اختلافات مذهبی رحمت یا نقمت؟

526555 - اختلافات مذهبی رحمت یا نقمت؟


نویسنده: دکتر جلال جلالی زاده

این روزها و سال‌ها که آتش تفرقه و اختلاف خاورمیانه و کشورهای اسلامی را فراگرفته و تشکیل هفته‌های وحدت و مجامع تقریب هیچ فایده‌ای نداشته است، این سؤال در اذهان خطور می‌کند که اگر اسلام دین وحدت است چرا در بین مسلمانان اختلاف وفرقه های مختلف مذهبی پدید آمده است؟ چرا نباید از جوی مذاهب به دریای اسلام بازگردیم؟ چرا از انشقاق و اختلاف که مایه‌ی وهن و فشل شدن است، دست نمی کشیم؟ مگر خداوند نفرموده است: اگر اختلاف و نزاع دارید، به خدا و پیامبر (ص) مراجعه کنید و یا به شورای مسلمین ارجاع دهید. هر چند متاسفانه در این باره مسلمانان کوتاهی کرده‌اند اما از سوی دیگر اجماع که یک دلیل اصولی است، چرا فرقه‌های مسلمین از انعقاد اجماع و حضور در آن واهمه دارند و یا اصلا برخی از افراد مخالف آن هستند؟

به نظر این‌جانب اختلاف نظر و رأی یک رحمت است؛ اما اگر شخص فهیمی زندگی مردم را بررسی نماید و مشکلات و گرفتاری‌های آنان را بررسی کند، در می‌یابد که بسیاری از این اختلافات ناشی از سوء تفاهم و سوء‌ظن نسبت به یکدیگر و عدم شناخت و ارتباط و یا گفتگو است.

اما اگر روزی این افراد در پشت میز مذاکره بنشینند و از نیات و اهداف یکدیگر مطلع شوند و حسن نیت طرف دیگر را دریابند، قطعا دیوار فاصله و بدبینی فرو خواهد ربخت و به هم نزدیک خواهند شد.

اضافه بر آن بدبینی نسبت به دیگرمذاهب موجب شده که عنوان خصم را برای یکدیگر به کار ببرند و تعصب نیز موجب شده تا همه ی نیرو خود را برای شکست و تحقیر غیر خود به کار گیرد .

اما اگر حکیمانه و دلسوزانه قضیه اختلافات مذهبی مورد بررسی قرار گیرد، به خوبی متوجه می‌شویم که هر یک از مذاهب نه تنها در مقابل قرآن و سنت نیستند، بلکه مانند شاخه‌هایی هستند که از ریشه و تنه‌ی کتاب و سنت منشعب گشته‌اند. یعنی کتاب و سنت مانند درختی هستند و ادله شرعی و عقلی مانند شاخه‌های آن و میوه های این درخت احکام فقهی می‌باشند. بنابراین تا زمانی که احکام شرعی از این طریق و از این دو منبع استخراج شده باشند، هیچ ایراد و اشکالی متوجه مستنبط و مجتهد نمی‌شود، هر چند احکام مختلف باشند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در ایجاد اختلافات فقهی هیچ کس مقصر و متهم نیست؛ زیرا اگر خداوند خودش می‌خواست که تنها یک دین و یا یک مذهب حاکم شود، هیچ تفاوتی در عقل انسان‌ها ایجاد نمی‌کرد و متنی را بر پیامبر نازل می‌کرد که احتمال هیچ تاویل و تفسیری نداشت. پس نتیجه می‌گیریم تا زمانی که انسان‌ها از نظر درک و فهم متفاوتند و متون قرآن و سنت احتمال معانی گوناگون را دارند، قطعا اختلاف در آرا وجود خواهد داشت.

تأیید اختلاف در برداشت‌های اصحاب از مسائل فقهی مانند بحث رفتن به قریظه و یا مسأله انجام  تیمم از سوی دو نفر از یارانش به عنوان درسی برای علمای امتش محسوب می‌شود که اختلاف به شرطی که مخالف کتاب و سنت نباشد، اشکال ندارد.

این اختلاف پس از حضرت نیز در میان صحابه ادامه داشت و در زمان تابعین و پس از آنان گسترش یافت؛ اما هیچ گاه موجب تخطئه و یا متهم دانستن دیگران نشد.

این‌که ما بخواهیم یک مذهب را حاکم نمائیم و یا یک مذهب حکومت کند، کاری خلاف عقل و فطرت انسانی است؛ زیرا اگر چنین چیزی ممکن می بود، صحابه هرگز در مسائل فقهی دچار اختلاف نمی‌شدند، هر چند خلفای راشدین در مسائل مهم اهل فکر و اجتهاد را جمع می‌کردند و از آنان نظر می‌خواستند و پس از رایزنی رأی واحد صادر می‌شد، اما با این وصف باز هم از ابراز نظر و مخالفت جلوگیری نمی‌شد؛ زیرا تفاوت فهم در دست انسان‌ها نیست و دینی که مردمان را به شنیدن بهترین سخنان دعوت می‌کند، قطعا تفاوت در کلام و رأی را پذیرفته است

دو تن از تابعین یعنی قاسم بن محمد بن ابوبکر و عمر بن عبدالعزیز در این باره نکات ارزشمندی را ایراد نموده‌اند و اختلاف آنان را موجب گشایش و سهولت در امر فقهی دانسته‌اند. از قاسم بن محمد در باره‌ی قرائت در پشت سر امام در نمازهای سری پرسیدند. ایشان در پاسخ گفتند: بخوانی یا نخوانی، اسوه‌هایی از یاران پیامبر داری که از آنان پیروی نمایی.

بنابراین نظر به اختلاف در نصوص و فهم و درک مجتهدان و نیز در ادله و روش‌ها چاره‌ای جز اختلاف نیست و این اختلاف رحمتی از سوی خداوند برای تحمل افکار دیگران و تسهیل امور و توسعه‌ی زندگی می‌باشد که عالمان سلف نیز در کلام خود بر مدارا و قبول نظرات دیگران تاکید نموده‌اند. در چارچوب دین مادامی که هر رأی و نظری مخالف صریح نصوص قطعی قرآن و سنت نباشد و به عنوان اجتهاد تلقی گردد که صاحبش مصاب است، هیچ اشکالی ندارد.

درخواست هارون از امام مالک برای قرار دادن کتاب الموطأ به عنوان تنها کتاب فقهی معمول به در جوامع اسلامی و نپذیرفتن این درخواست و نخواندن دعای قنوت در نماز صبح از سوی امام شافعی در نزدیک قبر امام ابوحنیفه به خاطر  احترام به ایشان، نمونه‌های روشنی مبنی بر پذیرش مخالف و احترام به آن از سوی ائمه مذاهب است. و همچنین مکاتبات امام مالک و امام لیث بن سعد بر سعه صدر آنان دلالت می‌نماید.

و در پایان نمی‌توان گفت که مذهب من کاملا درست و احتمال خطا دارد و مذهب دیگری خطاست و احتمال صواب دارد؛  بلکه منصفانه‌تر آن است که بگوییم: مذاهب همه درستند و احتمال خطا در هر یک از آنان وجود دارد؛ زیرا مذاهب نتیجه‌ی اجتهادات انسان‌ها هستند و هیچ انسانی هم معصوم از خطا نیست. و از آن جایی که موسسان مذاهب شخصیت‌های مخلص و پرهیزکاری بوده‌اند و همگی به قرآن و سنت فراخوانده‌اند، لذا ضمن تأیید دگراندیشی و رعایت حرمت همه‌ی کسانی که در فهم این دین تلاش کرده‌اند، بر پیروان آنان لازم است که ضمن تأسی به آنان و ایجاد فضای تسامح و تساهل فضای چند مذهبی در جامعه و یا پلورالیسم مذهبی را رحمتی برای مسلمین بدانند نه نقمت.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *