آنچه به آن ایمان داشته، بر زبان آورده و بدان فرا می خوانیم

ایمان


بارها گفته‌ایم و باز هم تکرار می‌کنیم، برنامه تمدن اسلامی، برنامه یک گروه و یا یک حزب نیست؛ بلکه برنامه امت و ملت های مسلمانی است که شعله عشق و علاقه شان به زندگی با اسلام و زیستن برای آن زبانه می کشد تا اسلام جایگاهش را بین جهانیان به دست آورد و به وظیفه ای که پروردگار زمین و آسمان او را به آن گماشته، بپردازد «وکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ویَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا» (بقره ۱۴۳) و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.

برنامه تمدن اسلامی، تنها راه درست و همواریست که هویت واقعی، شخصیت برجسته، استقلال اقتصادی و جهت گیری سیاسی امت را برایش محقق می سازد تا در شرق و غرب محو نشود و از حالت مسخی که از سویی به خاطر عقب ماندگی و سکون و از سوی دیگر به دلیل تهاجم فرهنگی، فکری و نظامی به آن نسبت داده می شود؛ خارج گردد. بهترین مثال برای این مساله اتفاقی است که در سرزمین های عربی و اسلامی رخ داده و همچنان در جریان است؛ نه کاملاً اسلامی هستند، نه کمونیسم، نه سوسیالیست و نه نظام سرمایه داری بلکه دارای وجودی ناقص و تغییر یافته اند که کاملاً به هیچ یک از اینها گرایش ندارند و در بین افراد ملتشان تقلید کورکورانه و وابستگی رواج دارد.

برنامه اسلامی ما به سبب اعتدال و میانه روی اش بر دیگران برتری دارد؛ چرا که بین جسم و روح، عقل و وحی، بهره مندی از نعمت های دنیا و تمسک به قیود دینی و بین فرد و گروه توازن ایجاد کرده و بین اصول عام و کلی و بین نیازهای واقعی و توانایی انسان هماهنگی ایجاد می کند؛ علاوه بر آن ثابت و متغیر، قدیم و جدید، استفاده از دستاوردهای سودمند تمدن بشری، پایبندی بر اصول دین و احکام ثابت و قواعد آن و التزام به اخلاق و رفتار دینی را با هم گرد آورده است. این دین، توانایی دگرگونی، رویارویی و در هم کوبیدن تمدن سکولار غرب در سرزمین ما و حتی در زادگاهش را دارد. چرا که این تمدن بر پایه بندگی مادیات و عقل نه الله و پیروی از هوی و هوس و امیال بشر نه دین و اصول حاکم بر آن و اخلاق دینی استوار است. همچنین بر نژاد پرستی و حذف دیگران و بزرگ شمردن نژاد اروپایی – آریایی و سروری و برتری این تمدن مادی که آن را حسن ختام تمامی تمدّن ها و ویژگی اش را انسان دوستی تلقی می کنند، بنا شده؛ علی رغم تمامی جلوه های فساد اخلاقی، رفتاری و اجتماعی و تمایلات سلطه گرایانه و ستیزه جویانه و قتل عام اقوام و ملت های دیگر و غارت ثروت هایشان؛ از جمله آموزه های آن هرزگی و همجنسگرایی و عادی شمردن فواحش و زشتی هاست تا جایی که اندیشمندانشان در رابطه با این گرداب عمیق که مؤمنان در حال سقوط در آنند، هشدار می دهند «إن یَتَّبِعُونَ إلا الظَّنَّ ومَا تَهْوَى الأَنفُسُ ولَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الهُدَى» (نجم ۲۳) آنان جز گمان و آنچه را که دلخواهشان، است پیروى نمى‏کنند؛ با آنکه قطعاً از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است.

نبوغ و استعداد های خدادادی امام حسن البنا، به بهترین شکل در این نکته نمود پیدا می کند که وی تمام زندگی، تفکر و افشره حیاتش را صرف بنای برنامه تمدّن اسلامی معاصر کرد؛ برنامه ای که تنها راه بیداری امت و دستیابی به شکوه و عظمتش به شمار می رود. از این رو، تمام دغدغه و تفکرش متوجه شناخت دولت و جماعت در اسلام و پیشرفت امت و مرزبندی و پی ریزی شالوده های این بنا از منظر تفکر اسلامی صحیح، بیان اسباب و علل عقب ماندگی و ضعف ملت ها و تمدن ها و عوامل پیشرفت آنها بود؛ و حتی برای یک لحظه مسائل جزئی و غیر مهم و اتفاقات شخصی که قرن های طولانی مانع تلاش علما و متفکران اسلام شده بود، وی را به خود مشغول نمی کرد؛ او همان کسی است که فقه اسلامی را پس از قرن ها غیبت، زندگی دوباره بخشید.

نبوغ وی هم چنین در این موارد جلوه گری می کند:

– مهارت بالا و دقت فراوان در ربط و مقایسه و تحلیل بین اصول و ارزش های اسلامی و دستاوردها و مفاهیم تمدن جدید در نهایت سادگی و سهولت

– ارائه نتایج تکان دهنده ی آن به گونه ای که همه را مبهوت خود می کند به همراه اجتهادات ابتکاری و جدید اسلامی که همتای آن کم است و آمیزه ایست از مجموعه احکام، کلیات، پایه ها و اصول عام و کلی بدون تفاصیل اضافی

– ارائه اصول تئوری و شناسایی وسائل و ابزار تحقق این برنامه در زمینه های دعوت، تربیت تکاملی، علمی و پژوهشی

– برنامه ریزی و آماده سازی گروه ها و افردای که این برنامه را به دوش کشیده و در راه آن مجاهدت کنند؛ جلوه گری می کند.

برنامه اسلامی در تفکر امام البنا تکامل یافت. وی تمامی افکار مفید گذشتگان را به کار گرفت و آن را بنا نهاد و آراست و نوآوری، تفسیر و ریشه یابی جنبه های متفاوت برنامه اسلامی را بر آن افزود و در کنارقدرت بی نظیر برنامه ریزی و درک این مطلب که آگاه سازی اقشار مردم و برنامه ریزی برای آن ها، اساس این نهضت و تضمین موفقیت و اصلاحش می باشد در ابتدا به مباحثی همچون شمولیت اسلام در تمام زمینه های زندگی و اجماع بین تفکر تئوری و وسایل عملی تربیتی و تربیت افراد پرداخت و برنامه را به همراه تمام چیزهایی که تداوم آن را تضمین می نمود، از قشر تحصیل کرده آغاز نمود و آن را به تمام سطوح توده های مردم کشانید و آن را از عرصه تئوری فرهنگی وارد میدان عملی و کاربردی نمود تا اینکه خداوند آن را پیروز و دینش را توانمند ساخت. تا جایی که اخوان المسلمین توانایی آن را یافت که کاملاً پاسخگوی عناصر و نشانه های مبارزات داخلی و خارجی باشد که امت اسلام با آن مواجه می شود و متناسب با نوع مبارزات تمدن غرب و گستره و میزان جدیت آن در قرن بیستم عمل کند و درک صحیحی از دلایل عقب ماندگی امت و تکامل جنبه های اصلاح و تجدید داشته باشد تا به حق، «امام حسن البنا»، مصلح اسلام در قرن بیستم نامیده شود.

واضح و روشن است که برنامه تمدن اسلامی در شیوه امام حسن البنا و اخوان المسلمین، از سویی برای پیشرفت امت و بیرون کشیدن آن از دره سکون و سنت ها و عقب ماندگی و از سوی دیگر برای حفظ استقلال فرهنگی اش از فساد و وابستگی و شکست در برابر تمدن مادی گرای سکولار غرب و کشاندن آن به عرصه عمل و تلاش و پشتکار برای به دست آوردن جایگاه شایسته در بین ملت ها، برنامه ای جامع و شامل است.

این برنامه بر دو رکن اساسی استوار است:

الف) رکن اول: رکن فکری و نظری است که شالوده آن را فهم اسلامی صحیح و میانه رو نسبت به تمام آموزه های اسلام تشکیل می دهد؛ از جمله اصول عقیده و عبادت و مناسک و قواعد و ارزش ها و مبانی عام انسانی، سنت های خدا در جهان، اصول جوامع بشری، اسباب و عوامل پیشرفت تمدن های بشری و علل و مشکلات عقب ماندگی و تباهی آن. این جنبه برای شکل گیری فهم و عقیده به منظور تربیت افراد و نیروها و ایجاد شخصیت اسلامی توانا در تحمل پیامد های عمل و اجرا و همکاری در ایجاد تغییرات مورد نظر، ضروری است.

این رکن در دو بخش تئوری و عملی مورد توجه خاص جماعت اخوان المسلمین و دانشمندان و متفکرانش می باشد.

ب) رکن دوم: این رکن جنبه عملی و اجرای اصول و ارزش های اسلامی و پایه ها و مفاهیم برنامه اسلامی پیشرفت امت است در زندگی گروه های مردم در جامعه و دولت و در مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مسائل ملی داخلی که گریبان گیر مردم شده و زندگی را بر آن ها دشوار ساخته؛ و بر روابط بین المللی و مسائل امت اسلامی و تجدید و تغییر همه بیماری ها و مشکلات، ظلم و فساد و فروپاشی اخلاق و رفتار در تمام جلوه های حیات سیاسی، اداری، اجتماعی، علمی و فرهنگی که موجب آزار ملت ها و امت اسلامی – با وجود تفاوت و اختلاف بین دولت هایشان – و وابستگی کامل آن ها به دولت های مخالف اسلام و مصالح اسلام می شود.

این جنبه برای به کمال رسیدن برنامه اسلامی و امکان فراخواندن دیگران به آن ضروری است تا برنامه ای برای تمام گروه ها و اقشار یک امت و پایه های نهضتی بر مبنای مصلحت دین و دنیا باشد که همان نتیجه مطلوب و محصول پاکیزه رکن اول و امریست که دیگران را به آن فرا می خوانیم تا همکاری و تعاون حکمفرما گردد و آرزو ها به تحقق بپیوندد.

اولین سطح از سطوح توانمند سازی دین الله بر روی زمین، برپایی دولتی اسلامی است که دستورات خدا را اجرا می کند تا الگویی برتر به شمار آید. امیدواریم سرزمین مصر – بخصوص پس از این انقلاب میمون – این الگوی برجسته را ارائه دهد؛ چرا که در این سرزمین رسوخ و ثبات ارزش ها و اصول دعوت در فکر و عمل و پایبندی به آن ضروری است و فرصت ها و تجارب بشری، ایمانی توانا بر تحمل بار این دولت و پرداختن به مسئولیت آن به بهترین شکل و توانایی رویارویی با مشکلات و عواقب و خطرات بزرگ داخلی و خارجی، فراهم است. به لطف خدا در کشور ما، علاوه بر متخصصانی که در این زمینه برای تحقق بخشیدن به این امر فعالیت می کنند تحقیق ها و مطالعاتی ارائه داده اند و امکانات عملی و فکری در اختیار دارند، مردان و کارشناسانی نیز در این زمینه برای تحقق بخشیدن به این امر فعالیت می کنند.

شکی نیست که امام حسن البنا و بسیاری از دعوتگران و جمعیت ها با رهبرانشان این بعد را درک کرده و از آن غافل نبوده اند. رسائل امام حسن البنا شامل بسیاری از وجوه اصلاحات عام و عملی است که جماعت در بیانیه ها و برنامه های حزب – چه در رابطه با دیدگاه ما به سیستم حاکمیت و نظام اقتصادی و چه در مورد مشکلات ما در سایه نظام اسلامی و… – به کار برده است. این رسائل را «امام البنا» نوشته و اثر آن را در چشم اندازی زیبا و خوب در رابطه با برخی موضوعات روز مانند شورا، چند حزبی، دمکراسی، زن، اقلیت ها، تروریسم، خشونت و دیگر موضوعاتی که همه آن ها را قبل از انقلاب به قدرت ها و احزاب ارائه کرد، می بینیم.

هیچ یک از این ها با تلاش یک فرد یا چند نفر که هر کدام به تنهایی عمل می کنند، محقق نمی شود؛ بلکه نیازمند عمل جمعی بنیان گذاران به تحقیقات و مطالعاتی است که شامل تجربیات متعدد و تخصصی دقیق و عمیقی در تمام شاخه های زندگی، دین، قانون و هنر می باشد تا به تحقیق علمی هدفمند و مطالعه و تحلیل و برنامه ریزی های علمی و شناسایی اهداف و مقاصد دین در دنیای انسان ها و ابزار و وسایل عملی و روش های اجرایی مربوط به آن بپردازد.

آیا این تمام آن چیزی نیست که ما به آن فرا می خواندیم و هم چنان فرا می خوانیم؛ بخصوص پس از انتخاب آزاده ای پاک توسط مردم که قانونش را ارائه کرده و تمام نیروها را برای همکاری در تحقق بخشیدن به آن فراخوانده است؟

ما ایمان داریم که همه انواع فعالیت های سیاسی و فعالیت های جامعه مدنی و تلاش های قانونی همان راهی است که ما را به برپایی دولت مدنی که به دنبال آنیم، می رساند؛ در این راه گام می نهیم و از آن روی گردان نخواهیم بود.

منبع: سایت استاد جمعه امین


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 1 =