فرهنگ و جامعه

از مکتب خانه های سنتی تا مراکز قرآنی مدرن/ بخش اول

نویسنده : خالد کوهی نژاد

مقدمه:           

هدف از نگاشتن مطلب پیش رو، زدن تلنگر و باز کردن افقی نو در راستای تجدید نظر در روند توسعه ی همه جانبه ی مکتب خانه های کنونی است. سعی بر آن است تا با نگاهی واقع بینانه، کارایی مکتب خانه های کنونی را با معیارهای دنیای مدرن امروز بسنجیم سپس در جهت تغییر و تحول آنها طرح هایی نو و کاربردی بریزیم.

منظور ما از مدرن و کاربردی شدن مکتب خانه ها:

مدرن شدن: یعنی استفاده نمودن و اقتباس روش ها، سبک ها و تکنولوژی هایی که امروزه در سیستم های آموزشی روز دنیا بکار گرفته می شود. مدرن در اینجا یعنی تولید ایده ها و طرح های جدیدی که نتایج قابل توجهی را به دنبال دارد. رسیدن به این درجه تنها با تغییر محیط و  بهره گیری از ابزار های فیزیکی جدید حاصل نمی شود، بلکه لازم است در شیوه تفکر و سبک های آموزشی و تعاملی ما نیز تغییراتی پدید آید.

همیشه یک تخوف وجود دارد آن هم اینکه حرکت به سمت مدرن شدن، ما را  از اصل غافل کند، این مسئله کاملا به مدیریت خودمان بستگی دارد، ما در عین مدرن بودن می توانیم اصالت خود را نیز حفظ کنیم و این دو با هم هیچ تناقضی ندارند، مدرن بودن تنها بهره گیری از منابع را بیشتر، آسان تر و جذاب تر می کند. درست مثل تفاوت کسی که  با سطل از چاه آب می کشد و کسی که از پمپ های شناور استفاده می کند، آب کشی همان آب کشی است فقط کیفیت، ابزارها و بهره گیری ها متفاوت و بیشتر شده است.

کاربردی شدن: یعنی اولویت در آموزش با مطالبی باشد که در جامعه (بسته به اهداف اصلی مکتب خانه ها) بیشتر به آنها احتیاج می افتد. مطالب تئوری صرف یا مطالبی که در مجموعه ی آموزش های پایه ای قرار نمی گیرند و احتمال استفاده از آنها بسیار کم است، از سیستم حذف شوند تا مطالب ضروری جای آنها را بگیرند.

کاربردی یعنی تدبیری اندیشه شود که بوسیله این تدبیر جملاتی که خوانده یا تدریس می شوند از محدوده ی کتاب ها و کلاس ها پا فراتر بگذارند و در میدان عملی اجرا شوند.

چرا لازم است مکتب خانه ها مدرن و کاربردی شوند؟

دلایل لزوم مدرن شدن:

۱- همه شاگردان ما در پی قطار سریع السیر دنیای مدرن، برخی تند و برخی آهسته، حرکت می کنند. آنها بسیاری از چیزها را خواسته یا ناخواسته در ذهن خود با یکدیگر مقایسه می کنند، اگر مجموعه سیستم آموزشی خود را با آنچه از تکنولوژی، که در دست دارند مقایسه کنند، و با تفاوت زیاد روبرو شوند، قطعا در یادگیری آنها اثر منفی خواهد داشت.

۲- روش های گذشته مربوط به گذشتگان است و روش های جدید مربوط به نسل جدید است و این چیز عجیبی نیست.

این یک روند منطقی است که وقتی ذهن، خود را با سطح بالاتری از روش ها، اطلاعات و ابزارها تطبیق می دهد، بازگشت به سطوح پایین تر را بر نمی تابد. برای مثال بسیاری از روش های تنبیه و تشویقی که در گذشته اعمال می شده، امروز کاربردی ندارند و روشهای جدیدی جایگزین شده اند که در قسمت پیشنهادات ذکر خواهیم کرد.

۳- استفاده از وسایل به روز علاوه بر آسان نمودن کارها، جذابیت بیشتر و نتایج بهتری را در پی دارد.

۴- اگر کسانی که در مقابل ما ایستاده اند و علیه اسلام تبلیغ می کنند، به ابزار ها و روش های مدرنی دست یابند، ( که البته بیشترشان دست یافته اند و اوج بهره گیری را هم دارند) و ما در جای خود بمانیم، با یک مشکل اساسی روبرو خواهیم شد و آن مشکل این است که هر چه فاصله رشد آنها از ما بیشتر شود، نسبت به اقدامات آنها آسیب پذیرتر خواهیم بود. درست مثل یک هواپیمای جنگنده ای که در میدان نبرد هوایی از قدرت مانور، پرواز عمودی و پرتاب آتش ضعیف تری برخودار باشد.

۵- ترقی پله پله است، ما یک پله را می پیماییم که بتوانیم قدم هایمان را بر روی پله های بعدی قرار دهیم و بالا تر رویم.

۶- استفاده از فرصت های ایجاد شده توسط فناوری اطلاعات یعنی دسترسی به منابع مهم و به روز، برای مثال: شبهات امروزی که دانشمندان اسلامی به آنها پاسخ داده اند. کتاب ها، مقالات جدید در موضوعات مختلف دینی یا موضوعات مربوط و مورد نیاز، ارتباط و کسب اطلاع از مسلمانان دنیا و وضعیت آنها و…

۷- با استفاده از تکنولوژی، و محصولات چند رسانه ای و چند کاربردی آن، می توان حواس پنج گانه را بهتر درگیر نمود و سطح یادگیری را بالاتر برد.

دلایل لزوم کاربردی شدن:

۱- ما قرآن و دیگر مفاهیم دینی را می خوانیم که به آنها عمل کنیم، تا فرق باشد بین آنان که می خوانند و آنان که نمی خوانند، اگر در زمینه ای وقت می گذاریم باید به نتیجه ای دست یابیم و نتیجه در عمل مشخص می شود، اگر هیچ هدفی برای رسیدن به نتایج عملی نداریم بهتر است کار را به دیگران بسپاریم و وقت، ذهن، هزینه و هر یک از نعمت هایی که در اختیار داریم را برای موارد بی سود استفاده نکنیم. چون در آینده باید در پیشگاه خداوند برای همه مسایل مزبور پاسخگو باشیم.

کار بیهوده یعنی ریختن آب پای گلدان یک درختچه مصنوعی، کار بیهوده یعنی اتلاف هزینه برای روش هایی که نتیجه ای در بر ندارند.

۲- سیستم مکتب خانه ها باید به گونه ای باشد که به شاگردان بیاموزد، چگونه نوشته ها و داشته های تئوری خود را به عمل مبدل کنند، و همچنین توانایی و پشتوانه معنوی برای انجام اعمال را در آنها تقویت کند. چه بد است که ما بهترین دین را داشته باشیم اما روش بهره گیری از آن را  ندانیم یا انگیزه ای برای عملی کردن آن نداشته باشیم.

درست مثل شخصی که بهترین خودروی دنیا را دارد ولی نه رانندگی بلد است و نه میلی به رانندگی با اتومبیل خود دارد، خودروی او همیشه در خانه پارک است، او از دیگران می خواهد او را به جایی که می خواهد ببرند و هر روز بابت جابجایی های خود هزینه پرداخت می کند.

۳- خیلی از شاگردان ما خود را قانع کرده اند که بسیاری از مطالب آموزشی فقط در کتاب ها هستند، و دربیرون از کتاب ها کاربرد آنچنانی ندارند، اگر سیستم آموزشی مکتب خانه ها کابردی شود، و شاگردان، عملی بودن مطالب را با اعضای بدن خود حس کنند،  با یک پیش داوری مثبت تمامی مطالب را در معیار عملی شدن بررسی می کنند و نگاهشان به نوشته ها و گفته ها واقعی تر خواهد شد.

۴- شوق و علاقه به ادامه کار زمانی بوجود می آید که شاگردان ما حس کنند، با انجام کارهایی، هر روز به خدا نزدیک تر می شوند یا در اصلاح خود و جامعه نقش دارند. پس کاربردی شدن ارتباط مستقیمی به پیوستگی در انجام امور دارد.

۵- اگر مطالب به میدان عمل کشیده نشوند به زودی فراموش خواهند شد و چون سودی به خواننده اش نرسانده است در دل وی یک احساس خسارت از اتلاف وقت بوجود می آید، این فرایند باعث بوجود آمدن احساس تنفر برای شخص در همان زمینه می شود و چه بد است اشخاص به خاطر این روند اشتباه آموزشی از دین تنفر پیدا کنند.

۶- در کارهای عملی از حواس های پنج گانه بهره گرفته می شود، هر چه بیشتر از آنها استفاده شود در صد یادگیری و ماندگاری نیز بالا تر می رود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + سیزده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن