اخلاق و تربیت

اخلاق در بینش اسلامی

نویسنده: محمود محمودی– مریوان

«اَخلاق» جمع «خُلُق» است. «خَلق» و «خُلُق» هم خانواده‌اند. «خَلق»: ساختار بدنی و «خُلُق»: ساختار روانی انسان است.

ساختار بدنی و ساختار روانی، قابل جایگزینی نیستند. ساختار بدنی را می‌توان آراست و زیبا کرد. هم چنان که ساختار روانی را می‌توان بهتر و متعادل‌تر کرد. در مَثَل همانند سیاه‌پوستی که با شستشو تمیز می‌شود اما رنگ پوستش پا بر جا می‌مانَد!

عوامل ثبات‌بخش ساختار روانی: ژنتیک و محیط هستند. البته تأثیر تربیت و نیروی اراده می‌تواند بر این ثبوت غالب آید. اخلاق با نیروی اراده سروکار دارد و «تربیت» برای تقویت و جهت‌دهی به نیروی اراده است. لذا اخلاق، اکتسابی نیز هست. «سعدی» هم به ثبوت و هم به اکتسابی بودن اخلاق اشاره کرده است:

•«تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است»

«خر عیسی را گرش به مکّه برند چون بازگردد هنوز هم خر باشد»

•«سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد»

عارفان ما مراحل اصلاح اخلاق را «منازل السّائرین/ مدارج السّالکین» نام نهاده‌اند و فرایند اخلاق را از «بارقه یا خاطره» به «حال» و از حال به «مقام یا مَلَکه» دانسته‌اند.

گام‌های اصلاح اخلاق عبارتند از:

گام اول: آموزش و ارائه‌ی الگوی عملی (اُسوه)

گام دوم: تمرین (مجاهدت). خداوند راه‌های خود را به کسانی نشان می‌دهد که مجاهدت نمایند: «وَٱلَّذِینَ جَٰهَدُواْ فِینَا لَنَهۡدِیَنَّهُمۡ سُبُلَنَا» [عنکبوت- ۶۹]

گام سوم: سَیر به سمت مَلَکات. خدای متعال «صادق بودن در وعده» را در میان صفات اخلاقی حضرت اسماعیل (ع) برجسته می‌سازد: «وَٱذۡکُرۡ فِی ٱلۡکِتَٰبِ إِسۡمَٰعِیلَۚ إِنَّهُۥ کَانَ صَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ وَکَانَ رَسُولٗا نَّبِیّٗا» [مریم- ۵۴]

مطلوب این است که اخلاق به فعلیت برسند و منشأ سلوک باشند. چون گاهی یک فرد، خصلت سخاوت دارد اما ندارد ببخشد یا نمی‌گذارند ببخشد یا کسی خصلت بُخل دارد اما به خاطر ریا می‌بخشد.

پشتوانه‌های اخلاق:

۱-قراردادهای اجتماعی و قانون

۲-دینداری (ایمان به خدا و جزای اُخروی). بی‌گمان تضمین دین، قوی‌تر و قابل اعتمادتر است. دین و اخلاق «دوقلوی جدایی‌ناپذیر»ند. آیات و احادیث زیر بیانگر این حقیقت هستند:

«وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٖ» [قلم- ۴]

«إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق» [احمد- ۸۹۵۲]

«أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم أخلاقاً» [احمد- ۲۴۶۷۷ و ترمذی- ۲۶۱۲]

«وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰهَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰهَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنکَرِ» [عنکبوت- ۴۵]

«یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَعِینُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِینَ» [بقره- ۱۵۳]

«یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیۡکُمُ ٱلصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِکُمۡ لَعَلَّکُمۡ تَتَّقُونَ» [بقره- ۱۸۳]

«ٱلۡحَجُّ أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞۚ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ ٱلۡحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی ٱلۡحَجِّ» [بقره- ۱۹۷]

«خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَهٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَکِّیهِم بِهَا» [توبه- ۱۰۳]

«کُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا یُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِینَ» [اعراف- ۳۱]

«وَقَٰتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِینَ یُقَٰتِلُونَکُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِینَ» [بقره- ۱۹۰]

«مَن کانَ یُؤمنُ بِاللّهِ و الیَومِ الآخِرِ فَلیُکرِم ضَیفَهُ/ فَلیَقُل خَیراً أو لِیَصمُت» [بخاری- ۶۱۳۸]

«مَن غشّنا فلیسَ مِنّا» [مسلم- ۱۰۱ و ابوداود- ۳۴۴۷]

مبانی اخلاق:

۱-آزادی یعنی هر نوع از انتخاب را حق اصیل انسان‌ها بدانیم.

۲-کرامت یعنی انسان را از آن جهت که انسان است، مکرّم و محترم بدانیم.

۳-عدالت یعنی همه‌ی انسان‌ها را بدون لحاظ کردن ویژگیهای ظاهری و باطنی آنها یکسان بنگریم.

۴-وسطیت یعنی از افراط و تفریط برحذر باشیم.

۵-رعایت حقوق و تکالیف متقابل یعنی خواستار برخوردار شدن از حقوق و انجام تکالیف به صورت متقابل و علی‌السویه باشیم.

۶-مهرورزی یعنی رحمت و محبّت را اصیل و خشونت را یک پدیده‌ی عارضی بدانیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن