تفسیر و علوم قرآن

آفرینش آسمان و زمین

نویسنده: مولانا مفتی محمد شفیع عثمانی

مترجم: شیخ الحدیث علامه سید محمدیوسف حسین‌پور

 

کلام وحی:

 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ [الأعراف/۵۴]

ترجمه‌ی آیه:

بی‌شک رب شما الله است، آن که آفریده است آسمان‌ها و زمین را در شش روز، سپس قرار گرفت بر عرش، می‌پوشاند شب را بر روز که آن پشت سرش می‌آید به دویدن، و آفرید خورشید و ماه و ستاره‌ها را فرمان‌بردار حکم خویش، بشنوید کار او است آفریدن و دستور دادن، بسیار بابرکت است الله که رب کل جهان است.

خلاصهی تفسیر:

 

بی‌شک رب شما فقط خداست که همه‌ی آسمان‌ها و زمین را در (حدود) شش روز آفرید، سپس بر عرش (که شبیه تخت پادشاهی است، چنان) قایم (و جلوه‌افروز) شد (که شایسته‌ی شأن اوست، تاریکی) شب را بر (روشنی) روز می‌پوشاند (یعنی: با تاریکی شب، روشنی روز پنهان شده و از بین می‌رود) به گونه‌ای که آن شب، روز رابه زودی فرا می‌گیرد (یعنی: روز لحظه به لحظه می‌گذرد، تا این که ناگهان شب فرا می‌یسد) و خورشید و ماهتاب و ستاره‌ها را آفرید،‌به گونه‌ای که همه تابع دستور (تکوینی) او هستند؛ بدانید که آفرینش و حکومت مختص خداست و او دارای کمالات بزرگ و پرودگار تمام عالم است.

معارف و مسایل:

در نخستین آیه از آیات فوق الذکر آفرینش آسمان، زمین، سیارات و نجوم و این که هر یکی تابع نظام مستحکم و خاصی به انجام وظیفه مشغول است، یادآوری شده است و در ضمن آن، قدرت مطلقه‌ی حق تعالى را بیان نموده، هر انسان عاقل را به تفکر و تدبّر فرا خوانده است که آن ذات پاکی که بر آفرینش این عالم عظیم الشأن قادر است که آن را از عدم به وجود آورده و با این نظام حکیمانه به چرخش در آورده است، برای چه سنگینی و سختی وجود دارد که آن‌ها را معدوم نموده، سپس مجدداً در روز قیامت بیافریند؟ لذا از انکار قیامت دست برداشته، فقط او را رب خود قرار دهید و از او نیازمندی‌های خود را بخواهید. او را بپرستید و از دام مخلوق‌پرستی بیرون آیید و با حقیقت آشنا شوید، لذا در این جا فرمود: رب شما آن الله است که آسمان و زمین را در مدت شش روز آفریده است.

چرا مدت شش روز در آفرینش آسمان و زمین مقرر گردید؟

در این جا این سؤال مطرح است که خداوند بر این قادر بود که تمام این کاینات را در یک لحظه بیافریند، این امر در پرتو قرآن با عناوین مختلف بار بار ذکر شده است؛ چنان که آیه‌ی ۵۰ از سوره‌ی قمر فرموده است: وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ؛ یعنی: به مقدار یک چشم بر هم زدن، حکم ما نافذ می‌شود.

و در آیه‌ی ۸۲ از سوره‌ی یس می‌فرماید: إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ یعنی: هر گاه خداوند آفرین چیزی را بخواهد، می‌فرماید:‌«باش»، آن به وجود می‌آید. پس صرف شش روز در آفرینش عالَم به چه معنی است؟

مفسر القرآن حضرت سعید بن جبیر به آن چنین پاسخ داده است: بدون تردید قدرت حق‌تعالى حاوی این است که همه‌ی این‌ها را در یک لحظه بیافریند، اما به مقتضای حکمت، در آفرینش این جهان به این خاطر شش روز صرف نمود تا که به انسان بیاموزد که در چرخش نظام عالَم و پخته‌کاری از تدریج کار بگیرد؛ هم‌چنان که رسول اکرم > در حدیثی فرمود: با فکر و اندیشه و سنگینی و وقار کار کردن از طرف خداست و شتاب ورزی از طرف شیطان است.[۱]

مقصود این که: انسان در صورت شتاب‌ورزی نمی‌تواند تمام ابعاد مسأله را زیر نظر بگیرد؛ بنابر این، بیش‌تر کارها خراب می‌شوند و پشیمانی به بار می‌آورند و کاری که با فکر و اندیشه و به تدریج انجام داده شود، در آن برکت می‌آید.

شب و روز قبل از آفرینش آسمان، زمین و ستارگان چه طور شناخته میشدند؟

سؤال دوم که در ذهن می‌آید، این است: وجود شب و روز از حرکت خورشید معلوم می‌گردد و پیش از آفرینش آسمان و زمین خورشید و ماهی وجود نداشت؛ پس حساب شش روز مبنی بر چه محاسبه‌ای می‌باشد؟ بنابر این، بعضی از مفسران فرموده‌اند: مراد از شش روز، آن مقدار وقت و زمان است که شش روز دنیا در آن باشد. اما پاسخ صحیح این است که اصطلاح شب و روز که روز از طلوع آفتاب تا غروب و شب از غروب تا طلوع می‌باشد، اصطلاح این جهان است، امکان دارد پیش از آفرینش آسمان و زمین خداوند جهت شناخت شب و روز علایم دیگری مقرر بفرماید، هم‌چنان که در جنت می‌باشد، که در آن جا شب و روز تابع حرکت خورشید نمی‌باشد.

از این نیز این معلوم گردید که لازم نیست آن شش روزی که آسمان و زمین در آن‌ها آفریده شده‌اند، مساوی با شش روز دنیا باشند؛ بلکه امکان دارد از این‌ها بزرگ‌تر باشند؛ چنان که قرآن درباره‌ی روزهای آخرت می‌فرماید: روزی برابر با هزار سال است. ابوعبدالله رازی فرموده است: حرکت فلک اعظم آن قدر سریع است که هنوز انسان قدمش را برنداشته و بر زمین ننهاده است که فلک اعظم مسافت شش هزار کیلومتر را طی می‌کند.[۲]

امام احمد و مجاهد فرموده‌اند: مراد از شش روز در این جا، روزهای آخرت هستند. و از حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهما به روایت ضحاک نیز همین منقول است.

و این شش روزی که آفرینش عالم در آن‌ها صورت گرفته است، مطابق به روایات صحیح از یک‌شنبه شروع شده و جمعه پایان یافته است و در یوم السبت؛ یعنی: روز شنبه، کار آفرینش عالَم انجام نگرفته است. بعضی از علما فرموده‌اند: «سبت» به معنی قطع کردن است و بدین جهت به این روز «یوم السبت» گفته شده است که در آن کار به پایان رسید.[۳]

در آیه‌ی مذکور آمده که: کار آفرینش آسمان و زمین در شش روز به پایان رسید؛ تفصیل آن در آیه‌های نهم و دهم سوره‌ی فصلت چنین آمده است که در دو روز زمین آفریده شد و در دو روز دیگر کوه‌ها، دریاها، معادن، درخت و نباتات و اشیای خوردنی، انسان و حیوان روی زمین آفریده شدند که مجموع این‌ها، چهار روز شدند. چنان که می‌فرماید: خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ و سپس فرمود: وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ. دو روز قبلی که در آن‌ها زمین ساخته شد، یک‌شنبه و دوشنبه‌اند و دو روز بعدیکه در آن‌ها کاینات، زمین، کوه و دریا ساخته شدند، سه‌شنبه و چهارشنبه بودند. سپس فرمود: فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ؛ یعنی: باز هفت آسمان را در دو روز آفرید. بدیهی است که این دو روز پنج‌شنبه و جمعه می‌باشند و بدین ترتیب شش روز تا جمعه پایان می‌یابد.

پس از بیان نمودن آفرینشِ آسمان و زمین فرمود: ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ؛ یعنی: سپس بر عرش قایم شد. معنی لفظی اسْتَوَى قایم شدن و «عرش» به تخت شاهی گفته می‌شود، اکنون بحث در این است که عرش رحمان چگونه و چه چیزی است و مراد از قایم شدن بر آن چیست؟

عقیده‌ی صحیح و درست در این باره آن است که از سلف صالحین، صحابه و تابعین و سپس از اکثر عارفان کرام منقول است که: عقل انسانی از احاطه نمودن، ذات و صفات الله جل شأنه عاجز است و در پی تحقیق آن قرار گرفتن بی‌سود؛ بلکه زیان‌آور است و باید بر آن اجمالاً چنین ایمان آورد که هر آن‌چه مراد خداوند از این الفاظ باشد، صحیح و برحق است و خود در فکر متعین کردن معنی نباشد.

یکی در محضر امام مالک همین سؤال را مطرح نمود که مراد از ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ چیست؟ ایشان پس از قدری تأمل و اندیشه فرمود: معنی لفظی «استوى» معلوم است و عقل انسانی نمی‌تواند حقیقت و کیفیت آن را درک نماید و ایمان آوردن بر آن واجب است و سؤال نمودن از حقیقت و کیفیت آن بدعت است؛ زیرا اصحاب کرام چنین سؤالاتی در محضر آن‌حضرت مطرح ننمودند. حضرات سفیان ثوری، امام اوزاعی، لیث بن سعد، سفیان بن عیینه و عبدالله بن مبارک رحمهم الله فرموده‌اند: آیاتی که درباره‌ی ذات و صفات وارد شده‌اند، آن‌ها را به همان گونه که نازل شده‌اند، بدون تشریح و تأویل باید به جا گذاشت و بر آن‌ها باید ایمان آورد.[۴]

سپس در آیه‌ی مذکور فرمود: یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا؛ یعنی: خداوند شب را بر روز به گونه‌ای می‌پوشاند که شب به زودی روز را فرا می‌گیرد. مراد این که این دگرگونی عظیم شب و روز کل جهان را از نور به تاریکی، یا برعکس از تاریکی به نور می‌آورد و چنان به زودی تابع قدرت قاهره‌ی خداوند قرار می‌گیرد که ذره‌ای تأخیر نمی‌شود.

پس از آن فرمود: وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ؛ یعنی: خداوند خورشید و ماه و تمام ستاره‌ها را چنان آفرید که همه تابع امر و حکم خداوند می‌چرخند.

در این آیات، برای انسان عاقل، دعوت به فکر و اندیشه‌ای است که او مصنوعات ساخته شده مخلوق را هر وقت مشاهده می‌نماید که در موتورهای ساخته شده توسط دانشمندان بسیار ماهر و بزرگ، اولاً کمبودهایی وجود دارد و اگر نقایصی هم وجود نداشته باشد، باز هم هر چند موتور فولادی و پرقدرت باشد، با چرخش خویش ساییده می‌شود؛ ضعیف می‌گردد؛ نیاز به تعمیر پیدا می‌کند؛ گریس‌کاری می‌خواهد و به خاطر آن‌ها چندین روز، بلکه هفته‌ها و ماه‌ها از کار می‌افتد. اما این موتورهای خدایی را مشاهده نمایید به چه ترتیب و وضعی از روز اول آن‌ها را به چرخش در آورده است، هنوز به همان وضع می‌چرخند، نه گاهی در رفتار آن‌ها به اندازه‌ی ثانیه‌ای فرق آمده است و نه گاهی پیچ و مهره‌ای از آن‌ها ساییده شده، یا شکسته است و نه گاهی نیاز به تعمیرگاهی پدید آمده است؛ علتش آن است که آن‌ها مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ در حرکت‌اند، که برای چرخش آن‌ها نه نیاز به برق هست و نه نیازی برای موتور؛ بلکه آن‌ها بنا به دستور خداوند در حرکت می‌باشند و تابع فرمان او هستند، لذا امکان ندارد در حرکت آن‌ها کوچک‌ترین تفاوتی پیش بیاید. آری هرگاه قادر مطلق بخواهد که آن‌ها را در وقت متعین فنا کند، تمام این نظام از هم می‌پاشد که به آن قیامت می‌گویند.

پس از ذکر این چند مثال، قدرت قاهره و مطلقه‌ی خداوند به صورت یک قاعده‌ی کلیه‌ای بیان می‌گردد که: أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ . خلق خدا به معنی آفرین و امر به معنی دستور دادن است؛ یعنی: خالق و حاکم بودن ویژه‌ی ذات پاک اوست و به جز از او کسی دیگر نمی‌تواند ادنى چیزی بیافریند و نه کسی حق دارد به کسی دیگر دستور بدهد (مگر این که در شعبه‌ی خاصی از طرف خداوند به کسی حکمی سپرده گردد که آن هم در حقیقت حکم خداست.

لذا مطلب آیه این است که آفریدن همه‌ی این چیزها تنها کار او بود و پس از آفریدن نیز، تنها او می‌تواند از آن‌ها کار بگیرد که این نیز کرشمه‌ای از قدرت کامل اوست.

صوفیان کرام فرموده‌اند: «خلق و امر» دو عالَم‌اند که ارتباط خلق با ماده و مادیت است و ارتباط امر با مجردات لطیفه می‌باشد. در آیه‌ی ۸۵ از سوره‌ی اسراء: قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی، اشاره‌ای به این یافته می‌شود که روح را از امر فرمود، پس منظور از مختص بودن خلق و امر به خداوند در این صورت این است که آسمان و زمین و آن‌چه میان آن‌ها وجود دارد، همه از قبیل مادیات هستند که آفرینش آن‌ها به خلق تعبیر شده است و آفرینش مافوق السماوات که مبرّا از ماده و مادیات هستند، به لفظ «امر» تعبیر گردیده است.[۵]

در آخر آیه فرمود: تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ. در این جا لفظ «تبارک» از برکت مأخوذ است و لفظ برکت به چندین معنی می‌آید؛ از قبیل بزرگ شدن، اضافه شدن، ثابت ماندن و … و در این‌جا لفظ «تبارک» به معنی بلند و بالا بودن است که می‌توان آن را از معنی بزرگ شدن گرفت و هم از معنی ثابت ماندن؛ زیرا خداوند قایم و ثابت هم هست و بلند و بالا نیز و در یک جمله‌ی حدیثی نیز به طرف معنی بلند اشاره شده است: «تَبَارکْتَ و تَعَالَیْتَ یا ذَالجَلَالِ وَالإِکْرَامِ»، که در این جا «تبارکت» را به «تعالیت» تفسیر کرده است.

[۱] . مظهری به حواله‌ی شعب الایمان بیهقی.

[۲] . بحر محیط.

[۳] . ابن کثیر.

[۴] . مظهری.

[۵] . مظهری.

برچسب ها
نمایش بیشتر

محمدیوسف حسین پور

*مدیر سابق مدرسه دینی عین العلوم گشت * موسس و دبیرکل شورای هماهنگی مدارس دینی اهل سنت

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن