آیا اسمای خدا توقیفی است؟

  • توسط عبدالحق حبیبی صالحی
  • ۲ ماه قبل
  • عقیده
  • ۱۹۱ بازدید
  • ۰
047251940411014102a - آیا اسمای خدا توقیفی است؟

الله


نویسنده: عبدالحق حبیبی صالحی

قبلاً اشاره شد که نام های خداوند متعال، حاکی از اوصاف اوست، و همان گونه اوصافش بی‌نهایت است، نام های او تعالی نیز بی‌نهایت است، ولی از طرف دیگر انسان که خود حادث است، از فهم صفات خود نیز قاصر است، پس اسماء و صفات قدیم الاهی را بدون گفتن از کجا بداند!؟
بناء در میان دانشمندان اسلامی، مشهور اینست که اسماء خدای متعال توقیفی هستند، اطلاق نامی بر او منوط و موقوف بر اجازه ای شریعت است، هر نامی را که شریعت بر خدا اطلاق نموده است، اطلاق آن بر او تعالی جایز بوده و نامی را که شریعت اطلاق نکرده، اطلاق آن بر خدای تعالی جایز نیست، گرچند که از روی عقل در آن نام معنای کمال یافته شود، لذا این طیف اجازه نمی‌دهند که نام هایی چون: عاقل، فقیه، طبیب، و سخی بر خداوند اطلاق گردد، و می‌توان عالم، جواد و شافی را اطلاق کرد، چون دسته اول در آیات و روایات نیامده و اطلاق دسته دوم بر خدا در آیات و روایات آمده است. (فخررازی، مفاتیح الغیب، ج۱۵، ص۴۱۶)
البته این عقیده که اسمای الاهی توقیفی است، در باره ای آن اسماء است که از صفات و افعال گرفته شده باشد، و الا در اسماء اعلام و اسماء ذات سخنی نیست، چه در هر زبانی برای ذات الاهی یک لفظی موضوع است، چون لفظ «خدا» در زبان فارسی، در جواز اطلاق این گونه اسماء بر او تعالی هیچ کسی کلامی ندارد، علامه محمود آلوسی بغدادی رحمه الله می‌نویسد:
و خلاصه الکلام فی هذا المقام أن علماء الإسلام إتفقوا على جواز إطلاق الأسماء و الصفات على الباری تعالى إذا ورد بها الأذن من الشارع و على إمتناعه إذا ورد المنع عنه و اختلفوا حیث لا إذن و لا منع فی جواز إطلاق ما کان سبحانه و تعالى متصفا بمعناه و لم یکن إطلاقه موهماً نقصاً بل کان مشعر بالمدح فمنعه جمهور أهل الحق مطلقاً للخطر و جوزه المعتزله مطلقاً و مال إلیه القاضی أبوبکر لشیوع إطلاق نحو خدا و تکرى من غیر نکیر فکان إجماعاً. (محمود آلوسی، روح المعانی، ج۹، ص۱۲۱)
(فشرده سخن در این مقام اینست که علمای اسلام نظر دارند در اینکه: در جای که اذن شرعی وجود دارد، اطلاق آن اسم بر خدا جایز است و در جای که منع وجود دارد، اطلاق آن اسم ممنوع است، بلکه اختلاف شان در موارد ذیل است: ۱) در اطلاق الفاظی بر خداوند که به معنای آن متصف باشد، و از طرف شریعت در مورد آن نه اذنی وجود دارد و نه منعی. ۲) در الفاظی که از اسمای اعلام موضوعه در دیگر زبان ها نباشد؛ زیرا در جواز اطلاق آنها بر خدا کسی اختلاف نظر ندارد. ۳) در الفاظی که اطلاق آن موهم نقص در خدا نباشد، بلکه مشعر مدح باشد.
جمهور اهل حق آن را از جهت خطر، بطور مطلق ممنوع قرا ر داده اند، معتزله بطور مطلق جایز گفته اند، قاضی ابوبکر ابن العربی میلان به همین قول دارد، از جهت شیوع لفظ «خدا» و «تکری» بر الله، بدون انکار کسی، پس این اجماعی بر جواز است.)
از فرموده علامه محمود آلوسی معلوم می‌شود که در جواز اسمای اعلام که در دیگر زبان ها برای خدای متعال وضع شده است، کسی اختلاف نظر ندارد.

علامه عبدالرحمن میدانی رحمه الله می‌نویسد: خداوند بزرگ در هر زبانی نام ویژه ای دارد و واجب است که با همان نام تقدیس و تکریم شود، از جمله در زبان ترکی «طانری- Tanri» و در زبان فارسی «خدا» و در زبان فرانسوی «دیو» و در زبان انگلیسی «گاد- Gad» و سائر زبان ها. (عبدالرحمن میدانی، عقاید اسلامی و ریشه های آن، ص ۱۱۸)

مگر نام های که در زبان کافران مخصوص خدا گردیده اند، خدا را به آن نام ها فراخواندن درست نیست؛ زیرا در استعمال آن ها اندیشه‌ی کفر وجود دارد، اما در مورد این نام ها نیز بی تعظیمی نشود. (ادریس کاندهلوی، عقائد الاسلام، ص۷۴٫)


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *