چرا ازدواج؟

26 - چرا ازدواج؟

اين سؤالي بود که براي بسياري از زنان و مردان اقدام کننده به ازدواج مطرح کرديم، جواب‌هاي‌شان همه دلالت بر آن داشت که بيشترشان اهميت و معني ازدواج را نمي‌دانند.

 مثلاً بسياري از مردان جواب مي‌داند:

– از مجردي خسته شدم.

– دومي از پريشاني جنسي شکايت مي‌کرد.

– سومي مي‌گويد: پدر و مادرم مي‌خواهند که ازدواج کنم.

– چهارمي مي‌گفت: زيرا من ديگر بچه نيستم و براي خودم مردي شده‌ام و…

دختران جواب مي دادند:

– زيرا همه دوستانم ازدواج کرده‌اند.

– دختر بايد ازدواج کند.

– زيرا من بزرگ شدم و از قافله عقب مي‌مانم.

– زيرا بچه را دوست دارم .

– بعضي از دختران جواب مي‌دادند: زيرا سفر را دوست دارم گاهي بعضي‌ها مي‌گفتند براي فرار از خانه و…

ملاحظه مي‌فرماييد که اکثراً مفهوم ازدواج را نمي‌دانند، پس آنها كه به اين مرحله داخل مي‌شوند، با انگيزه غلط و تصورات غير واقعي و نتيجه منفي از آب در مي‌آيد.

براي زوجين لازم است، که قبل از ازدواج بر اين باور باشند، که ازدواج يک زندگي جديد است و به محض ازدواج اختيار انتخاب و زمان مجردي تمام مي شود و تا واپسين لحظات عمر همراهش است، پس او وسايلي از بازار نمي‌خرد اگر خوشش نيامد او را دور بيندازد و به‌جايش ديگري را انتخاب کند، ازدواج مساويست با مسئوليت، تکاليف، اهميت و واجبات وقتي که به تعريف ازدواج برمي‌گرديم، مي‌بينيم که ازدواج پيمانيست با رضاي طرفين و رابطه‌اي شرعي و دايمي ميان مرد و زن و رسيدن به پارسايي و عفاف و تشکيل خانواده‌اي ثابت و آرام با رعايت حقوق طرفين.

پس مقصد از ازدواج برآورد کردن نياز جنسي و يا پيروي از ديگران نيست، بلکه تشکيل خانواده‌اي نيک و نافع است و اين کار نياز به وقت، تفکر، کوشش، مال و علم دارد و بر مبناي اين فهم از هر آنچه که براي خانواده‌اش خرج کند مرد احساس لذت و آرامش مي‌کند.

الله تعالي مي‌فرمايند:«وَمِنْ آَيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» [الروم/21]و يکي از آيات (لطف) او آن است که براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد که در کنار او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار نمود.»

و الله تعالي مي فرمايد:«هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا »[الأعراف/189]«و اوست خدايي که همه شما را از يک تن بيافريد و از (نوع) اونيز جفتش را مقرر داشت تا به او انس و آرام گيرد.»

از اين دو آيه روشن مي‌شود که ازدواج آرامشي است، با مراجعه به فرهنگها مي‌بينيم که سکن به معني : السکون : ضد حرکت؛ سکن شيئ يسکن سکوناً زماني که از حرکت باز ايستاد هر چيزي که آرام شد، پس ساکن و آرام مي‌شود بعد از حرکت.

والسَّکَنَ: هر چيزي که با او آرام گرفته مي‌شود و با او اهل و غيره مطمئن شوند. عربها گاهي مي‌گويند السَّکَنُ لما يسکَنُ و بر همين معني است قول خداوندي «وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا»[الأنعام/96] يعني شب را براي شما آرامش و مايع اطميناني آفريديم.

والسَّکَنُ: زن؛ زيرا با اوآرامش حاصل مي‌شود.[1]

سيد قطب رحمه الله در تفسير ظلال القرآن تحت آيه سوره روم  مي‌فرمايند: مردم احساسات خود را در برابر جنس مخالف مي دانند پيوند موجود ميان دو جنس مخالف اعصاب و احساسات ايشان را به خود مشغول مي‌دارد و اين احساسات و عواطف که به گونه هاي مختلف روکردهاي جور وا جور در ميان مرد و زن رو نمايي مي‌کند. به طوري که زن و مرد گام‌هايشان را با يکديگر بر مي‌دارند و فعاليت و کوشش ايشان را به حرکت و جنبش در مي‌آورد. و لکن مردم کمتر ياد آور ومتوجه مي‌شوند که اين قدرت خداست که از نوع خودشان همسراني برايشان آفريده است و اين عواطف و احساسات را در وجودشان سرشته و بوديعت گذاشته است و در اين پيوند آرامش جان و اعصاب  را قرار داده و آن را مايه‌ي آسايش جسم و دل نموده است و زندگي و حيات را بدان استقرار و استمرار بخشيده است و بالاخره آن را باعث انس و الفت روحها و درون‌ها و آرامش و آسايش مردان و زنان قرار داده است[2].

سيد قطب در تفسير آيات سوره اعراف مي‌فرمايد: هدف اصلي نزديکي زن و شوهر آرميدن و آرامش يافتن و الفت گرفتن و استقرار پذيرفتن است تا بدين وسيله آرامش و آسايش و امن و امان بر فضاي کودکستاني سايه بيندازد، تا جوجه هاي تازه کرک در آورده رشد و نمو پيدا نموده و ببالند و در آنجا ميوه گران‌بهاي بشري بثمر بنشيند و نسل جوان در آنجا شايستگي حمل ميراث تمدن بشري و افزايش بر آن را پيدا کنند اسلام اين نزديکي را تنها براي لذت ناپايدار وگذرا قرار نمي‌دهد همان گونه که آن را مايه اختلاف و کشمکش نمي داند.[3] زيرا هدف از ازدواج آرامش، اطمينان نفس و راحتي است تا با آن خانواده تربيت حاصل نمايد و در جامعه ثمر بخش واقع گردد و اهداف آن محقق شود. اما امروزه در بسياري از خانواده‌ها عدم آرامش و جدايي و اختلاف و نزاع مشاهده مي‌شود، و اين به سبب دوري خانواده از فرامين اسلام در زندگيشان و نداشتن فهم و درکي درست از زندگي مشترک است.

[1]لسان العرب: ابن منظور ج 13/211-212.

[2]– تفسیر ظلال القرآن: سید قطب ج5/2763چاپ دار الشرق. و ترجمه فارسی ج5 /42.

[3]– منبع سابق ج3 /1413چاپ دارالشرق . ترجمه فارسی ج3/146 .

/

  • برچسب ها
  • پورتال اسلامی تبیین

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    11 − 6 =