«اراکان» درد غیر قابل فراموش!

5424555 1 - «اراکان» درد غیر قابل فراموش!


نوشته: أشرف السبع

ترجمه: عبدالخالق احسان

درین مختصر از سرزمینی در جهان سخن می گویم که فرزندان اسلام و فرزندان انسانیت را به فریاد می خواند، از شدت آه و ناله اش، زود است که آسمان بر زمین افتد!؛ اما کسانی که از بیان سخنی به نفع مسلمانان، گوش های شان کر و زبان های شان لال می گردد، خود را به بی خبری زده اند.

آری! این سرزمین «اراکان» است که در جنوب غربی برما، ساحل خلیج بنگال موقعیت داشته و با بنگلادیش حدود بیست هزار میل مربع مرز مشترک دارد، سلسله کوه های «هملایا» آن را از برما جدا می سازد. این سرزمین صدها سال سرزمین مستقل اسلامی بوده و اسلام توسط تاجران مسلمان عرب در قرن هفتم هجری در زمان خلیفه عباسی هارون الرشید، وارد این منطقه گردیده و دها فرمانده مسلمان مدت زیادی در آن حکمرانی نموده اند تا این که در سال ۱۷۸۴میلادی مورد اشغال بودایی ها قرار گرفته و این منطقه اسلامی به دولت برما تعلق گرفت.

از آن لحظه تاریک در تاریخ این منطقه اسلامی، مسلمانان دچار مشکلات اند و تلخی های شکنجه، آزار، کشتار، فرار، بی خانمانی و… را می چشند، یگانه جرم و جنایت شان، مسلمان بودن است؛ چون به اسلام باورمند اند، به دینی که آنان را از تاریکی های گمراهی به سوی نور و روشنایی بیرون می کند، دینی که برای شان آزادی، برابری و عدالت به ارمغان می آورد، تمام اشتباه و خطا وگناه شان این است که با زبان و قلوب شان گواهی می دهند که جز الله متعال معبودی وجود ندارد و محمد صلی الله علیه و سلم فرستاده اوست.

دوست گرامی! این وضعیت طاقت فرسا را تصور کن! دولت بودایی برما، اسناد رسمی مسلمانان را از بین برده و برای شان کارت های توزیع می کند که نشان می دهد، آنان شهروند برما نیستند، تو به حیث مسلمان باید این وضعیت را قبول نمایی، انتخاب دیگری نداری! یا این مسئله را قبول نما و یا این که شکنجه و کشته خواهی شد. برایت اجازه نیست که به پایتخت و دیگر شهرها مسافرت نمایی؛ چون از لحاظ قانونی جرم پنداشته می شود.

دوست عزیز! به خاطر داشته باش که مسلمانان این منطقه نمی توانند، کسی را به خانه شان مهمان کنند؛ اگر چه از نزدیک ترین اقارب شان باشد، مگر این که از مسوولان بودایی اجازه بگیرند، مجازات کسی که چنین کاری بدون اجازه انجام دهد، تخریب خانه و اخراج از منطقه می باشد!.

شیخ محمد عریفی در یکی از سخنرانی هایش داستان ده دعوتگر قهرمان از خطیبان و امامان مساجد در برما را بیان می کند و می گوید: آنان به موتری سوار شده و در قریه های که اکثریت شان مسلمان بوده اند، سفر می کردند تا به مردم احکام اسلامی را آموزش داده و کودکان را به حفظ قرآن کریم تشویق نمایند؛ اما بودائیان ازین کار ناراحت شده و این قافله دعوتی را توقف دادند و دعوتگران را از موتر بیرون کرده و به صورت وحشیانه مورد لت و کوب قرار داده و با وسایل تیز و برنده به بدن های شان زدند و حتی که زبان شان را به ریسمانی می بستند و می کشیدند تا این که زبان از دهان کنده می شد و در نهایت این دعوتگران را به این شکل فجیع و غیر انسانی یکی بعد از دیگری به شهادت رساندند.

در پیوست به این جنایت هولناک، مسلمانان خشمگین شده و به خاطر شهادت مظلومانه و بی رحمانه امامان و دعوتگران شان، قیام کرده و اعتراض نمودند؛ اما این ترویستان بودایی قریه های مسلمانان را ویران کرده و خانه های شان را به آتش کشیده و مردم را آواره ساختند؛ شیخ عریفی می گوید: درین وقت (۲۶۰۰) خانه را به آتش کشیدند، علت همه این سوزندگی، مسلمان بودن آنان بود.

سخن از قتل عام های که در برما بر ضد مسلمانان صورت می گیرد، پایان نمی یابد، بارزترین و وحشتناک ترین آن در سال ۱۹۴۲میلادی رخ داد که در آن صدهزار مسلمان که بیشتر آنان کودکان، زنان و سالمندان بودند، به قتل رسیدند، علاوه بر آن صدها هزار دیگر آواره و از وطن شان فراری شدند.

جنایات بودایی ها بر ضد مسلمانان در برما، تا حالا متوقف نشده است، و حکومت های عربی و اسلامی نسبت به این قضیه حساس و حیاتی چشم پوشی نموده و نسبت به درد و رنج های برادران شان که هر دقیقه با مرگ دست و پنجه نرم می کنند، تجاهل نموده و خود را به بی خبری زده اند.

برادران ما در برما، هنوز امید وارند، امیدوارند که ملت های اسلامی آنان را یاری کرده و ازین طغیان رهایی شان دهند، آرزومندیم این امیدواری شان تحقق یابد و روزی از چنگال این دژخیمان وحشی نجات یابند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =