خدا در سوره‌ی فاتحه از ما چه می‌خواهد؟

37 - خدا در سوره‌ی فاتحه از ما چه می‌خواهد؟


نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (۱) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۲) الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (۳) مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (۵) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ (۷)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ (به یاری نام خدای بخشنده و مهربان)

شروع سوره‌ی فاتحه و تمام سوره‌های قرآن با «بسم الله»، این پیام را می‌رساند که هر کار را با «بِسْمِ اللَّهِ» شروع کنیم. سرلوحه‌ی کار تمام انبیا و ائمه‌ی دین «بِسْمِ اللَّهِ» بوده است. ذکر نام دیگران رمز کفر و نشانه‌ی شرک است.

اینکه برخی هنگام بلند شدن یا ابتدای کار «یا فلان» می گویند با «بِسْمِ اللَّهِ» که سرآغاز هر کار با آن رمز توحید است، منافات دارد.

﴿ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾؛ (تمام ستایش و سپاس برای خدا، پرودگار جهانیان) این آیه از ما می‌خواهد که همیشه «الْحَمْدُ لِلَّهِ» بگوییم و به مدح و شکر خدا بپردازیم. «الحمد لله» بهترین نوع شکر است. شروع سوره‌ی فاتحه و بسیاری از سوره‌های دیگر با «الحمد لله» بندگان را از مداحی بندگان برای بندگان به مداحی خدا می‌طلبد. متأسفانه امروز بشر به مدّاحی کسانی می‌پردازد که آنان همه‌ی عمر مدّاح خدا بودند. این کار با این آیه منافات دارد.

دلیل بر این‌که تمام محامد از آنِ اوست، این است که او «ربّ العالمین» است؛ یعنی آفریننده و پرورش دهنده‌ی تمام جهانیان است، بر خلاف دیگران حتی انبیا.

حمد را با تو نسبتی است درست // بر در هر که رفت بر در تُست

«ربّ العالمین» این پیام را به ما می‌رساند که ما و تمام موجودات عالَم مربوب او تعالىٰ هستیم، باید در پدیده های پروردگار تفکر و تامل کنیم تا نهایت امر به ربوبیت او تعالی باور کنیم.

﴿الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ﴾؛ این درس را به ما می‌دهد که همه نعمت هایی که ما داریم و حتی وجود ما خود از ناحیه ی لطف و رحمت عامه و فراگیر  او تعالىٰ است. نعمت های بیشمار و مستمر او که اثر مهربانی او تعالی است، دومین دلیل است بر اینکه به صورت مستمر و بیشمار فقط باید به حمد و مداحی او بپردازیم.

﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾؛ (مالک روز کیفر و پاداش) این درس را به ما می‌دهد که از روز حساب و بهشت و دوزخ غافل نباشیم و بدانیم پادشاهی در آن روز فقط از آنِ خداست؛ از این رو پادشاهان دنیا و ائمه‌ی دین هیچ کاری نمی‌توانند برای ما انجام بدهند. این آیه‌ی کریمه با این سخن افراطی‌ها که فلان امام ما را به بهشت می‌برد و کلیددار و متصرف بهشت، ائمه هستند، منافات دارد.

﴿إِیَّاکَ نَعْبُدُ﴾؛ (تنها ترا بندگی می کنیم) این آیه از ما می‌خواهد که عبادت؛ یعنی غایت فروتنی با محبت تمام مختص خداست؛ پس نبایدت بنده‌ی هوىٰ و هوس خود یا زر و زور دیگران نباشیم و از ما می‌خواهد که از شرک دور باشیم. افراط در تعظیم و اجلال بزرگان دینی به صورت سجده بر قبور آنان و… با «إیَّاکَ نعبدُ» منافات دارد. ریا کاری در عبادت با «إیاکَ نعبدُ» منافات دارد؛ زیرا بندگی تنها برای خداست، نه نشان دادن به دیگران.

﴿وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ﴾؛ (تنها از تو کمک می خواهیم) از ما می‌خواهد که  در هر چیز تنها از خدا کمک بخواهیم نه از ائمه و بزرگان دین. «إیاکَ نستعین» به ما این درس را می‌دهد که ما  همگی حتی انبیا، ائمه و اولیای دین بدون از معونت خداوند هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم؛ چون ضعیف هستیم و حول و قوه‌ی ما راه به جایی نمی‌برد. با «إِیاکَ نستعین» غرور و تکبر را از خود دفع کنیم؛ زیرا هر کار خیری که ما انجام دادیم، به معونت خدا بوده است نه کمال ذاتی ما. استمداد از ائمه‌ی دین با جملاتی هم‌چون ”یا فلان أدرکنی“ با «إِیاکَ نستعین» کاملاً تضاد دارد.

«إِیاکَ نعبدُ» به ما این درس را می‌دهد که ما مجبور محض نیستیم و «إِیاکَ نستعین» این را می‌رساند که همه چیز به ما مفوَّض نشده و ما مختار مستقل نیستیم.

تقدیم «إِیاکَ نعبدُ» بر «إِیاکَ نستعین» این را می رساند که هدف از خلقت ما عبادت است و استعانت از او وسیله برای عبادت است.

سه آیه‌ی اوّل فاتحه که با اسلوب غیبت و آیات بعدی با اسلوب خطاب بیان شده، بیانگر این است که علم خداشناسی پیش از نزول قران و معرفی خدا از ما غایب است و بشر با عقل خود نمی‌تواند خدا و صفات او تعالىٰ را بشناسد؛ از این رو خداوند خود را با اسلوب غایب معرفی می‌کند و سپس از ما می خواهد تا مستقیم با او صحبت کنیم، یعنی باید به تفکر در صفات او تعالی و آفریده هایش بپردازیم تا  خداشناسی ما چنان رشد کند که خود را در محضر خدا و نزدیک به او بدانیم و مستقیم و بدون واسطه خطاب به او بگوییم: ﴿إیاک نعبد و إیاک نستعین ٭ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ﴾.

این سوره آداب دعا را به ما می‌آموزد که نخست به ذکر اسما و صفات خدا بپردازیم، سپس دعا کنیم و مستقیم بدون واسطه‌ی ائمه و بزرگان دین، حاجات خود را از الله تعالىٰ بخواهیم.

37 300x226 - خدا در سوره‌ی فاتحه از ما چه می‌خواهد؟این سوره شیوه‌ی صحیح توسل را به ما می‌آموزاند که با توسل به ذکر خدا  و عبادت او  دعا کنیم.

﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ﴾؛ (ما را به راه راست هدایت کن) این را می‌رساند که مهم‌ترین خواسته‌ی انسان درخواست صراط مستقیم است و در سایه‌ی آن، سایر خواسته‌های بشر به طفیل آن برآورده می‌شود.

تکرار این آیه در شبانه‌روز با آن‌که مسلمان هستیم، بیانگر این مطلب است که توفیق به هدایت و ازدیاد و استمرار هدایت بدون اعانت خدا میسر نیست؛ زیرا بشر مالک کوچک‌ترین نفع و ضرر خود نیست. هر لحظه امکان است که بشر از هدایت برگردانده شود؛از این‌جاست که به ما تعلیم داده بگوییم: ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ﴾ [آل عمران: ۸]؛

﴿صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ﴾؛ (راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای) این آیه مصداق صراط مستقیم را مشخص کرده است و این پیام را به ما می‌دهد که الگوی شما در صراط مستقیم کسانی‌اند که خداوند به آن‌ها نعمت داده است و آنان را در سوره‌ی نساء به تفصیل بیان داشته است: ﴿وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا﴾ [النساء: ۶۹]. وصف جامع در این گروه، علم به حق (ایمان)و عمل صالح است. کسانی که این دو وصف یا یکی از آن دو را ندارند، بر صراط مستقیم نیستند.

﴿غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ﴾؛ (غیر از خشم شدگان و گمراهان) «مغضوب علیهم» آنان‌اند که حق را می‌دانند، ولی بنا بر عناد و اغراض دنیوی و سیاسی عمل نمی‌کنند. وصف بارز یهود همین بود.

«ضالّین» کسانی هستند که حق را نمی‌دانند. وصف بارز نصارا همین بود.

نمونه‌ی مغضوب علیهم در امت اسلامی:

روحانیونی که حق را می‌دانند و به خاطر اغراض مادی و سیاسی و… آن را کتمان می‌کنند و به بهانه‌های متعدد و تأویلات بارده از حق فرار می‌کنند، نمونه‌ی بارز «مغضوب علیهم» هستند.

نمونه‌ی ضالین در امت اسلامی:

مردمی که با انواع خرافات و بدعات شرک‌آمیز مبتلا هستند و فکر می‌کنند که دینداری همین است و خدا از این کارهای ما راضی می‌شود، ﴿وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا﴾ [کهف: ۱۰۴]، نمونه‌ی بارز «ضالّین» هستند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 16 =