زلزله و خرافات

tabyeen.com

tabyeen.com

نویسنده: دکتر جلال جلالی زاده

در قرآن سوره ای به نام زلزله نازل شده است و کاش مسلمانان یک بار این سوره را تلاوت می کردند و می دانستند که مفاهیم و محتوای این سوره چیست؟ و برخلاف روحیه خرافه پروری مسلمانان چه ادله ای در این سوره بر اهمیت مقوله علت و معلول وجود دارد.

از عوامل خرافه پروری در میان مسلمانان و یا دیگر ملت ها غلبه تنبلی و راحت طلبی و عدم پیگیری قانون علت و معلول و یا اسباب و مسببات است.

برای فهم درست هر موضوعی و یا بررسی هر پدیده دینی و یا حادثه تاریخی باید به نزدیکترین و مطمئن‌ترین منبع و یا فرد مورد اعتماد مراجعه کرد.

عدم درک درست پیام و یا خطاب موسس یک مکتب و یا یک روش فکری موجب تلقی‌های نادرستی از آن می شود. همان در دو بیماریی که امروز مسلمین به آن مبتلا گشته اند و برداشت ها و تصورات واهی آنان به حساب اسلام نوشته می شود.

به نظر نگارنده تمام اهمیت اسلام در آن است که انسان ها را از منجلاب خرافات و انتساب حوادث به غیر عوامل اصلی آن ها نجات داد. چون جامعه ی جاهلی درگیر تطیر وتشاوم بود وتعیین سرنوشت خودرا در پرواز پرنده ازسمت راست یا چپ قرار داده بود.
با ظهور اسلام در منطقه عقب مانده ی عربستان که یک پدیده خارق العاده بود و پیامبر می توانست از آن به نفع خویش استفاده نماید، اما چون رسالت او ضد این جهل پرستی وخرفه پروری بود ،هرگز نه به خود ونه به پیروانش اجازه نداد که ازاین ابزار نادرست استفاده شود.

داستان خورشید گرفتگی مقارن با وفات فر زندش ابراهیم که مردمان ساده دل آن را همدردی طبیعت با حضرت می دانستند ،به شدت از سوی حضرت رد شد وآن را یک مسأله ی طبیعی دانست که ارتباطی با تولد ومرگ کسی ندارد. در زندگی مانند هر انسان عادی زندگی می کرد هرگز نگفت به محض خواندن دورکعت نماز باران سکه های طلا از آسمان نازل می شود ویا با خواندن دعا اسراییل فورا نابود می گردد. در هنگام حمله قریش لباس رزم پوشید چون می دانست که در جنگ اگر مقاومت نکنی اسیر ویا کشته می شوی.ازدواج نمود چون می دانست که ادامه زندگی و تداوم حیات بدون آن ممکن نیست.
خانواده و یاران را براین روش پرورش داد.هنگامی که حضرت عایشه حدیثی را شنید که پیامبر (ص) خانه ،اسب وزن را نحس دانسته است،فورا برآشفت گفت: این دروغ است وپیامبر فرمود :خدا لعنت کند یهودیان را که اینگونه می گفتند. داستان قطع درخت ذات انواع از سوی عمر فا روق ومنع ازبدعت ،توسل وتبرک جستن از سنگ ودرخت واشیای بی جان ومردگان ویا نرفتن به شام در هنگام وجود طاعون ویا فراراز جلو دیوار ترک خورده دلیلی بر اهتمام به سبب و مسبب است. هنگامی که از دور شدن از کنار دیوار می پرسند،درپاسخ می گوید: ازقدری به سوی قدر دیگری می روم. یعنی جهان ،جهان علت ومعلول است. هنگامی که پیامبر از پیرزنی که مشغول نخ ریسی بود می پرسد،چگونه پی به وجود خدا بردی؟ دستش را از تاب دادن دوک بر می دارد ودوک از حرکت می ایستد.پیرزن می گوید :هنگامی که دوکی به این کوچکی با توقف حرکت دست من از حرکت باز می ایستد .هستی با این عظمت چگونه می تواند محرکی نداشته باشد.؟ پیامبر فرمود بر شما باد دین پیر زنان .که متاسفانه باز هم از این فرموده برداشت معکوس شده است.

بنابراین اگر به زمین ودیگر موجودات به عنوان پدیده ای بنگریم که دارای وظیفه و عملکرد خاصی است قطعا در حرکت و فعالیت دچار کنش ها واکنش هایی می شود .نباید تقصیر ضعف ها وناتوانی های خودرا به گردن آن بیندازیم .نه زمین مقصر است ونه زلزله .ما مقصریم که سهل انگاریم پس از سال ها و شنیدن اخبار فراوان نتوانسته ایم خانه هایی را بساژیم که در مقابل حرکات زمین تاب مقاومت داشته باشند.
درهمین سوره ی زلزله که حوادث پایان عمر زمین را بیان می کند ،هرگز نگفته زلزله نتیجه عملکرد انسان هاست ،بلکه برعکس گفته که انسان مسؤول اعمال خویش است .کارنیک،پاداش نیک.وکار بد پاداش بد را دارد.از وسایل ومواد پیشرفته برای ساختن خانه استفاده کن که اگر ده ها زلزله اتفاق بیفتد ،هیچ خسارتی نمی بینی،هرچند بودایی وبت پرست باشی.واگر از مصالح مرغوب وتکنیک های روز وعلمی استفاده نکنی با کوچکترین حرکت خانه ات فرو می ریزد هرچند در مکه و مدینه باشد.مگر تا حال چندین بار مسجد الحرام ومسجد النبی آتش نگرفته اند؟ علتش چی بوده ؟ چون آتش چوب را می سوزاند اگر شرایط فراهم باشد،در هر جایی که باشد.

پس نه زلزله را مایه عذاب بدانیم ونه سیل و طوفان و نه آتش فشان، بلکه زلزله ی بزرگ ناآگاهی ،جهالت و خرافاتی بودن ماست که برخلاف دلالت این همه نصوص و تاکید بر تحکیم قانون علت و معلول بر کل هستی و استفاده از چراغ علم ،هنوز ما به مردگان وجمادات وحتی گاهی حیوانات برای حل مشکلات خودمان متوسل می شویم وآنان را شافی، کافی و ناجی خود می دانیم.زلزله ی ویرانگر جهالت وبی رحمی ماست که در خانه خدا نمازگزاران را به خاک وخون می کشیم.

زلزله تکان های شدید زمین نیست که در هر موجودی طبیعی است، زلزله وجود انسان ها و حکومت هایی است که با اشاعه ی جهل وخرافه وتضییع حقوق مردم ،آنان را در محرومیت نگه می دارند وبه نیمی از جمعیت یعنی زنان توجه نمی کنند وحق رانندگی نمی دهند.

آری امروز ما به زلزله نیاز داریم ،امانه زلزله ی ویرانگر خانه های کم استحکام روستایی و عشایری طبقات ضعیف و محروم. بلکه زلزله ای که دل های مارا تکان دهد رذایل اخلاقی را از آن بیرون بریزد و روان های مارا برآشوبد تا افکار و اندیشه هایمان را تغییر دهد و اذهانمان را از نگاه های منفی به دیگران پاکسازی نماید.

/

  • برچسب ها
  • *نماینده مردم سنندج، دیواندره و کامیاران در مجلس ششم *تنها عضو اهل سنت شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی *استاد دانشگاه تهران *دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد *عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    9 + 7 =