ابو عبیده بن جراح رضی الله عنه

ابوعبیده بن جراح رضی الله عنه

ابوعبیده بن جراح رضی الله عنه


ویسنده : عبدالمنعم هاشمی

مترجم : محمد گل گمشادزهی

«هر امتی امینی دارد و امین امت من ابوعبیده بن جراح است»[۱].

ابو عبیده بن جراح رضی الله عنه چه کسی بود؟

ابوعبیده بن جراح امین امت اسلام است، واین لقب را پیامبر صلی الله علیه وسلم را بر او گذاشت، نسب او در فهربن مالک به پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌رسد نامش ابو عبیده بن جراح بن عامر بن عبدالله بن الجراح… بن فهر بن مالک است.

مادرش: امیمه دختر غنم بن جابر بن عبدالعزی است. کنیه‌اش ابوعبیده و پیامبر صلی الله علیه وسلم او را امین این امت لقب داد. ابوعبیده یکی از افرادی است که خیلی زود وقبل از دیگران در ابتداء اسلام را پذیرفت او یکی از ده نفری است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن‌ها مژده بهشت داده بود، احادیثی از پیامبر ج روایت کرده است و در جنگ‌های زیادی همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده است[۲].

ابوعبیده لاغر اندام ودارای ریشی نازک وکم مو وچهره ای کم گوشت بود. قامتی دراز داشت وازبس که قدش دراز بود گویا پشتش کج بود، در جنگ احد، وقتی با دندان تیری را که به صورت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرو رفته بود محکم کشید که به پشت سرافتاد و هنگامی که بلندشد، دید که از دهانش خون می‌ریزد و دندان‌هایش شکسته است.

 اسلام آوردن ابوعبیده رضی الله عنه

ابو عبیده رضی الله عنه زمزمه مردم را در مورد دعوت محمد صلی الله علیه وسلم شنید و دانست که نزدیک‌ترین فرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوبکر است وتمام کارهای پیامبر صلی الله علیه وسلم به دست اوست، بنابر این به خانه ابوبکر رضی الله عنه رفت واز نزدیک اسلام را شناخت، دیدار ابوبکر وابوعبیده پایان گرفت وبا هم قرار گذاشتند که روز بعد با پیامبر صلی الله علیه وسلم دیدار کنند.

پیامبر به تازگی در خانه ارقم بن ابی ارقم اقامت گزیده بود، در روز بعد در وقت مقرر، ابوعبیده به قصد دیدار پیامبر صلی الله علیه وسلم حرکت کرد، در راه افرادی را دید که آن‌ها هم قصد زیارت پیامبر صلی الله علیه وسلم را داشتند. آن‌ها عثمان بن معظون، عبیده بن حرث بن مطلب وعبدالرحمن بن عوف و ابو سلمه بن عبدالاسد[۳]رضی الله عنهم اجمعین بودند. همه با هم نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند و اسلام را پذیرفتند پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن‌ها به عنوان اولین شاگردان مکتب خود وافراد پیشرو در ایمان واسلام به گرمی استقبال نمود.

خبر مسلمان شدن ابوعبیده به خانواده‌اش رسید،‌ بعضی از خویشاوندان او پدرش را طعنه می‌زدند که پسرت ابو عبیده مسلمان شده است و با تو مخالفت کرده واز دین محمد که مخالف دین پدران و نیاکانت می‌باشد پیروی کرده است.

همچنان طعنه زدند تا اینکه پدر ابوعبیده به شدت خشمگین شد. شمشیرش را به دست گرفت وفریاد زد: من فرزندم عامر (ابوعبیده) را با این شمشیر می‌کشم. اما ابوعبیده از اسلام دست برنداشت تا اینکه جایگاه مهمی میان مسلمانان اول که به بهشت مژده داده شده بودند، کسب کرد.

هجرت و جهاد

ابوعبیده رضی الله عنه هجرت کرد وافتخار هجرت به حبشه را با مسلمانان به دست آورد او سختی وخستگی فراوان در مسیر هجرت را تحمل نمود و در حبشه ماند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، آن وقت ابوعبیده از حبشه به مدینه هجرت کرد وبه پیامبر صلی الله علیه وسلم پیوست.

درجنگ بدر، امین امت قهرمانی بزرگ واسب سواری دلیر و پیشرو بود وشرف افتخار آمرزش اهل بدر که خداوند گناهان گذشته و آینده آن‌ها را بخشید، نصیب ابوعبیده نیز گردید.

در جنگ احد، ابوعبیده مجاهدی بود که از پیامبر صلی الله علیه وسلم دفاع می‌کرد ودندان‌هایش در این روز شکسته شد، ابوعبیده از کسانی بود که در برابر تجاوز وسوء قصد قریش به جان پیامبر صلی الله علیه وسلم سینه سپر نمودند.

بعد از اینکه در جنگ احد، دندان‌های پیشین شکسته شده بود، عمر رضی الله عنه می‌گفت: مردی که دندان‌های پیشینش از ته شکسته باشد زیباتر وخوش قیافه تر از ابوعبیده ندیده‌ام.

در جنگ ذات السلاسل، وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر شد که گروه بزرگی از قبیله قضاعه جمع شده وقصد حمله به مدینه را دارند پرچم را به دست عمر وبن عاص داد و او را برای سرکوب دشمن فرستاد، عمرو بن عاص چون به آنجا رفت ومتوجه گردید که دشمن بیشتر از آن است که آن‌ها فکر می‌کردند از پیامبر صلی الله علیه وسلم درخواست کمک نمود، پیامبر صلی الله علیه وسلم دویست نفر از مهاجرین وانصار را که ابوبکر وعمر رضی الله عنها نیز در میان آن‌ها بودند به فرماندهی ابوعبیده رضی الله عنه برای کمک به عمر و بن عاص فرستاد. ابوعبیده چون به آنجا رسید به عمرو بن عاص گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم به من توصیه نموده که در کنار شما باشم وبا یکدیگر اختلاف نکنیم. سوگند به خدا! اگر تو با من مخالفت کنی باز هم من از تو اطاعت خواهم کرد. همه راویان این سریه اتفاق نظر دارند که ابوعبیده خوش اخلاق ونرم خو بود، ومانند سایرین همه به عمرو بن عاص اقتدا می‌کرد. زیرا عمرو در آن روز امیر مسلمین بود.

امین امت

گروه مسیحیان نجران در مسجد پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با علمای یهود حاضر شدند آن‌ها نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم با همدیگر اختلاف کردند علمای یهود گفتند: ابراهیم یهودی بوده است ومسیحیان گفتند: ابراهیم مسیحی بوده است در اینجا خداوند این آیه نازل کرد:

﴿یَٰٓأَهۡلَ ٱلۡکِتَٰبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِیٓ إِبۡرَٰهِیمَ وَمَآ أُنزِلَتِ ٱلتَّوۡرَىٰهُ وَٱلۡإِنجِیلُ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ ۶۵ هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجۡتُمۡ فِیمَا لَکُم بِهِۦ عِلۡمٞ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِیمَا لَیۡسَ لَکُم بِهِۦ عِلۡمٞۚ وَٱللَّهُ یَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ ۶۶ مَا کَانَ إِبۡرَٰهِیمُ یَهُودِیّٗا وَلَا نَصۡرَانِیّٗا وَلَٰکِن کَانَ حَنِیفٗا مُّسۡلِمٗا وَمَا کَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِکِینَ ۶٧﴾ [آل عمران: ۶۵ – ۶۷].

«ای اهل کتاب! چرا در باره ابراهیم مجادله می‌کند؟ ابراهیم نه یهودی، نه نصرانی ونه مشرک بود بلکه مسلمانی راستین بدور از هرگونه کجی‌ها بود».

پیامبر صلی الله علیه وسلم همچنان با مسیحیان نجران گفتگو کرد تا اینکه آن‌ها را قانع نمود، سپس آن‌ها از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند که کسی را پیش آن‌ها بفرستد تا دین واحکام اسلام و قرآن را به آن‌ها بیاموزد، ‌پیامبر صلی الله علیه وسلم دستش را روی شانه ابوعبیده بن جراح گذاشت و به آن‌ها گفت: «همراه شما مرد امینی را می‌فرستم، امین واقعی، امین به حق» و امین امت به همراه آن‌ها رفت تا به آن‌ها دین جدید وقرآن را بیاموزد، پیامبر صلی الله علیه وسلم به ابوعبیده گفت: «با آن‌ها برو و به آن‌ها دین را بیاموز و در صورت بروز اختلاف در میانشان قضاوت کن». این چنین پیامبر صلی الله علیه وسلم به امانت داری ابوعبیده گواهی داد، امانتداری تنها منحصر به ابوعبیده نیست بلکه او امین تمام امت محمدی می‌باشد.

روز سقیفه

بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم ، وقتی مردم در سقیفه بنی ساعده برای انتخاب جانشینی برای پیامبر صلی الله علیه وسلم جمع شدند، ابوعبیده نیز در آنجا بود. او مسلمانان را به وحدت وهمدلی فرا خواند. اما هنگامی که مردم با هم اختلاف کردند ابوعبیده در میان انصار ایستاد و به سخنرانی پرداخت و گفت: «ای گروه انصار، شما اولین کسانی بودید که پیامبر را کمک و پشتیبانی نمودید مبادا اولین کسانی باشید که بعد از او تغییر کرده و ایجاد اختلاف نمائید».

این سخنان ابوعبیده آرامش مردم را بازگرداند و دل‌های انصار تسکین یافت وکار با بیعت تمام مسلمین از انصار و مهاجر با ابوبکر صدیق رضی الله عنه خاتمه یافت وهمه او را به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه وسلم پذیرفتند. ابوعبیده در مورد بیعت، با علی رضی الله عنه سخن گفت علی به ابوعبیده گفت: «از من چیزی نمی‌بینی جز آنچه تو را خوشحال کند وابوبکر نیز از ما چیزی نمی‌یابد جز آنچه او را خشنود خواهد ساخت».

این چنین امین امت در گفتارش امین بود، در مواضع خود صادق و مسلمین را به دوستی وهمدلی فرا می‌خواند. دارای ایمان قوی وزبانی صادق بود، خداوند از او راضی بود و او را خشنود کند.

جنگ یرموک

درجنگ یرموک، ابوعبیده فرمانده لشکر ویکی از قهرمانان مسلمین بود. ابوبکر رضی الله عنه خالد بن ولید را برای کمک ابوعبیده به شام فرستاد و در نامه ای خطاب به ابوعبیده گفت: «خالد بن ولید را برای کمک تو وعقب راندن لشکریان روم فرستاده‌ام ومن او را امیر تمام لشکر نموده‌ام، تو از او اطاعت کن وبا او در چیزی مخالفت نکن».

در حالی که معرکه یرموک جریان داشت ابوبکر رضی الله عنه وفات کرد و خلافت به عمر بن خطاب رضی الله عنه رسید، عمر، خالد را از فرماندهی عزل وابوعبیده را فرمانده لشکر قرار داد. ابوعبیده هنوز به خالد نرسیده بود که پیروزی توسط خالد بدست آمد و هنگامی که خبر عزل خالد رضی الله عنه به وی رسید و گفت: «خداوند بر ابوبکر رضی الله عنه رحم کند، من او را از همه مردم بیشتر دوست داشتم سپاس خدا را که بعد از ایشان امر خلافت را به عمر رضی الله عنه سپرد». خالد اضافه کرد: «خداوند به تو پاداش نیک بدهد، ای ابوعبیده! من سربازی از سربازانت هستم برای من فرق نمی‌کند که فرمانده لشکر باشم یا سربازی در لشکر».

درگذشت ابوعبیده

ابوعبیده بن جراح رضی الله عنه امین امت در سرزمین شام درگذشت. او در جایی بنام فحل نزدیک بیسان جان به جان آفرین تسلیم نمود.

رحمت خداوند بر او باد وخداوند قبر او را باغی از بهشت بگرداند.

[۱]– بخاری ش ۳۷۴۴، درفضائل القرآن ۴۳۸۲ ودر مسلم ۲۴۱۹٫

[۲]– سیر اعلام النبلاء ج ۱ ص ۷ و ۸٫

[۳]– السیره الحلبیه ج ۳ ص ۱۹۸ و ۱۹۹ وسیر اعلام النبلاء ج ۱ ص ۹۱٫


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *