قند شادی میوه‌ی باغ غم است؟

گل


نویسنده: صدیق قطبی

عارف همیشه در شادی اقامت ندارد و غم و اندوه نیز بر او عارض می‌شود:

یک دمی خوش چو گلستان کُنَدَم
یک دمی همچو زمستان کُنَدَم
یک دمم چشمه‌ی خورشید کند
یک دمی جمله شبستان کُنَدَم
(غزلیات شمس)

اما نگاهی که عارف به غم و اندوه دارد، التیام‌بخش و مرهم‌‌ است. عارفان بر این باورند که «غم» کارسازِ شادی است و حال قبض و اندوه مثل باد خزان است که برگ‌ریزی می‌کند تا دوباره برگ‌های تازه از شاخ‌های درخت برویند. شادی خرجِ روح است و هر خَرجی را دخل و درآمدی لازم است. خرج و مصرف شادی از دخل و درآمد غم است. بنابراین در قبض و غم نیز امید شادی تازه نهفته است:

فکر غم گر راه شادی می‌زَند
کارسازی‌های شادی می‌کند
خانه می‌روبَد به تندی او ز غیر
تا در آید شادی نو ز اصل خیر
(مثنوی: دفتر پنجم)

7865785 300x234 - قند شادی میوه‌ی باغ غم است؟چون که قبضی آیدت ای راه‌رو
آن صلاح توست آتش‌دل مشو
زانکه در خرجی از آن بسط و گشاد
خرج را دخلی بباید ز اعتداد
قند شادی میوه‌ی باغ غم است
این فرح زخم است و آن غم مرهم است
(مثنوی: دفتر سوم)

«وقت غم خوشتر از وقت شادی است، از آنکه غم، روح را به الله می‌رساند. روح در وقت غم، بهره از الله می‌گیرد
و در وقت شادی و خوشی خرج می‌کند. آخر دخل روح بهتر از خرج باشد.»(معارف بهاءولد)

«مرد آن باشد که در ناخوشی خوش باشد. در غم، شاد باشد. زیرا که داند که آن مراد در بی‌مرادی همچنان در پیچیده است. در آن بی‌مرادی امید مراد است، و در آن مراد غصه‌ی رسیدن بی مرادی. آن روز که نوبت تب من بودی، شاد بودمی که رسید صحت فردا. و آن روز که نوبت صحت بودی، در غصه بودمی که فردا تب خواهد بودن.»(مقالات شمس)

«همه چیز از چون خویشتنی زاید، مگر شادی که از اندوه زاید.»(طبقات الصوفیه)

منبع: عقل آبی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − پنج =