حج و دهه ذی الحجهفقه و احکام

احکام و مناسک حج و عمره/ فقه شافعی- پارەی نخست

نویسنده: شیخ محمد عقیل سلطان العلماء

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعل کلمه التوحید حرزا من النار وحصنا، وجعل البیت مثابه للناس وامنا، والصلوه و السلام علی سیدنا محمد خانم النبیین وامام الـمتقین وقائد الغر الـمحجلین، الذی اصطفاه الله من خیره بنی اسمـاعیل، رافع قواعد البیت مع ابیه الخلیل ابراهیم، قال الله ﻷ فی کتابه الحکیم: ﴿وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ١٢٧﴾ [البقره: ١٢٧].

چهارمین رکن از ارکان پنجگانه اسلام حج است که خدای مهربان بر مؤمنینی که دارای امکانات و قدرت مالی و جسمی رفتن به مکۀ معظمه و حضور در عرفات را در روز نهم ماه ذی الحجه داشته باشند واجب فرموده است. وجوب این سفر، فقط برای یک بار در طول عمر می‌باشد و تکرار آن به دفعات افزایش حسنات است و غیر واجب.

خدای متعال امر فرموده است که هرگاه قصد حج کردید و خانه و وطن خود را به قصد زیارت این مکان مقدس ترک نمودید دل‌هایتان را پاک و شهوات نفسانی را از خود بزدایید و از فسوق و جدال و خونریزی بپرهیزید و با چنین حالتی به این خانه وارد شوید. مسافرین این سفر که مال و اولاد و دیگر علایق خود را به خدای می‌سپارند ضمن رعایت ادب و احترام و اداء کلیه حقوق دیگران و کمک به همسفران، با عجز و خشوع به حضور پروردگار مقتدر و فرمانروای زمین و آسمان که همه محتاج اویند شتافته، باید بدانند وقتی که با توشه و مالی حلال و قلبی پاک با حالت تضرع و خشوع و اخلاص نزد خدای مهربان حاضر شوند و عباداتی را که بر عهده دارند با حضور قلب و صفای باطن و رعایت آداب لازم انجام دهند او نیز اجری عظیم و پاداشی بزرگ به آنان اعطا خواهد کرد که خود بهترین ثمره‌ی اعمال است.

توفیق و تشریف به مکۀ معظمه و آن سرزمین مقدس و همان جایگاهی که افزونی بر افتخارات قدیمش، شرف و فخر طلوع اسلام و سپس قبله‌ی عالم شدن نیز نصیبش گشت و علاوه بر تأثیرات عمیق معنوی ناشی از حضور در اماکن تاریخی محترمی که در بردارد یادآور ایثار و فرمانبرداری و تسلیم راستین حضرت ابراهیم خلیل و فرزند محبوب و همسر فداکار و با ایمانش چه در قربانگاه و چه در صفا و مروه و زمزم است.

حج نمایشی عظیم است از رستاخیز و حضور یک رنگ زن و مرد از ملیّت‌ها و رنگ‌های گوناگون که بدور از هرنوع لباس و امتیاز فخرآمیز دنیوی، تکبیر گویان و عرق ریزان از شدت شرم در محضر حق گرد آمده و دست دعا و تضرع خود را به قصد اجابت به درگاه پروردگار بلند نموده‌اند که وعده پذیرش دعای مخلصانه عباد خود را بر آنان منت نهاده و زیور پاک بودن از گناهان را بعد از حج مبرور به بندگانش ارزانی بخشیده است. بیت الله الحرام مرکزی است که قلب‌های تمام مسلمانان عاشق آن به‌سویش متوجه می‌شوند و از شوق زیارتش اشک می‌ریزند. مجمع جهانی سالیانه اسلامی است که از جمیع نقاط در این مکان گرد هم می‌آیند تا مسائل و مشکلات را مطرح و حل نمایند و بهترین مکان در ارائۀ شیوه‌های پسندیده ایجاد اتحاد و محبت و اخوت جهانی در بین مسلمانان می‌باشد. از آنجا که جمعی از هم میهنان ارجمند و سعادتمند نیز سالیانه توفیق زیارت مکه معظمه و مدینه منوره را می‌یابند و جهت حُسن انجام مناسک به شیوه مشروع و مطلوب خود را نیازمند ارشاد و استفاده از رساله و کتابی مفید در این زمینه می‌دیدند به حقیر مراجعات مکرر می‌نمودند ناچاراً با وجود نداشتن فرصت کافی بنا به ضرورت، رسالۀ حاضر را تهیه و در دسترس علاقمندان عزیز قرار خواهم داد؛ به این امید که مقبول خاطر آنان واقع و ما را از دعای خیر خود به خصوص به هنگام زیارت بیت الله و حضور در عرفات و دیگر اماکن متبرکه غافل نفرمایند.

در خاتمه لازم می‌دانم از برادر متدین آقای محمد مؤمن که در چاپ این رساله با ما همکاری فرموده‌اند تشکر و قدردانی نمایم و از خداوند توفیق ایشان را در راه خدمت به دین مسئلت دارم.

وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالـمین.

شیخ محمد عقیل سلطان العلماء

حج و عمره

تاریخ فرض شدن حج: در سال ششم هجری حج بر کسی که توانایی داشته باشد فرض گردیده است. حضرت صلوات الله علیه، دو حج قبل از هجرت فرموده: یکی در سال دوازدهم بعثت که بیعت عقبه اولی در آن سال است و دوم در سال سیزدهم بعثت که بیعت عقبۀ ثانی در آن سال می‌باشد.

و یک حج بعد از هجرت در سال دهم هجری به جا آورده و بعد از هجرت چهار عمره فرمود؛ یکی در سال ششم هجری که کفّار مانع از ورودشان به مکه شدند و صلح حدیبیه منعقد شد و در سال هفتم هجری که عمرۀ قضا به جا آوردند و سوّم در سال هشتم از جعرانه که غنایم حنین در آنجا قسمت فرموده، احرام به عمره بسته، شبانه عمل عمره را به جا آورد و عُمره‌ی چهارم در سال دهم هجری است که با حج به جا آورد. احرام عمره‌ها همه در ماه ذیقعده مؤید است.

فرضیۀ حج: «قَالَ ج: الْعُمْرَهُ إِلَى الْعُمْرَهِ کَفَّارَهٌ لِمَا بَیْنَهُمَا وَالْحَجُّ الْمَبْرُورُ لَیْسَ لَهُ جَزَاءٌ إِلاَّ الْجَنَّهَ». (رواه البخاری و مسلم و ترمذی والنسایی).

حضرت می‌فرمایى که: عمره به جا آوردن بعد از عمره کفّاره آنچه واقع شود میان آن دو است و حج مبرور نیست برای آن سزایی؛ مگر بهشت.

قصد از حج مبرور: حج در زبان عربی به معنی قصد می‌باشد و در عُرف شرع به معنی قصد بیت الحرام برای ایجاد آوردن اعمال نسک می‌باشد.

حج مبرور: حجّی است که از گناه پاک و سلامت باشد و با مالی پاک و اخلاقی پسندیده به جا آید.

دلیل فرض بودن حج- خداوند می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَیۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَیۡهِ سَبِیلٗاۚ﴾. معنی: «و برای خدا است بر مردم حج نمودن کعبه، بر کسی که توانایی داشته باشد».

حدیث: «أَیّهَا النّاسُ قَدْ فَرَضَ اللّهُ عَلَیْکُمُ الْحَجّ فَحُجّوا». (الحدیث رواه مسلم و النسایی و الترمذی).

حضرت صلوات الله علیه فرمود:

ای مردم! به تحقیق که خداوند فرض فرمود بر شما حج؛ پس حج نمایید ۳- اِجماع مسلمین از عهد حضرات تا امروز که حج بر مستطیع فرض می‌باشد.

مقدمات حج

قصد از مقدّمات حج: شروط و مواقیت آن می‌باشد.

شروط حج

شرط صحت حج: فقط مسلمان بودن است؛ زیرا ولی می‌تواند احرام از کودک شیرخوار خود ببندد و در حالی‌که کودک را به بغل گرفته است اعمال حج به جای او انجام دهد.

شرط صحّت به جا آوردن حج دو چیز است: ۱- مسلمان بودن ۲- ممیز بودن؛ زیرا کودک ممیّز می‌تواند به اِذن ولی احرام به حج بندد و آن را به جا آورد.

شرط کفایت کردن از حجه الاسلام، سه چیز است ۱- مسلمان بودن ۲- آزادی ۳- تکلیف، یعنی بالغ بودن. شخص مسلمان بالغ عاقل آزاد هرگاه حج را به جا آورد ولو این‌که بر او واجب نباشد از حجه الاسلام کفایت می‌کند.

شرط وجوب حج: پنج است ۱- مسلمان بودن ۲- بالغ و عاقل بودن ۳- آزاد بودن ۴- استطاعت ۵- وقت حج، یعنی اگر شخصی مسلمان بالغ عاقل آزاد استطاعت را یافت ولی قبل از اینکه وقت حج را دریابد مُرد در این حال حج بر او واجب نیست.

استطاعت

استطاعت بر دو قسم است: ۱- استطاعت به جا آوردن حج که به توشه و سواری و راه و بدن تعلق دارد.

(توشه که مصرف ایاب و ذهاب زیاده از مصرف بستگان و بده خود فرد داشته باشد. کسی که مال به مقدار وجوب حج داشته باشد و برای نگهداری عفت خود نیازمند به ازدواج باشد. صرف مال در ازدواج مهم‌تر است؛ اگر چه حج به گردن او تعلّق می‌گیرد.

سواری؛ که حیوان یا ماشین سواری را مثلاً بیابد یا هواپیما یا غیره. راه: به اینکه امن باشد و در راه حج بر خود و مال و ناموسش ایمن باشد.

بدن: به اینکه توانایی نگهداری خود را مثلاً بر حیوان داشته باشد. و در نابینا حج بر او واجب است وقتی که عصاکش را بیابد، و بر نفقه و اجرۀ عصاکش توانا باشد، و بر زن واجب است در صورتی‌که محرم با او همراه رود و اگر محرم بدون کرایه همراهش نرود کرایۀ محرم نیز بتواند – یا اینکه با زنانی چند به حج رود؛ زیرا سفر زن بدون محرم و بدون همراهی زنانی چند، حرام است.

نوع دوم استطاعت؛ استطاعت استنابه یعنی نایب گرفتن است: به اینکه شخص واجب الحج مرده باشد و دارای مال باشد از مال او به جایش دیگری را اجاره کنند که حج را به جای او به جا آورد و یا اینکه شخصی که حج بر او واجب است زمین‌گیر باشد و امید بهبودیش نباشد که می‌تواند دیگری را به جای خود اجاره نماید تا حج را از طرف او به جا آورد. حج به جای مغصوب (یعنی زمین‌گیر) به جا آوردن بدون اذن او صحیح نیست؛ اما حج به جای میّت صحیح است ولو اینکه وصیت ننموده باشد، چه وارث و چه بیگانه حج را به جای میّت به جا آورند. دربارۀ کسی که برای حج کردن اجاره می‌شوند چند مسأله باید رعایت شود اوّل: این‌که اجیر توانا بر اعمال حج باشد؛ پس اگر بیمار باشد و اعمال حج نتواند یا اینکه وقت تنگ باشد مثلاً و اجاره بر اعمال حج در همان سال شده، اجاره او صحیح نیست. دوّم اینکه اجیر حج، دانا به اعمال حج باشد. سوّم این‌که مورد اعتماد باشد. کسی که در انجام دادن حج بر خود اعتماد نداشته باشد گرفتن حجّیه غیر بر وی حرام است و خلاف مؤجّر ننماید و در هر قسمتی که خلاف مؤجّر نماید، مثلاً احرام را از میقات نبندد که در این حال فرق احرام از میقات و احرام از مکه از اجره‌ی او کسر می‌شود یا این‌که به سبب مخالفت فدیه بر وی لازم شده، فدیه بر خود اجیر است. هرگاه اجیر به حج نرسید و پس از احرام بستن به حج وقوف عرفه از او فوت شد در این حال در آن سال باید تحلّل نماید ( چنان‌که بیاید) و سال دیگر قضاء آن حج نماید؛ و اگر اجره را بخواهد باید سال سوّم به حج رود؛ زیرا حج فوت شده قضاء آن بر خود اجیر است. اگر اجیر حج را فاسد نمود (به وطء) همان حج فاسد را باید تمام کند و سال دیگر قضای آن نماید و سال سوّم اگر اجیر بخواهد برای مستأجر به حج رود؛ چنانچه اجیر در میانۀ حج مُرْدْ، قِسْطِ آن را مستحق می‌گردد.

مواقیت حج

میقات زمانی برای حج، ماه شوال و ذیقعده و نه روز ذیحجه و شب عید حج است تا طلوع صبح عید فقط. اگر قبل یا بعد این مدّت احرام به حج بسته شود، عمره منعقد شود؛ و وقت برای احرام عمره همۀ سال می‌باشد و هیچ وقت مکروه نیست و همه‌ی سال روا است؛ مگر این‌که احرام به عمره قبل از تحلّل حج، صحیح نیست و بعد از تحلّل حج، هنگام اشتغال به رمی و مبیت منی، مکروه است؛ اما میقات مکانی برای کسی که در مکّه اقامت دارد، همان مکّه محّل احرام او است و کسی که بیرون از حَرَم اقامت دارد، در یکی از میقات‌های پنج‌گانه احرام بندد:

۱-         ذوالحُلَیفه: که آبْیار علی نیز نامیده شود و فرسخی از مدینه دور است، برای کسانی که از راه مدینه به حج روند.

۲-         جُحْفِهْ: دهی است میان مکّه و مدینه که رابُغ نیز نامیده می‌شود، برای اهل مصر و شام و کسانی که از آن راه به حج روند.

۳-         ذات عرق: دهی است شانزده فرسخ دور از مکه برای کسانی که از آن راه به حج روند. عقیق که قدری دورتر از ذات عرق است نیز محل احرام آنان است.

۴-         قرن المنازل: شهری است شانزده فرسخ دور از مکّه و تهامه نیز نامیده برای اهل حجاز و نجد و یمن و کسانی که از آن راه به حج روند.

۵-         یلملم: کوهی شانزده فرسخ دور از مکّه برای اهل یمن و فارس و شرق که از راه دریا به حج روند. کسی که برای حج یا عمره به مکّه رود چنانچه از یکی از میقات‌های نامبرده بگذرد بدون آنکه احرام بندد، در این‌حال فدیه‌ی لازم است و فدیۀ حج گوسفندی است که به فقرای حرم دهد، مگر این‌که به میقات برگردد و از آنجا فدیه لازم او نیست. کسی که از مکه احرام به حج می‌بندد مانند اهل مکه، بهتر است از در خانه احرام به حج بندد. کسی که بیرون از حرم مکّه باشد و از میقات به مکّه نزدیک‌تر باشد پس همان محلّ اقامت او، محلّ احرام او است. کسی که منزل او دورتر از میقات‌های پنج‌گانه باشد درست است که از منزل خود احرام به حج بندد و از میقات احرام بستن بهتر است. کسانی که با هواپیما به حج می‌روند و میقاتگاه را نمی‌دانند، می‌توانند در مسافرت خود قصد جدّه نمایند، و از جدّه احرام بندند به شرط اقامت در جدّه احرام به حج یا عمره. برای کسانی که دور از میقات نشیمن دارند محل احرام‌شان همان میقات‌های پنج‌گانه است کسی که از مکّه بخواهد احرام به عمره بندد بهتر است که احرام به عمره از جعرانه که شش فرسخی مکّه در راه طائف است، احرام بندد. اگر از آنجا نمی‌بندد از تنعیم که به مساجد عایشه نیز معروف و یک فرسخی مکّه است احرام بندد- بعد از آن دو محل در فضیله. احرام بستن از حدیبیّه که چاهی است میان جدّه و مدینه و شش فرسخ دور از مکّه است؛ می‌باشد. (بعضی علما فاصله حدیبیّه تا مکّه را نه میل دانسته‌اند) چنانچه برای احرام به عمره بیرون از حرم مکّه دانسته‌اند) چنانچه برای احرام به عمره بیرون از حرم مکّه نرود و در حرم مکه احرام به عمره بندد فدیه لازم او است.

اقسام حج و عمره

چهار است ۱- حج و عمره اسلام ۲- حج و عمرۀ قضاء ۳- حج و عمرۀ نذر ۴- حج و عمرۀ سنت.

انواع بجا آوردن حج و عمره

حج و عمره را به سه نوع می‌توان به جا آورد:

۱-         افراد: عبارت از این است که اوّل حج را به جا آورد، بعد از آن عمره را اداء نماید، چه در ماه ذیحجه و چه در غیر ماه‌‌های حج که قصد این است حج را پیشتر انجام دهد.

۲-         تمتّع: و عبارت از این است که اوّل عمره را به جا آورد بعد از آن حج را انجام دهد در همان سال. در این حال بر متمتّع فدیه لازم است (فدیه ذبح گوسفند است و صدقه نمودن آن بر فقراء حرم) چنانچه عمره را قبل از ماه‌های حج به جا آورد یا اینکه عمره را در ماه‌های حج به جا آورد و حج را در سال دیگر انجام دهد یا این‌که متمتع از اهل حرم باشد یا این‌که برای احرام بستن به حج دوباره به میقات رود و از میقات احرام به حج بندد که در این چهار صورت فدیه لازم نمی‌شود.

تمتّع به معنی خوشی نمودن؛ زیرا کسی که در ماه حج احرام به حج بندد تا فراغت از حج باید از محرّمات احرام اجتناب کند. مثلاً کسی از اول ماه شوال احرام به حج بست؛ باید تا دهم ذیحجه از لباس دوخته و بو خوشی و زن اجتناب کند، ولی وقتی که در اوّل شوّال احرام به عمره بست چون عمره وقوف عرفه ندارد، اعمال عمره را در یک روز انجام می‌‌دهد و تا هشتم ذیحجه از لباس و بو خوش و زن و غیره خوشی می‌نماید؛ این است که او را متمتّع گویند.

۳-         قِرانْ: عبارت از این است که احرام به حج و عمره با هم بندد، یا این‌که ابتدا احرام به عمره ببندد و قبل از انجام دادن اعمال عمره، احرام به حج بندد که در هر دو صورت فقط اعمال حج را به جا می‌آورد و از حج و عمره کفایت می‌کند‌. بر قِران کننده فدیه لازم است (فدیه ذبح گوسفندی است و صدقه نمودن بر فقراء حرم).

قران به معنی دو چیز را همراه نمودن؛ زیرا قارن اعمال حج و عمره را با هم انجام می‌دهد. قرین شما کسی است که با شما همراه است.

آداب سفر حج

قبل از سفر، بدهی‌های خود را می‌پردازیم. اگر بعضی بدهی‌ها بماند باید از طلبکار اجازه‌ی سفر بخواهیم؛ زیرا بر کسی که توانایی پرداخته بده دارد مسافرت بدون اذن طلبکار حرام است؛ آنگاه معیشت اهل و بستگان را برای مدتی که نزد آنها نیستیم باید تأمین کرد، آن وقت برای مسافرت باید دستورهای بین‌المللی از گذرنامه و تزریق آمپول ضد آبله و وبا. مثلاً بکوبیم تا محافظه بر صحتمان که واجب است به جا آورده باشیم، آنگاه شروط و مقدّمات و ارکان و واجبات و مکروهات و محرّمات حج را می‌‌آموزیم. اگر کسی بی‌سواد باشد از دانشمندان بپرسد، اگر با سواد باشد خواندن مانند این کتابچه برای او بهترین رهنمایی است؛ سپس بهترین مال حلال را برای حج می‌گزینیم؛ آن وقت می‌کوشیم تا رفیقی دانا و مهربان را همراه داشته باشیم تا اگر غفلت نمودیم یادآوری‌مان نماید، آن وقت با اصل و خویشان خدا حافظی و از ایشان حلالی می‌طلبیم . هنگامی که پای به کشتی نهادیم می‌گوییم «بسم الله مجریـها و مرساها».

سه بار آیه الکرسی و سه بار لایلاف قریش و سه بار قل هو الله می‌خوانیم، اگر از راه خشکی برویم نیز همین‌ها را سه بار سه بار می‌خوانیم و هنگام سوار شدن بر حیوان یا در ماشین می‌گوییم: «سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ». و در حدیث وارد است که حضرت ابتداء مسافرت را به پنجشنبه می‌نموده‌اند و هنگام مسافرت می‌گفته‌اند: «اللَّهمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ فِی سَفَرِنَا هَذَا الْبِرَّ وَالتَّقْوَى، وَالْعَمَلِ فیمَا تَرْضَى، اللَّهمَّ هَوِّنْ عَلَیْنَا سَفَرَنَا هَذَا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ، اللَّهمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِی السَّفَرِ، وَالْخَلِیفَهُ فِی الْمَالِ وَالْأَهْلِ وَالْوَلَدِ، اللَّهمَّ إِنّٰا نَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَکَآبَهِ الْمَنْظَرِ، وَسُوءِ الْمُنْقَلَبِ فِی الْمَالِ وَالْأَهْلِ وَالْوَلَدِ» و در گفتن این‌ها ایمنی از غرق و پیش آمد ناهموار است در اثنای سفر از مجادله و مرافعه با یاران و خدمتگزاران دوری می‌جوییم و تا می‌توانیم به همراهان کمک می‌کنیم و در خوراک و مصرف فراخی می‌سازیم. اگر در اثنای راه کسی از همراهان یا غیره بیمار باشد به پرستاری او قیام می‌کنیم و قرص‌های مسکن و گنه گنه و مرهم زخم‌های جزیی همراه می‌داریم و نسبت به عموم بندگان به نظر خوشبینی و رأفت می‌نگریم و هر خدمتی از ما در راه میسّر شود دریغ نمی‌نماییم هنگامی که به میقات رسیدیم بدن را شستشو داده، لباس احرام را که لنگ پا و لنگ دوش می‌باشد و رنگ سفید دارد می‌پوشیم و دو رکعت سنّت احرام می‌خوانیم و پس از نماز هنگامی که بر ماشین یا حیوان سوار شده و حرکت نموده احرام می‌بندیم: «نَوَیْت الْحَجَّ وَأَحْرَمْت بِهِ لِلَّهِ تَعَالَى» و می‌کوشیم که دل و زبان در این نیّت یکی باشد و «لَبَّیْک» می‌گوییم: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَک لَبَّیْکَ ، إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَهَ لَک وَالْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَک» پس از آن صلوات بر پیغمبر و آل و اصحاب او می‌فرستیم- و مخصوصاً بر هر فراز و نشیبی بیشتر لبّیک می‌گوییم- آن وقت که سر برهنه و پا برهنه هستیم و همه یاران از شاه و گدا را به همین حالت می‌بینیم به یاد خود می‌آوریم که در مقابل عدالت پروردگار همه یکسانیم و در درگاه مقدّس او همه بندگانیم و به یاد خود می‌آوریم که هنگام رفتن از این جهان جز چند واری سفید چیزی دیگر با خود نمی‌بریم؛ پس باید عمر را گرامی شمریم و تا دستمان می‌رسد کوتاهی نکنیم.

ای که دستت می‌رسد کاری بکن

                        پیش از آن کَزْ تو نیاید هیچ کار

آن وقت از صمیم قلب رو به خدا می‌آوریم زیرا می‌دانیم تنها اوست که همیشه هست و فریادرس بندگان است و جز او هرگز دیگری را نپرستیم؛ زیرا می‌دانیم که بنی‌آدم در هر مقامی باشند روزی چند بار به کنار آب می‌روند. اگر قسمتی از بندگان را محترم می‌شماریم بنا به هر دستور پروردگار آنان را گرامی می‌شماریم که به وسیله‌ی انبیاء صلوات الله علیهم به‌سوی خدای تعالی دعوت شده‌ایم، هرچه ببینیم به نظر اعتبار به آن بنگریم و سپاس خدای تعالی به جا آریم تا جزو کسانی نباشیم که از آیات خداوندی رو‌گردانند: ﴿وَکَأَیِّنْ مِنْ آیَهٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ١٠۵﴾ [یوسف: ۱۰۵]. وقتی که به مکه رسیدیم قبل از هر چیز به طرف مسجد الحرام می‌رویم؛ اگر رفتن همه‌مان میسّر نباشد بعضی را نزدمان می‌نشانیم و بعضی به مسجد الحرام می‌رویم و از دروازه‌ای که باب السلام نام دارد به مسجد داخل می‌شویم.

و هنگامی که نظرمان به کعبۀ مقدّسه افتاد دو دست را بالا برده این دعا را می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ زِدْ هَذَا البَیْتَ تَشْریفاً وَتَعْظِیماً وَتَکْرِیماً وَمَهَابَهً، وَزِدْ مِن شَرَّفَهُ وکَرمَهُ مِمَّنْ حَجَّه أو اعْتَمَرَه تَشْرِیفاً وَتَکْرِیماً وَتَعْظِیماً وَبِرّاً، رواه الشافعی : اللَّهُمَّ أنْتَ السَّلامُ وَمِنْکَ السَّلامُ، فَحَیِّنا رَبَّنا بالسَّلامِ». (رواه البیهقی) آن وقت به نزد حجر الاسود می‌رویم. حجر را می‌بوسیم و لکن نه به طوری که دهن آواز دهد بلکه به نهادن دهن بر آن به قصد تکریم و در دل نیّت طواف می‌نماییم و هنگام بوسیدن حجر می‌گوییم: «بِسْمِ اللَّهِ وَاَللَّهُ أَکْبَرُ إیمَانًا بِاَللَّهِ وَتَصْدِیقًا لِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ج اللَّهُمَّ إنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ الشَّکِّ وَالشِّرْکِ وَالنِّفَاقِ وَالشِّقَاقِ وَسُوءِ الْأَخْلَاقِ». (رواه البزار) و رو به دست راست می‌رویم و میان حجر الاسود و دروازه کعبه که ملتزم نام دارد سینه و رو به دست کعبه می‌چسبانیم و به جای اول آمده شروع به طواف می‌نماییم. وقتی که به مقابل دَرِ کعبۀ مشرفه رسیدیم می‌گوییم: «اللَّهُمَّ الْبَیْتُ بَیْتُک وَالْحَرَمُ حَرَمُک وَالْأَمْنُ أَمْنُک وَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِک مِنْ النَّار»ِ. و وقتی میان رکن بمانی و حجرالاسود رسیدیم می‌گوییم: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» و هنگام بوسیدن به رکن عراقی می‌گوییم: «اللَّهُمَّ إنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ الشَّکِّ وَالشِّرْکِ وَالنِّفَاقِ وَالشِّقَاقِ وَسُوءِ الْأَخْلَاقِ وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِی الْأَهْلِ وَالْمَالِ وَالْوَلَدِ- اللَّهُمَّ قَنِّعْنِی بِمَا رَزَقْتَنِی وَبَارِکْ لِی فِیهِ وَأَخْلِفْ عَلَیَّ کُلَّ غَائِبَهٍ لِی مِنک بِخَیْرٍ»- و هنگامی که برابر میزاب رسیدیم: «اللَّهُمَّ أَظِلَّنِی فِی ظِلِّک یَوْمَ اُلَاظِلَّ إلَّا ظِلُّک وَاسْقِنِی بِکَأْسِ مُحَمَّدٍ ج شَرَابًا هَنِیئًا لَا أَظْمَأُ بَعْدَهُ أَبَدًا یَا ذَالْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ» و هنگامی که برابر رکن شامی رسیدیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجًّا مَبْرُورًا وَذَنْبًا مَغْفُورًا وَسَعْیًا مَشْکُورًا وَتِجَارَهً لَنْ تَبُورَ یٰا عَزِیزُ یٰا غَفُورُ» و میان رکن یمانی و حجرالاسود می‌گوییم: «اَللّهمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» و هر دعایی که خواهد نماید و دعایی که از حضرت محمد ج یا از یکی از صحابه منقول است بهتر است و از بین دعاهای طواف، فقط دو دعا از حضرت وارد است و صحیح یکی: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ». و دوم: «اللَّهُمَّ قَنِّعْنِی بِمَا رَزَقْتَنِی وَبَارِکْ لِی فِیهِ وَأَخْلِفْ عَلَیَّ کُلَّ غَائِبَهٍ لِی مِنکَ بِخَیْرٍ».

دعاهای نامبرده در هر هفت بار طواف گفته می‌شود و سنت است شتاب راه رفتن و پاها نزدیک هم گذاردن در سه بار اول طواف و این شتاب رفتن را رمل نامند. رمل اختصاص دارد به طوافی که بعد از آن سعی مطلوب باشد مانند طواف قدوم و طواف عمره – (طواف قدومی که قبل از وقوف عرفه باشد یا بعد از وقوف و بعد از نیمه شب عید) در حال رمل در جاهایی که دعاء وارد ندارد بگوید: «اللَّهُمَّ اُجْعَلْهُ حَجًّا مَبْرُورًا وَذَنْبًا مَغْفُورًا وَسَعْیًا مَشْکُورًا»- و در چهار بار آخر طواف بگوید: «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجَاوَزَ عَمَّا تَعْلَمُ إنَّک أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَکْرَمُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ». و سنت است اضطباع در هر طوافی که رمل در آن سنت است و در هر سعی و مقصود از اخطباع این است که میانه‌ی لنگ رویی را زیر بغل راست و دو سر آن را روی دوش چپ انداخته شود؛ اما رمل و اضطباع بر زن‌ها سنت نیست بلکه مکروه است- و طواف را حکم نماز است- یعنی قسمتی از آنچه در نماز شرط بود مانند طهارت بدن و لباس و ستر عورت؛ در طواف شرط است و آنچه در نماز سنت بود از خشوع و فروتنی و آرامی در طواف سنت است و همچنین در حال دعا دست را بالا بردن و سخن نگفتن؛ مگر سخن خیر مانند تعلیم جاهل و اینکه شخص طواف کننده در حال دعا دست‌ها را بالا می‌برد و در غیر دعا دست‌ها را زیر سینه می‌بندد، مانند نماز و آنچه در نماز مکروه بود مانند بر یک پا راه رفتن و دست‌ها را بر تهیگاه نهادن و نظر به‌سوی آسمان افکندن در طواف مکروه است و سنت است بعد از فراغت از طواف، خواندن دو رکعت نماز سنت طواف – پشت مقام ابراهیم ÷ و در رکعت اولی خواندن سورۀ فاتحه و ﴿قُلۡ یَٰٓأَیُّهَا ٱلۡکَٰفِرُونَ١﴾ و در رکعت دومی خواندن سورۀ فاتحه و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ١﴾ و در روز به آهسته خواندن و در شب به بلند خواندن نماز طواف. موالاه در طواف و خواندن سنت طواف در یکی از اقوال امام س واجب است پس از خواندن نماز طواف – آب زمزم بیاشامد و بر سر ریزد، سپس دست به حجر کشد و پیشانی بر آن نهد پس از آن از دروازه‌ی صفا برای سعی بیرون رود، و ابتدا سعی از صفا نماید (صفا: کنار کوه ابی قبیس می‌باشد) و سعی را بعد از طواف به جا آرد. بعد از طواف رکن یا طواف قدم (طواف قدوم یعنی طواف ورود به مکه و این طواف به جای سنت تحیه است که در مساجد و غیر کعبه خوانده می‌شود) و اگر بعد از طواف به عرفات رفت باید پس از مراجعت ابتدا طواف رکن را به جا آرد پس از آن سعی نماید و کسی که بعد از طواف قدوم، سعی نمود، بعد از طواف رکن، اعاده‌ی سعی ننماید؛ زیرا دوباره نمودن سعی مکروه است) و در ابتدای سعی از صفا بر درجه‌های صفا بالا رود و این بالا رفتن سنت است. وقتی که بر درجه‌ها بالا رفت بگوید: «اللَّهُ أکْبَرُ اللَّهُ أکْبَرُ اللَّهُ أکْبَرُ ولِلَّهِ الحَمْدُ، اللَّهُ أکْبَرُ على ما هَدَانا، والحَمْدُ لِلَّه على ما أولانا، لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ یُحْیِی ویُمِیتُ بِیَدِهِ الخَیْرُ وَهُوَ على کُلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» و این ذکر را دو بار سه بار تکرار نماید – «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ أنجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَهَزَمَ الأحْزَابَ وَحْدَهُ» – پس از آن دعا نماید به آنچه از دین و دنیا بخواهد و بهتر است این دعا را نماید: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ: ادْعُونِی أسْتَجِبْ لَکُمْ، وَإِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ، وإنِّی أسألُکَ کما هَدَیْتِنی لِلإِسْلامِ أنْ لا تَنْزِعَهُ مِنِّی حتَّى تَتَوَفَّانی وأنَا مُسْلِمٌ، اللَّهُمَّ اعْصِمْنَا بِدِینِکَ وَطَوَاعِیَتِکَ وَطَوَاعِیَهِ رَسُولِکِ وَجَنِّبْنَا حُدُودَکَ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنا نُحِبُّکَ، ونُحِبُّ مَلائِکَتَکَ وأنْبِیاءَکَ وَرُسُلَکَ، وَعِبادَکَ الصَّالِحِینَ، اللَّهُمَّ یَسِّرْنا للیُسْرَى، وَجَنِّبْنا العُسْرَى، واغْفِرْلَنا فی الآخِرَهِ والأولى، وَاجْعَلْنا مِنْ أئمَّهِ المُتَّقِینَ» (و واجب است پشت پای خود را به دیوار صفا بچسباند و هنگام رسیدن به مروه سر انگشتان را به دیوار مروه بچسباند) و میان دو ستون سبز پا به دویدن گذارد و در آن حال بگوید: – «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجَاوَزَ عَمَّا تَعْلَمُ إنَّک أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَکْرَمُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» – و در حال سعی، خواندن قرآن از دعاهای غیر سنت بهتر است. وقتی که به مروه رسید (مروه: کناره کوه قیقعان است) بر درجه‌های آن بالا رود و همان ذکر و دعایی که بر صفا خواند بر مروه بخواند؛ سعی را هفت بار باید نمود یعنی رفتن از صفا تا مروه یکبار است و برگشتن از مروه به صفا بار دیگر، و از سنت‌های سعی است موالاه میان طواف و سعی که میان طواف و سعی فاصله نیاید و از سنت‌های سعی است پیاده سعی نمودن و پا برهنه بودن و در حال طهارت و ستر عورت سعی نمودن و کوشیدن برای واقع ساختن سعی در حال خلوت و فروتنی نمودن و اخلاص عبادت برای پروردگار. (شخصی که معذور باشد سواره سعی نمودن او روا است و بدون عذر در حال سعی سوار بودن مکروه است (خلاف اولی است) و مقصود از خلوت بودن محل سعی این است که به جا آوردن سعی، بدون مشقّت فراهم آید، در روز هفتم ماه ذیحجه، حجاج از مکه به منی می‌روند و شب نهم می‌مانند و صبح روز نهم بعد از طلوع آفتاب قصد عرفات می‌نمایند و در حال رفتن به‌سوی عرفات این دعا خوانده می‌شود: «اللَّهُمَّ إلَیْکَ تَوَجَّهتُ، وَوَجْهَکَ الکَرِیمَ أرَدْتُ، فاجْعَلْ ذَنْبِی مَغْفُورَاً، وَحَجِّی مَبْرُوراً، وارْحَمْنِی وَلاَ تُخَیِّبْنی إنَّکَ على کلّ شَیْءٍ قَدِیر» و در محلی که نمره نام دارد و نزدیک عرفات است می‌مانند و بعد از زوال آفتاب می‌روند و نماز ظهر در عرفات به جا می‌آورند. (کسانی که هنگام بیرون رفتن از مکه به‌سوی منی قصد سفر می‌نمایند که پس از وقوف عرفات و به جا آوردن اعمال منی و برگشتن به مکه بیش از یک روز مثلا در مکه نمانند و به وطن خود برگردند؛ در این‌حال می‌توانند نماز قصر و جمع کنند و نماز ظهر و عصر روز نهم قصر و جمع نمایند و نماز مغرب و عشا، شب عید در مزدلفه قصر و جمع ندارند).

وقت وقوف عرفات از زوال آفتاب روز نهم ذیحجه است تا طلوع صبح صادق روز عید حج و واجب وقوف عرفات این است که شخص در حال احرام و اهلیت عبادت لحظه‌ای در وقت نامبرده در زمین عرفات حاضر باشد (قصد از اهلیت عبادت این است که مست یا بیهوش یا دیوانه نباشد). امّا زن حائض که همه اعمال حج می‌تواند به جا آورد غیر از طواف و از سنت‌های عرفه است: ۱- قصر و جمع نماز ظهر و عصر در آن برای کسی که شروط قصر و جمع او به جا آید چنان‌که گذشت ۲- ماندن در عرفات تا بعد از غروب آفتاب ۳- بسیار دعا نمودن و «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ یُحْیِی ویُمِیتُ بِیَدِهِ الخَیْرُ وَهُوَ على کُلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» گفتن. و بسیار یاد خدا نمودن و طلب مغفرت برای خود و مؤمنین و مؤمنات نمودن ۴- بهترین محل وقوف برای دعا همان محلی است پایین کوه رحمه که سنگ‌های بزرگ گسترده است، و از دعاهای برگزیده است: «﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ١ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ٢﴾ سُبحٰانَکَ لاَ نحْصِی ثَنَاءً عَلَیْکَ أَنْتَ کَمَا أَثْنَیْتَ عَلَى نَفْسِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ حَتَّى تَرْضَى- اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْت عَلَى إبْرَاهِیمَ وَعَلَى آلِ إبْرَاهِیمَ، إنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ – لا إلهَ إلاَّ الله وَحْدَهُ لاَشَرِیکَ لَهُ لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ- رَبَّنا آتنا فی الدُّنْیا حَسَنَهً وفی الآخِره حَسَنهً وَقِنا عَذَابَ النَّارِ- اللَّهُمَّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی ظُلْمًا کَثِیرًا، وَلاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ، فَاغْفِرْ لِی مَغْفِرَهً مِنْ عِنْدِکَ، وَارْحَمْنِی، إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ- اللَّهُمَّ انْقُلْنِی مِنْ ذُلِّ المَعْصِیَهِ إلى عِزَّ الطَّاعَهِ، وَاُکفَنِی بحَلالِکَ عَنْ حَرَامِکَ وأغْنِنِی، بِفَضْلِکَ عَمَّن سِوَاکَ وَنَوِّرْ قَلْبِی وَقَبْرِی وأعِذْنِی مِنَ الشَّرَّ کُلِّهِ، واجْمَعْ لی الخَیْرَ کُلَّهُ – اللَّهُمَّ إنِّی أسألُکَ الهُدَى والتُّقَى والعَفَافَ وَالغِنَى – اللهمَّ اجْعَل فِی قَلبِی نُورًا، وَ فِی سَمْعِی نُورًا، وَ فِی بَصَرِی نُورًا – اللَّهُمَّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی – لَا إلَهَ إلَّا أَنْتَ سُبْحَانَک إنِّی کُنْت مِنْ الظَّالِمِینَ – سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ». و چنان‌که می‌دانی هر دعایی را سه بار تکرار نماید و دعا را با خلوص نیت و شکسته نفسی و حضور دل با آب و خوراک حلال به جا آرد و در ده روز ذیحجه به کارهای نیکو و مخصوصاً صدقه دادن و احسان نمودن بپردازد و با یاران و مردم به مهربانی بپرهیزد و امید خود را در حصول مغفرت و قبول دعا و خوب شدن حال قوی سازد، و در حال دعا دارای کمال طهارت و رو به قبله باشد و در محل ایستادن حضرت صلوات الله علیه بایستد که همان نزد سنگ‌های بزرگ پایین کوه رحمت و شکافی که میان کوه رحمت و ساختمانی که معروف به خانه آدم ÷ است بوده (یعنی از علماء برای کسانی که در عرفات حاضر نیستند نیز بعد از عصر روز عرفه مشغول شدن به یاد خدا و صلوات و دعا مستحب دانسته‌اند؛ روزه‌ی روز عرفه برای غیر حاج سنت است). بعد از غروب آفتاب روز عرفه به مزدلفه می‌روند و نماز مغرب را تأخیر می‌کنند تا در مزدلفه نماز مغرب با نماز عشاء جمع کنند و شب در مزدلفه می‌مانند و لازم است که در نیمه‌ی دوم شب عید حج در مزدلفه باشند. اگر بعد از نیمه‌ی دوم شب و قبل از طلوع فجر، کسی از مزدلفه بیرون رود چیزی بر او نیست (ولی اگر قبل از نیمۀ دوم از مزدلفه بیرون رفت و تا قبل از طلوع فجر به مزدلفه برنگشت، ذبح گوسفندی لازم او است) واجب مزدلفه این است که بعد از نیمه دوم شب در مزدلفه لحظه‌ای بمانیم و از سنت‌های مبیت مزدلفه است: ۱- گرد نمودن سنگ‌های رمی جمره عقبه از مزدلفه ۲- این‌که زنان و ضعیفان بعد از نیمه دوم شب عید قبل از دمیدن صبح از مزدلفه به‌سوی منی روند ۳- این‌که دربارۀ غیر زنان و ضعفا سنت مؤکده است که بعد از نیمه دوم شب در مزدلفه بمانند تا این‌که نماز صبح روز عید را پگاه و در تاریکی (قبل از روشن شدن هوا) بخوانند ۴- اینکه پس از نماز صبح به‌سوی منی روانه شوند ۵- وقتی که به مشعر الحرام (کوه کوچکی است در آخر مزدلفه) رسیدند می‌ایستند و به یاد خدا تعالی و دعا و استغفار و صلوات مشغول می‌شوند و صدقه می‌دهند که همۀ این‌ها سنت است و بسیار گفته می‌شود: «اللَّهُمَّ رَبَّنا آتنا فی الدُّنْیا حَسَنَهً وفی الآخِره حَسَنهً وَقِنا عَذَابَ النَّارِ» و از جملۀ اذکار آنجا است: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، وَاَللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ وَلِلَّهِ الْحَمْدُ» و از جملۀ دعاهای آن است: «اللَّهُمَّ کما وَقَفْتَنا فِیهِ وأرَیْتَنا إیّاه، فَوَفِّقْنا لذِکْرِکَ کما هَدَیْتَنا، وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمنَا کما وَعَدْتَنا بِقَوْلِکَ وَقَوْلُکَ الحَقّ – فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِن کُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّینَ، ثُمَّ أَفِیضُواْ مِنْ حَیْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» وقتی که هوا خوب روشن شد به‌سوی منی می‌روند؛ زیرا بعد از روشن شدن هوا تأخیر نمودن تا طلوع آفتاب مکروه است) و در همه‌ی راه با یاد خدا و لبیک گویان می‌روند. به محسر (نام دروایی است ۵۴۵ ذرع که بعضی از آن جزو مزدلفه و بعضی از آن جزو منی است) که رسیدند شتاب می‌کنند. بعد از طلوع آفتاب به منی می‌رسند؛ به منی که رسیدند می‌گویند: «اللَّهُمَّ هَذِهِ مِنًى قَدْ أَتَیْتهَا وَأَنَا عَبْدُک وَابْنُ عَبْدِک أَسْأَلُک أَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِمَا مَنَنْت بِهِ عَلَى أَوْلِیَائِک اللَّهُمَّ إنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ الْحِرْمَانِ وَالْمُصِیبَهِ فِی دِینِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ» و به‌سوی جمرۀ عقبه می‌رود و هفت سنگ را یکی یکی به جمره‌ی عقبه می‌اندازد و می‌گوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجًّا مَبْرُورًا، وَذَنْبًا مَغْفُورًا» و حال در سنگ انداختن رو به روی جمره‌ی عقبه می‌ایستد؛ در آن حال منی از راست او و مکه از دست چپ او است و همین که شروع به انداختن سنگ به جمره‌ی عقبه نمود، لبیک گفتن را ترک می‌گوید؛ زیرا به رمی جمره‌ی عقبه، وقت لبیک به پایان می‌رسد و وقت لبیک از احرام بستن است تا رمی جمره‌ی عقبه و همراه هر یک سنگ انداختن یک بار الله اکبر می‌گوید؛ پس از فراغت از سنگ انداختن به جمره؛ هدی را ذبح می‌نماید. (هدی به معنی هدیه عبارت از شتر یا گاو یا گوسفندی است که شخص حاج با خود به همراه می‌برد). اگر هدی را همراه ندارد، قربانی را به دست آورده ذبح می‌نماید و به فقرا می‌دهد (خوردن گوشت هدی و قربانی اگر نه هدی و قربانی واجب باشد برای هدیه دهنده و قربانی کننده روا است)، پس از آن سر را می‌تراشد یا کوتاه می‌کند موی آن را. برای مردان ستردن موی سر بهتر است و برای زنان کوتاه کردن موی سر بهتر است. (تراشیدن سر برای زن مشروع نیست؛ مگر روز هفتم ولادت او، یعنی سر کودک هفت روزه تراشیدن چه پسر چه دختر سنت است و همچنین هم‌وزن موی سر، طلا یا نقره صدقه دادن) و از سنت‌های حلق (سر تراشیدن) است: مشغول تکبیر شدن در حال سر تراشیدن، رو به قبله نشستن و ابتدا از طرف راست سر نمودن. و قبلا مزد سلمانی پرداختن . اما واجب حلق: از بین بردن سه موی است به هر کیفیت باشد، به ستردن یا کوتاه کردن یا کندن یا غیره- کسی که سرش طاس و بی مو باشد سنت است کشیدن تیغ بر سر او). پس از فراغت از حلق (سر تراشیدن) به مکه می‌رود و طواف رکن را به جا می‌آورد (اگر آن روز نتواند به مکه برود در منی می‌ماند و پس از فراغت از اعمال منی قبل از غروب آفتاب روز دوازدهم یا سیزدهم به مکه می‌رود و طواف را به جا می‌آورد). پس از طواف، سعی میان صفا و مروه می‌نماید (اگر بعد از طواف قدوم، سعی ننموده) و به منی بر می‌گردد (و ترتیب اعمال روز عید که اول سنگ به جمره اندازد دگر ذبح هدی یا قربانی نماید پس از آن سر را تراشیده یا کوتاه نماید و دگر به مکه رود طواف رکن به جا آورد (طواف رکن را طواف فرضی و طواف زیارت نیز می‌نامند) سپس سعی می‌کند اگر بعد طواف قدوم سعی ننمود، این ترتیب سنت است اگر بر خلاف این ترتیب عمل نماید روا است ولی خلاف سنت است.

(اول وقت رمی ذبح و حلق و طواف رکن و سعی: همه از نیمه‌ی دوم شب عید حج است. و وقت رمی جمره‌ی عقبه و ذبح هدی و قربانی باقی می‌ماند تا آخر روزهای تشریق یعنی تا غروب آفتاب روز سیزدهم ذیحجه و وقت حلق و طواف و سعی آخری ندارد). از این سه رکن که حلق و طواف و رمی باشد هرگاه دو تای آن به جا آورد تحلل اول حاصل می‌شود، مثلا حلق و طواف نمود (طواف با سعی هرگاه سعی از پیش ننموده باشد) یا اینکه رمی جمره‌ی عقبه و طواف نمود، در این حال تحلل اول حاصل می‌گردد و غیر زن (یعنی عقد نکاح و وطء) بقیه‌ی محرمات از لباس پوشیدن و ناخن چیدن و بو خوشی و غیره حلال می‌شود و هرگاه از آن سه تا که رمی و حلق و طواف باشد هر سه را به جا آورد همه محرمات احرام حلال می‌گردد و زن به شوهر حلال می‌گردد).

گفتیم پس از طواف و سعی به منی بر می‌گردد، شب یازدهم در منی می‌ماند و روز یازدهم بعد از زوال آفتاب و قبل از نماز ظهر (اگر وقت ظهر تنگ نباشد و یا قصد جمع تأخیر نموده باشد) به ترتیب به جمرۀ اولی؛ دگر به جمره وسطی، دگر به جمرۀ عقبه سنگ اندازد به هر جمره‌ای هفت سنگ و شب دوازدهم در منی می‌ماند و روز دوازدهم مانند روز یازدهم بعد زوال به همان ترتیب به جمرۀ اولی، دگر وسطی، دگر عقبه سنگ می‌اندازد، شب ماندن در منی واجب است و همچنین یک سنگ یک سنگ انداختن واجب است، اگر هفت سنگ را به یکباره به جمره اندازد یک سنگ حساب می‌شود و همچنین ترتیب بین جمره‌ها واجب است؛ اگر خلاف ترتیب نمود آنچه قبل از جمره‌ی اولی سنگ انداخته باشد حساب نمی‌شود؛ اگر عجله داشته باشد می‌تواند روز دوازدهم بعد از رمی جمرات و قبل از غروب آفتاب از منی بیرون رود . اگر قبل از غروب آفتاب روز دوازدهم از منی بیرون نرفت تا اینکه آفتاب غروب نمود در این حال ماندن شب سیزدهم و رمی جمره‌ها به همان ترتیب بعد از زوال روز سیزدهم واجب است؛ اگر رمی جمره‌ها یک روز از او فوت شد در روز بعد تدارک نماید و چیزی بر او نیست؛ اگر در روز بعد تدارک نکرد تا اینکه آفتاب روز سیزدهم غروب کرد فدیه لازم است (فدیه ذبح گوسفندی است و صدقه دادن به فقرای حرم) حتی از سه سنگ‌ها را ترک کرد یک فدیه لازم او است؛- اگر یک شب در منی نماند یک مُد (۴/۵ قیاسی گندم) لازم او است؛ اگر دو شب در منی نماند دو مُد لازم او است؛ اگر یک سنگ را ترک کرد به اینکه شش سنگ به جمره انداخت یک مُد لازم او است؛ اگر دو سنگ ترک کرد دو مُد و در ترک سه سنگ یک فدیۀ کامل یعنی ذبح گوسفندی لازم است و کسی که عاجز شد از رمی حجرات به سبب بیماری به طوری که ایستادن در نماز فرضی نتواند در این حال می‌تواند دیگری را برای سنگ انداختن نیابت دهد (و شرط نیت در رمی جمار، آنکه سنگ در آن بماند، مثلی که لازم نیست که سنگ انداز زنده بیرون از محل می‌باشد) وقت رمی هر روزی از زوال آفتاب است تا غروب آفتاب آن روز و از واجبات منی است: ماندن شب‌های آن که شب یازده و دوازده و سیزده ذیحجه باشد و سنگ انداختن در روز‌های یازده و دوازده و سیزده ذیحجه و این‌که سنگ را یکی یکی بیندازد و این‌که ترتیب جمره‌ها را نگهدارد (در روز عید حج فقط به جمرۀ عقبه سنگ می‌اندازد) و این‌که سنگ را بیندازد، اگر غیر سنگ بیندازد مثل اینکه هسته‌ی خرما را به جمره اندازد کفایت نمی‌کند اما آنچه سنگ باشد کافی است ولو این‌که سنگ آهن یا سنگ عمیق و فیروزه باشد مثلاً و این‌که انداختن باشد اگر سنگ را در محل رمی بنهد کفایت نمی‌کند و آنکه قصد محل رمی نماید و مقدار کفایت سه ذرع است از هر طرف ستون جمرات (مگر ستون جمره‌ی عقبه که بیش از یک طرف ندارد) و از سنت‌های منی است: بسیار نماز خواندن در مسجد خیف در منی و حضور نماز جماعتی در آن و بکوشد برای نماز در محل نماز خواندن حضرت محمد ج و آن جلو مناره‌ای است که در میان مسجد خیف متصل به قبه است (زیرا آن مسجد چندین بار بزرگ‌تر و گشاده‌تر از حد اصلی گردیده است (گویند قبر آدم ÷ نزدیک همان مناره است در مسجد خیف منی، مثلی که گویند قبر حوا علیها الرحمه در جده (بندر حجاز) است (و به نام او به جده مشهور) و دعا کردن به: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجًّا مَبْرُورًا، وَذَنْبًا مَغْفُورًا» بعد از فراغت از سنگ انداختن به ستون‌های سه تا در منی). پس از فراغت از اعمال منی و حصول ارکان حج چنان‌که گذشت از حج کاملا فارغ گردیده و موقعی که قصد مسافرت از مکه معظمه را دارد، واجب است به جا آوردن طواف وداع – و پس از آن سنت است دو رکعت سنت طواف و دعایی که بعد از نماز طواف ذکر شد و آمدن نزد ملتزم (که میان حجرالاسود و دروازه‌ی کعبه‌ی مقدسه است) و دعا نماید و نزد چاه زمزم رود و آب زمزم آشامد؛ سپس مسافرت نماید؛ اگر بعد از طواف وداع بدون عذر و مشغول شدن به اسباب سفر، بدون غرض تأخیر نمود، اعاده‌ی طواف لازم است (طواف وداع بر کسی که در مکه می‌ماند و بر زن حائض نیست) و هنگام بیرون رفتن از مکه بگوید: «اَللَّهُ أَکْبَرُ اَللَّهُ أَکْبَرُ اَللَّهُ أَکْبَرُ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ آیبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَهَزَمَ الأَحْزَابَ وَحْدَهُ» بعد از فراغت از حج و بیرون آمدن از مکه‌ی معظمه مستحب است به زیارت قبر حضرت محمد صلوات الله و سلامه علیه و آله و صحبه رفتن و نماز خواندن در مسجد شریف‌شان و همچنین برای غیر حاج، رفتن برای زیارت حضرت مستحب است؛ اگر چه برای حج کننده زیارت آرامگاه ایشان مؤکدتر است و در حدیث صحیح است: «مَنْ زَارَنِی بِالْمَدِینَهِ مُحْتَسِبًا کُنْت لَهُ شَهِیدًا وَشَفِیعًا یَوْمَ الْقِیَامَهِ». (رواه البیهقی فی شعب الایمان- قال السیوطی حدیث حسن).

معنی: کسی که زیارت نمود مرا در مدینه در حالی که زیارتش برای خدا است، می‌باشم گواه و شفاعت‌کار او در روز قیامت و در این زمینه علامه ابن حجر الهیتمی کتابی به نام: «الجوهر المنطم فی زیاره القبر المکرم» تألیف فرموده و آنچه تعلق به این مبحث دارد در آن گردآوری نموده‌اند و مستحب است برای کسی که قصد زیارت حضرت را دارد آنکه در راه درود و سلام بسیار فرستد و آنکه قبل از داخل شدن به مدینه بدن را شستشو دهد و پاکیزه‌ترین لباس خود را پوشد و از دروازه که به باب الرحمه مشهور است داخل شود و به روضه که میان قبر و منبر است رود و نماز تحیه مسجد را به جا آورد؛ و سپاس خدای متعال پس از خواندن نماز به جا آورد پس از آن به‌سوی قبر حضرت رود و تقریباً چهار ذرع دور از قبر ایستد و سر را به بزیر افکند و نهایت ادب و تعظیم حضرت و هیبت ایشان را در دل آرد و آهسته بگوید: السلام علیکم یا رسول الله و در دل خود از خدای تعالی بخواهد که او را به پیروی حضرت موفق فرماید؛ پس از آن یک ذرع به دست راست رود و بگوید: «السلام علیک یا ابابکر» پس از آن یک ذرع به دست راست رود و بگوید: «السلام علیک یا عمر» پس از آن برگردد به جای اول خود رو بروی حضرت و فاتحه بخواند و بگوید: «اللهم اجز سیدنا محمدا عنی وعن الاسلام والـمسلمین خیر ما جازیت نبیا عن قومه ورسولا عن امته أشْهَدُ أنَّکَ بَلَّغْتَ الرِّسالَهَ، وأدَّیْتَ الأمانَهَ» و دعای خیر برای خود و مسلمین نماید، اما چسبانیدن خود را به دیوار قبر و دست کشیدن به آن و بوسیدنش چنان‌که عوام می‌نمایند بدعت‌های ناپسندیده است؛ زیرا زیارت‌کننده باید زیارت را طوری انجام دهد که اگر در حیات ایشان انجام می‌شود در نظر ایشان به جا بود و آیا پسندیده است در حضور حضرت صلوات الله و سلامه علیه آنکه کسی خود را به دیوار چسباند یا آواز خود را بر خلاف ادب بلند نماید) و می‌باید پرهیز کرد از طواف دور قبر حضرت و از نماز خواندن درون حجره به قصد تعظیم).

بیرون بردن خاک حرم مکه و مدینه و کوزه‌هایی که از گل آنجا درست شده باشد حرام است) و از جملۀ مستحبات است زیارت بقیع و قباء و مشاهد مدینه که در حدود سی مشهد می‌باشد و همچنین آشامیدن از آب چاه‌ها‌ی مدینه که: ارپس، غرس، رومه، بضاعه، بصّه، بئرحا، عهن باشد. و همچنین محافظت بر نماز در مسجد حضرت که هر نمازی در آن مسجد مقابل هزار نماز است و صدقه دادن به همسایگان حضرت چه مقیمین و چه غرباء و هنگامی که قصد بیرون آمدن از مدینه داشته باشد، مستحب است دو رکعت نماز بخواند و وداع مسجد بگوید و زیارت حضرت نماید و دعا نماید که دوباره زیارت حضرت نصیبش گردد- و در حدیث صحیح وارد است: «مَنْ صَلَّى عَلَیَّ مَرَّهً، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ بِهاٰ عَشْرًا».

معنی: کسی که یکبار درود بر من فرستد خدا در مقابل هر یک بار درود، ده بار درود بر او فرستد. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَیّدِنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ وَ صَحْبِهِ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّاتِهِ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى اِبراهیمَ وَعَلیٰ آلِ إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ عَلَى سیدنا مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّاتِهِ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَى ابراهیم وعلی آلِ إِبْرَاهِیمَ فی العالمین إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ».

اکنون ارکان و واجبات و سنن و مکروهات و مباحات و محرمات و مفسدات حج و عمره به تفصیل بیشتری از نظر خوانندۀ محترم می‌گذرد.

ارکان حجّ و عمره

ارکان حج شش است: ۱- احرام بستن به حج (اگر حج را به تنهایی انجام می‌دهد: «نَوَیْت الْحَجَّ وَأَحْرَمْت بِهِ لِلَّهِ تَعَالَى» قصد حج نمودم و احرام بستم به آن، لله تعالی و اگر حج قران است که احرام به حج و عمره با هم می‌بندد: «نَوَیْت الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ وَأَحْرَمْت بِهِ لِلَّهِ تَعَالَى»: قصد حج و عمره با هم نمودم و احرام بستم به هردو للّه تعالی – و اگر احرام به عمره می‌بندد: «نَوَیْتُ الْعُمْرَهَ وَأَحْرَمْت بِهِ لِلَّهِ تَعَالَى»: قصد عمره نمودم و احرام بستم به آن لله تعالی) ۲- وقوف عرفه ۳- طواف رکن ۴- سعی میان صفا و مروه ۵- حلق (موی سر تراشیدن) یا تقصیر (یعنی موی سر کوتاه کردن) ۶- ترتیب (ارکان عمره همان ارکان حج است فقط وقوف عرفه ندارد).

واجبات احرام

۱-         احرام بستن از میقات (بیان حج و عمره در فصل مواقیت گذشت).

۲-         برهنه نمودن بدن از هر لباس دوخته و هر لباسی که احاطه به بدن نماید «مگر ازار و رداء، لُنگ پا و لُنگ دوش برای مرد» حتی پوشیدن سر به بالا پوش در حال خواب هم روا نیست – و برای زنان لباس دوخته و محیط روا است «مگر این‌که پوشیدن روی روا نیست» حتی پوشیدن رو به بالاپوش در وقت خواب هم روا نیست. اگر مرد لباس دوخته یا محیط یا سر را بپوشد فدیه لازم او است چنانکه در فصل فدیه آید و همچنین اگر زن رو را بپوشاند فدیه لازم او است (مگر پوشاک رو متصل به رو نباشد).

۳-         وقت: یعنی احرام به حج در وقت آن که شوال و ذیقعده و ده شب ذیحجه است ببندد؛ اگر صبح صادق روز عید آمد و احرام نبسته بود وقت احرام به حج فوت شد و همچنین اگر قبل از ماه شوال احرام به حج فوت شد و همچنین اگر قبل از ماه شوال احرام به حج ببندد – حج منعقد نمی‌شود و عمره می‌شود.

وقت احرام به عمره همه‌ی سال است مگر اینکه حاج مادامی که از اعمال حج فارغ نشده باشد نمی‌تواند احرام به عمره بندد؛ زیرا عمره را به حج نمی‌توان داخل نمود یعنی همین که شخص احرام به حج بست تا کاملاً از آن فارغ نشده باشد نمی‌تواند احرام به عمره بندد. کسی که احرام به حج بست و به عرفه نرسید عمل عمره به جا می‌آورد و حلال می‌شود و سال دیگر قضاء می‌نماید، اما اگر احرام به عمره بسته باشد چنانچه مشغول اعمال عمره نشده باشد می‌تواند احرام به حج بندد و اعمال حج را به جا آورد و به جای حج و عمره کفایت می‌کند ولی ذبح گوسفندی لازم او است مگر اینکه اهل حرم مکه باشد که ذبح گوسفند یعنی فدیه بر او نیست و تفصیل این سه موضوع در فصل محرمات احرام و فصل فدیه و فصل مواقیت مذکور است.

سنت‌های احرام

سنت‌های احرام بر دو قسم است: ۱- سنت‌های قبل از احرام و آن عبارت است از ۱- بدن شستن ۲- برهنه ساختن خود از غیر ازار و رداء ۳- پوشیدن ازار و رداء: لُنگ پا و لُنگ دوش که هر دو نو و سفید باشند ۴- به کار بردن بوی خوش ۵- خواندن دو رکعت نماز سنت احرام (در غیر اوقات کراهت نماز) و از سنت‌هایی که همراه احرام است مانند احرام راه روند هنگامی که بعد از نماز مشغول راه رفتن شد و احرام بستن سواره هنگامی که سوار شد و حیوانش به راه افتاد و همچنین ماشین و غیره موقعی که حرکت نمود. ۲- سنت‌های بعد از احرام مانند: مشغول شدن به لبیک گفتن و درود بر پیغمبر ج فرستادن و خواستن بهشت از خدا و پناه بردن به او از دوزخ و غیره مانند هدی با خود بردن ۳- مباحات احرام: مانند مالی برای تجارت با خود بردن.

مکروهات احرام

مانند: ۱- مجادله و پرخاش با یاران و خدمتکاران در راه حج ۲- نظر به شهوت به چیزی نمودن ۳- بدون توشه به حج رفتن از راه گدایی ۴- خارانیدن موی به ناخن ۵- شانه زدن به موی سر و ریش (تا موی کنده نشود) ۶- سرمه‌ای که در آن زیبایی است به چشم کشیدن (در صورتی که بوی سرمه خوش نباشد) اما سرمه‌ای که زیبایی ندارد مانند توتیا که مکروه نیست و غیره.

محرّمات احرام

۱- وطء ۲- بوسه (اگر شهوت را به حرکت آورد) ۳- مباشرت به شهوت (مثل دست به بدن زن کشیدن مثلاً) ۴- منی را نازل ساختن ۵- عقد نکاح ۶- بوخوشی در بدن یا لباس یا فراش به هر چه خوشبو نامیده می‌شود. مانند مسک و زعفران و گل و بنفشه و روغن‌شان ۷- پوشیدن دستکش ۸- شکار کردن هر حلال گوشت برّی وحشی (یا حیوانی که از پدر و مادرش یکی وحشی بوده باشد) حتی ملخ ۹- کشتن شکار ۱۰- راه‌نمایی دیگری به‌سوی شکار ۱۱- خوردن گوشت شکاری‌که برای او شکار شده باشد ۱۲- نیست کردن موی از سر یا غیر سر ۱۳- چیدن ناخن ۱۴- روغن کشیدن اگرچه خوشبو نباشد به سر یا ریش. در این چهارده تا مرد و زن یکسانند ۱۵- پوشیدن مرد لباس دوخته را و دستار و کلاه و کفش (مگر اینکه پوشیدن نعلین روا و مستحب است) ۱۶- پوشیدن زن رو و دو کف دست را و در همه‌ی این‌ها فدیه لازم است و تفصیل فدیه در فصل فدیه می‌آید، اما اگر شخصی محرم یکی از این محرمات را در حال فراموشی نمود که در این حال اگر عمل او از جنس اتلاف است مانند تلف کردن موی به ستردن و کشتن شکار که فدیه لازم است و اگر عمل او در حال فراموشی از خوشی کردن است مانند لباس پوشیدن به فراموشی و بوخوشی به کار بردن که فدیه در آن نیست. اما شخص دیوانه که ولی او را به انجام دادن اعمال حج وادار می‌سازد، اگر یکی از محرمات نامبرده نمود فدیه بر او لازم نیست اما چیدن مویی که در چشم بیرون آمده باشد یا ناخنی که شکسته باشد یا پا بر ملخی که همه‌ی راه را گرفته باشد نهادن یا شکاری که حمله به محرم نموده و برای دفاع از خود آن را کشته باشد یا شکاری که از دهن جانور نجاتش دهد و در دست او بمیرد، که در هیچ یک از این‌ها فدیه نیست مفسد احرام همان وطه‌ای است پیش از تحلل اول، مبطل احرام ردّه (از دین برگشتن) است.

۱- فدیه

فدیه به معنی سربها، بر سه قسم است:

قسم اول: آنچه فدیه در آن دادن یک مد (۱/۲ و ۴ قبای گندم) باشد و آن عبارت از: ۱- نیست کردن یک موی در حال احرام یا بعضی از یک موی ۲- چیدن یک ناخن یا بعضی از آن در حال احرام ۳- ترک شب ماندن یکی از شب‌های منی بدون عذر ۴- ترک یک سنگ انداختن از سنگ‌های جمار و منی ۵- بریدن گیاهی از گیاهان حرم که قیمتش یک مد باشد ۶- کشتن شکاری که قیمتش مساوی با یک مد باشد ۷- برای افطار زن در روز رمضان به سبب ترس بر حمل یا بچه شیرخوارش ۸- برای افطار پیر مرد افتاده که توانایی روزه داری ندارد و همچنین به سبب بیماری که امید بهبودیش نیست که افطار می‌کنند و به جای هر یک روز یک مد می‌دهند ۹- تأخیر قضاء روز یک روز از رمضان تا دیگر داخل شود بدون عذر (و این مد به سبب تأخیر مکرّر می‌شود مثلاً اگر روزه‌ی یک روز رمضان بر او بود و قضاء نرفت تا این‌که رمضان دیگر داخل شد، به جای یک روز با قضاء رفتن یک مد می‌دهد؛ اگر دو رمضان گذشت دو مد و به همین ترتیب) ۱۰- از ترکه‌ی کسی که روزه بر او بوده روزه نگرفت و مرد به جای هر یک روز یک مد ۱۱- برای افطار کسی که نذر نموده بود که همیشه به روزه باشد و یک روز به عید نموده که به جای آن یک روز یک مد می‌دهد.

قسم دوم: آنچه فدیه‌ی آن دادن دو مد باشد و آن عبارت است از: ۱- نیست کردن دو موی یا بعضی از دو موی در حال احرام ۲- چیدن دو ناخن یا بعضی از دو ناخن در حال احرام (مگر در صورتی که باقی گذاردن مو و ناخن مضر باشد چه یک ناخن و مو و چه دو تا و محلّ واجب شدن یک مد در یک مو و یک ناخن و واجب شدن دو مد در دو مو و دو ناخن وقتی است که اختیار خونی را نماید؛ اما اگر اختیار دادن خوراکی را نمودن که در یک مو یک صاع (۱۸ قیاس گندم یا سه کیلوگرام) لازم است و در دو مو، دو صاع و همچنین یک ناخن یک صاع دو ناخن دو صاع و اگر اختیار روزه گرفتن در فدیه نمود در یک مو، یک روز روزه رفتن و در دو مو دو روز روزه گرفتن لازم می‌شود ۳- بریدن درخت حرم که قیمتش مساوی با دو مد باشد و همچنین در کشتن شکاری حرمی یا در حال احرام که قیمتش مساوی با دو مدّ باشد (در صورتی که اختیار خوراک دادن یا روزه گرفتن در فدیه ننماید چنان‌که گذشت) ۴- ترک شب ماندن دو شب از شب‌های منی ۵- ترک دو سنگ از سنگ‌های جمار منی.

قسم سوّم: آنچه فدیه آن ذبح گوسفندی باشد و آن عبارت است از: ۱- نیست کردن سه موی یا بیشتر به یک دفعه در حال احرام ۲- کشتن شکار حرمی یا در حال احرام که قیمتش از دو مد بیشتر باشد ۳- به کار بردن بو خوش ۴- پوشیدن (لباس ناروا در حال احرام) ۵- ترک احرام از میقات (هرگاه پیش از مشغول شدن به اعمال نسک به میقات بر نگشت) ۶- ترک طواف وداع (بر غیر حائض) ۷- ترک شب ماندن سه شب‌های منی ۸- ترک رمی سه سنگ از سنگ‌های منی ۹- ترک شب ماندن در مزدلفه (شب عید حج) ۱۰- تمتع: یعنی در ماه‌های حج، احرام به عمره بستن در همان سال حج کردن (اگر آن شخص از اهل حرم مکّه نباشد) ۱۱- قران که احرام به حج و عمره باهم بندد (اگر آن شخص از اهل حرم مکّه نباشد) ۱۲- روغن کشیدن به موی سر و ریش ۱۳- فوت وقوف عرفه مثلاً پس از طلوع فجر روز عید قربان یعنی پس از: دمیدن صبح روز عید قربان به عرفه برسد ۱۴- بریدن درخت کوچکی از حرم مکّه که قیمت آن درخت از دو مد بیشتر باشد ۱۵- محصر شدن محصر: به معنی ممنوع است. به اینکه محرم را از رفتن به حج باز دارند (چنان‌که در فصل تحلّل مذکور است) در هر یک از این شانزده تا ذبح گوسفندی لازم است، سن و صفت گوسفند همان سن و صفت گوسفندی است که در قربانی ذبح می‌شود، مگر گوسفندی که در بریدن درخت حرم و کشتن شکار لازم می‌شود که سن و صفت آن به حسب مقابلش فرق می‌کند.

قسم چهارم: آنچه فدیه‌ی آن ذبح گاوی باشد و آن عبارت است از: ۱- بریدن درخت بزرگی از درختان حرم مکّه ۲- کشتن گورخر یا گاو کوهی یا گوزن، سن و صفت این گاو به حسب مقابلش فرق می‌کند.

قسم پنجم: آنچه فدیه‌ی آن ذبح شتری باشد و آن عبارتست از: ۱- کشتن شتر مرغی در حرم مکّه یا در حال احرام. سن و صفت این شتر مرغ به حسب مقابلش فرق می‌کند یعنی اگر شتر مرغ، بزرگ باشد، فدیه‌ی آن شتر بزرگی است و اگر شتر مرغ، کوچک باشد فدیه‌ی آن شتر کوچک. ۲- فاسد ساختن حج یا عمره به وطه‌ی قبل از تحلّل اوّل. سن و صفت این شتر همان سن و صفت شتری که در قربانی ذبح می‌شود محلّ ذبح حیواناتی که در فدیه لازم است و وقت ذبح آنها در فصل جزاء صید و فصل هدی مذکور شد.

۲- وقوف

واجبات عرفه سه چیز از این قرار است:

۱- حضور محرم در زمین عرفات ۲- این‌که حضور او در زمین عرفات در وقت وقوف باشد (وقت وقوف از زوال آفتاب روز نهم ذیحجه است تا دمیدن صبح صادق روز عید قربان) ۳- این‌که در حال وقوف دارای اهلیه عبادت باشد یعنی بیهوش و مست و دیوانه نباشد (برای آنان اگر چه وقوف فرض صحیح نمی‌شود اما وقوف سنت آنان را حاصل می‌گردد).

سنت‌های عرفه: هیجده چیز است از این قرار: ۱- در حال رفتن به عرفات گفتن «اللَّهُمَّ إلَیْکَ تَوَجَّهتُ، وَوَجْهَکَ الکَرِیمَ أرَدْتُ، فاجْعَلْ ذَنْبِی مَغْفُورَاً، وَحَجِّی مَبْرُوراً، وارْحَمْنِی وَلاَ تُخَیِّبْنی إنَّکَ على کلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».

۲- دو خطبه‌ای که امام بعد از زوال قبل از نماز ظهر می‌خواند و اعمال حج که در جلو است به مردم می‌آموزد ۳- جمع کردن میان نماز ظهر و عصر در عرفات برای کسی که شروط جمع و قصر درباره‌ی او به جا آید ۴- جمع نمودن میان روز و شب در عرفات که تا بعد از غروب آفتاب به روز عرفه بماند ۵- بسیار نمودن دعا و ذکر طلب مغفرت برای مؤمنین و مؤمنات (چنانچه به تفصیل گذشت) ۶- آنکه در وقوف سواره باشد؛ (زیرا حضرت صلوات الله علیه سواره وقوف فرموده‌‌اند) ۷- آنکه در حال وقوف دارای طهارت کامل باشد ۸- آنکه رو به قبله ایستد ۹- دست‌ها را در حال دعا افراشته دارد ۱۰- دعا را آهسته خواند مگر کسی که دیگران را می‌آموزد یا بلند می‌خواند تا دیگران آمین گویند ۱۱- آنکه در مقابل آفتاب بارز شود ۱۲- بسیار نمودن از فروتنی و شکسته نفسی و اظهار افتقار به درگاه پروردگار تعالی ۱۳- اینکه زنان در محل ستر وقوف نماید ۱۴- ایستادن در محلّی که حضرت محمّد صلوات الله علیه ایستاده‌‌اند که بنا به تحقیق الشریف بدر بن جماعه همان شکافی (فجوه‌‌ای) است میان کوه رحمت و خانه‌ی مربّعی که از چپ آن و به خانه‌ی آدم ÷ معروف است و پشت آن همان سنگ‌هایی است متّصل به صحن کوه رحمت و وقتی که وقوف کننده رو به قبله ایستد کوه رحمه در جلو او و همان خانه‌ی مربع نامبرده از دست چپ او است و کسی که این را نیابد بر همه آن سنگ‌های بزرگ بایستد، شاید توقف نبوی را دریابد (موقف: ایستگاه) ۱۵- بسیار صدقه دادن ۱۶- رفتن از راهی و برگشتن از راه دیگر ۱۷- حسن ظن به پروردگار تعالی که عقیده نماید آمرزیده و حج او پذیرفته گشته است ۱۸- ذبح: یعنی کارد دادن گوسفندی و دادن گوشت آن به فقرای حرم، بر کسی که قبل از غروب عرفات بیرون رفت و بعد از غروب تا دمیدن صبح به عرفات برنگشت.

مکروهات عرفه

زیاده بر آنچه در مکروهات احرام گذشت از این قرار است: ۱- بلند خواندن دعا بدون عذر ۲- اختلاط زن با مردان در وقوف ۳- بدون طهارت وقوف را به جا آوردن ۴- افروختن چراغ در شب عرفه در زمین عرفات ۵- ازدحام بر علمین که میان نَمِره و عرفه می‌باشد و غیره.

محرّمات عرفه: همان محرمات احرام است.

مباحات صحیح: همان وقوفی است که واجبات عرفه در آن به جا آید.

وقوف فاسد: وقوفی است که واجبات عرفه در آن به جا نیاید. عرفات را از این جهت نامیده‌اند که شناسایی آدم و حواء در آنجا بود، یا اینکه محلّ تعارف و شناسایی مسلمانان است که در آنجا مجتمع و از حال همدیگر مطلّع می‌شوند، از توابع عرفه است شب ماندن در مزدلفه.

ازدلاف: به معنی قرب و نزدیکی.

مزدلفه را از جهت نامیده‌اند که نزدیک عرفات است. مسافت بین عرفات و مزدلفه یک فرسخ می‌باشد.

مزدلفه

واجبات مزدلفه:

۱- حضور محرم در مزدلفه به قدر لحظه‌ای در نیمه‌ی دوم شب عید حج (کسی که در نیمه‌ی دوّم شب عید حج در مزدلفه نباشد واجب است بر او ذبح گوسفندی) ۲- اینکه اعمال مزدلفه مبنی بر وقوف عرفه است یعنی تا وقوف عرفه به جا نیاورد شب ماندن مزدلفه حاصل نگردد و (کسی که در نیمه‌ی دوّم شب عید حج مشغول وقوف عرفه باشد، شب ماندن مزدلفه بر او واجب نیست) ۳- اینکه در حال مبیت مزدلفه محرم و اهل عبادت باشد.

سنت‌های مزدلفه:

۱- گرفتن هفت سنگ برای سنگ انداختن به ستون عقبه از مزدلفه (سنگ را از هفت تا کمی بیشتر بردارد تا اگر از او افتد در دسترس داشته باشد) ۲- جمع نمودن میان نماز مغرب و عشاء – جمع تأخیر- (درباره‌ی کسی که شرایط جمع و قصر درباره‌ی او به جا آید) ۳- جلو فرستادن زنان و مردم ضعیف بعد از نیمه شب به منی ۴- خواندن نماز صبح به تاریکی یعنی اول وقت در مزدلفه ۵- رفتن پس از نماز صبح به مشعرالحرام و ایستادن در آنجا برای دعا تا روشن شدن هوا ۶- شتاب راه رفتن در محسّر که دروایی است به طول ۵۴۵ ذرع میان مزدلفه و منی.

مکروهات مزدلفه:

طول مزدلفه ۷۰۰۰ ذرع است که از مأزمین عرفه تا وادی محسّر باشد بعد از حرکت از مزدلفه و آمدن به مشعرالحرام و بیرون رفتن از آن، بعد از طلوع آفتاب به منی می‌رسند.

منی

منی از این جهت نامیده می‌شود که در آن خون حیوانات که در حج ذبح آنها مشروع است ریخته می‌شود. أامنی: ریخت، مسافت بین مزدلفه و منی یک فرسخ می‌باشد. طول منی از وادی محسِّر تا جمره‌ی عقبه است اگر چه خود ستون عقبه نه از منی است.

واجبات منی:

۱-         ماندن شب و رمی روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجه در منی (کسی که قبل از غروب آفتاب روز دوازدهم از منی بیرون رفت. شب ماندن شب سیزدهم و رمی سیزدهم از او ساقط می‌شود).

۲-         هفت سنگ انداختن به ستون عقبه در روز عید حج.

۳-         انداختن سنگ به ستون‌های سه‌گانه اولی، وسطی، عقبه.

۴-         نگاه‌داشتن ترتیب به اینکه اوّل به ستون اولی، دگر وسطی، دگر عقبه سنگ اندازد.

۵-         این‌که سنگ انداختن به ستون‌های سه‌گانه بعد از زوال آفتاب باشد (تفصیل سنگ انداختن در فصل رمی می‌آید).

سنت‌های منی:

۱-         هنگام ورود به منی در صبح عید حج، یکسره به نزد ستون عقبه رفتن.

۲-         ابتداء سنگ به ستون عقبه زدن؛ دگر کارد دادن هدی یا قربانی، دگر سر تراشیدن، دگر رفتن به مکّه و طواف رکن به جا آوردن، دگر سعی میان صفا و مروه (اگر بعد از طواف قدوم سعی ننموده) که این ترتیب سنت است.

۳-         ذبح نمودن آنچه ذبح آن لازم باشد در منی؛ زیرا بهترین محلّ کارد دادن حیوان برای حاج، منی است.

۴-         جمع نمودن میان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء در منی برای کسی که شروط جمع درباره‌ی او به جا آید.

۵-         خواندن اذکار و دعاهایی که گفتیم هنگام رمی و غیره در منی سنت است و در غیره. مسافت میان منی و مکّه یک فرسخ می‌باشد و منی از شرق مکّه می‌باشد.

منبع: اصلاح وب

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن