احادیث در اطاعات و پیروى از پیامبر صلی الله علیه وسلم و خلفاى وى

hobo al naby - احادیث در اطاعات و پیروى از پیامبر صلی الله علیه وسلم و خلفاى وى

دوستی پیامبر


أَخْرِجِ الْبُخَارِىُّ عَنْ أَبِىْ هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قاَلَ: قاَلَ رَسُوْلُ‏اللَّهِ ص: (مَنْ أَطَاعَنِى فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَ مَنْ عَصَانِى فَقَدْ عَصَى اللَّهَ. وَ مَنْ أَطَاَعَ أَمِیْرِى فَقَدْ أَطَاعَنِىْ، وَ مَنْ عصَىَ أَمِیْرِى فَقَدْ عَصَانِى).
بخارى از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: پیامبر خدا ص فرمود: «هر کسى از من اطاعت کند، خداوند را اطاعت کرده، و هر کس از من نافرمانى کند، خداوند را نافرمانى نموده است. و هر کس از امیرى که من مقرّر نموده‏ام اطاعت نماید، او ازمن اطاعت نموده، و هر کس از امیر من نافرمانى کند، او از من نافرمانى کرده است».
وَ أَخْرَجَ الْبُخَارِىُّ أَیْضاً عَنْ أَبِىْ هُرَیْرَه رضی الله عنه مَرْفُوْعاً: (کُلُّ أُمَّتِىْ یَدْخُلُونَ الْجَنَّه اِلّا مَنْ أبَى، مَنْ أَطَاَعنِى دَخَلَ الجَنَّه وَ مَن عَصَانى فَقَد أبَى). کذا فى (الجامع) )۲۳۳/۲)
بخارى همچنان به شکل مرفوع از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده است: «همه امّتم وارد جنّت مى‏شوند، مگر آن کس که ابا ورزد، هر کس از من اطاعت نماید داخل جنّت مى‏شود، و هر کس از من نافرمانى کند ابا ورزیده است». این چنین در (الجامع) (۲۳۳/۲) آمده است.
وَ أخْرَجَ البُخَارِىُّ أیضاً عَنْ جَابِرٍ رضی الله عنه قَالَ: (جَاءَتْ مَلائِکه اِلَى النَّبِى ص وَ هُوَ نَائِمٌ فَقَالوا: اِنَّ لِصَاحِبَکُم هَذا مَثَلاً فَاضْرِبُوا لَهُ مَثَلاً: قَالَ بَعْضُهُم: اِنَّه نَائِمٌ وَ قَالَ بَعْضُهُم: اِنَّ العَیْنَ نَائِمَه وَ القَلبَ یَقْظانُ، فَقَالوا: مَثَلُهُ کَمَثَلِ رَجُلٍ بَنَى داراً وَ جَعَلَ فِیْهَا مَأدُبَه، وَ بَعَثَ دَاعِیاً، فَمَنْ اَجَابَ الدّاعى دَخَل الدّار وَ أَکَلَ مِنَ المَأدُبَه، وَ مَنْ لَمْ یُجِبِ الدّاعِى لَمْ یَدْخُلِ الدّارَ وَ لَمْ یَأکُل مِنَ المَأدُبَه، فَقَالوا: اَوِّلوهَا لَهُ یَفْقَهْهَا، قَالَ بَعْضُهُم: اِنَّهُ نائِمٌ: وَ قَالَ بَعْضُهُم: اِنَّ الْعَیْنَ نَاِئمَه وَالقَلبُ یَقْظَانُ، فَقَالوا: الدّارُ الجَنَّه، والدّاعِى مُحَمَّدٌ، فَمَن أَطَاَع مُحَمّداً فَقَد أطَاَعَ اللَّهَ، وَ مَنْ عَصَى مُحَمَّداً فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَ مُحَمَّد فَرْقٌ بَیْنَ النّاس).
بخارى همچنان از جابر رضی الله عنه روایت نموده که گفت: «در حالى فرشته هایى نزد پیامبر ص آمدند که وى در خواب بود، آنها گفتند: این دوست تان براى خود مثالى دارد، پس برایش مثالى بزنید، بعضى آنها گفتند: وى خواب است، و عدّه، دیگرى از آنها گفتند: چشم خواب، ولى قلب بیدار است، گفتند: مثال وى مانند مردى است که منزلى را بنا نموده، و در آن مهمانى را ترتیب داده، و دعوت دهنده‏اى را فرستاده است. هر کس که دعوت، دعوت دهنده را پذیرفت داخل منزل شده و از مهمانى خواهد خورد، و کسى که دعوت دعوتگر را نپذیرد نه داخل منزل شود، و نه هم از مهمانى خواهد خورد. ملائک گفتند: این را براى وى تأویل کنید تا بداند. بعضى آنها گفتند: وى خواب است، و بعضى دیگرشان اظهار داشتند: چشم خواب، ولى قلب بیدار است. فرمودند: منزل جنت است [و صاحب آن خداوند] و دعوتگر محمد، بنابراین هر کس از محمّد اطاعت کند، از خداوند اطاعت نموده، و هر کس از محمد، نافرمانى کند، از خداوند نافرمانى نموده، و محمد، تمییز دهنده آشکارى در میان مردم است».
دارمى از ربیعه جُرَشِى رضی الله عنه این را، چنان که درالمشکاه (ص ۲۱) آمده، با معنى‏اش روایت نموده است.
وَ أخرَجَ الشَّیخانُ عن ابى موسى رضی الله عنه قال: قَالَ رسولُ‏اللَّهِ ص: (اِنَّمَا مَثَلِى وَ مَثَلُ مَا بَعَثَنِىَ‏اللَّهُ بِهِ کَمَثَلِ رَجُلٍ أتى قَوْماً، فَقَالَ: یَا قَوْمِ اِنّىِ رَأیتُ الجَیْشَ بِعَیْنَىَّ، وَ اِنّى أنَاَ النَّذِیُر العُریانُ، فَالنَّجَاءَ، فَالنَّجَاءَ، فَأَطَاعَهُ طَائِفَه مِنْ قَومِهِ فَأدْلَجُوا فَانْطَلَقُوا عَلى مَهَلِهِمْ فَنَجَوا، و کَذَّبَتْ طَائِفَه مِنْهُم فَاَصْبَحُوا مَکَانَهُم فَصَبَّحَهُمُ الْجَیْشُ فَاَهْلَکَهُم وَاَجْتَاحَهُم، فَذلِکَ مَثَلُ مَن أطَاَعَنِى فَاتَّبَعَ مَاجِئَتُ بِهِ وَ مَثَلُ مَنْ عَصَانِى وَ کَذّبَ مَا جِئْتُ بِهِ مِنَ الْحَقِّ).
شیخان (بخارى و مسلم): از ابوموسى رضی الله عنه روایت نموده‏اند که گفت: پیامبر خدا ص فرمود: «مثال من و مثال آنچه خداوند مرا به آن مبعوث نموده چون مثال مردى است که نزد قومى آمده، و گفت: اى قوم، من لشکر را به چشم خود دیدم، و من بیم دهنده‏اى آشکار هستم، بنابراین درصدد نجات خود باشید، درصدد نجات خود باشید. گروهى از وى اطاعت نموده و در همان فرصت، شبانگاه به آهستگى به راه افتاده و نجات یافتند، و گروه دیگرى از ایشان او را تکذیب نموده و شب را در همان جاى شان روز نمودند، صبحگاهان لشکر بر آنها هجوم آورده آنها را به هلاکت رسانید و ریشه کن نمود، این مثال کسى است که مرا اطاعت و از آنچه من با خود آوردم، پیروى کند، و همچنان مثال کسى است که از من نافرمانى و آن حق را که با خود آورده‏ام، تکذیب نماید».
وَ أخْرَجَ التِرّْمِذِىُّ عَن عَبدِاللَّهِ بن عَمْرو (رضى‏اللَّه عنهما) قالَ: قالَ رسولُ‏اللَّهِ صَلَّى‏اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّم: (لَیَأتِیَنَّ عَلَى أُمَّتِى کَمَا أَتى عَلَى بَنِىْ اِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ حَتَّى اِنْ کَانَ ِمنْهُم مَنْ أَتَى أمَّهُ عَلاَنِیَه لَکَانَ فِىْ أُمَّتِىْ مَنَ یَصْنَعْ ذلِکَ، وَ اِنَّ بَنِىْ اِسْرَاِئیلِ تَفَرَّقَتْ عَلى اِثْنَتَینِ وَ سَبْعِیْنَ مِلَّه وَ تَفْتَرِقُ اُمَّتِى عَلَىٍ ثَلاثَ وَ سَبْعِیْنَ مِلَّه کُلُّهُمْ فِى‏النَّارِ اِلَّا مِلَّه وَاحِده،) قَالُوا: مَنْ هِىَ یَا رَسُوْلَ اللَّهِ؟ قَالَ: (مَا أنَا عَلَیْهِ وَ أَصْحَابِى).
ترمذى از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏اللَّه عنهما) روایت نموده، که گفت: پیامبر خدا ص فرمود: آنچه بر بنى اسرائیل آمده بود عین آن بر امّت من نیز خواهد آمد، حتى اگر کسى از آنها با مادرش آشکار زنا نموده باشد، در امّت من کسى خواهد بود که این عمل را انجام مى‏دهد، و بنى اسرائیل به هفتاد و دو گروه تقسیم شدند، و امّت من به هفتاد و سه گروه تقسیم مى‏شود، همه آنها در آتش‏اند به جز یک گروه، گفتند: اى پیامبر خدا این گروه کدام است؟ گفت: «آنچه من و اصحابم بر آن هستیم».
وَ اَخْرَجَ الِتّرْمِذِىُّ وَ أبوداودَ – وَاللَّفْظُ لَهُ – عَنِ الْعِرْبَاضِ بْنِ سَارِیَه رضی الله عنه قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُوْلُ‏اللَّهِ صَلَّى‏اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمْ ذَاتَ یَوْمٍ ثُمَّ أقْبَلَ عَلَیْنَا بِوَجْهِهِ، فَوَعَظَنَا مَوْعِظَه بَلِیْغَه، ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا القُلُوبُ، فَقالَ رَجُلٌ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! کَأَنَّ هَذِهِ مَوْعِظَه مُوَدِّعٍ، فَمَاذَا تَعْهَدُ اِلَیْنا؟ قاَلَ: (اُوْصِیْکُم بِتَقْوَى‏اللَّهِ وَالسَّمْع وَالطَّاعَه، وَ اِنْ عَبْدًا حَبَشِیّاً، فَاِنَّهُ مَنْ یَعِشَ مِنْکُمْ بَعْدِى فَسَیَرى اِخْتِلَافًا کَثِیْراً فَعَلَیْکُم بِسُنَّتِى وَ سُنَّه الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِیْنَ المَهْدِیِّیْنَ، تَمَسَّکُوْا بِهَا وَ عَضُّوا عَلَیْهَا بِالنَّواجِذِ، وَ اِیَّاکُمْ وَ مُحْدَثَاتِ الاُمُوْرِ، فَاِنَّ کُلَّ مُحْدَثَه بِدْعَه وَ کُلَّ بِدْعَه ضَلَاَلَه).
ترمذى و ابوداود – و لفظ از ابوداود است – از عِرباض بن ساریه رضی الله عنه روایت نموده‏اند که گفت: پیامبر ص روزى براى ما نماز داد، بعد روى خود را به طرف ما گردانید، و آنچنان وعظ مؤثرى براى مان نمود، که چشم‏ها در آن اشک ریختند، و قلب‏ها خوفناک و هراسان شدند. مردى گفت: اى پیامبر خدا، گویى این موعظه خداحافظى باشد، پس براى ما چه سفارشى مى‏کنى؟ گفت: «شما را به ترس از خدا، شنیدن و طاعت وصیت و سفارش مى‏کنم، اگر چه بنده حبشى هم باشد چون هر کسى که از شما بعد از من زندگى به سر برد، اختلافات زیادى را خواهد دید، در آن صورت باید به سنّت من و سنّت خلفاى راشدین که هدایت شدگانند عمل کنید. به آن چنگ زنید، و آن را با دندان‏هاى پسین خود محکم بگیرید، و از چیزهاى نو پدید [در دین‏تان] برحذر باشید، زیرا هر چیز نو پدیدى، بدعت و هر بدعتى گمراهى است».
وَ اَخْرَجَ رَزِین عَن عُمَرَ رضی الله عنه مَرْفُوْعاً: (سَأَلْتُ رَبّىْ عَنْ اختِلاَفِ أَصْحِابِى مِنْ بَعْدِى، فَأَوْحى اِلَىَّ: یَا مُحَمَّدُ! اِنَّ أَصْحَابَکَ عِنْدِى بِمَنْزِلَه النُّجَوْمِ مِنَ السَّمَاءِ بَعْضُهَا أَقْوى مِنْ بَعْضٍ، وَ لِکُلٍ نُوْرٌ، فَمَنْ اَخَذَ بِشَىٍ‏ء مِمَّاهُمْ عَلَیْهِ مِنْ اخْتِلَافِهِم فَهُوَ عِنْدِى عَلَى هُدىً). وَ قَاَل: (أَصْحَابِى کَالنُّجُومِ بِأَیِّهِمْ اِقْتَدَیْتُمْ اِهْتَدَیْتُمْ) کذا فى جمع الفوائد (۲۰۱/۲)
رزین از عمر رضی الله عنه به شکل مرفوع روایت نموده که رسول‏اللَّه ص فرمود: «از پروردگارم درباره اختلاف اصحابم بعد از خود پرسیدم، خداوند به من وحى فرستاد: اى محمد، اصحاب نزد من به منزله ستارگان آسمان اند که بعضى از دیگرى قوى تراند، و همه آنان از نورى برخوردارند، و کسى که به هر آنچه عمل نماید که صحابه برآنند با وجود اختلاف شان، او نزد من بر هدایت است»، و گفت: «اصحابم چون ستارگان‏اند به هر کدام شان اقتدا کنید، هدایت شده‏اید». در جمع الفوائد (۲۰۱/۲) این چنین آمده.
وَ اَخْرَجَ التِّرْمِذِىُّ عَنْ حُذَیْفَه رضی الله عنه مَرْفُوعاً: (اِنِّىْ لاَ أَدْرِىْ قَدْرَ بَقَائِى فِیْکُمْ، فَاْقَتُدوا بِالَّذِیْنَ مِنْ بَعْدِى – وَ اَشَارَ اِلى أِبى بَکْرٍ وَ عُمَرَ) (رضى‏اللَّه عنهما) – وَ اهْتَدُوا بِهَدىِ عَمَّارٍ، وَ مَا حَدَّثَکُمْ ابنُ مَسْعُودٍ فَصَدِّقُوْه).
ترمذى از حذیفه رضی الله عنه به شکل مرفوع روایت نموده که رسول‏اللَّه ص فرمود: «من اندازه بقاى خود را در میان شما نمى‏دانم، بنابراین به این دو شخص که بعد از من هستند، اقتدا کنید – و به ابوبکر و عمر (رضى‏اللَّه عنهما) اشاره نمود – و از راهنمایى و هدایت عمّار هدایت جویید، و آنچه را ابن مسعود به شما مى‏گوید وى را تصدیق نمایید».
وَ أَخْرَجَ أَیْضاً عَن بِلالِ بنِ الحارثِ المُزَنِىّ رضی الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ‏اللَّهِ ص: (مَنْ أحَْیا سُنَّه مِنْ سُنَّتِى قَد أُمِیْتَت بَعْدِى فَاِنَّ لَهُ مِنَ الاَجْرِ مِثْل أُجُوْرِ مَن عَمِلَ بِهَا مِنْ غَیْرِ أن یَنْقُصَ ذَلِکَ مِنْ أُجُوْرِهِم شَیْئاً، وَ مَن اِبْتَدَعَ بِدْعَه ضَلاَلَه لَا یَرضَاهَااللَّهُ وَ رَسُولُه کَاَن عَلَیْهِ مِنَ الْاِثْمِ مِثْلُ آثامِ مَن عَمِلَ بِهَا لاَ یَنْقُصُ ذَلکَ مِنْ أَوْزِار هِمْ شَیْئاً). وَ اَخْرَجَ ابنُ مَاجَه أیْضاً نَحْوَهُ عَن کَثِیْرِ ابنَ عبدِاللَّه بنِ عَمْرٍو عَن أِبیْهِ عَن جَدِّهِ.
وى همچنان از بلال بن حارِث مُزَنِى رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: پیامبر خدا ص فرمود: «هر کسى سنّتى از سنّت‏هاى مرا که پس از من از بین برده شده باشد زنده کند، براى وى به اندازه اجر و پاداش آنان که بدان عمل مى‏کنند اجر و پاداش است، بدون این که این، از پاداش‏هاى شان چیزى را بکاهد. و کسى بدعت گمراه کننده را که خداوند و رسولش از آن راضى نباشند، ایجاد کند، بر وى گناهى به اندازه کناهان آنانى که بدان عمل مى‏کنند، مى‏باشد، و این از گناهان شان چیزى را نمى‏کاهد». ابن‏ماجه نیز مانند این را از کثیر ابن عبداللَّه بن عمرو از پدرش از جدّش روایت نموده است.
وَ أَخْرَجَ التِّرْمِذِىُّ أَیْضاً عَنْ عَمْرِو بنِ عِوْف رضی الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ‏اللَّهِ ص: (اِنَّ الدِّیْنَ لَیَأرِزُ اِلَى الحِجَازِ کمَاَ تَأرِزُ الحَیَّه اِلىَ جُحْرَها، وَ لِیَعْقِلَنَّ الدِّیْنُ مِنَ الْحِجَازِ مَعْقِلَ الاُرْوِیَّه مِن رأسِ الجَبَلِ، اِنَّ الدِّینَ بَدَأ غَرِیْباً وَ سَیَعُودُ غَرِیْباً کَمَا بَدَأ، فَطُوْبى لِلْغُرَبَاِء وَ هُمُ الَّذِیْنَ یُصْلِحُوْنَ مَا أَفْسَدَ النَّاسُ مِنْ بَعْدِى مِنْ سُنَّتِى).
ترمذى همچنان از عمرو بن عوف رضی الله عنه روایت نموده که گفت: پیامبر خدا ص گفت: «دین خود را به طرف حجاز خواهد کشید، همچنانکه مار خود را به طرف غار خود مى‏کشد، و دین در حجاز چنان پناه مى‏برد، همچنان که گوزن به سر کوه پناه مى‏برد. دین غریب شروع شده، و دوباره غریب خواهد گردید، خوشا به حال غریبان، و آنها کسانى اند که آن‏چه را مردم از سنت من فاسد گردانیده‏اند، اصلاح مى‏کنند».
وَ أَخْرَجَ أیضاً عَن أنسٍ رضی الله عنه قَالَ: قَالَ لِىْ رَسُولُ‏اللَّهِ ص: (یَا بُنَىَّ، اِنْ قَدَرْتَ أَنْ تُصْبِحَ وَ تُمْسِىَ وَ لَیْسَ فِى قَلْبِکَ غِشٌّ لِاَحَدٍ فَافْعَلْ، ثُمَّ قَالَ: یَا بُنَىَّ وَ ذَلِکَ مِنْ سُنَّتِى، وَ مَنْ أَحَبَّ سُنَّتِى فَقَدْ أَحَبّنِى وَ مَنْ أَحَبّنِى کَانَ مَعِى فِى الْجَنَّه).
وى همچنان از انس رضی الله عنه روایت نموده، که گفت: پیامبر ص به من فرمود: «اى پسرم! اگر مى‏توانى که روز و شب خود را بدون این که در قلبت درباره کسى کینه‏اى داشته باشى سپرى کنى، این کار را انجام بده. بعد از آن گفت: اى پسرم، و این از سنّت من است، و کسى که سنّت مرا دوست داشته باشد یقیناً که مرا دوست دارد، و کسى که مرا دوست دارد، در جنّت با من مى‏باشد».
وَ أَخْرَجَ البَیْهَقِىُّ عَنْ ابنِ عَبّاسٍ (رضى‏اللَّه عنهما) مَرْفُوْعاً: (مَنْ تَمَسَّکَ بِسُنَّتِى عِنْدَ فَسَادَ أُمتِّى فَلَهُ أجْرُ مِائَه شَهِیدٍ). وَرَوَاهُ الطَّبَرانِىُّ عَنْ أبِى هُرَیْرَه رضی الله عنه اِلَّا أنَّهُ قَالَ: «فَلَهُ اَجْرُ شَهِیْدٍ»، کذا فى الترغیب (۴۴/۱).
بیهقى از ابن عبّاس (رضى‏اللَّه عنهما) به شکل مرفوع روایت نموده، که رسولص فرمود: «کسى که به سنّت من وقت فساد امّتم، چنگ زند، براى وى اجر و پاداش صد شهید است». این را طبرانى از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده، مگر این که وى گفته: «براى وى اجر شهید است». این چنین در الترغیب (۴۴/۱) آمده است.
وَ أَخْرَجَ الطَّبَرَاِنىُّ وَ أبونُعَیْم فِى الحِلْیَه عَن أِبى هُرَیْرَه رضی الله عنه (اَلْمُتَمَسِّکُ بِسُنَّتِى عِنْدَ فَسَادَ أُمَّتِى لَهُ أجْرُ شَهِیْدٍ).
طَبَرانى و ابونُعَیْم در الحلیه از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده‏اند: «براى چنگ زننده و متمسّک به سنّت من هنگام فساد امّتم اجر و پاداش شهید است».
وَ اَخْرَجَ الْحَکِیْمُ عَنْهُ: (المُتَمَسِّکُ بِسُنَّتِىْ عِنْدَ اِخْتَلافِ أُمَّتِىْ کَالقَابِضَ عَلَى الْجَمْرِ). کذا فى کنز العمال (۴۷/۱).
حکیم ترمذى از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده: «چنگ زننده به سنت من وقت اختلاف امّتم چون در دست گیرنده پاره آتش است». این چنین در کنز العمال (۴۷/۱) آمده است.
وَ اَخْرَجَ مُسْلِمٌ عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه مَرْفُوْعاً: (مَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِىْ فَلَیْسَ مِنِّى) وَ أَخْرَجَهُ ابنُ عَسَاکِرَ عَنْ ابنِ عُمَرَ (رضى‏اللَّه عنهما) وَزَادَ فِى أَوَّلِهِ: (مَنْ أَخَذَ بِسُنَّتِىْ فَهْوَ مِنَّى).
مسلم از انس رضی الله عنه به شکل مرفوع روایت نموده: «کسى که از سنّت من روى گرداند، از من نیست». و این را ابن عساکر از ابن عمر (رضى‏اللَّه عنهما) روایت نموده، و در اوّل افزوده: «کسى که سنّت مرا بگیرد او از من است».
وَ أَخْرَجَ الدَّارَ قُطْنِىُّ عَنْ عَائِشَه ن مَرْفُوْعاً «مَنْ تَمَسَّکَ بِالسُّنَّه دَخَلَ الْجَنَّه».
دارقطنى از عائشه ن به شکل مرفوع روایت نموده: «کسى که به سنّت تمسّک ورزد داخل جنّت مى‏شود».
وَ أخْرَجَ السِّجْزِىُّ عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه مَرْفُوعاً: (مَنْ أَحْیَا سُنَّتِى فَقَدْ أَحَبَّنِىْ وَ مَنْ أَحَبَّنِى کَاَنَ مَعِىْ فِى الْجَنَّه).
سِجْزى از انس رضی الله عنه به شکل مرفوع روایت نموده: «کسى که سنّت مرا زنده کند یقیناً مرا دوست داشته است، و کسى که مرا دوست دارد، در جنّت با من مى‏باشد».


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *