و اینک خورشید نیز می‌گرید…

  • توسط عبدالناصر امینی
  • ۱ سال قبل
  • دل نوشته
  • ۳۷ بازدید
  • ۰
78637545 - و اینک خورشید نیز می‌گرید…


نویسنده: عبدالناصر امینی

در سرزمین زیتون امروز اشک و خون جاریست، جگرها از فراغ جگرگوشه ها خونین است، نهرهای دایار سوریه رنگین از قطرات خون هایی می باشد که از شارگ های اطفال و نوجوانان سرچشمه گرفته اند.

داد و فغان مادران و خواهران سوری سرتاسر دنیا طنین انداخته و سکوت طبیعت را در هم کوبیده است، بلبلان آن دیار دگرباره آسمان نیلگون را نظاره نکرده اند تا ترانه های صبحگاهان سر دهند، ابرهای آسمانی زیر آوار دفن شده اند و سرانجام اینکه خورشید عالمتاب نیز می‌گرید…

خورشید می‌گرید چون از طلوعش بر جسم بدسگالانی شرم می‌دارد که آه وزجّه‌ی بیکسان سوری را می شنود اما تارمویی از جسمشان نمی جنبد.

خورشید می‌گرید که چگونه از پشت سیاهی شب سر برآورد تا با پرتو نور خود صبحی دیگر بیاورد اما مردم سوریه همچنان روزشان سیاه وتاریک است.

آری امروز قلب کوچک کودکان و اطفال سوری که تکه و پاره می‌شود، رنگ را از رخسار خورشید گرفته و او را از دیدن چهرهای نهیف و زخمی خردسالان شرم می‌آید.

78637545 300x202 - و اینک خورشید نیز می‌گرید…وچرا ای مسلمان چنین ذلت و خواری! چرا اینگونه سکوت مرگبار! چرا نادیده گرفتن حقوق انسانی!

کجایند غیرتمندان دنیا؟ کجایند آن دلیرمردان جسور و دلاور؟

کیست که به فریاد «هل من ناصر ینصرنی» لبیک گوید، دلاورمردانه مقابل دشمنان دیرینه اسلام قدعلم نماید.

امروز کجایند فرزندان امیرالمؤمنین عمربن الخطاب فاتح قدس عزیز، کجایند ابنای فاتح خیبر، حیدر کرار تا دست نیاز مظلومین را به آغوش کشند.

چرا از سلطان صلاح‌الدین ایوبی خبری نیست؟ چه کسی می خواهد اشک یتیمان را برچیند و جواب ظلم مآبان را بدهد.

«هل من ناصر ینصرنی» …

آیا کسی هست که داد و فریاد زنان مسلمان را بشنود.

منصب و قدرت مگر چقدر بها دارد.

تاکی در پی این حکومت‌داری ها اینگونه به ذلت خواهید نشست.

امروز صدای خسته مظلومین جهان هر شیر مرد را فرامی‌خواند تا دشمنان را به زانو در آورد.

تو کیستی؟ من که ام؟ او کسیت؟

عزمی نو برآریم و با عزت و شرف میادین دشمنان را درهم کوبیم.

پس من هم…

توهم…

ما همه باهم…


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *