آن چه که جریان های اسلامی باید بدانند!

islamic movments must know 487x330 - آن چه که جریان های اسلامی باید بدانند!


اهتمام به گزینش نخبگان و فرهنگیان به معنی بی توجهی به توده مردم نیست؛ چون بین این دو مسئله تعارضی وجود ندارد. یکی از ویژگی های حرکت اسلامی ملی بودن آن است، به این معنی که حرکت رسمی حکومتی و حرکت آریستوکراسی نیست؛ بلکه حرکتی است که از میان ملت بیرون شده تا خواسته های آن را تبارز دهد و مطرح کند و با نبض ملت هماهنگ بوده و با توده های مردم زندگی داشته و به نمایندگی از ملت سخن بگوید و برای مطالبه حقوق شان کمر همت ببندد.

دشمنان حرکت اسلامی در خارج و مزدوران شان در داخل کشور های اسلامی، تلاش نمودند تا توده های ملت را از حرکت اسلامی کنار بزنند، برای رسیدن به این  هدف شان از وسوسه اندازی، شبهه پراگنی، ترساندن و تلاش های تروریستی و وسایل دیگر بهره گرفتند.

اما خطرناک تر این است که حرکت اسلامی خود را از ملت دور نگهدارد: خود را از ملت برتر دانسته، بر ملت اتهام وارد کند، مقام ملت را کم جلوه دهد، از ملت ناامید شود، به اموری دیگر غیر از قضایای امت مشغول گردد. بله خطر این جاست که حرکت اسلامی جایگاه خود در بین ملت و جایگاه ملت در برنامه اش را فراموش کند و نسبت به مشکلات و درد و آلام ملت بی توجه باشد؛ همه چیز را برای خود بخواهد و از خود سخن بگوید و فقط گفته های خود را بشنود، درین صورت حرکت اسلامی به اختیار خود، خویشتن را در قفص دوری از ملت زندانی کرده است.
در حقیقیت، حرکت وقتی موفق می گردد که بتواند ملت را همراه خود تحریک نموده و ملت را نصرت داده و به خشم ملت خشمگین و به خشنودی ملت خشنود گردد، موقف ها و تلاش های ملت را قدردانی و دشمنانش را نفرین نماید. باید حرکت اسلامی طوری با ملت در آمیزد که خون در رگ ها جریان دارد و طوری با ملت خلط گردد که روح با جسم و نور با چشم ارتباط دارد، نباید حرکت از ملت و ملت از حرکت جدا شده و عزلت گزیند.

این آرزو بر آوده نمی شود، مگر روزی که حرکت اسلامی درد های ملت را حس نموده و با قضایای امت دست و پنجه نرم کند و به خوشی شان خوشحال شده و با غم شان غمگین گردد، با تنگدستی و فراخ دستی شان مشارکت نموده و در وقت شادمانی شان شاد بزید و وقت غمگینی شان گریه کند، اگر قیام کردند، همراه شان قیام کند، حرکت از ملت است و ملت از حرکت، حرکت به خاطر ملت است و ملت به خاطر حرکت.

آشنا ساختن مردم به حقایق نه فریب کاری و پنهان کاری:  باور ما به ملت ها و قوت توده های مردم به این معنی نیست که مردم را نسبت به حقیقت های تلخ گمراه ساخته و به آرزو های دور و دراز فریب شان دهیم. بر دعوتگران و اندیشمندان حرکت اسلامی بایسته است که امراض امت را به صراحت بیان داشته و نپوشانند نه مثل کسانی که امروزه حقیقت مریضی های خطرناک را پنهان می کنند،‌ حرکت اسلامی باید ملت ها را نسبت به حقایق موجود آگاه سازد؛ اگر چه تلخ باشد نه این که با آرزوهای خوش خط و خال آن ها را فریب دهد بدون این که راهی برای بر طرف کردن دردها بپیماید.

دانشمندان تربیت اصیل اسلامی بین امید و آرزو فرق قایل شده و فرمودند: امید آن است که همراه عمل باشد و در غیر آن آرزو محسوب می گردد، امید اهل ایمان را انگیزه می دهد و آرزوها دلمشغولی های انسان های بیکار و عاطل می باشد.

قرآن کریم برای کسانی که بهشت را بدون ایمان و عمل در احتکار خویش می دانند، می گوید:  (تلک أمانیهم قل: هاتوا برهانکم إن کنتم صادقین) (البقره:۱۱۱) این آرزوهای شان است، بگو: دلایل تان را ارایه کنید؛ اگر راستگو هستید.

حضرت علی رضی الله عنه به پسرش حسن رضی الله عنه می گوید: از دل بستن به آرزوها پرهیز کن؛ چون آرزوهای طولانی از داشته های احمقان است.شاعری می گوید: بنده آرزو مباش؛ چون آرزو سرمایه اصلی مفلسان است.

امید و امل و شوق به فردای بهتر، غذا و سوخت هر حرکتی است که به منظور تغییر واقعیت تاریک به سوی آینده درخشان فعالیت می کند.

اما امل و امید با آرزوها تفاوت دارد، آرزوها ممکن است با ناامیدی از رسیدن به مقصد همراه باشد به خلاف امید و امل که این دو ضد ناامیدی و یأس اند.

همانگونه که لازم است مردم را از تلخی واقعیت آگاه سازیم، می بایست آنان را نسبت به خطرات آینده نیز با خبر نماییم، تا این که خویشتن را بر تحمل مشکلات آماده سازند، و گمان نکنند که در مسیر زندگی گل فرش است و خاری وجود ندارد و آسمان برای شان روغن و عسل می باراند، بدون این که دست های شان خسته شده و پیشانی شان عرقین شود.

درین زمینه اشتباهی وجود دارد که باید تصحیح گردد: طرح شعارها و راه حل های اسلامی برای توده مسلمانان که اسلامگرایان سر می دهند مثل: تنها اسلام راه حل است، هیچ اصلاحاتی به وجود نمی آید، مگر توسط اسلام، اسلام کشتی نجاتی است که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بر طرف می کند؛ اکثر مردم فکر می کنند که فقط بلند کردن این شعار و تأیید صاحبان آن ها در انتخابات و به دست آوردن چوکی های زیادی در پارلمان تمام مشکلات فراراه را به عصای سحر آمیز و معجزه آسمانی بر طرف می کند!.

درین صورت بر اسلامگرایان، دعوتگران و اندیشمندان شان لازم است که برای مردم به صورت واضح و شفاف بیان دارندکه: اسلام مشکلات مردم را توسط خود مردم حل می کند و الله متعال از آسمان فرشتگان را نمی فرستد تا برای شان زمین ها را زرع نموده و سرمایه حیوانی و ماهی داری شان را رشد داده و صنعت و تجارت را رونق دهد و کارهای زیربنایی انجام داده و توانایی های امت را به سوی کار های مفید و با ثمر بسیج نموده و آنان را از امور بیهوده و ضعیف کننده دور سازد.

این مردم هستند که این امور و امثال آن را که برای داشتن زندگی سعادتمندانه لازم است، باید انجام دهند و نیازمندی های جامعه نیکوی امروزین را بر طرف ساخته و خواسته های انسانیت راهیاب و هدایت یافته را بر آورده سازند. حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه برای کسانی که به بهانه توکل در مسجد نشسته بودند و کار نمی کردند، فرمود: هیچ کس نباید بنشیند و به دنبال طلب روزی نرود و بگوید: پروردگارا! روزی ام ده؛ چون آسمان طلا و نقره نمی باراند!

الله متعال می فرماید: {فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ } [الجمعه: ۱۰] آنگاه که نماز خوانده شد ، در زمین پراکنده گردید و به دنبال رزق و روزی خدا بروید و خدای را ( با دل و زبان ) بسیار یاد کنید ، تا این که رستگار شوید . قرآن کریم این سنت را خیلی واضح و آشکار ثابت نموده که هیچ تخلفی را نمی پذیرد: {إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ} [الرعد: ۱۱] خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی ، از نادانی به دانائی ، از ذلّت به عزّت ، از نوکری به سروری ، و . . . و بالعکس نمی کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.

این گونه باید آغاز گردد: مفاهیم غلط، اندیشه های مرده و تباه، اخلاق ناشایست و ویژگی های ناپسند به مفاهیم صحیح، اندیشه های زنده و نیکو، اخلاق ستوده و صفات پسندیده تغییر داده شود.

لازم است که مردم به زندگی غیر از زندگی که عادت کرده اند، آمادگی بگیرند: زندگی تولید و فعالیت نه بی کاری و تنبلی، زندگی تلاش نه بیهودگی، زندگی ریاضت کشانه نه زندگی پر زرق و برق و ناز و نعمت، زندگی دادگری نه زندگی تبارگرایی، زندگی جنبش و تحرکت نه زندگی راحت طلبی و آسایش، زندگی اصرار و پیگیری نه زندگی سستی و فروهشتگی.

تصحیح مفاهیم غلط:

از جمله وظایف حرکت اسلامی و دعوتگران آن این است که مفاهیم اسلامی که نزد اکثر مردم غلط تعبیر شده و برداشت نادرست از آن دارند، تصحیح نمایند تا این که عامل سازندگی باشند نه خرابکاری، انگیزه دهنده پیشرفت باشند نه دعوت کننده عقب مانی. بسیاری از دینداران نسبت به برخی ارزش های بزرگ دینی فهم غلط و نادرستی دارند، مثل: مفهوم ایمان، تقوا، اصلاح، استقامت.
قرآن کریم می گوید: {وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ} [الأعراف: ۹۶] اگر مردمان این شهرها و آبادیها ( به خدا و انبیاء ) ایمان می آوردند و ( از کفر و معاصی ) پرهیز می کردند ، ( درگاه خیرات و ) برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می گشودیم.

{وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (۲) وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ} [الطلاق: ۲، ۳] هر کس هم از خدا بترسد و پرهیزگاری کند ، خدا راه نجات ( از هر تنگنائی ) را برای او فراهم می سازد . و به او از جائی که تصوّرش نمی کند روزی می رساند.

{وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ } [الأنبیاء: ۱۰۵] ما علاوه بر قرآن ، در تمام کتب ( انبیاء پیشین ) نوشته ایم که بی گمان ( سراسر روی ) زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد ( و آن را به دست خواهند گرفت ) .

{وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا} [الجن: ۱۶] اگر آدمیان و پریان بر راستای راه ( یکتاپرستی و فرمانبرداری از اوامر و نواهی الهی ) ماندگار بمانند ، آب زیاد ( و نعمت فراوان ) بهره ایشان می گردانیم .

وقتی قرآن کریم این دستورات را بیان می کند، آنها چنین برداشت می کنند که دین محض برپایی شعائر مثل: نماز، روزه، تسبیح، تهلیل، تکبیر، پرهیز از محرمات مثل: شراب و قمار می باشد؛ شکی نیست که این ها بخش اساسی از دین می باشند؛ اما کل دین و کل ایمان و تقوا نمی باشند.

الله متعال چنان چه انسان را آفریده تا او را بندگی کند، {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ} [الذاریات: ۵۶] من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده ام .

هم چنان او را آفریده است تا در زمین خلیفه خداوند بوده و زمین را  با علم و عمل خویش آباد نماید. {إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً} [البقره: ۳۰] من در زمین جانشینی بیافرینم ( تا به آبادانی زمین بپردازد و آن زیبانگاری و نوآوری را که برای زمین معیّن داشته ام به اتمام رساند و آن انسان است). {هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا} [هود: ۶۱] او است که شما را از زمین آفریده است و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است ( و نیروی بهره وری و بهره برداری از آن را به شما عطاء و در شما پدید آورده است )

معنی ( استعمرکم ) این است که از شما خواست که زمین را اعمار کنید و این عمارت و آبادانی زمین نوعی عبادت محسوب می گردد.

ایمان، تقوا، اصلاح و استقامت بر ما لازم می گرداند که بین دین و دنیای ما توازن بر قرار کرده و الله متعال را با مراعات سنت های هستی او تعالی عبادت نموده و برای مقابله با دشمنان، آن چه از نیرو در توان داریم آمادگی بگیریم و درخت غرس نموده و محصولات کشت و به صنعت رو بیاوریم و برای به دست آوردن هر آن چه امت ما در دین و دنیای شان نیاز دارند، کمر همت ببندیم؛ این چیزی است که فقیهان امت اسلامی آن را فرضت کفایی می دانند که اگر در مورد آن کوتاهی صورت گیرد، همه امت گنهکارند.

تقوای مطلوب مسبحه درویش، عمامه شیخ و کنج عبادتگاه نیست ؛ بلکه تقوا علم و عمل، دین و دنیا، روح و ماده، پلان و برنامه، توسعه و تولید و پخته کاری و احسان است. “إن الله یحب إذا عمل أحدکم عملا أن یتقنه” الله متعال دوست دارد که اعمال هر یک شما به اتقان و پختگی برسد “إن الله کتب الإحسان على کل شیء”. الله متعال احسان و نیکوکاری بر هر چیزی فرض گردانیده است.

پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمانان را در همه اعمال شان به اتقان و پختگی و درست کاری تشویق نمودند، حتی در کشتن مارمولک. در حدیثی آمده: کسی که مارمولک را به یک ضربه بکشد، صد ثواب نصیب می گردد و کسی که به دو ضربه بکشد، ثواب کمتری دارد و کسی که به سه ضربه بکشد، ثوابش کمتر می گردد. ؛ لذا اتقان در همه کار ها مطلوب است؛ اگر چه در نظر مردم کار بی ارزش و ناچیزی باشد.

صحابه کرام رضی الله عنهم دانسته بودند که در دین اسلام رهبانیت و درویشی گری نیست و ایمان و تقوی به معنی قطع ارتباط از زندگی و بی توجهی در پیشرفت و توسعه آن نمی باشد.

عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه، وقتی ایثار و فداکاری برادر ایمانی اش سعد بن ربیع را مشاهده کرد، گفت: من تجارت پیشه ام، مرا به سوی بازار رهنمایی کن. ایشان به تجارت پرداخته و میلیون ها پول فایده کرد؛ اما از دایره ایمان و تقوا بیرون نشد، از قافله پارسایان عقب نماند، بلکه از جمله ده صحابه بود که بشارت بهشت برای شان داده شده بود؛ پیامبر صلی الله علیه و سلم در حالی وفات نمودند که از عبدالرحمن خشنود بوده و ایشان از جمله گروه شش نفری  شورا بودند که حضرت عمر رضی الله عنه تعیین کرده بود.

مؤمنان پرهیزگار کسانی اند که از اسباب استفاده کرده و در مسیر زندگی تلاش می کنند تا این بهترین اعمال را انجام داده و مسلح با سلاح توکل واقعی بوده و پایبند مکارم اخلاقی باشند؛ لذا الله متعال به تلاش های شان در دنیا برکت داده و در آخرت مزد و پاداش شان را ضایع نمی سازد.

نوشته: دکتر یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین

ترجمه: عبدالخالق احسان


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *