دسته‌بندی نشده

ارتباط ایمان با پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم

﴿محبتِ قدیم﴾

﴿ بخش هغتم﴾:

با مطالعه ی بخش قبلی دانستیم که حصولِ توفیقِ محبت با الله سبحانه و تعالی، در پیروی از اعمال، کردار، افعال، سکنات و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم، و نهی از نهیات ایشان، نهفته است.

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیم (عمران۳۱)

بگو:«اگر خدا را دوست می دارید، پس ازمن پیروی کنید ،تا خدا شما را دوست بدارد، وگناهان تان را برای تان بیامرزد ،وخداوند آمرزنده ی مهربان است »

ارتباط ایمان با پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم، و چنگ زدن به سنت آنحضرت صلی الله علیه وسلم را از این آیه ی قرآن درک میکنیم:

الله تعالی فرموده است:

فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا . (النساء ۶۵)

نه، سوگند به پروردگارت که آنها ایمان نمی آورند، مگر اینکه در اختلافات خویش تو را داور قرار دهند، و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند.

یعنی، صرف‌ پذیرش‌ و تن‌ دادن‌ به‌ داور رسول‌ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم کافیی نیست‌ تا آن‌گاه‌ که‌ این‌ اذعان‌ و پذیرش‌، از صمیم‌ قلب‌ نبوده‌ و از رضایت‌ و اطمینان‌ و طیب ‌خاطر برنخاسته‌ باشد و تسلیم‌ شوند.

در ظاهر و باطن‌ اذعان‌ و انقیادکنند به‌ تسلیم ‌شدن کامل‌ که‌ هیچ‌ تردیدی در آن‌ آمیخته‌ نباشد و شائبه ی‌ هیچ ‌مخالفتی‌ آن‌ را نیالاید.

بدین‌سان‌ ملاحظه‌ می ‌کنیم‌ که‌ الله سبحانه و تعالی‌ ایمان‌ را که‌ سرمایه‌ ی حقیقی‌ بندگان‌ صالح‌ الله جلّ جلاله است‌، از منافقان‌ نفی‌ کرد تا آن‌گاه‌ که‌ مقصد ومرام شان‌ داور قرار دادن‌ رسول‌ کریم صلّی الله علیه و آله و سلّم نباشد، چنان‌ که‌ در حدیث‌ شریف‌ نیز آمده‌است‌:

﴿سوگند به‌ ذاتی‌ که‌ جانم‌ در دست اوست‌، یکی‌ از شما ایمان‌نمی‌آورد تا آن‌ که‌ هوس‌ و خواسته‌اش‌ پیرو آن‌ چیزی‌ باشد که‌ من‌ آورده‌ام﴾

در یکی‌ از روایات‌ وارده‌ در بیان‌ سبب‌ نزول‌ آیه‌ ی کریمه‌ آمده‌ است‌:

دو مرد نزد رسول‌ کریم صلّی الله علیه و آله و سلّم به‌ مرافعه‌ (داوری) رفتند و رسول‌ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم به‌ نفع‌ شخص‌ ذی ‌حق‌ علیه‌ طرف‌ ناحق‌ حکم‌ کردند، اما آن‌ شخص‌ محکوم‌ گفت‌:

﴿من‌ به‌ این‌ داوری‌ راضی‌ نیستم‌۰!

طرف‌ از وی‌ پرسید: ﴿پس‌ من‌ چه‌ باید بکنم‌﴾؟

گفت‌: این‌ که‌ نزد ابوبکر رضی الله عنه به‌ مرافعه‌ برویم‌! و نزد ابوبکر رضی الله عنه رفتند، او گفت‌:

﴿حکم‌ همان‌ است‌ که‌رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده‌ اند﴾.

اما رفیق‌ وی‌ به‌ فیصله‌ ابوبکر رضی الله عنه هم‌ راضی‌ نشد وگفت‌: ﴿نزد عمر رضی الله عنه می‌رویم‌﴾!

نزد عمر رضی الله عنه رفتند و صاحب‌ حق‌ ماجرا را به‌ عمر رضی الله عنه باز گفت‌، عمر رضی الله عنه از شخص‌ محکوم‌ پرسید:

﴿آیا موضوع‌ چنین‌ است‌ که‌ این‌ مرد می‌گوید﴾؟

محکوم‌ پاسخ‌ داد: آری‌! آن‌گاه‌ عمر رضی الله عنه به‌ خانه‌اش‌ رفت‌ و با شمشیرِ ‌برهنه‌ بیرون‌ آمده‌ سر آن‌ محکوم‌ را از تنش‌ جدا کرد. همان‌ بود که‌ این‌ آیه‌ ی کریمه‌ نازل‌ شد.

این آیه و شأن نزول وارده برای مان درس هائی از عقیده، محبت، عزت، و تسلیم شدن به احکام اسلام را می آموزاند.

تا زمانی که محبت عام و تام، قلبی و عملی به رسول کریم صلی الله علیه وسلم نداشته باشیم، حصولِ محبت با الله سبحانه و تعالی محال است.

بدون شک که از آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم منع و نهی کرده است، نهی کنیم و بر آنچه ما را امر بر کردنش کرده است مبادرت ورزیم، خالیگاهی برای وسوسه های شیطان و به بیراهه رفتن در ما باقی نمیماند.

بر همین است که اهل خرافات، اهل بدعات، آنانیکه صله و کله را بر اسلام داشتن حقیقی مهر زده اند، ولی اعمال خرافی شان خلاف فرموده ها و عمل رسول کریم صلی الله علیه وسلم است، هرگز صاحب محبت حقیقی الله تعالی نمیشوند.

آنها کسانی اند که سنت اصیل را واگذاشته اند و به سخنان این و آن دلبسته اند، از فلان کتاب و فلان شیخ برهان و دلیل می آورند، و سخنان گهربار حضرت رسول کریم را نادیده میگیرند.

هرگاه پای نصیحت آنها بنشینی، کافر و گبر و مشرک مینامندت چون شیطان، آنها را بر خرافات شان سخت دلگرم، مدهوش، و مشغول کرده است.

افرادی که بر چنین عقیده ای چسپیده اند، بر علاوه ی آنکه از محبت با خالق یکتا محروم میشوند، شیطان محبت به خرافات را در دلهای شان می پروراند و چنین میپندارند که دارند با خالق شان محبت میکنند، در حالیکه این از تلبیس های ابلیس است، و آنچه آنها محبت میپندارند، گمراهی و خرافاتی بیش نیست.

این خودش نوعی از مصیبتی است که الله سبحانه و تعالی بندگان شقی و گمراهش را به آن مبتلأ میکند، و اگر ماده ی هدایت در آنها بود، از این مصیبت آنها را نجات میدهد، ولی، اگر در خرافات و گمراهی شان افراط کردند، حق را نپذیرفتند، و غش کردند، الله سبحانه و تعالی بر گمراهی شان می افزاید، یعنی، آنها را در این مصیبت شان، عمیق تر، غرق میکند تا راهی برای بیرون رفت نداشته باشند.

مسلمان، زمانی سخن حق را میشنود، آن را با دل و جان قبول میکند، و با اطاعتش از رسول الله صلی الله علیه وسلم، محبت او تعالی را برای خودش کسب میکند، همان است که در زمره ی رستگاران محسوب میشود.

إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . (النور۵۱)

﴿سخن مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میان آنها داوری کند، فقط این است که می گویند :« شنیدیم و اطاعت کردیم» و اینان همان رستگارانند.﴾

در این ارتباط رسول کریم صلی الله علیه وسلم میقرمایند :

﴿لا یؤمن أحدکم حتى أکون أحب إلیه أحب إلیه من ولده ووالده والناس أجمعین﴾.

هیچ کسی از شما ایمان نمی آورد تا اینکه من نزد او محبوب ترباشم از فرزندش ، از پدرش و از همه مردم .

عزیزان و سروران!

برای نایل شدن به محبت قدیم، بایستی به اوامر، نصایح و سخنان گهربار رسول کریم صلی الله علیه وسلم چنگ زد، و از نواهی او منع کرد، به سنت ها، مستحبات،و نوافل مبادرت ورزید و از بدعات، خرافات دوری جست، چون خوب و زشت به هیچ وجه بهم جمع نمیشوند.

برادر و خواهر مسلمان!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن