جایگاه آزادی بیان در فرهنگ اسلام

782782787222 - جایگاه آزادی بیان در فرهنگ اسلام


نویسنده‏: دکتر راغب السرجانی

ترجمه: عبدالرحیم مرجانی

آزادی بیان در فرهنگ و تمدن اسلام از حقوق و اختیارات بدیهی و مسلّم هر فرد به شمار می آید. در تمدن اسلامی هر فرد این حق را دارد که در مسائل فردی و اجتماعی رأی و نظریه‌ای را که درست و صواب تشخیص می‌دهد اختیار نموده و آن را در جامعه بیان کند. به عبارت دیگر در تمدن اسلامی هر شخص در بیان افکار، احساسات و عقاید خویش آزاد است. البته این آزادی بیان منوط بر این است که تضییع حقوق دیگران را در پی نداشته باشد.

آزادی بیان حق شرعی هر مسلمان است

آزادی بیان در فرهنگ و تمدن اسلامی از حقوق ثابت و اولیه هر مسلمان است، زیرا شریعت اسلام به این حق اذعان نموده و آن را به رسمیت شناخته است، و هر چیزی که از سوی شریعت اسلام برای افراد جامعه ثابت شده باشد هیچ فردی نمی تواند آن را نقض و سلب نموده و یا اینکه در صدد انکار آن بر آید.

آزادی بیان علاوه از اینکه از حقوق فردی است، جزو وظایف مسلمانان نیز به شمار می رود، چه آنکه خداوند متعال نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف مسلمانان قرار داده است و عمل به این وظیفه شرعی بدون برخورداری از حق آزادی بیان امکان پذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر آزادی بیان وسیله ای است برای اقامۀ واجبی همچون امر به معروف و نهی از منکر و هر آنچه که عمل بر واجب منوط بر آن باشد آن وسیله نیز واجب است.

دین اسلام آزادی بیان و عقیده را در تمام امور دنیوی، اعم از فردی و اجتماعی، جایز قرار داده است. نظرخواهی پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم- از حضرت سعد بن معاذ و سعد بن عباده- رضی الله عنهما- در موضوع مصالحه با قبیله غطفان بر یک سوم محصول مدینه نمونه بارزی از آزادی بیان و اظهار نظر در اسلام است.

782782787222 263x300 - جایگاه آزادی بیان در فرهنگ اسلاماین روایت در المعجم الکبیر طبرانی اینگونه آمده است: عن أبی هریره  قال: جاء الحارث الغطفانی إلى النبی  فقال: یا محمد، شاطرنا تمر المدینه. قال: “حَتَّى أَسْتَأْمِرَ السُّعُودَ”. فبعث إلى سعد بن معاذ، وسعد بن عباده، وسعد بن الربیع، وسعد بن خیثمه، وسعد بن مسعود ، فقال: “إِنِّی قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ الْعَرَبَ قَدْ رَمَتْکُمْ عَنْ قَوْسٍ وَاحِدَهٍ، وَأَنَّ الْـحَارِثَ یَسْأَلُکُمْ أَنْ تُشَاطِرُوهُ تَمْرَ الْـمَدِینَهِ، فَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَدْفَعُوا إِلَیْهِ عَامَکُمْ هَذَا حَتَّى تَنْظُرُوا فِی أَمْرِکُمْ بَعْدُ”. قالوا: یا رسول الله، أوحیٌ من السماء فالتسلیم لأمر الله، أو عن رأیک أو هواک، فرأینا تبع لهواک ورأیک؟ فإن کنت إنما ترید الإبقاء علینا؛ فوالله! لقد رأیتنا وإیاهم على سواء ما ینالون منا تمره إلا بشرى أو قرى [رواه الطبرانی، المعجم الکبیر (۵۴۱۶)، زاد المعاد ۳/ ۲۴۰]

حضرت ابوهریره- رضی الله عنه- می فرماید: یک کشاورز غطفانی نزد پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم- آمد و عرض کرد: ای محمد، ما را در خرمای مدینه شریک کن.

آن حضرت- صلی الله علیه وسلم- فرمود: باید با سعود (جمع سعد) مشورت کنم.

سپس سعد بن معاذ، سعد بن عباده، سعد بن ربیع، سعد بن خیثمه، و سعد بن مسعود را فرا خواند و خطاب به آنها فرمود: من می دانم که قوم عرب شما را به صورت متحد و یکپارچه قرار داده است. این کشاورز آمده و خواستار شراکت در خرمای مدینه از سوی شماست. با یک‌دیگر مشورت نمایید، اگر می خواهید محصول امسال خود را به او بدهید.

آنها عرض کردند: ای پیامبر خدا! اگر این موضوع وحی آسمانی است ما تسلیم دستور خدا هستیم و نیز اگر نظر و خواسته شما بر این است خواسته و نظر ما تابع خواسته شماست، اما اگر می خواهید مصالح ما را نیز در نظر بگیرید، سهم ما و آنها را در این محصول مساوی و برابر قرار بدهید. و هیچ چیزی از سوی ما به آنها نمی رسد مگر با خرید یا مهمانی.

امر به معروف و نهی از منکر

از جمله آیاتی که در موضوع نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر آمده است، آیه ۷۱ سوره توبه است که می فرماید: «وَالْـمُؤْمِنُونَ وَالْـمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْـمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْـمُنْکَرِ» [التوبه: ۷۱]

(مردان مومن و زنان مومن بعضی از آنها دوستان بعضی دیگراند؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.) همچنین پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم- می‌فرمایند: «”الدِّینُ النَّصِیحَهُ”. قلنا: لمن یا رسول الله؟ قال: “للهِ وَلِکِتَابِهِ، وَلِرَسُولِهِ، وَلأَئِمَّهِ الْـمُسْلِمِینَ، وَعَامَّتِهِمْ”» [أبوداود (۴۹۴۴)، نسائی (۴۱۹۷)، احمد (۱۶۹۸۲)]

(دین خیرخواهی است. [صحابه می‌گویند:] ما گفتیم: خیرخواهی برای چه کسی ای پیامبر خدا؟

[پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم-] فرمود: برای خدا، کتاب خدا، رسول خدا، حکام مسلمان، و عموم مسلمانان.)

امام نووی- رحمه الله- در تشریح این حدیث می فرماید «وأمَّا النصیحه لأئمه المسلمین فمعاونتهم على الحقِّ، وطاعتهم فیه، وأمرهم به، ونهیهم عن مخالفته، وتذکیرهم برفق، وإعلامهم بما غفلوا عنه ولم یبلغهم من حقوق المسلمین» [المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج ۲/ ۳۸]

(مراد از خیرخواهی در حق حکام مسلمان حمایت از آنها در مسیر حق، توصیه آنان به حق و حقیقت و پیروی از مسیر حق، و نیز تذکر آنها در صورت انحراف از مسیر حق و بی توجهی نسبت به حقوق مسلمانان.)

پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم- نیز بارها به موضوع گفتن سخن حق در مقابل کج‏روی‌‏های حکام تاکید و توصیه نموده و می فرمایند: «لا یَمْنَعَنَّ رَجُلاً هَیْبَهُ النَّاسِ أَنْ یَقُولَ بِحَقٍّ إِذَا عَلِمَهُ» [ترمذی (۲۱۹۱)، ابن ماجه (۳۹۹۷)]

(هیبت و جایگاه افراد مانع گفتن سخن حقی که از آن مطلع هستید نشود.)

هم‌چنین می فرمایند: «أَفْضَلُ الْجِهَادِ کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ» [ترمذی (۲۱۷۴)، ابوداوود (۴۳۴۴)، نسائی (۴۲۰۹)، ابن ماجه (۴۰۱۱)]

(گفتن سخن حق در مقابل حاکم ظالم بالاترین جهاد است.)

لذا اجرای واجب امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مستلزم آزادی بیان است. وجوب وظیفه امر به معروف و نهی از منکر از سوی خداوند متعال بر بندگان به معنای برخورداری افراد جامعه از آزادی بیان برای تبلیغ معروفات و ممانعت از منکرات در جامعه می باشد. هم‌چنین زمانی یک فرد می تواند حاکم را در مراحل مختلف مشاوره دهد و یا در صورت انحراف از مسیر درست به او تذکر دهد که از آزادی بیان و اظهارنظر برخوردار باشد.

صفحات زرین تاریخ اسلامی نمونه های بارزی از حق آزادی بیان را در خود ثبت نموده است؛ اظهار نظر شخصی حضرت حباب بن منذر- رضی الله عنه- در غزوه بدر، آن هم مغایر با رأی نظر پیامبر اکرم- صلی الله علیه وسلم- و پذیرش نظریه وی از سوی آن حضرت- صلی الله علیه وسلم-، همچنین اظهار نظر برخی از صحابه در واقعه افک، که در نهایت با اعلام پاکی و برائت حضرت عائشه- رضی الله عنه- از سوی خداوند متعال یایان یافت، و مواردی از این قبیل، مصادیق بارزی از حق آزادی بیان و اظهار رأی و نظر در بین مسلمانان صدر اسلام و بالتبع در فرهنگ و تمدن اسلامی هستند.

نکته دیگری که در موضوع آزادی بیان باید مورد توجه قرار گیرد این است که وقتی آزادی بیان و اظهارنظر از حقوق مسلم و شرعی فرد به شمار می‌رود، پس هیچ فردی در جامعه اسلامی نباید به خاطر بیان نظریه و عقیده خویش مورد آزار و اذیت قرار گیرد، زیرا او در واقع اقدام به کاری نموده که شریعت اسلام به او اجازه داده است.

برای تفهیم بهتر این موضوع توجه به واقعه حضرت عمر- رضی الله عنه- ضروری است؛ روزی سیدنا عمر- رضی الله عنه- بر روی منبر در مورد مهریه زنان سخن می گفت. زنی بلند شد و نظریه ایشان را رد کرد. حضرت عمر- رضی الله عنه- نه تنها مانع اظهار نظر وی نشد و او را مورد مذمت قرار نداد، بلکه با اذعان به صحت سخنان آن زن، در کمال جرأت اعلام کرد: «أصابت امرأه و أخطأ عمر» زن درست گفت و عمر اشتباه کرد.

امانت و صداقت در اظهار نظر

از سوی دیگر وقتی شریعت اسلام آزادی بیان و اظهار نظر در امور مختلف را جزو حقوق مسلمانان قرار داده است، مسلمانان نیز باید از این امتیاز به بهترین صورت و با رعایت موازین انسانی و اخلاقی استفاده کرده و در اظهار نظر و بیان عقاید و نظریات خویش امانت و صداقت را رعایت نمایند؛ هر آن چیزی که حق و درست است را بر زبان بیاورد، حتی اگر بیان سخن حق به ضررش تمام شود، زیرا هدف اصلی آزادی بیان نشر حقایق و رساندن آن به دیگران است.

همچنین فرد مسلمان در اظهار نظر خود باید انگیزۀ خیر و نیکی داشته باشد، نه اینکه از حق آزادی بیان اهداف نامناسبی همچون ریا، تظاهر، حق جلوه دادن باطل، محروم کردن دیگران از حقوقشان، بزرگ جلوه دادن اشتباهات دیگران، بی توجهی به خدمات آنان و ….. را دنبال کند.

لذا اگر آزادی بیان، که در شریعت و تمدن اسلام از جایگاه ویژه و مهمی برخوردار است، طبق موازین شرعی انجام گیرد می تواند بهترین پله ترقی و پیشرفت در تمام مراحل فردی و اجتماعی باشد و موجبات شکوفایی یک جامعه سالم و مدینه فاضله را فراهم نماید.

منبع: سنی آنلاین


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × یک =