موانع تکفیر

تكفیر یكى از خطیرترین و عظیم ترین احكام شرعى است؛ زیرا آثار سنگینى بر آن مترتب مى گردد، مانند: مباح بودن مال و جان شخص تكفیرشده و طلاق شدن زن او و ارث نبردن او از خویشاوندانش و بالعكس و نگاه حقارت أمیز جامعه و احكام دیگر ارتداد. از این رو رسول الله صلى الله علیه وسلم، گناه تكفیر مسلمان را با قتل وى مساوى دانسته و فرمودند: «ومن رمىٰ مسلما بكفر فهو كقتله» (رواه البخاری)؛ “اتهام كفر به مسلمان،همانند قتل اوست.”
و از این رهگذر نصوص شرعى از شتاب‌زدگى در تكفیر هشدار داده‌اند؛ عبد الله بن عمر رضی الله عنهما مى‌گوید: رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: «أیما رجل قال لأخیه: یا كافر فقد باء بها أحدهما» (متفق علیه)؛ “هركس به برادرمسلمانش خطاب كند كه: اى كافر! یكى از آن دو نفر قطعا كافر خواهد بود.”
و به خاطر اهمیت فوق العاده این مسأله، الله متعال به تثبت و خویشتن‌دارى دستور داده و فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» [النساء: 94].
شریعت اسلامى برهمین مبنا براى تكفیر، وجود شروط و انتفاى موانع را معتبر دانسته است؛بنابر این، پیش از تكفیر وجود شروط و انتفاى موانع را باید بدون هر گونه تعصب و هواخواهى و جانبدارى،بررسى نمود و فقط كسانى كه شایستگى چنین حكمى را دارند؛یعنى فقهاى مجتهد و قضات، به این قضیه بپردازند و كسانى كه درمسایل فقهى، مثلا: شكستن وضو، نماز، روزه و… صاحب‌نظر نیستند و خود براى تشخیص حلال و حرام و جایز و ناجایز، نیازمند دیگرانند،به هیچ عنوان چنین حقى را ندارند.
موانع تكفیر عبارت‌اند از:
1- جهل و عدم آگاهى: یعنى این كه شخصى به علت عدم آگاهى و نادانسته كارى كفرآمیز انجام دهد، دلیلش حدیث ابو هریرة رضی الله عنه است كه مى گوید: رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: «كان رجل یسرف على نفسه فلما حضره الموت، قال لبنیه: إذا أنا متُّ فأحرقونی ثم اطحنونی ثم ذرونی فی الریح، فوالله لئن قدر علی ربی لیعذبنی عذابا ما عذبه أحدا، فلما مات فعل به ذلك فأمر الله الأرض فقال: اجمعی ما فیك منه، ففعلت، فإذا هو قائم، فقال: ما حملك على ما صنعت؟ قال : یا رب خشیتك فغفر له» (رواه البخاری)؛ “مردى بسیار گناه كرده بود، هنگام مرگ به فرزندانش گفت: پس از مرگم مرا بسوزانید و استخوان‌هایم را بسابید و خاكسترم را به باد دهید؛ زیرا اگر الله بر من دست بیابد، مرا چنان عذاب مى دهد كه كسى را عذاب نداده است. فرزندانش پس از مرگ وى چنین كردند، الله متعال به زمین دستور داد كه تمام ذرات او را فراهم كند و زمین نیز چنین كرد و ناگاه آن مرد زنده شد، الله از او پرسید: چراچنین كردى؟ گفت: یا الله! به خاطر ترس از تو. نهایتا الله او را بخشید.”
این مرد به قدرت الله و زندگى پس ازمرگ شك داشت و این قطعا كفر است، لیكن چون این عمل و گمانش از روى جهل و ناآگاهى بود، الله او را بخشید.
2- خطأ: یعنى این كه شخصى ناخواسته و بدون قصد، كارى كفرآمیز انجام دهد، الله متعال مى‌فرماید: «وَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ فِیمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ» [الأحزاب: 5].
و رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: «إن الله وضع عن أمتی الخطأ والنسیان وما استكرهوا علیه» (رواه ابن ماجة و صححه الألبانی)؛ “الله متعال گناه خطا و فراموشى و كارى را كه تحت فشار و بالاكراه انجام دهند، از امت من برداشته است”.
دلیل آشكارتر این مطلب حدیث مسلم از أنس بن مالك رضی الله عنه است كه مى گوید: رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: «لله أشد فرحا بتوبة عبده حین یتوب إلیه من أحدكم كان على راحلته بأرض فلاة فانفلتت منه وعلیها طعامه و شرابه، فأیس منها فأتى شجرة فاضطجع فی ظلها قد أیس من راحلته، فبینا هو كذلك إذا هو بها قائمة عنده، فأخذ بخطامها ثم قال من شدة الفرح: اللهم أنت عبدی وأنا ربك أخطأ من شدة الفرح».
در این حدیث آمده كه شخصى به الله مى گوید:خدایا! تو بنده منى و من خداى تو. بدون تردید چنین سخنى كفر محض است، اما چون این سخن از روى خطا و لغزش زبان است، الله متعال او را مؤاخذه نمى كند.
عمل اشتباه حاطب بن ابى بلتعه رضى الله عنه مبنى بر فاش نمودن اسرار نظامى رسول الله صلى الله علیه وسلم نیز از همین قبیل است.
3- اكراه: یعنى این كه شخصى تحت فشار و بالاجبار كارى كفرآمیز انجام دهد كه در این صورت مؤاخذه نخواهدشد، الله متعال مى فرماید : «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» [النحل: 106].
لابد داستان عمار بن یاسر رضى الله عنه را همه به خاطر دارید.
هم‌چنین مشاركت عباس بن عبدالمطلب و عقیل در جنگ بدر علیه رسول الله صلى الله علیه وسلم كه ایشان اعلام فرمودند كه كسى حق ندارد آنها را بكشد؛ زیرا با اكراه به جنگ ما آمده‌اند.
4- تأویل: یعنى این كه شخصى بدون لجاجت و قصد تحریف، یكى از نصوص شرعى را دیگرگونه فهمیده و برایش سوءتفاهمى پدید آمده باشد، چنین فردى فورا تكفیر نمى گردد؛ افرادى در زمان سیدنا عمر رضى الله عنه با برداشتى نادرست از آیه‌ی: «لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآَمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» [المائدة: 93]. گفتند كه شراب حرام نیست. عمر، على و دیگر صحابه آنان را تكفیر نكردند، بلكه بالاتفاق گفتند: ابتدا باید حكم شرعى برایشان تبیین شود و اگر باز هم بر استدلال نادرستشان لجاجت كردند، آن‌گاه حكم بر آنان اجرا گردد.
البته هر كدام از این موانع، تفصیلاتى دارند كه در این‌جا به بیان اصل مطلب بسنده مى‌شود.
• نویسنده:
عبدالقدوس دهقان

/

  • facebook فیس بوک
  • googleplus GooglePlus
  • twitter Twitter
  • linkedin Linkedin
  • linkedin Telegram
  • linkedin WhatsApp
  • تبیین، پایگاه جامع معارف اسلامی اهل سنت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    3 × پنج =