آدمیانی قابل ترحم

5454555 1 - آدمیانی قابل ترحم


نویسنده: محمد حنیف حسین زائی

اساساً دنیا برای رفاه حال انسانها آفریده شده و آدمی به عنوان اشرف مخلوقات، و گل سرسبد هستی، مخلوقی تام الاختیار در کره‌ی خاکی، خلق شده تا در چارچوب قوانینی که پروردگارش برای او وضع نموده است، بهره برده و خود را به حیات ابدی اتصال دهد.

اما با کمال تأسف، وقتی آدمی از هدف خود منحرف شده و به جای این که دنیا در خدمت او قرار گیرد، بر عکس، او خادم دنیا شده و بی جهت برده‌ی مخلص دنیا قرار می‌گیرد و خود را به تباهی و نابودی می‌کشاند. سرور عالم، محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم چه زیبا فرموده است: «تَعِسَ عَبْدُ الدِّینَارِ وَالدِّرْهَمِ»؛ بنده ی دینار و درهم نابود بُوَد!

چرا و چگونه؟

آیا آدمیانی که به ظاهر در شمار مقامهای عالی رتبه‌ی بین المللی ایفای نقش می‌نمایند، به آرامش رسیده‌اند؟

آیا کسانی که در آن سوی اقتصاد قدم گذاشته و بر سکوی فوقانی سیاسیت نشسته‌اند، خوشبختی را دریافته‌اند؟

و آیا افرادی که به ظاهر روزهای خوشی را در مناطق دیدنی جهان به سر برده و در هتل‌های هفت ستاره اسکان یافته و از رستورانهای پیشرفته‌ی دنیا غذاهای خوشمزه تناول می‌نمایند، سعادت قرینشان شده است؟

آیا آنان که با اصطلاحاتی چون تورهای سیاحتی و صنعت جهانگردی آشنا بوده و از مناظر دلربا و وسوسه انگیز جهان، آبشارهای نیاگارا و برجهای کوالالامپور لذت برده و به سیاحت در کرانه‌های رود لوار فرانسه می‌پردازند و از مراکز تجاری بانکوک، هلند و آنتالیا دیدن می‌کنند، خواب راحتی داشته و روز سرخوشی را پشت سر می‌گذارند؟

آیا آنانی که کره‌ی خاکی را برای خویش تنگ دیده، پا از کره‌ی زمین فراتر نهاده و به تماشای دیگر کرات می‌پردازند، لذت زندگی را دریافته‌اند؟

انسانهایی که می‌کُشند و می‌بندند، غارت‌پیشگانی که روزانه دهها خانواده را به خاک و خون می‌کشند، زنان را بیوه و کودکان را یتیم می‌کنند، به مطلوبشان دست یافته‌اند؟

گمان نمی‌کنم که وضعیت این افراد از هم‌کیشان گذشته‌یشان بهتر باشد!!!

خداوند سرانجام کار آنان را در کتاب جاویدش این گونه بازگو نموده است: ﴿کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ∗ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ کَرِیمٍ ∗ وَنَعْمَهٍ کَانُوا فِیهَا فَاکِهِینَ ∗ کَذٰلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ ∗ فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنْظَرِینَ﴾ [دخان: ۲۹ – ۲۵]؛ «چه بسا باغها و چشمه‌ساران را رها کردند ∗ و [نیز] کِشتها و جایگاهى ارزشمند ∗ و نعمتى را که در آن بهره‌مند بودند ∗ بدینسان [شد] و آنها را به گروهى دیگر بخشیدیم ∗ و آسمان و زمین بر آنان نگریست و [نیز به آنان] مهلت داده نشد.»

بنابراین، این آدمیان قابل ترحم‌اند و باید برایشان متأسف شد؛ چرا که اینها راه را گم کرده‌اند و از لذت واقعی دنیا و زندگی محروم شده‌اند.

رحمت خدا بر شاعری که چه زیبا ما را متوجه اصل آفرینش نموده و می‌سراید:

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟ /∗/ به کجا می‌روم آخر ننمائی وطنم؟

مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک /∗/ دو سه روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست /∗/ به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

اینجاست که روزانه شاهد خودکشی هنرمندان، بازرگانان، سیاستمداران، خداناباوران و… هستیم.

الله تعالیٰ می‌فرماید: ﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَىٰ﴾ [طه: ۱۲۴]؛ «و هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگانى‌اى تنگ خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا برانگیزیم.»

بنابراین، این افراد قابل ترحم‌اند؛ چون اینها آرامش را در جایی می‌جویند که آن خود مایه‌ی درد و رنج است. باید اینها را با قرص آرام‌بخش ذکر الله آشنا کرد و آمپول محبت پروردگار را در بدنشان تزریق نمود. باید دست اینها را گرفت و به بیمارستانهای الهی (مساجد و مراکز دینی) و نزد پزشکان روحی (علما و دعوتگران) رهنمونشان شد و از داروخانه‌ی قرآن و سنت برایشان دارو تجویز نمود و بیماران بدخیم را مدتی در بیمارستانهای تخصصی (فرار به سوی الله و نشستن پای صحبت نیکان) بستری نمود و چه بسا برخی از آنان زیر تیغ جراحی قرار گیرند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو − 1 =

مطالب تازه