فرهنگ و جامعه

آنچه که جریان های اسلامی باید بدانند!

نوشته: دکتور یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین

ترجمه: عبدالخالق احسان

اهتمام به گزینش نخبگان و فرهنگیان به معنای بی توجهی به توده مردم نیست؛ چون بین این دو مسئله تعارضی وجود ندارد. یکی از ویژگی های حرکت اسلامی ملی بودن آن است، به این معنا که حرکت اسلامی ، حرکت رسمی حکومتی و حرکت اریستوکراسی نیست؛ بل، حرکتی است که از میان ملت بیرون شده تا خواسته های آن را تبارز داده و مطرح کند . این حرکت باید با نبض ملت هماهنگ بوده ، همگام باتوده های مردم و به نمایندگی از ملت سخن بگوید. وهمچنان باحمایت جدی ازمردم برای مطالبه حقوق شان کمر همت ببندد.

دشمنان حرکت اسلامی در خارج وسرباختگان داخلی شان ازداخل در کشور های اسلامی، تلاش نمودند تا توده های ملت را از حرکت اسلامی کنار بزنند وبرای رسیدن به این هدف شان از وسوسه اندازی، شبهه پراگنی، هراس افگنی و تلاش های تروریستی و وسایل دیگر بهره گرفتند.

اما خطرناک تر ازهمه این است که حرکت اسلامی،خود را از ملت دور نگهدارد (خود را از ملت برتر دانسته، بر ملت اتهام وارد کند، مقام ملت را کم جلوه دهد، از ملت ناامید شود، به اموردیگرغیرازقضایای امت مشغول گردد). آری خطر اینجاست که حرکت اسلامی، جایگاه خود در بین ملت و جایگاه ملت در برنامه اش را فراموش کند و نسبت به مشکلات و درد و آلام ملت بی توجه باشد؛همه چیز را برای خود بخواهد واز خود سخن بگوید وگفته های خود را بشنود وبس. درین صورت حرکت اسلامی به اختیار خود، خویشتن را در قفس دوری از ملت زندانی کرده است.

در حقیقیت، حرکت وقتی موفق می گردد که بتواند ملت را همراه خود تحریک نموده ویاری برساند . به خشم ملت خشمگین و به خشنودی ملت خشنود گردد. موقف ها و تلاش های ملت را قدردانی و دشمنانش را نفرین نماید. باید حرکت اسلامی طوری با ملت در آمیزد که خون در رگ ها جریان دارد و طوری با ملت یکجا شودکه روح با جسم و نور با چشم ارتباط دارد، حرکت نباید از ملت و ملت از حرکت جدا شده وعزلت گزینند.

این آرزو برآوده نخواهدشد؛ مگر روزی که حرکت اسلامی درد های ملت را حس نموده و با قضایای امت دست و پنجه نرم کند. درغم وشادی شان خودرا شریک دانسته، با تنگدستی و فراخ دستی شان همسوگردد واگر قیام کردند، همراه شان قیام کند، زیرا حرکت از ملت است و ملت از حرکت،فلسفه ی وجودی حرکت به خاطر ملت است و ازملت به خاطر حرکت.

آشنا ساختن مردم به حقایق زندگی ، نه فریب کاری و پنهان کاری

باور ما به ملت ها و قوت توده های مردم به این معنا نیست، که مردم را نسبت به حقیقت های تلخ گمراه ساخته و به آرزوهای دور و دراز فریب شان دهیم. بر دعوتگران و اندیشمندان حرکت اسلامی بایسته است که بیماری های امت را به صراحت بیان داشته و نپوشانند، (نه مانند کسانی که امروزه حقیقت بیماری های خطرناک را پنهان می دارند)،‌ حرکت اسلامی باید ملت ها را نسبت به حقایق موجود اگرچه تلخ باشد آگاه سازد؛ نه این که با آرزوهای خوش خط و خال آن ها را فریب دهد بدون اینکه راهی را برای برطرف کردن دردها بپیماید.

دانشمندان برخاسته ازتربیت اصیل اسلامی، بین امید و آرزو فرق قایل شده و گفته اند: امید آن است که همراه عمل باشد و در غیر آن آرزو محسوب می گردد، امید اهل ایمان را انگیزه می دهد و آرزوها دلخوشی های انسان های بیکار و عاطل می باشد . .

قرآن کریم برای کسانی که بهشت را بدون ایمان و عمل در احتکار خویش می دانند، می گوید: (تِلکَ أَمانِیُّهُم قُل هاَتُوا بُرهَانَکُم إِن کُنتُم صَادِقِین- البقره:۱۱۱) این آرزوهای شان است، بگو: دلایل تان را ارایه کنید؛ اگر راستگو هستید.

حضرت علی رضی الله عنه به پسرش حسن رضی الله عنه می گوید: از دل بستن به آرزوها پرهیز کن؛ چون آرزوهای طولانی از داشته های احمقان است.

شاعری می گوید: بنده آرزو مباش؛ چون آرزو سرمایه اصلی مفلسان است.

امید و امل و شوق به فردای بهتر، غذا و سوخت هر حرکتی است که به منظور تغییر واقعیت تاریک به سوی آینده درخشان فعالیت می کند. اما؛ امل و امید با آرزوها تفاوت دارد، آرزوها ممکن است با ناامیدی از رسیدن به مقصد همراه باشد، برخلاف امید و امل که این دو ضد ناامیدی و یأس اند.

همانگونه که لازم است مردم را از تلخی واقعیت آگاه سازیم، می بایست آنان را نسبت به خطرات آینده نیز با خبر نماییم، تا این که خویشتن را بر تحمل مشکلات آماده سازند، و گمان نکنند که در مسیر زندگی گل فرش است و خاری وجود ندارد و آسمان برای شان روغن و عسل می بارد، بدون اینکه دست های شان خسته شده و پیشانی شان ازعرق تر شود.

درین زمینه اشتباهی وجود دارد، که باید تصحیح گردد: طرح شعارها و راه حل های اسلامی برای توده های مسلمان که اسلامگرایان سر می دهند؛ مانند: تنها اسلام راه حل است، هیچ اصلاحاتی به وجود نمی آید، مگر توسط اسلام، اسلام کشتی نجاتی است که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بر طرف می کند؛ اکثر مردم فکر می کنند که بلند کردن این شعار و تأیید صاحبان آن ها درانتخابات وبدست آوردن چوکی های زیادی در پارلمان تمام مشکلات سر راه را به عصای سحر آمیز و معجزه آسمانی بر طرف می کنند!.

درین صورت بر اسلامگرایان، دعوتگران و اندیشمندان شان لازم است که برای مردم به صورت واضح و شفاف بیان دارندکه: اسلام مشکلات مردم را توسط خود مردم حل می کند و الله متعال از آسمان فرشتگان را نمی فرستد تا برای شان زمین ها را زرع نماید وسرمایه حیوانی و ماهی داری شان را رشد داده و صنعت و تجارت را رونق دهد . کارهای زیربنایی انجام داده و توانایی های امت را به سوی کار های مفید و مثمر، بسیج نموده و آنان را از امور بیهوده و ضعیف کننده دور سازد.

این مردم هستند که این امور و امثال آن را که برای داشتن زندگی سعادتمندانه لازم است، باید انجام دهند و نیازمندی های جامعه نیکوی امروزین را بر طرف ساخته و خواسته های انسانیت راهیاب و هدایت یافته را بر آورده سازند. حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه برای کسانی که به بهانه توکل در مسجد نشسته بودند و کار نمی کردند، فرمود: هیچ کس نباید بنشیند و به دنبال طلب روزی نرود و بگوید: پروردگارا! روزی ام ده؛ چون آسمان طلا و نقره نمی باراند!

الله متعال می فرماید: {فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ } [الجمعه: ۱۰] آنگاه که نماز خوانده شد ، در زمین پراکنده گردید و به دنبال رزق و روزی خدا بروید و خدای را ( با دل و زبان ) بسیار یاد کنید ، تا این که رستگار شوید . قرآن کریم این سنت را خیلی واضح و آشکار ثابت نموده که هیچ تخلفی را نمی پذیرد: {إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ} [الرعد: ۱۱] خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی، از نادانی به دانائی، ازذلّت به عزّت ، ازنوکری به سروری ، و . . . و برعکس نمی کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.

تغییراین گونه باید آغاز گردد: مفاهیم غلط، اندیشه های مرده و تباه، اخلاق ناشایست و ویژگی های ناپسند به مفاهیم صحیح، اندیشه های زنده ونیکو، اخلاق ستوده و صفات پسندیده تغییر داده شود.

لازم است که مردم به زندگی غیر از زندگی که عادت کرده اند، آمادگی بگیرند: زندگی تولید و فعالیت نه بی کاری و تنبلی، زندگی تلاش نه بیهودگی، زندگی ریاضت کشانه نه زندگی پر زرق و برق و ناز و نعمت، زندگی دادگری نه زندگی تبارگرایی، زندگی جنبش و تحرکت نه زندگی راحت طلبی و آسایش، زندگی اصرار و پیگیری نه زندگی سستی و فروهشتگی.

تصحیح مفاهیم غلط

از جمله وظایف حرکت اسلامی و دعوتگران آن این است تا مفاهیم اسلامی را که نزد اکثر مردم غلط تعبیر شده و برداشت نادرست از آن دارند، تصحیح نمایند تا این که عامل سازندگی باشند نه خرابکاری، انگیزه دهنده پیشرفت باشند، نه دعوت کننده عقب مانی. بسیاری از دینداران نسبت به برخی ارزش های بزرگ دینی؛ مانند: مفهوم ایمان، تقوا، اصلاح، استقامت فهم غلط و نادرستی دارند.

قرآن کریم می گوید: {وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ} [الأعراف: ۹۶] اگر مردمان این شهرها و آبادیها ( به خدا و انبیاء ) ایمان می آوردند و ( از کفر و معاصی ) پرهیز می کردند ، ( دروازه های ) برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می گشودیم.
{وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (۲) وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ} [الطلاق: ۲، ۳] هر کس هم از خدا بترسد و پرهیزگاری کند ، خدا راه نجات ( از هر تنگنائی ) را برای او فراهم می سازد . و به او از جای که تصوّرش را نمی کند روزی می رساند.

{وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ } [الأنبیاء: ۱۰۵] ما علاوه بر قرآن ، در تمام کتب ( انبیاء پیشین ) نوشته ایم که بی گمان ( سراسر روی ) زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد ( و آن را به دست خواهند گرفت ) .

{وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا} [الجن: ۱۶] اگر آدمیان و پریان بر راستای راه ( یکتاپرستی و فرمانبرداری از اوامر و نواهی الهی ) ماندگار بمانند ، آب زیاد ( و نعمت فراوان ) بهره ایشان می گردانیم .

وقتی قرآن کریم این دستورات را بیان می کند، آنها چنین برداشت می کنند که دین محض برپایی شعائر؛ مانند: نماز، روزه، تسبیح، تهلیل، تکبیر، پرهیز از محرمات؛ چون: شراب و قمار می باشد؛ شکی نیست که این ها بخش اساسی از دین می باشد؛ اما کل دین و کل ایمان و تقوا نمی باشند.

الله متعال انسان را آفریده تا او را بندگی کند، {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ} [الذاریات: ۵۶] من جنیان و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده ام .

هم چنان او را آفریده است تا در زمین خلیفه خداوند بوده و زمین با علم و عمل خویش اعمار نماید. {إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً} [البقره: ۳۰] من در زمین جانشینی بیافرینم ( تا به آبادانی زمین بپردازد و آن زیبانگاری و نوآوری را که برای زمین معیّن داشته ام به اتمام رساند و آن انسان است). {هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا} [هود: ۶۱] او است که شما را از زمین آفریده است و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است ( و نیروی بهره وری و بهره برداری از آن را به شما عطاء و در شما پدید آورده است )

معنای ( استعمرکم ) این است که از شما خواست تا زمین را اعمار کنید و این عمارت و آبادانی زمین نوعی عبادت محسوب می گردد.

ایمان، تقوا، اصلاح و استقامت بر ما لازم می گرداند که بین دین و دنیای مان توازن بر قرار کرده و الله متعال را با مراعات سنت های هستی او تعالی، عبادت نماییم وهمچنان برای مقابله با دشمنان مان آنچه از نیرو در توان داریم آمادگی بگیریم و باغرس درخت، کشت محصولات ، روی آوردن به صنعت سهم خویش را بجا آورده و برای بدست آوردن هر آن چه این امت در دین و دنیای شان نیاز دارند، کمر همت ببندیم؛ این چیزی است که فقیهان امت اسلامی آن را فرض کفایی می دانند چه اگر در مورد آن کوتاهی صورت گیرد، همه امت گنهکارند.

تقوای مطلوب مسبحه درویش، عمامه شیخ و کنج عبادتگاه نیست ؛ بل، تقوا علم و عمل، دین و دنیا، روح و ماده، پلان و برنامه، توسعه و تولید و پخته کاری و احسان است. “إن الله یحب إذا عمل أحدکم عملا أن یتقنه” الله متعال دوست دارد که اعمال هر یک شما به اتقان و پختگی برسد “إن الله کتب الإحسان على کل شیء”. الله متعال احسان و نیکوکاری را بر هر چیزی فرض گردانیده است.

پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمانان را در همه اعمال شان به اتقان و پختگی و درست کاری تشویق نموده اند، حتی در کشتن مارمولک. در حدیثی آمده: کسی که مارمولک را به یک ضربه بکشد، صد ثواب نصیب می گردد و کسی که به دو ضربه بکشد، ثواب کمتری دارد و کسی که به سه ضربه بکشد، ثوابش کمتر می گردد. ؛ لذا اتقان در همه کار ها مطلوب است؛ اگر چه در نظر مردم کار بی ارزش و ناچیزی باشد.

صحابه کرام رضی الله عنهم دانسته بودند که در دین اسلام رهبانیت و درویشی نیست و ایمان و تقوی به معنی قطع ارتباط از زندگی و بی توجهی در پیشرفت و توسعه آن نمی باشد.

عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه، وقتی ایثار و فداکاری برادر ایمانی اش سعد بن ربیع را مشاهده کرد، گفت: من تجارت پیشه ام، مرا به سوی بازار رهنمایی کن. ایشان به تجارت پرداخته و میلیون ها پول فایده کرد؛ اما از دایره ایمان و تقوا بیرون نشد، از قافله پارسایان عقب نماند، بلکه از جمله ده صحابه ی بود که بشارت بهشت برای شان داده شده بود؛ پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در حالی وفات نمودند که از عبدالرحمن خشنود بودند وهمچنان آن صحابه ی جلیل القدر از جمله گروه شش نفری شورا بودند که حضرت عمر رضی الله عنه تعیین کرده بود.

مؤمنان پرهیزگار کسانی اند که از اسباب استفاده کرده و در مسیر زندگی تلاش می کنند تا با انجام این بهترین اعمال و مسلح با سلاح توکل واقعی بوده و پایبند مکارم اخلاقی باشند؛ لذا الله متعال به تلاش های شان در دنیا برکت داده و در آخرت مزد و پاداش شان را ضایع نمی سازد.

نمایش بیشتر

عبدالخالق احسان

ستاد عبدالخالق احسان در سال 1364 هجری شمسی در قریه آبخدایی مربوط ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات افغانستان در یک خانواده متدین و علم دوست چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفته و برای ادامه تحصیل شامل دارالعلوم فخرالمدارس - هرات گردیده و در سال 1383 از صنف دوازدهم دارالعلوم فارغ گردید. در سال 1384 شامل دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شده و در سال 1387 با دریافت مدرک لیسانس فارغ گردید. سوابق تدریس: 8 سال معلم سابق لیسه خصوصی آینده سازان . معلم دارالعلوم خصوصی شاه ولی الله دهلوی. عضو هیئت تحریر ماهنامه معرفت، ارگان نشراتی جمعیت اصلاح افغانستان دفتر ساحوی هرات ( انجمن اخلاق و معرفت ) مترجم و نویسنده

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + ده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن