صدای رسای مردم به گوش سنگین مسئولان رسید!

  • توسط کتایون محمودی
  • ۱۱ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۳۸ بازدید
  • ۰
زلزله


نویسنده: کتایون محمودی

این صدا ، چنانی بم و بلند بود که حتی رسانه ی تک صدا هم مجبور شد اعتراف کند که این فریاد را شنیده و حالا باید به فکر همفکری برای عبور از بحران بود .

نام این تحرک و این اعتراض را هرکه می خواهد ، هرچه بگذارد ؛ ولی چیزی که نمی شود انکارش کرد ،‌این است که مردم مطالبه دارند و برای برآوردن آن ، مجبور شدند به خیابان بیایند…

تجمع و درخواست برای اعاده ی حقوق  کش رفته و مورد غفلت واقع شده ، حق مردم است ، مردم حق دارند با زبان خودشان حرف بزنند، حتی در کف خیابان !

مردم در وضع نابسامان اقتصادی ، در محاصره مشکلات و غرق تورم و بیکاری اند….مردم فقر را لمس می کنند،،در بهای گزاف اجاره خانه ، در قیمت پرنوسان اقلام خوراکی ، در مخارج سنگین زندگی ، حتی یک زندگی عادی…..

مردم زیر خط فقر زندگی می کنند ، طبقه متوسط هم حالا چند سالی است که بنیه ی مالی شان ، ضعیف شده و می شود به وضوح دید که غیر از چند درصد ، همه فقیرند و این اکثریت را تشکیل می دهد …

اکثریتی که مطالبه و خواسته اش را از طریق قانونی و حق مدنی هم دنبال کرد ، رای داد، نمایندگانش را به مجلس فرستاد ؛ ولی ظاهرا منتخبین آن ها ، یادشان رفته مردم گرسنه اند ، بیکارند و از پس مخارج بر نمی آیند .

مدت ها ست که دولت امید ، مایوس شان کرده ، هیچ نشان از امیدواری میان مردم نیست ، چون آنچه می بینند نه وعده هایی است که شنیده بودند.

کلید های جادویی گشایش، نه تنها قفلی را بازنکرد که خود ، گره کوری شدند که حالا نه با دست باز می شود و نه با دندان !

تورم ، چون اختاپوسی با بازوهای قوی گلوی ضعیفان را می فشارد. کاسه ی گدایی دست مردم ‌ ، یعنی : یارانه ها ، بزعم اقتصاد دانان ، حالا تنها امیدی است که خانوارها دارند ، در مقابل غول فقر و گرانی و سایه ی مرگبارش ، طبقه ی بی بضاعت زانو زده و تن به هر پستی و حقارتی می سپارند.

ساعات تن فرسای کاربدون بیمه ، سه شیفت کارکردن و هر خفتی را پذیرفتن ، کرامت آدم ها را زیر پایش له کرده و تفاله ی بی رمقی از مردمانی ساخته که برای زور آزمایی با هزینه های زندگی ، تسلیم تسلیم اند ….

با این خیل خسته و گرسنه و بی حامی ، سخن از چه باید گفت ؟

دولت باید بداند که به این سیاهی لشکر صندوق پرکن ، مدیون اند!

به کسانی که مقطعی مطرح اند، مردمند ، عزیزند و باید کریمانه ، مورد احترام باشند و حالا اگر اعتراض کنند ؛ اغتشاش گرند….

اگر بگویند : وعده هایتان دروغ بود و مارا فراموش کرده اید ؛

اوباش اند!

مردمی که مطالبه گرباشند، ولی نه رسانه ملی شان شفاف است و نه مطبوعات بی سانسور ، باید به کی بگویند : که فقر حق آن ها نیست ، آن هم در سرزمینی آرمیده بر گنج و نفت و‌ آب آزاد و‌منابع و معادن ؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − یازده =