دسته‌بندی نشده

اخلاقِ انسان میوه‌ ای است که محصول درخت انسانیت است

﴿بخش ششم﴾:
تمنیاتِ گرم و صمیمانه ی ما را در این موسم سرد، باقلب های دعا گو و زیبای تان بپذیرید.
در بخش های قبلی بالای موضوع اتحاد و اتفاق بحث های محوری داشتیم که ان شأ الله اهل دل و صاحبانِ قلب های نیک، در عملکرد موارد متذکره، دست زیر الاشه ننشسته اند!
قبلاً یاد آور شدیم که، برای تشکیل یک امت واحد، موحد، و متحد، به پخشِ محبت میان اقشار مختلف در جامعه، از الویت هاست.
یکی از شیره های پخش محبت میان انسانها، گسترش و توسعه ی ﴿اخلاق انسانی﴾ است.
گذشته از اینکه اتباع یک جامعه بکدام قوم و ملیت، کدام زبان و فرهنگ، کدام قبیله و مذهب بستگی دارند، ﴿اخلاقِ انسانی﴾ در برخورد با انسانهای اطراف ما پسندیده ترین روش و سنت حضرت رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم است.
دارندگان بدترین اخلاق کسانی اند که بنام لسان، زبان، ملیت، مذهب و ده ها عناوین دیگر باعث ایجاد رخنه، کدورت، نفاق و شقاق میان انسانها در یک جامعه میشوند.
اخلاقِ انسان میوه‌ ای است که محصول درخت انسانیت است.
هر انسان محصولی دارد که بیانگر باور، نگرش و نگاه او به همنوعانش هست. اگر این محصول زیبا باشد خریدار دارد.
انسانی که رسول مکرم اسلام صلی‌الله علیه وسلم را در رفتار، نگاه، کردار، معاشرت، تعامل و سایر امور الگو و نمونه خویش قرار دهد یقیناً پیروان رسول اکرم صلی الله علیه وسلم خریدار محصول چنین انسانی خواهند بود.
بیاییم و زیبا بیندیشیم و اخلاق نیکو را سرلوحه ی رفتار و نگاه خویش قرار دهیم.
از رذایل و منکرات اخلاقی دوری جوئیم. به راستی چه منکری بدتر از غیبت، تهمت، تلاش برای ایجاد تفرقه، شایعه‌پراگنی، دشنام دادن، نام و لقب گذاشتن، و تخریب است؟
درحالی‌که پیامبر ما حضرت رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم پیامبری بودند که معروف را ترویج می‌دادند؛ معروفی که با فطرت انسانی سازگار بود.
اگر بر متن اسلام آگاه باشیم و نگاه خویش را از آلودگی به قدرت عاری بداریم و قدرت حاصل از وحدت را که با فطرت بشری سازگار باشد، در بلاد اسلامی مبنای رفتار خویش قرار دهیم مطمئناً مسلمانان به سرافرازی و سربلندی خواهند رسید، زیرا چنین دیدگاهی نصرتِ الهی را به همراه دارد.
نمیگوئیم انسانها بر یکدیگر نقد نکنند، و انگشت انتقاد دراز نکنند!
نقد برای بودن در طریق سلامت و سعادت و خدمت صادقانه و خالصانه و حُسن انجام امور و عمل به قانون لازم و ضروری است. البته اولین نقد را باید بر خود داشته باشیم تا از مسیر صحیح و درست منحرف نشویم.
یک انسان مؤمن و خداترس کسی است که ده انگشت خودش بسوی خودش برای نقد و انتقاد دراز است.
چی رسد یک دعوتگر، پیشوا، امام، رهبر، قاضی، حاکم و عالم دین را که خودش بردیگران نقد میکند، اما نقد کسی را بر خودش اصلاً خوش ندارد، و با وجود این ناباوری، چون نقدش کرده اند، بالای دیگران عناوین و الفاب بیجا وبیمورد میگذارند، و دامنه ی نفاق و شقاق را وسیع تر میسازد.
از چنین عالمی که باعث ایجاد رخنه و نفاق در ملت شود، یک رعیتِ نادان بهتر است، چون عالمان بی عمل همانند زنبوران بی عسل ولی نیش دار اند که با یک فتوا و حکم بیمورد، میتوانند، تعداد کثیری از رعیت را به دام فتنه های نفاق، شقاق، ملیت پرستی و مذهب ستیزی افگنند.
الله تعالی جماعت متحدی را که برای رضای الله تعالی دورِ هم گرد آمده اند محافظت و نگهبانی میکند، و بر آنها فرشتگانی را مأمور میسازد تا آنها را از حوادث و گزند های غیر حتمی نجات دهند، ولی یک ملت درهم پاشیده شده و گریزان از یکدیگر، هیچ محافظ و مولائی ندارد،
و در آن طرفِ سکه، الله سبحانه و تعالی متفرقین را به حال خودشان و با شیاطین شان وامیگذارد، چون این قوم دیگر طرفدار تغییرِ نیک در خود نیستند، و سرنوشت شان، فقط و فقط به آن چیزی خاتمه می یابد که به آن طمع بسته اند.
ذات پاک الله سبحانه و تعالی حق تغییر سرنوشت را در آیه ی یازدهمِ سوره ی مبارکه ی رعد، برای انسان مقرر فرموده است:
لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ (رعد ۱۱)
برای انسان، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمانِ خدا [= حوادث غیر حتمی‌] حفظ می‌کنند؛
(امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!
و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت!
این آیه ضامن رأی ارزشمندِ انسان است و به او اختیار، آزادی و حق تعیینِ سرنوشت می دهد.
قدرت اصلی در اختیار ملت است، زیرا ملت، صاحب کشور است و «رأی ملت حق الناس است.»، حق الناسی که الله سبحانه وتعالی آن را بر حق خویش ارجحیت می دهد.
ولی ملت نباید بنابر عوامل خارجیِ دشمنان، اتحاد و اتفاق شان را از دست دهند، بلکه، ملت بایستی از دونسخه ی خیلی مؤثر برای نائل شدن به پل دوستی و محبت استفاده کنند.
نسخه ی اول همگانی ساختن عدالت و اجرای عدالت در سطح جامعه است که این خودش مایه ی آرامش ملت است.
و نسخه ی دوم که خیلی ضروری است، نسخه ی نجات از دشمنان، منافقین، شورشیان و نفاق افگنان است.
این یعنی، ایجادِ سد در مقابل دشمن و حفاظت از دوستی و محبتی که در دایره ی رسالتِ پیامبر کریم صلی الله وعلیه وسلم، با اخوت، مروت و مردانگی کنار یکدیگر قرار می گیرند.
اما آیا، چنین ملتی را سراغ داریم که برای رسیدن به این دونسخه ی مهم و ارزشمند اقدام کنند؟
یک ملت زمانی احساس آرامش می کند که مسئولین دغدغه ی عدالت داشته باشند، و به ده ها طروق مختلف، از مطبوعات و راه اندازی مظاهرات گرفته، تا برمَلا سازی و موارد مختلف اصلاح سازی، در مقابل بی عدالتی، قانون شکنی، زورگوئی، فساد اداری، استثمار فرد از فرد و صد ها منکر دیگر، توده های عظیم خلق دست به هم داده، تغییر زیر بنائی را بر اساس قوانین آسمانی در جامعه وارد کنند.
آیا همان ملتی که محبت و برادری را بر بغض و کینه ترجیح میدهد، هنوز هم موجود است؟
آیا این نشانه های امت واحد اسلامی در اتباع و افراد در جامعه دیده میشود:
۱- اعتقاد بر یگانگی الله سبحانه و تعالی، و رسالت پیامبر گرامی اسلام صلی الله و علیه وسلم.
۲- چنگ زدن به ریسمان الهی و دوری از تفرقه.
۳- ایستادگی در مقابل مستکبران.
۴- رعایت امر به معروف و نهی از منکر.
۵- گسترشِ معروف و پرهیز از منکر.
۶- اصلاحِ امور بین جوامع اسلامی و مسلمانان.
۷- همت و غیرت در مقابل دشمنان.
۸- خودکفائی و قطع علایق و تمایل به بیگانگان و منافقین.
الله سبحانه و تعالی، آنانی را که از دشمنانِ اسلام طمع دوستی و پشتیبانی را دارند، در قرآن کریم ﴿بیمار دلان﴾ خوانده است:
فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِی أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ (مائده ۵۲)
(ولی) کسانی را که در دل هایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند:
«می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!
مواردِ هشتگانه ی فوق، همه از نشانه‌های امت واحده ی اسلامی است که باید توسط مسلمانان رعایت و اجرا شود، و نبود یکی از فقره های بالا، در شکست و ریخت یک جامعه ی چندین ملیتی تأثیر آنی دارد.
بخش های جالب این مضمون مهم را از این صفحه از یاد نبرید.
جزاک الله وخیراً!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن