خورد و به هنگام رخدادها و رویدادها، خود را نشان می‌دهد. از خانواده که کوچکترین نهاد است گرفته تا کشورها و نهادهای بین المللی. و این مهم  از اختلاف فرهنگ‌ها و اقوام سرچشمه می‌گیرد؛ چرا که هر قوم و فرهنگ از دید خود به جهان و هستی می‌نگرد و اختلاف دید و خواسته طبعا اختلاف نظر را بوجود می‌آورد.
همواره نخبگان جوامع با تمام توان خود در صدد این بوده‌اند تا با مدنظر داشتن تعدد اقوام و فرهنگ‌ها، جامعه و مدینه‌ای فاضله یا به تعبیر دیگر، آرمان شهر را پدید آورد، کما اینکه این نکته از نظریات فلاسفه قدیم یونان مشهود است.

همه افراد بر اساس دین و فرهنگی که دارند، در بین خود دایره‌ای به نام «باورها» دارند که به احدی اجازه نمی‌دهند بدان جسارت ورزیده و یا اهانتی بکند، که بطور کلی از آن به نام «مقدسات» یاد می‌شود.

تعریف مقدسات
مقدسات جمع واژه «مقدس» می‌باشد و مقدس به چیز پاک و قابل احترام اطلاق می شود.
دهخدا در تعریف واژه مقدس می‌نویسد:
واژه «مقدس» یک لغت عربی بوده و مقدسات جمع مقدس است. «مقدس» به معنای چیزی است که شایسته احترام است، به پاکی یاد شده، به پاکی خوانده شده و آنچه که مورد حرمت است آمده است.[۱]

انوری نیز در تعریف مقدس می‌نویسد: دارای تقدس و پاکی را؛ پاکی از هرآلودگی؛ پاک و قابل احترام دانسته شده به وی‍ژه از نظر مذهبی (انوری ۷/۷۲۵۵)

در قرآن نیز مقدس به همین معنا بکار رفته است، آنجا که باریتعالی خطاب به حضرت موسی (علیه السلام) در کوه طور می‌فرماید: فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (کفشهایت را از پا بیرون بیاور، چرا که در سرزمین پاک و مبارک « طُوی‌ » هستی .)(طه۱۲)
با مدنظر داشتن این تعابیر، نمی توان واژه مقدس را منحصر به یک دسته خاص مثلا باورها یا اشیاء نمود، بلکه ضرورتا باید آن را تعمیم داد و دامنه آن را وابسته به نگرش و جهان بینی فرد دانست.

به تعبیری ساده می‌توان گفت: هر چیزی که برای فرد دارای حرمت باشد، از زمره مقدسات وی به‌شمار  می‌رود.
در مورد وا‍‍ژه اهانت و توهین، تعابیر متعددی وجود دارد؛ حقیر دانستن، پوچ دانستن ، خُرد و ناچیز پنداشتن یک شئ و…

و در تعریف اصطلاحی اهانت آمده: نسبت دادن هر امر وهن‌آور اعم از دروغ یا راست به هر وسیله‌ای که باشد یا انجام هر فعل یا ترک فعلی از روی عرف و عادت که موجب کسرشان یا باعث تخفیف و پست‌شدن طرف گردد. ( حقوق کیفری خصوصی۱/۳۷۳)

جایگاه مقدسات و باورها در زندگی
مقدسات و به تعبیر دیگر عقاید و باورهای پاک، هماره در زندگی هر انسان، نقشی کلیدی و غیر قابل اغماض داشته به نحوی که در بسیاری موارد برای حفظ و حراست از آنها، حاضر است از جان خود دست شسته و تا تمام هست و نیست خود را در راه ابقاء و نگهداری آنها فدا نماید.

واژه عقیده از کلمه عقد گرفته شده که یکی از معانی آن گره می‌باشد، یعنی چیزی که فرد به آن تعلق دارد و به آن بسته می‌باشد. بر اساس یک حقیقت کلی می‌توان گفت: این باور و مقدسات هست که باعث شکل گیری رفتار و کردار یک فرد می‌گردد و می‌توان از آن به عنوان یک رهبر و فرمانده درونی یاد کرد.

دکتر محمد عبدالله دراز در مورد تاثیر باورها بر رهبری انسان می‌گوید: انسان از درون رهبری می‌شود نه از بیرون و قانون و حکومت به تنهایی برای تشکیل یک مدینه فاضله کافی نیستند، مدینه فاضله‌ای که در آن حقوق همگان رعایت شود و انسان‌ها وظایف‌شان را بطور کامل انجام دهند. (موسوی ۲۵).
هر قوم و مکتب تا زمانی می‌تواند اعلان حیات کند که فرهنگ و عقائد آن پابرجا باشد و  در صورت جذب پیروان آن مکتب در سایر فرهنگ‌ها و مکاتب، یقینا رو به افول خواهد رفت.

از همین روست که باورمندان به هر عقیده تلاش دارند تا در راستای حفظ کیش و آئین خود مقدسات خود را حفظ نموده و نگذارند، بازیچه و ملعبه سایرین قرار گیرند.
اسلام بر اساس یک منطق عقلایی به حقوق طبیعی انسان‌ها نظیر آزادی قلم، آزادی بیان و آزادی فکر و عقیده احترام گذاشته و میدان فعالیت را برای این امر کاملا باز و آزاد قرار داده است، لیکن بر اساس یک امر عقلایی و منطقی دیگر این قبیل آزادی‌ها را مشروط به صلاح امت و منطبق بر موازین اخلاقی و ارزشی و قوانینی که قانون گذار ذی‌صلاح آن جامعه تدوین کند، نموده است.«قرآن و حقوق ۷۳۳»

در دین اسلام با وجود اینکه در خلال آیات ، سیرت و سنت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نصوص صریحی پیرامون بطلان باورهای غیر اسلامی بیان شده است؛ اما تاکید شده که به عقائد و باورهای دیگران احترام بگذارید و از هرگونه اهانت و یا بی‌توجهی که بیانگر استهزاء باشد، اعراض نمایید چرا که بی‌احترامی به مقدسات آنها پیامدی جز بی‌احترامی به مقدسات خودتان و ایجاد تنش در جامعه ببار نخواهد آورد.

عدم اهانت به مقدسات دیگران در قرآن
قرآن سنگ بنای جامعه اسلامی ست و از نظر جهان بینی و تفکر اسلامی، قانونی برای جامعه اسلامی معتبر است که اساس آن در قرآن یافت شود و هر قانون و ضابطه‌ای که بر خلاف اصول و مبانی ذکر شده در قرآن باشد، چیزی جز مهر بطلان بر آن زده نخواهد شد.
قرآن کتاب الهی ست که هر فرد مسلمان در هر موقعیت و منزلتی که هست چاره‌ای جز اتباع و دنباله روی از آن ندارد. قرآن جامعه‌ای را می پسندد که به حقوق همگان ارزش قائل شده و در آن هیچ گونه ظلم و تجاوزی به کسی روا داشته نشود.

قرآن به جامعه اسلامی یادآور می‌شود، همانگونه که شما به باورهای‌تان خرسند هستید، کسان دیگر نیز همانند شما به باورها و داشته‌های خود پایبند و خرسند هستند آنجا که می‌فرماید: کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (هر گروهی هم از روش و آئینی که دارد خرسند و خوشحال است)«روم۳۲»

خداوند در سوره انعام آیه ۱۰۸ اهل ایمان را از اهانت به معبودان باطله مشرکین بازداشته است و این حکم می‌تواند در موارد بسیار زیادی تعمیم داده شود.
وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ ( ای مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائی که مشرکان بجز خدا می‌پرستند دشنام ندهید تا آنان ( مبادا خشمگین شوند و ) تجاوزکارانه و جاهلانه خدای را دشنام دهند.

علامه مفتی محمد شفیع عثمانی ـ رحمه الله ـ تحت این آیه می‌نویسد: اصلی که از مطلب فوق نتیجه گیری می‌شود این است که اگر امری در حد خود جایز و تا حدی پسندیده باشد ولی انجام دادن آن فساد خواهد آورد و یا در اثر آن مردم به گناه مبتلا خواهند گشت، پس انجام دادن آن ممنوع است.

بی حرمتی به مقدسات دیگران و دشنام دادن آنها نه تنها مانعی از مسیر بر نداشته و گرهی از مشکل باز نمی‌کند، بلکه هیزم بیشتری بر آتش بحران می‌ریزد. آیت الله مکارم شیرازی می نویسد: با دشنام و ناسزا نمى‌توان کسى را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت که در اینگونه افراد است، سبب مى‌شود که به اصطلاح روى دنده لجاجت افتاده، در آئین باطل خود راسختر شوند، (مکارم شیرازی۵/۳۹۵)
یثربی می‌نویسد: هر گروهی با معارف درست یا نادرست خودشان خو گرفته اند… بنا براین هرگونه اهانت به عقیده یک قوم در حقیقت درگیر شدن با احساسات و عواطف و مقدسات و تاریخ و فرهنگ آن قوم است… و فحش و ناسزا به باور یک انسان، فحش به خانواده، قوم، قبیله و تاریخ اوست.(یثربی، تفسیر روز، ۳/۹۹۳)

همه‌ی اهل علم و منطق بر این اتفاق نظر دارند که دشنام دادن و اهانت کردن به باورهای یک انسان، نه تنها گرهی از  کار نمی‌گشاید، بلکه بیانگر کم فکری و کوته بینی فرد اهانت کنند می‌باشد و  واکنش سریع فرد اهانت شده را در پی خواهد داشت.

عدم اهانت به مقدسات دیگران در سیرت پیامبر -صلی الله علیه و علی آله و سلم-
در سیرت نورانی و فرامین پیامبر-صلی الله علیه و علی آله و سلم- نیز  نمونه‌هایی وجود دارد که ایشان به صاحبان دیگر باورها نیز ارزش و حرمت قائل شده‌اند.
رسول خدا-صلی الله علیه و علی آله و سلم- بعد از هجرت، وقتی در مدینه جای گرفتند و حکومت اسلامی را بنا نهادند، عهد نامه‌ای بین مسلمانان و یهودیان نوشتند، یکی از نکات بارز در این عهدنامه محترم دانستن عقائد و باورهای دینی یهودیان می‌باشد.

ابوزهره در تحلیل خود بر این عهدنامه در فرازی می‌نویسد: البته این یکپارچگی ملی آنان با حفظ دیانت آنان همراه است و احترام و آزادی عقائد در این پیمان مراعات می‌شود. (ابوزهره، ۲/۲۷۴)
علاوه بر آن، نبی رحمت -صلی الله علیه و علی آله و سلم- بخاطر اینکه مبادا شیرازه‌ی جامعه اسلامی از هم بگسلد و مردمان تازه مسلمان دچار گناه شوند، از برخی باورها و کارهای خوب دست کشیدند. که از آن نمونه می‌توان به تعمیر بیت الله الحرام اشاره کرد، آن حضرت -صلی الله علیه و علی آله و سلم- می‌خواستند بنای کعبه را بر اساس بنای ابراهیمی بنا کنند تا که دیوار حطیم جزو بیت الله شود و هم برای بیت الله دو درب شرقی و غربی بگذارند. اما با وجود علاقه وافر بدین کار، از انجام آن منصرف شدند و خطاب به حضرت عائشه-رضی الله عنها- فرمودند: دلم می‌خواهد بنای فعلی را در هم ریخته و کلا بر اساس زمان حضرت ابراهیم آن را بسازم، اما چون قوم عرب تازه مسلمان شده‌اند و برای اینکه از انهدام بیت الله شک و شبهه‌ای در دلهاشان وارد نشود، از اجرای تصمیم و اراده خویش خودداری می‌کنم.(عثمانی، ۶/۱۶۷)

دکتر محمد ابوزهره در باب پیمان پیامبر-صلی الله علیه و علی آله و سلم- که در شهر مدینه اجرایی شد، می‌نویسد: این پیمان احکامی را که بر مومنان حاکم بود به یهودیان و دیگر طوائف موجود در مدینه نیز تعمیم داد، بدین معنی که از همان حقوق و تکالیفی که مومنان از آن بهره‌مند بودند، برخوردار شوند. نه  در دینشان از آنان ممانعتی به عمل آید و نه بر سر اعتقادشان به آنها ستمی روا داشته شود. (ابوزهره، ۲/۲۶۸)

تاریخ‌دان معروف جهان غرب گوستاولوبون در مورد نبی رحمت-صلی الله علیه و علی آله و سلم- چنین می‌نویسد: محمد در حق یهودیان و مسیحیان بی‌نهایت روادار و اهل گذشت بود. هیچ یک از بنیانگذاران ادیان پیشین به ویژه یهودیت و مسیحیت مثل وی عمل نکرده‌اند. جانشینان وی نیز راه او را ادامه داده‌اند.(العاید۴۵)
بطور کلی در مورد پیروان سایر عقائد می‌توان چنین گفت: یکی از ابعاد مذهب در بینش اسلامی و نظام حقوقی مبتنی بر آن، بهره‌مندی آنان از حقوق فردی و اجتماعی و آزادی در انجام مراسم و تشریفات مذهبی است. مسلمانان از ابتدا این اصل را پذیرفتند و در روابط خود با پیروان دیگر مذاهب، آن را رعایت کردند. در معاهده‌ای که پس از فتح بیت المقدس بین امیرالمومنین عمر و مردم شهر منعقد شد آمده است: این عهدنامه شامل تامین‌هایی ست که عمر به اهل ایلیاء داده است. به آنها برای خودشان و کلیساها و صلیب‌هایشان امان داده است… کلیساهای آنان نباید تصرف و یا خراب گردد و چیزی از آنها و صلیب‌هایشان کم نشود و بر دینشان مجبور نشوند. هیچ کدام از آنها مورد آزار قرار نگیرد(قرآن و حقوق ۴۸۳)

جدای از مسلمانان، دانشمندان جهان غرب نیز به این قانون عادلانه اسلام اعتراف نموده و آن را می‌ستایند، مارسل بوازار در احترام به عقائد سایرین از نگاه اسلام می نویسد: … باید بپذیریم که اسلام دینی با تسامح است و حتی از این نیز فراتر رفته است، زیرا پیروان ادیان الهی پیشین را محترم می‌شمارد و حمایت می‌کند… تسامح بمعنی احترام به شخصی ست که از عقیده‌ای غیر از عقیده ما دفاع می‌کند نه بمعنی پذیرفتن آنچه مورد قبولمان نیست. با آن که قرآن کریم خطاها و انحرافاتی را که اهل کتاب در کتب آسمانی خود وارد کرده‌اند مرتبا یاد آور می‌شود مسلمانان را از بدگویی نسبت به گردآورندگان کتاب‌ها منع می‌کند(بوزار، ۱۶۳).

و یا لوتر وب ستوارد نویسنده آمریکایی نیز در مورد عملکر حضرت عمر-رضی الله عنه- و خلفای بعد از ایشان چنین می نویسد: عمربن خطاب حرمت اماکن مقدس مسیحیان را سخت پاس می‌داشت. جانشینان وی نیز رد او را دنبال کردند و هیچ گاه بر مسیحیان تنگ نگرفتند و به دسته‌های حاجیان مسیحی که همه ساله از گوشه و کنار جهان مسیحیت به بیت المقدس می‌آمدند، هیچ گزندی وارد نکردند.(ستوارد ۱/۱۳)

عدم اهانت به مقدسات از بُعد اجتماعی
زندگی خوب و زیستن در جامعه‌ای ایده‌آل خواسته‌ی همه افراد بشر است و انسان از دیرباز در صدد این بوده تا به هر نحو ممکن آن مدینه‌ی فاضله و شهر رویایی را برای خود بوجود آورد. تمام نبردها و خونریزی‌ها و جنگ و صلح‌ها همه و همه به نوعی برخاسته از همین خواسته انسان است.

با کنکاش در زندگی تمام رجال نامی اعم از خوشنام و بدنام می‌بینیم همه تلاش داشتند تا چنین بستری را برای نوع بشر پدید آوردند، گرچه افراد موفق بسیار کم و معدود بوده‌اند.
انسان برای پدید آوردن مدینه فاضله ناچار به همزیستی و در اجتماع زیستن شده است.
ارسطو می‌گوید: انسان طبعا برای زندگی سیاسی ساخته شده است، افراد حتی هنگامی که به یکدیگر نیازمند نباشند باز میل دارند که با هم زندگی کنند، پس زندگی خوب هدف اصلی اجتماع هست. (سیاست ارسطوص۱۱۶ )

همه اذعان داریم که سنگ بنای هر جامعه بر اساس مودت و اخوت می‌باشد، بدین شرح که جامعه‌ای می‌تواند برای شهروندان خود، بستری ایمن و شایسته فراهم آورد که افراد آن نسبت به یکدیگر اعتماد متقابل داشته و حرمت‌ها پاس داشته شود و اختلاف فرهنگ‌ها و قومیت‌ها وادیان دستمایه استهزاء و تمسخر قرار نگیرد. خداوند در سوره‌ی حجرات بعد از بیان اخوت بین اهل ایمان شش عامل از عوامل برهم زننده دوستی و وحدت را بر می‌شمارد که عبارتند از : مسخره کردن، عیب جویی کردن، لقب بد گذاشتن، گمان بد داشتن، غیبت کردن و تجسس کردن در کار دیگران.

در این آیات، استهزاء حرکتی غیراخلاقی و ناهنجارانه برشمرده شده است. بین اهانت و تمسخر تفاوت اندکی وجود دارد اهانت بمعنای باطل دانستن بر اساس یقین و آگاهی می باشد، در حالی که شخص مسخره کننده باور دارد آنچه را که می گوید غیر صحیح است.
حال چطور می‌توان پنداشت که باطل دانستن و یا اهانت به مقدسات دیگران عامل برهم زدن وحدت و دوستی نمی گردد و یا این که با وجود اهانت و استهزاء می‌توان وحدت را حفظ نمود؟! زهی خیال باطل.

از نگاهی دیگر یکی از ضروریات مدینه فاضله و آرمان شهر، احساس امنیت جانی و روانی انسان‌ها می‌باشد. بگونه‌ای که همه اقشار آن صلح و امنیت را در زندگی خویش مشاهده کنند.
جامعه و نهادی می‌تواند برای شهروندان خود کارساز و برای سایر جوامع الگو باشد که بتواند، از هر لحاظ بستری امن و آرام فراهم سازد تا وابستگان به آن، امنیت روحی، روانی و فردی را در زندگی خود حس کنند.

در تعریف احساس امنیت اینگونه گفته‌اند:
احساس امنیت فردی به این معناست که شهروندان بتوانند آزادانه جابه جا شوند، با همشهریان خود ارتباط برقرار کنند، و به فعالیت اجتماعی بپردازند، بدون اینکه با تهدید و یا با خشونت و آزار جسمی و روحی یا نابرابری جنسی مواجه شوند. (بیات، ۳۵).

اما اگر ورق برگردد و افراد و نهادهای مختلف جامعه به جای اینکه دست وحدت و همدلی بسوی یکدیگر دراز کنند، به باورها و اهدف یکدیگر خرده گیری نموده وسعی در باطل جلوه دادن یکدیگر داشته باشند، راه به جایی نخواهند برد. بلکه جامعه روز به روز به قهقهرا برگشته و با مشکلات عدیده ای روبرو خواهد شد.

نتیجه
اهانت به مقدسات نه تنها هیچ ثمره‌ی مفید و نتیجه‌ی امید بخشی ندارد، بلکه فرجامی جز تباهی برای افراد بشر و جامعه رقم نخواهد زد.
اهانت به مقدسات یکدیگر و تاختن به باورهای هم نوعان، شاید چند صباحی به کام برخی شود، اما بمثابه موریانه، نهاد و بنیاد جامعه را از درون تباه نموده و به ناگاه باعث می‌شود تمام معادلات عوض شده و همه چیز درهم ریخته و هرج و مرج، جای دوستی و وحدت را بگیرد.

تبعیض بین اقشار جامعه و اهانت به مقدسات، از اصلی‌ترین عوامل زوال هر دولت و حکومت در طول تاریخ بوده است.
وقتی که یک شهروند ببیند افراد و کسان همطراز او  بدون اینکه هیچ وجه ترجیحی نسبت به‌او داشته باشند، از امکانات رفاهی بهتر برخوردار می‌باشند، قطعا نسبت به نظام و دولت حاکم بدگمان خواهند شد.

اگر برای کسی ثابت شود که افراد هم ردیف او بدون اینکه هیچ وجه تمایزی نسبت به او دارا باشند، از امتیازهای خاص استفاده می‌کنند، این برخورد را تحقیر آمیز دانسته، باعث سرشکستگی و دلسردی او می‌شود.
در یک جامعه عادل، هیچ کس نباید خود را در حفاظ امنیتی تصور کند و از آنجا به باورها و مقدسات دیگران بتازد و یا با افترا و تهمت، حیثیت قومی، دینی و ملی دیگران را جریحه دارد کند.
در پایان باید یادآور شوم که اهانت به مقدسات، ثمره‌ای جز تفرقه، اختلاف، کینه توزی و آب در آسیاب دشمن ریختن نخواهد داشت.

منابع:
۱-ابوزهره، محمد، خاتم پیامبران، مترجم:‌حسین صابری، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۰
۲- العاید، صالح بن حسین، حقوق غیر مسلمانان در کشورهای اسلامی، ترجمه: ‌داود نارویی، تهران، احسان، چاپ اول، ۱۳۸۶
۳- انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱
۴- بوزار، مارسل، انسان دوستی در اسلام، مترجم: غلامحسین یوسفی، تهران، توس، ۱۳۶۲
۵- بیات، بهرام، جامعه شناسی احساس و امنیت، تهران، امیرکبیر، چاپ اول،۱۳۸۸
۶- پاد، ابراهیم، حقوق کیفری اختصاصی ( جرایم علیه اشخاص) انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۴۷ ص ۴۹۳٫
۷- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷،
۸- عباس نژاد، محسن، با همکااران، قرآن  حقوق، بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، مشهد، نشر شهر، ۱۳۸۹
۹- عثمانی، محمد شفیع، معارف القرآن، مترجم:‌سید محمد یوسف حسین پور، تربت جام، شیخ الاسلام، ۱۳۸۱
۱۰- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، با همکاران، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱
۱۱- موسوی، شهاب الدین، امنیت و معنویت، تهران، احسان، ۱۳۹۰
۱۲- یثربی، یحیی، تفسیر روز، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹
۱۳- یثربی، یحیی، مقدمه ای بر فلسفه سیاست در اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۷،
۱۴- وب ستوارد، لوتر، حاضر العالم الاسلامی، ترجمه: عجاج نویهض، بیروت، دارالفکر، چاپ۳، ۱۹۷۱


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + چهار =