پیامبر صلی الله علیه وسلم و سیرت انسان ساز ایشان

رسول الله

رسول الله


نویسنده: کمال الدین ذاکری

مقدمه

در دنیای امروز که بشریت در بن بست های متعددی گرفتار است، جهت رهایی از پیچدگی های موجود در زندگی از بحران هایی اجتماعی فرهنگی اقتصادی به هر وسیله ممکن، روی می آورد و راهکارهای گوناگون را تجربه می کند. در این شرایط اغلب این نوع تجربه، تطبیق عملی با زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم در ابعاد مختلف زندگی می باشد. از آنجای که سیرت پاک رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از بدو تولد گرفته تا هنگام وفات، توسط یاران باوفا و شیفتگان مخلص در طول تاریخ در دسترس می باشد، باید با الگو قرار دادن زندگی ایشان، حرکات و شئونات خود را با آن وفق داده و موفقیت دنیا وآخرت را نصیب خویش گردانیم.

از طرفی دیگر باید توجه داشت تمام محاسن گوناگون محمدی و فضایل مختلف نبوی در وجود یاران و همنشینانش منعکس گردیده که از نور و تجلی او بود که قلب صدیق اکبر رضی الله عنه منّور شد و از حکمت و دانش او بود که قلب و مغز فاروق اعظم رضی الله عنه سرشار از حکمت شد و همواره فکر نافذ و رأی صایب داشت و حقا که او سبب خیرات و فضایل عثمان ذی النورین رضی الله عنه بود و از بلاغت او بود که بیان بر زبان علی کرّم الله وجه جاری گردید. آنچه در وجود خالد و ابوعبیده و سعد و جعفر رضی الله عنهم از تدابیر نظامی و تاکتیک جنگی مشاهده می نمایید، از خصوصیات انوار محمد، نبی خدا، مهبط وحی است.

گویا او خورشیدی است درخشان، که با اشعه ی نورانیش قله های کوه ها و ژرفای درّه ها و پهنای بیابان ها و فراز و نشیب زمین را منّور می گرداند و موج از این نورهای خروشان دریاها و بوته های زیبای باغ های می باشد و در عین حال بیابان های خشک و ریگستان های پهناور نیز تابان هستند.

بهتر و شفاف تر بگویم گویا رسول الله صلی الله علیه وسلم بارانی است که از ابری باران زا سرازیر شده و بر کوه های سر به فلک کشیده، جنگل های انبوه و دشت های خشک و پهناور و درّهای عریض می ریزد و تمام این نقاط را سیراب می گرداند که در پی آن گیاهانی گوناگون با برگ های زیبا و گل های روح افزاء و متفاوت می روید.

یاران رسول اکرم صلی الله علیه وسلم چون دیگر انسان ها در استعداد وخلاّقیت های خویش یکسان نبودند؛ اما در یک نکته همه باهم متّحد و مشترک بودند وآن اینکه جز رضای خدا هدفی دیگر نداشتند.

آری، آن ها هرجا قدم می گذاشتند هدایت گر بودند و هرجا می رفتند اصلاح گر بودند. آن ها اگر چه به اعتبار رنگ و ظاهر با هم متفاوت بودند، ولی کلمه ی توحید، قرآن کلام خدا و کعبه به آن ها وحدت عجیبی بخشیده بود.

آنها در تمام حرکات شان جزاصلاح جهان و بهبودی یافتن جامعه بشری و خیرخواهی نسبت به بنی آدم چیزی دیگری منظور نداشتند.

پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم به تمام جهانیان

پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم اولین و آخرین پیام الهی است که برای تمام بشریّت فرستاده شده است. سرخ، سفید، سیاه، عرب و عجم از شرق تا به چین واز غرب تا به جزایر بریتانیا برای همه مغول و افرنگ مساوی است؛ زیرا ربّ محمد صلی الله علیه وسلم ، ربّ تمام امّت ها و ربّ العلمین است: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»  و محمد رسول الله نیز از آنِ تمام انسانیّت است: «رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ» و اسلام هم پیامی است برای تمام بشریّت: «ان هو الاّ ذکرٌ للعلمین» تو در برابر این اندرز و راهنمایی ها پاداشی از انسان نمی خواهی: « تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا» والا مقام و جاوید، یعنی جدا سازنده حق از باطل و بر بنده خود محمد صلی الله علیه وسلم نازل کرده است تا آنکه جهانیان را بدان بیم دهد وآن را به گوش شان بر ساند.

محمد صلی الله علیه وسلم بیم دهنده تمام دنیاست و پیام اش برای تمام جهان است تا زمانی که خدا در دنیا حکم فرماست باید شریعت محمدی نافذ باشد. در سوره اعراف آیه۱۵۸ خداوند می فرماید: «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»؛ بگو: ای مردم من فرستاده ی خدا هستم به سوی همه شما، خدای که ملک آسمانی ها وزمین از آن اوست.

این آیه با وضوح تمام، عمومیت رسالت محمدی را برای تمام کسانی که ندای این رسالت به گوش شان می رسد، اعلان می کند و تنها دین جامع و کامل اسلام می باشد و بعد از او دینی دیگر هرگز نمی آید.

در صحیح مسلم چنین آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «انبیاء پیش از من فقط به طرف امت های خویش فرستاده شده اند و من برای تمام انسانیّت فرستاده شدم.»

و تاریخ هم قطعاً بر همین نقطه شاهد است که سیرت محمدی صلی الله علیه وسلم شامل و جامع است و تمام بشریّت در آن دارای اسوه می باشند و دین اسلام آئینی است که محمد آن را آورده است، آئینی جاویدان که ضامن صلاح و عافیت جهانیان در هر برهه از زمان است.

انبیاء بنی اسرائیل عموماً دعوت شان از شهر های عراق، مصر، شام، جلوتر نرفته است. یعنی آنکه آنها از سرزمین مسکونی خویش پا را فراتر نگذاشتند و دعوت شان را جز بر امت خویش بر کسی دیگر تقدیم نکردند و به همین دلیل است که در مدرسه حضرت عیسی علیه السلام فردی غیر بنی اسرائیل یافت نمی شد. البته فرمان روایان بودایی آئینشان را خارج از هند منتشر کردند و دعوت بودا را به امت های دیگر رساندند، اما این عمل بعداً انجام گرفت.

نخستین داعیان این آئین ها صفحات زندگی شان خالی است از آنکه آنها واقعاً دعوت شان را برای تمام بشریّیت عمومی کرده باشند. اکنون بیایید مدرسه رسول عربی وامّی را بنگریم این دانش آموز کیست؟ این ابوبکر رضی الله عنه است وآن عمر رضی الله عنه است آن دیگر عثمان وآن یکی علی رضی الله عنهم است این دوتا طلحه و زبیر رضی الله عنهم هستند. اینها کیستند؟ این ها دانش آموزان قریش هستند از سرزمین مکه، آن دو نیز قریشی اند یکی ابوذر رضی الله عنه و دیگری انس رضی الله عنه است از سرزمین تهامه، از قبیله غفار، این دو ابوهریره و طفیل اند رضی الله عنهم از یمن آمدند متعلق به قبا، دو تا دیگر کی هستند؟ یکی ابوموسی و دیگری معاذ بن جبل رضی الله عنهم این ها نیز از یمن آمدند، ولی از قبیله دیگری هستند، حمّاد بن ثعلبه است از قبیله قحطانی و آن یکی خبّاب بن أرت تمیمی است. این قوم از کجا آمدند و از کدام قبیله هستند؟ آنها منقذ بن حبّان و منذر بن عائذ از قبیله عبد القیس هستند، از بحرین از طریق خلیج فارس برای پذیرفتن این دعوت رخت سفر بستند. در جمع آنها عبید و جعفر رضی الله عنهم ، و از بردگان عمّار رضی الله عنه نیز وجود دارد این غریبان کی ها هستند؟ این بلال رضی الله عنه است از سرزمین حبشه و این فرد سفیدپوست صهیب رومی رضی الله عنه است و آن دیگری سلمان رضی الله عنه ، از ایران تشریف آورده اند.

آری: خوب دقت نمایید شما نمونه های را مشاهده می کنید که زانوی تلمّذ خدمت پیامبر بشریّت امّی عربی، خاتم پیامبران صلی الله علیه وسلم زدند.

صلح حدیبیه که در سال ۶ هجری مسلمانان و مشرکین برآن اتفاق نمودند یکی از شرایطش این بود که طرفین از جنگ باز آیند و این هدفی بود که اسلام آن را می خواست. چون اسلام دین صلح است این جا بود که برای مسلمانان این فرصت به دست آمد تا دین شان را به هر جا که می خواهند برسانند. آری، بعد از این صلح پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم نامه هایی را به فرمانروایان کشور های مجاور فرستاد، در نامه ها پیامبر آنها را به اسلام فرا خواند و پیام الهی را به تمام جهانیان فرستاد.

اکنون روشن شد که مدرسه رسول خدا صلی الله علیه وسلم جامع طبقات مختلف بود و وی از آنِ تمام امت های با زبان ها، نژادها، و بینش های مختلف بود هیچ گونه مانعی وجود نداشت تا انسان را از پیوستن به این مدرسه باز دارد. گویا سفره کریمی بود که تمام مردم عالم علی السّویه بر آن دعوت شده بودند.

چه خوب است نگاهی دیگر به این مدرسه داشته باشیم تا نظر درست خویش را بر حقیقت، مقام و منزلت این مدرسه که مرکز هدایت و حکمت است ارایه دهیم. از این زاویه بنگریم که در مقابل آن پادشاهان و بزرگان، افرادی چون بلال، صهیب، خباب، عمار رضی الله عنهم از غلامان دیده می شوند و افرادی همچون سمیّه، سنه، زنیره، عقدیه، و ام عمیس رضی الله عنها از کنیزان ناتوان به چشم می خوردند.

همچنین در بین یاران محمد صلی الله علیه وسلم افرادی زیرک و تیز هوش، و اهل فکر و نظر وجود دارد، کسانی که عمق مسایل را دانسته اند و تمام قضایای جهان را تجربه کرده اند و بر اسرار دنیا اطلاع دارند و امور مملکت را دانسته و کشور های را رهبری کردند. کسانی همچون ابوبکر، عمر، عثمان، علی، و معاویه رضی الله عنهم، این ها کسانی بودند که به بهترین وجه بر امت ها حرکت کردند و از شرق تا غرب شریعت الهی را روی زمین اجراء کردند. قلم حکمتشان تا شُمال آفریقا و مرزهای هند گسترش یافت. عدالت و ترحم شان شوکت شاهان بزرگ و قوانین فارس و روم را فتح کردند. با عدالت و انصاف شان بهترین جایگاه را در قلب مردم به دست آورد. آنها در صفحات تاریخ جایگاهی دارند که هرگز کسی به آن مقام دست نیافته است. نه قبل از آنها و نه بعد از آنها در کنار خلفاء راشدین و پادشاهان عادل و سلاطین با انصاف از پیروان محمد صلی الله علیه وسلم گروهی نه چندان کم از سر داران و فرماندهان همچون، خالد بن ولید، سعد ابن ابی وقاص، ابو عبیده بن جرّاح و عمرو بن عاص رضی الله عنهم به چشم می خورند.

آری کسانی که شرق وغرب را به زانو در آوردند و امپراطور بزرگ را که با احکام ظالمانه و تحت فشار دادن رعیّتشان لکه ننگ بشریّت بودند، در هم شکستند. این فرماندهان نظامی از پیروان رسول الله صلی الله علیه وسلم بزرگترین فاتحان در جهان بودند و سرسخت ترین و دلاور ترین جنگجویان که نسبت به امور نظامی و لشکر داری و چرخاندن کشور آگاهی فوق العاده داشتند، اسامی شان در تاریخ رمزیست از هیبت و جلال. سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه کسی است که عراق را فتح نمود و سپس به طرف ایران روی آورد و تاج را از فرق کسرای ظالم کشید و زیر گام های مسلمانان انداخت. خالد و ابو عبیده رضی الله عنهم کسانی اند که حکام روم را با سپاهیان شان از سرزمین روم راندند و سرزمین ابراهیم علیه السلام را از ظلم شان پاک نمودند و به وارثین بر حق که مسلمانان باشند سپردند.

جنبه ی عملی سیره رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

ابوسفیان را می شناسید و می دانید در میان قریش از چه مقام بر خوردار بود و همچنین از مبارزاتش علیه اسلام که پیامبر صلی الله علیه وسلم را در مدینه هم آرام نگذاشتند، خبر دارید! در احد و خندق فرماندهی مشرکان را به عهده داشت و در اکثر جنگ های سپه سالار مشرکین بود در این مدت برخوردهای زیادی صورت گرفت، چقدر مسلمان زخمی شد. ابوسفیان با این سابقه ی تیره پیش از فتح مکه با عباس عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید. یقیناً اگر پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوسفیان را می کشت، عین انصاف بود، اما چون رحمه للعالمین است، رحمت اش ابوسفیان را نیز شامل می شود. از ابوسفیان گذشت نمود و تنها به عفو او اکتفاء نکرد؛ بلکه گرامی اش داشت و روز فتح مکه در بین مردم اعلان نمود: «من دخل دار ابی سفیان فهو آمنٌ»؛ «هر کسی به خانه ابو سفیان در آید، او در امان است.»

حتما از نقش هند، همسر ابوسفیان در جنگ ها اطلاع دارید؛ او کسی است که با زنان مشرکین در غزوه ی احد مشرکین را با آواز شان تحریک و تشویق می کردند. او همان کسی است که حمزه عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم را مُثله نمود و بعد از خاتمه جنگ، در آن وضع فجیع حمزه جلوی چشم رسول الله صلی الله علیه وسلم افتاد و ایشان سخت اندوهگین شد. با تمام این کارنامه ی شوم، روز فتح مکه هند، در حالی که نقاب زده بود، خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید. رسول الله صلی الله علیه وسلم ضمن آنکه به او توجه نکرد، گذشته اش را نادیده گرفت و از او گذشت نمود. هند چون این گذشت بی سابقه را مشاهده نمود، سخت متأثر شد و نتوانست خودش را کنترل کند، فریاد برآورد: یا محمد «لم یکن اهل خباء البغض الیّ من اهل خبائک قبل الیوم وأنا الیوم لیس اهل خباء احب الیّ من اهل خبائک»؛ «ای محمد! قبل از این هیچ جمعی پیش من منفورتر از جمع تو نبود و امروز هیچ جمعی محبوب تر از جمع تو پیش من نیست.»

زمانی که مکه فتح شد، مسلمانان پیروزمندانه وارد مکه شدند، بزرگان و اشراف قریش در صحن مسجد گرد آمده بودند، و در جمع آنها افرادی بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دشنام داده بودند و شدیدا وی را آزار داده بودند و برخی هم آنهایی بودند که فقراء و مساکین مسلمان را مورد شکنجه وآزار قرار داده بودند و آنها را بر اخگرهای داغ می خواباندند. اکنون تمام شان حاضر اند و سرهای شان را پایین انداختند و حتماً گذشته شان را به یاد دارند و با ترس و وحشت منتظر اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم چه نوع شکنجه ای را در حقشان اعمال خواهد کرد، واقعاً برای مشرکین زمانی مخوف است، کسی که آنها را از وطنشان بیرون کرده بودند و از خانه و کاشانه شان بیرون رانده بودند، آنها اکنون پیروز مندانه و با عزت برگشته اند و ده ها هزار سرباز قهرمان و جنگجو که منتظر فر مانده شان هستند، در رکاب دارند. در چنین موقعی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم لب به سخن گشود و از آنها سوال نمود: فکر می کنید با شما چه کار کنیم! همه گفتند: از برادران عزیز و بزرگوار امید خیر است. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «اقول الیوم ما قال یوسف لإخوته لا تثریب علیکم الیوم اذهبوا فانتم الطلقاء»؛ «امروز چیزی را می گویم که حضرت یوسف به برادران خود گفت، هیچ مشکلی ندارید بروید همه تان آزاد هستید.»

بله، ملاحظه فرمایید! این چنین است دوستی با دشمنان و گذشت از آنها، گذشتی که دنیا نظیرش را سراغ ندارد و محمد صلی الله علیه وسلم ضرب المثل و الگوی عملی آن قرار گرفته است. یقیناً رسول الله صلی الله علیه وسلم مردم را به فضیلتی فرا نخواند مگر اینکه خودش در عمل از همه پیشگام تر بود و دعوتش را تنها در لابلای سخنان شیرین به مردم تحویل نداد؛ بلکه دعوتش را عملاً تقدیم بشریّت نمود تا انسانیّت برای همیشه از وجود او دارای اسوه وسرمشق باشند.

* نسیم دارالحدیث ۱۳۹۶ (ویژه نامه دانش آموختگان دارالعلوم زاهدان)

منبع: دانشنامه اسلامی تبیین

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *