چرا خدا کنار کشیده است؟

  • توسط صدیق قطبی
  • ۸ ماه قبل
  • متن ادبي
  • ۱۴ بازدید
  • 0

نویسنده: صدیق قطبی

به نظر سیمون‌وِی، خلق عالم به دست خدا صرفاً نوعی اعمال قوه نیست بلکه نوعی حذف قوه یا فراغت هم هست. خدا هنگامی که خلق می‌کند از جایگاه یگانه واقعیت یا یگانه قدرت خارج می‌شود. او واقعیت‌های دیگری خلق می‌کند، و برای آنکه این واقعیت‌ها هستی داشته باشند و خودشان باشند، باید اصطلاحاً خود را کنار بکشد تا به این واقعیت‌ها جایگاه ببخشد. همه‌ی چیزها فقط با قدرت خداست که هستی دارند و قوه‌ی عمل همه‌ی چیزها نیز از او بر می‌خیزد، اما برای آنکه چیزها باشند و عمل کنند خدا به آنها تا حدودی استقلال می‌دهد. برای آن‌که چیزها باشند، خدا دیگر یگانه قدرت موجود نخواهد بود…

خدا با خلق کردن عالم برای خود حد و مرز می‌گذارد. عالم مادی اجازه می‌یابد که مطابق با ذاتی که برایش مقرر شده است عمل کند. خدا به شیوه‌ای در این عالَم مداخله نمی‌کند که سازوکارهای آن فقط به سودِ پارسایان و فقط به زیان غیرپارسایان باشد. وانگهی، آزادی و اختیار بشر به گناه و بدی نیز منجر می‌شود. پارسا و غیرپارسا به یکسان در معرض رنج و بلایی هستند که از کارهای بشر برمی‌خیزد. خدا اعمال قدرت خود را محدود می‌کند تا عشق و اخلاق ما را به خود جلب کند، زیرا نمی‌خواهد ما صرفاً به این علت از او تبعیت کنیم که گویا طبیعت و امور بشری چنان نظمی دارد که همواره به نفع ما یا کسانی است که از او تبعیت می‌کنند. اما خدا با آن‌که اعمال قدرت خود را محدود می‌کند، و به همین علت هم اصطلاحاً می‌گوییم خود را از عالم کنار کشیده است، باز هم در عالم حضور دارد…

می‌توانیم اعتقاد بیاوریم که عالمِ بی‌اعتنا میان ما و خدا حایل شده است و ما باید با طی کردن این فاصله خدا را دوست بداریم. بدی و بلا، که هم نتیجه‌ی آزادی و اختیار بشر است و هم نتیجه‌ی بی‌اعتنایی طبیعت، بهایی است که خدا می‌پردازد تا دل‌سپردگی ما را بخرد. طبیعت و امور بشری را به حال خود می‌گذارد تا پارسایی و ناپارسایی به صورتی پاداش و مکافات زمینی نیابند که ما مجبور به اطاعت از خدا شویم.

پس، فاصله‌ی میان ما و خدا که از عالمِ مخلوق ناشی می‌شود، چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ اجتماعی، معیاری از عشق اوست. رضایت دادن به این ترتیب و نظم یعنی دوست داشتنِ خدا. دوست داشتنِ عالم با همه‌ی بلایا و بدی‌هایش به معنی دوست داشتن بلایا و بدی‌ها نیست. این‌ها فقط نشانه‌های وجودِ فاصله میان ما و خدا هستند. این فاصله را می‌توان دوست داشت، زیرا که با عشق آفریده شده است.

تا جایی که امکان دارد باید از بلایا کاست و علل آن را مرتفع کرد، خواه مادی باشد و خواه بشری. اما چیزی که باید به آن اعتقاد پیدا کنیم این است که بلا و بدی فقط به این علت مجال بروز یافته است که خدا از سرِ عشق امور دنیا را به دنیا واگذاشته است…

572752757 1 - چرا خدا کنار کشیده است؟از نظرِ سیمون وی، نمونه‌ی عشق کامل همان عشقی است که عیسی بر صلیب نشان می‌دهد. به عقیده‌ی مسیحیان او مثل دزدان و جانیان می‌میرد، دادگاه‌های شرعی و غیرشرعی محکومش کرده‌اند، و مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفته است. نه تنها همه‌ی نیکی‌های زمینی از او گرفته شده است، بلکه حتی به عشق خدا هم وقوف ندارد. زار می‌زند که: «خدای من، خدای من، چرا فراموش کرده‌ای؟» با این حال، باز هم پدر را دوست دارد و به او اطمینان می‌ورزد، و این عشق کامل است. آخر، بدون آن‌که هیچ نیکی و حسنی وجود داشته باشد تا به آن عشق بورزد، او همچنان به پدر عشق می‌ورزد. فقط کسانی که به رنج و بلا می‌افتند، کسانی در موقعیت عیسی، فرصت می‌یابند که در زندگی‌شان خدا را کامل دوست بدارند…

سیمون وی می‌گوید خدا به این علت غایب است که قدرت خود را محدود کرده است.

– سه آستانه‌نشین، دایا جینیس الن، ترجمه رضا رضایی،‌ نشر نی

/

  • برچسب ها
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    4 + 8 =