نهضت علمی مسلمانان

2(16) - نهضت علمی مسلمانان

آمادگی مسلمین برای اخذ و نشر علوم، و احادیثی که از پیغمبر در تشویق به دانش طلبی نقل می شد، به علاوه وجود اسباب و موجبات دیگر، شروع یک نهضت علمی را در قلمرو اسلام سبب شد. ترجمه و نقل علوم یونانی قدم اول بود در حصول این نهضت که بعضی اروپائیان آن خوانده اند و تا حدی همان بود که اسلام را در قیاس با اروپا یکچند مشعلدار دانش و معرفت جهانی کرد. این کار هم به وسیله اهل ذمه – خاصه نصارا و مجوس انجام شد که بر خلاف اعراب به اقتضای معیشت و تربیت با السنه دیگرآشنا بودند. فلسفه یونانی بیشتر به اهتمام سریانی ها به عربی نقل شد. ازآنکه فلسفه یونانی که از کلیسای ملکائی رانده می شد نزد یعقوبی ها ونسطوری ها پناه می یافت. قبل از اسلام هم شهر ادسا که همان الرها باشد از مراکز مهم تعلیم فلسفه یونانی به شمار می آمد و در آنجا کتاب هایی ازیونانی به سریانی نقل کرده بودند. بهر حال، در زمان مامون عباسی – وشاید اندکی قبل از آن نیز – شروع کردند به نقل و ترجمه این کتاب های سریانی به عربی. بیت الحکمه مامون که نوعی آکادمی و دار الترجمه به شمار می آمد با کتابخانه مفصل و رصد خانه ای که داشت در نقل علوم یونانی نقش قابل ملاحظه ای ایفا کرد. اعضاء این آکادمی بیشتر سریانی ها بودند که عربی و یونانی می دانستند. حنین بن اسحق که گویند در بیزانس لغت یونانی آموخته بود در راس این بیت الحکمه اهتمام بسیار در کار نقل و ترجمه داشت. پسرش اسحق و خویشانش نیز او را درین کار یاری کردند و او به کمک آنها، هم آثار ارسطو را به عربی نقل کرد هم کتب جالینوس را. غیر از الرها که مرکز نصرانیت سریانیان بود یک مرکز علمی دیگر هم متعلق به سریانی ها وجود داشت و آن حران بود که در واقع مرکز بت پرستی سریانیان به شمار می آمد. این بت پرستان سریانی صابئین خوانده می شدند و حران هم نزدیک الرها بود اما در جنوب شرقی آن. صابئین که از باب توسع و اطلاق بت پرست شناخته می شدند آیین خاصی داشتند و البته با وجود اشتراک در نام آنها را نباید با مندائیان منسوب به یحیی اشتباه کرد. در هر حال، اینها بسبب توجه و انصراف به پرستش اجرام سماوی علاقه خاصی به نجوم و ریاضی پیدا کردند و از کتب ریاضی و نجوم یونانی مخصوصا بهره مند می شدند. ثابت بن قره از همین صابئی ها بود که در همین ادوار به ترجمه کتب نجوم و ریاضی یونانی پرداخت و آثار اقلیدس، ارشمیدس، و اپولونیوس به وسیله خاندان ثابت به عربی نقل شد. اینجا بیان یک نکته اهمیت دارد که شاید توجه بدان عبرت انگیز باشد. در واقع بسیاری از این مترجمان که کتاب های ریاضی، طبی، یا فلسفی را از سریانی، یونانی، یا پهلوی به عربی نقل می کردند خود در آن علوم، هم مهارت داشتند و هم تالیف. از جمله ثابت بن قره حرانی که ازسریانی و یونانی کتاب هایی ترجمه کرد، خود در طب و ریاضی تبحر داشت.

قسطا بن لوقای بعلبکی که نیز کتاب های متعدد از یونانی نقل – یا تهذیب – کرد خود در ریاضیات و مکانیک مطالعات قابل توجه داشت.

حنین بن اسحق که به عنوان مترجم شهرت یافت در چشم پزشکی تالیف دارد و متی بن یونس که بعضی شروح راجع به کتاب های ارسطو را ترجمه کرد از حکماء عصر بود و فارابی نزد وی تلمذ کرد. نکته اینجاست که این ترجمه ها مخصوصا بدان سبب در ایجاد نهضت علمی مسلمین مفید واقع شد که به دست اهلش انجام یافت. مترجمان در کاری که انجام می دادند به خوبی وارد بودند و متبحر.

البته مسلمین به ترجمه شعر و درام یونانی علاقه ای نشان ندادند نه فقط بدانسبب که شعر و درام یونانی با اساطیر و عقاید قوم مخلوط بود و نمی توانست مورد توجه اهل اسلام باشد، بلکه نیز بدان جهت که هدف از تعلم آن بلاغت یونانی بود که با وجود بلاغت قرآن نزد مسلمین طالب نداشت. در واقع، اگر فن شعر ارسطو نزد مسلمین زیاده پیچیده و تا حدی نامفهوم ماند و اگر کتب افلاطون نیز بین آنها انتشار زیادی نیافت سببش همین بی توجهی آنها بود به نقل و ترجمه شعر و درام. با این همه، شواهدی هست که حاکی است از نقل یا تلخیص ایلیاد هومیروس وبعضی حکایات و اشعار یونانی. همچنین وقتی مسلمین از کلمات ذهبیه فیثاغورس یا نظایر آن صحبت می کنند به نظر می آید از ادب یونانی نیز آنچه را با ذوق خویش زیاده بیگانه نمی یافته اند ترجمه می کرده اند. اما از معارف و علوم قدیم آنچه به عربی نقل می شد منحصر به کتب یونانی نبود. مسلمانان حتی در عهد اموی از ربیت یافتگان جندیشاپور، فواید علمی جستند. از آغاز ظهور اسلام – و چندی پیش ازآن – جندیشاپور مرکز معارف فرس و هند هم بود. علماء، خاصه اطباءجندیشابور، در دربار امویان دمشق مورد توجه و استقبال بودند. یک یهودی ایرانی، نامش ماسرجویه، از ربیت یافتگان همین مکتب، ظاهرا اولین کس بود که چیزی از علوم یونانی را به عربی نقل کرد. در جندیشاپور از قرار معلوم میراث فرهنگ هند نیز مورد توجه بود. از تاثیر همین میراث هند و فرس است که هنوز دو کتاب مهم موجب رونق و شهرت ادب عربی و فارسی است: الف لیل و کلیله و دمنه. اصل کلیه یا قسمت عمده آن البته هندیست و در باب الف لیل و منشا آن جای بحث است.

اما خواه از داستان یهودی استر گرفته شده باشد و خواه با نام و سرگذشت همای چهر آزاد، ملکه قدیم ایران مربوط باشد قسمت عمده آن رنگ اسلامی دارد، و رنگ عربی.

آثار علمی هم خاصه در منطق و حکمت عملی و حتی نجوم ازپهلوی به عربی نقل شده است و نام عبد الله بن مقفع و نوبخت و علی بن زیاد، از مترجمان این دوره که چیزهایی از پهلوی نقل کرده اند، معروفست.

زیج شهریار و کتاب تنکلوشا – توکروس – و کتاب بزید ج هم در نجوم از پهلوی به عربی نقل شده است. در همان عصری که ابن مقفع کتب فرس را نقل کرد کتاب هایی هم از هندی به عربی ترجمه شد، هم در نجوم و هم در طب. اسم کتب هندی و مترجمین آنها در الفهرست ابن الندیم آمده است و توجه مسلمین به آنها نشان می دهد که بر خلاف ادعای بعضی از اروپائیها مسلمین در نقل علوم به هیچ وجه فقط مقلد صرف فرهنگ یونانی نبوده اند بلکه از خود و از منابع دیگر هم چیزها به آن مایه افزوده اند.

حتی به رهبری حسن کنجکاوی و شوق معرفت جویی خویش به آثار وتحقیقات اقوام دیگر هم که یونانی ها اطلاعات درستی از آنها نداشته اند نیز رجوع می کرده اند.

آشنایی مسلمین با علم و با مباحث مربوط به کلام در واقع از عهد اموی نشات و اساس گرفت و این عهد بود که در طی آن، در عراق و شام و مصر، کسانی که با علم و فلسفه یونان و هند و ایران آشنایی داشتند به اسلام گرویدند و یا به خدمت خلفاء و حکام مسلمان در آمدند. پیش از آن بسبب اشتغال به فتوحات که تمام همت ها بدان مصروف بود جز به قرآن و حدیث و آنچه از لغت و شعر و ادب و قصص انبیاء و تاریخ که برای فهم آن لازم بود نمی پرداختند. قرآن و حدیث در واقع دو سرچشمه بزرگ اصلی بود برای دین و شریعت. هم فقه ازین دو منشا عظیم برخوردار بود هم عقیده که خود از عهد خلفاء راشدین دست خوش بحران ها و اختلافات بزرگ مانند مقالات خوارج و قدریه و مرجئه شده بود. اما از اوایل عهد عباسی علم و فلسفه نشات واقعی یافت و در پی آن در همه احوال مسلمین تحول پدید آمد: اصول پیدا شد و کار اثبات احکام فقه را براساس علمی نهاد. کلام پدید آمد و مجادلات راجع به عقاید را تحت نظارت منطق و استدلال قرارداد. نقل علوم یونانی، هندی، و ایرانی هم در تمام قلمرو فکر و معرفت بر روی مسلمین آفاق تازه گشود. درست است که مسلمین وسیله شدند برای نقل آثار حکمت و معرفت باستانی به دنیای عرب اما نقل هم فی نفسه کار کم اهمیتی نیست. به علاوه اشتباه صرف است اگر کسی سهم مسلمین را به همین نقل و ترجمه منحصر کند زیرا علماء اسلام، چنانکه مکرر گفته آمد، از خود نیز چیزهایی بسیار بر مواریث هند و یونان و فرس افزودند. به هر حال، چنانکه البته به درستی انتظار می رفت این نقل ها و ترجمه ها راه تحقیق و ابتکار را بر مسلمین گشود./ دانشنامه اسلامی تبیین

نویسنده: دکتر عبدالحسین زرین‌کوب / کارنامه اسلام

/

  • برچسب ها
  • پورتال اسلامی تبیین

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دوازده + پنج =