به زبان مردم !

  • توسط کتایون محمودی
  • ۱۱ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۴۵ بازدید
  • ۰
5455888 - به زبان مردم !


نویسنده: کتایون محمودی

وقتی دولتی چنان از ملتش غافل می شود که برای رساندن صدای اعتراض ، باید به خیابان آمد ؛ یعنی : آن دولت کر است و عمدا
نمی خواهد بشنود !

مسئولین کر را باید با حرکت های خیابانی و گاه رادیکال، به خود متوجه کرد . پیدایش نمودهایی چنین برای اظهار وجود و فهماندن مقصود در قرن بیست و یک ، البته کمی غریب است؛ ولی حرکتی ناگزیر و از سر استیصال است که گاه آخرین خوان برای جلب توجه است…

این گنگی زبان و نامفهومی کلمات و دور زدن جملات و پیچاندن آن، نوعی کلافگی را در مردم ایجاد کرده است که می شود چنین تعبیرش کرد که : ملت ، زبان دولت را نمی فهمد!

نامفهومی زبان متولیان و مجریان و قانع نکردن مردم، از عواملی است تا مردم با زبان خودشان، مشکلاتشان را تفهیم کنند ونمی توان انتظار داشت که زبان میلیونی ، یک زبان عجیب باشد.

اعتراض مردم ، دگم نیست ، پیچیده و بی معنی نیست ، احتیاجی هم به تحلیل و تفسیر ندارد؛ مردم : گرسنه اند!

مردم بیکارند….

مردم از تبعیض و بی توجهی ، از بی عدالتی و از بیداد فقر ، دادشان درآمده و به نمود خیابانی متوسل شده اند!

چرا باید صدای این اعتراض خیابانی باشد؟ چون این درد مشترک را باید فریاد زد!

این همدردی عمومی و بازتاب پرشور و دست به دست شدنش در فضای مجازی ، معنایش این است که خواسته ، عمومی است …

بین هرخانواده ایرانی ، چند جوان بیکار وجود دارد که دیگر رمق و حتی کورسوی امیدی به دل ندارند، سن ازدواج بخاطر مسائل اقتصادی ، بالا رفته و فساد در جامعه بیداد می کند.

موج بلند نارضایتی مردم از وضع موجود ، زمانی توفنده تر شد که دولت دایم مدعی تک رقمی کردن تورم است و این ادعا ، هیچ تغییری در قیمت ها و وضع حال مردم ایجاد نکرده است .

قیمت ها لحظه ای قد می کشندو مخارج با دلار حساب می شود و مردم بی نوا حقوق و دست مزد و درآمدشان ، ریال است ..

این فاصله نجومی ، وضع خراب بازار و حقوق های کم ،‌جان مردم را به لب رسانده و مجبورشان کرد تا به خیابان بیایند…

تبعیض در استخدام ها و نبود سرمایه برای شغل های غیر دولتی ، سودهای سرسام آور بانک ها برای وام های سرمایه گذاری، نبود امنیت شغلی … همه دست در دست هم داده اند تا مردم یک صدا بگویند:

فکری به حال ما کنید……فکری برای جوانان، برای زنان، برای نخبگان ….چقدر می توان به وعده گول خورد، چقدر آستانه صبر این ملت، عمیق است؟ با این مملکت چهارفصل و این همه ثروت و منابع و نفت، چرا صاحبان و ساکنان این سرزمین باید گرسنه باشند؟

از مردمی که گرسنه اند و بیکار و بی شغل و سرمایه؛ نمی توان انتظار ایمانداری داشت، رابطه ی این دو تنگاتنگ است، وقتی امام علی می فرماید؛ فقر که از در وارد شود ، ایمان از پنجره بیرون می رود؛ بیهوده نیست ….شما زمینه ی رفاه را فراهم کنید ، تا مسجدها پر شوند ،با شکم گرسنه ، انسان نه تنها خدا که خودش را از یاد می برد ….آبادی مسجدها ، در گروه آبادی و آسایش مردم است…

با طرح عفاف ، با طرح کلاس توجیهی حجاب ، با طرح راهیان نور و جشنواره و همایش برای مذهب شناسی و حتی قرآن پژوهی ،
نمی توان مردم را دیندار کرد …..دینی که ارمغانش : زندگی انسانی ، احترام ایمانی و سلوک رحمانی باشد ؛ احتیاجی به تحمیل ندارد ، فوج فوج مردم به آن می گرایند …

دنیای مردم را بسازید ، تا آخرت را خودشان بسازند ….

بهشت اجباری ، جهنم است….

گرسنگان را در یابید …

ناپلئون می گوید ؛ من از قیام گرسنگان ، بیشتر از توان ارتش ها ، بیم دارم ……

لطفا صدای مردم را بشنوید !


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + دوازده =