میانۀ ناامیدی و “واپسماندگی فرهنگی”

75675555 - میانۀ ناامیدی و "واپسماندگی فرهنگی"


نویسنده: سمیع الله داعی

امید شبیه بذری‎ست که در نهان آدمی، رشد می‎کند و در ذهن او نقش سبزی از فردا‎های دور و نزدیک را به تصویر می‎کشد. به تعبیر دیگر، زیرساخت‎ها و انباشته‎های فکری و عملی انسان بالای مقومه‎های متفاوت شکل می‎پذیرد که یکی از آن مقومه‎ها را می‎توان امید دانست؛ البته امیدی که مبتنی بر خرد‎ورزی بوده باشد و تعبیر “حواله به تقدیر” و “تعطیل کنش و عملکرد” در درون آن جایی برای خود نداشته باشد.

به سخن واضح‎تر، گاهاً تقدم و تأخر فرهنگی در یک جامعه به میزان امید و نا‎امیدی افراد آن جامعه نسبت به “آینده” سبز و “حال” پر‎خیر گره می‎خورد، و این یعنی به هر پیمانه‎ای که انسان‎ها در درون خود درخت امید را بهتر آب یاری کنند به همان پیمانه زندگی روشن و فردای سبزی را در انتظار خواهد داشت. با این وصف، جوامع انسانی که در بن‎بست‎های سنگین اجتماعی دست و پا‎گیر شده‎اند بایستی فرهنگ “امید‎واری” و “امید باوری” را در اعماق قلب‎های شهروندان و اندیشه‎شان تزریق کنند، تا با الگو‎گرفتن از فرآیند امید‎باوری از تأخر فرهنگی و شکاف‎های شکننده و پیچیده‎ای که این تاخر تحمیل می‎کنند رهایی یابند و قلاده اسارت را از گردن بدر آورده و زنجیر‎های آن را بشکنند.

75675555 300x190 - میانۀ ناامیدی و "واپسماندگی فرهنگی"در این بین مسئولیت اهل قلم، رسانه‎های صوتی و تصویری، اساتید دانشگاه، دانشجویان و رسانه‎های چاپی از دیگر اقشار تهی‎دست و نافهم اجتماع بیشتر و سنگین‎تر است. دسته‎های فوق، بایستی با تمام توان در پی این باشند که فرهنگ “امید‎داشتن به آینده” را در لایه‎های متنوع و بافت‎های متکثر جامعه خویش جای دهند.

مطمئنا تا زمانی که خود را باور نداشته باشیم و از یک سلسله آرزوهای شخصی و خواسته‎های فردی در قبال اتفاقات کلان اجتماعی که برآیند عمومی دارند، نگذریم شتر تقدم و پیشرفت به هیج نوع در کنار دروازۀ ما نخواهد خوابید.

قرآن کریم اولین منبع شریعت اسلامی، به این باور است که امید، خصلت انسان‎های پاک‎طینت و بندگان نیک خدا است و ناباوران‎اند که از رحمت و لطف خدا ناامید‎اند. «و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند» (یوسف: ۸۷ ). با تأسی از آیه مذکور، آنچه که ایمان مؤمنین و تقوای اهل ایمان را تقویت می‎کند و سخت‎کوشی را به عنوان فرهنگ در اندیشۀ آنان وارد می‎سازد تا بتوانند توسط آن از پیچیدگی‎های منحط و شکننده، سالم بیرون شوند، توجه جدی به امید و فرهنگ امیدواری در اندیشۀ نسل نو می‎باشد.

روی هم رفته، جدا از اینکه قرآن و سنت دینی به چه پیمانه‎ای به امید‎داشتن توجه نشان داده‎اند، امید و تمایل به بهتر‎شدن از عنصر‎های روانی انسان “بما هو انسان” شناخته شده است. به این معنی که اگر انسان را موجودی “‎مهر‎ورز و عاطفه‎گرا‎” به حساب آوریم، امید رکن رکین همین عطوفت را تشکیل می‎دهد. با این وصف، جوامع انسانی در کنار اینکه می‎توانند از راه‎های گوناگونی مورد هدف قرار بگیرند، ناامیدی و گسست روانی را می‎توان یکی از آن راه‎ها برشمرد. به عنوان نمونه، وقتی جوانی زندگی فردا و روز‎های آینده‎اش خالی از هدف و شوق و شعف باشد، یقینا که او برای زندگی امروز خودش هم نمی‎خواهد کاری انجام دهد و تمام استعداد‎های بالقوه و بالفعل او در نهایت منقبض مانده و موتور‎اش از حرکت می‎ایستد.

منبع: دوهفته نامه دنیای جوان


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + نه =