اسلام دین صلح است نه جنگ

786785827 - اسلام دین صلح است نه جنگ


نویسنده: مسعود صبری

ترجمه: عبدالخالق احسان

بسیاری از مردم عادت کردند که هرگاه از دانش متعلق به رابطه صلح و جنگ با دیگران بنویسند، می گویند: فقه جنگ و صلح، یعنی جنگ را بر صلح مقدم ذکر می کنند، در حالی که ضابطه­ی شرعی تقاضا دارد که صلح بر جنگ مقدم بوده و گفته شود: فقه صلح و جنگ؛ چون حکمت اسلام درین زمینه بر مقدم بودن صلح بر جنگ استوار است؛ زیرا صلح اصل است و جنگ استثناء، صلح امر کلی است و جنگ فرعی و جزئی، صلح زندگی است و جنگ مرگ؛ الله متعال مردمان را نیافریده تا بین خویش به جنگ بپردازند و یک دیگر را بکشند؛ اگر چه الله متعال بهترین اعمال را مرگ در راه خویش قلمداد کرده است؛ اما در حقیقت ارزش زندگی در راه الله متعال کمتر از ارزش مرگ در راه او نیست و در واقع فضیلت و مقام شهید به خاطر این است که او دیگران را بر خود ترجیح داده و خود را فدا نموده تا دیگران زنده بمانند.

شریعت اسلامی، شریعت عادلانه و میانه­روانه در قضیه صلح و جنگ می باشد و با بهترین دستور تشریعی بین هر دو جمع کرده و زیبا ترین بیان را عرضه نموده است؛ اسلام، صلح را اصل تعامل بین مسلمانان و غیر مسلمانان قرار داده و جنگ را به خاطر جلوگیری از تجاوز و نگهداری دین، جسم ها، نسب ها و اموال اجازه داده است؛ دلایل زیادی برای تأیید این مدعا وجود دارد و یکی از بزرگترین دلایل این است که دین پذیرفته نزد الله متعال دین اسلام است و بین اسلام و سلم (صلح) از لحاظ ریشه لغت و معنی آن ارتباط عمیقی وجود دارد و الله متعال در قرآن کریم از اسلام به صلح (سلم) تعبیر نموده است. الله متعال می فرماید: »یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً « (البقره: ۲۰۸)  (ای کسانی که ایمان آورده اید ! همگی ]اسلام را به تمام و کمال بپذیرید و] به صلح و آشتی درآئید، و از گامهای اهریمن [و وسوسه­های وی] پیروی نکنید [و به دنبال او راه نروید]. بی گمان او دشمن آشکار شما است)

الله متعال روش و دین خود را راه سلام نام نهاده است؛ چنان چه الله متعال می فرماید:‌ »یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ« (المائده: ۱۶) (خداوند با آن [کتاب] کسانی را به راههای امن و امان [از ترس و هراس دنیا و آخرت] هدایت می کند.)

در تفسر طبری (۱۰/ ۱۴۵)  از سدی نقل است که در مورد (سبل السلام) گفته: راه و طریقه که الله متعال برای بندگان خویش مشروع گردانیده و آنان را به سوی آن فراخوانده و بدین منظور پیامبران را فرستاده است، این همان اسلامی است که عمل هیچ کسی قبول نمی شود، مگر عمل به دستورات آن، نه یهودیت، نصرانیت و مجوسیت.

سلام یکی از نام های الله متعال می باشد: »هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ« (الحشر: ۲۳) (خدا کسی است که جز او پروردگار و معبودی نیست. او فرمانروا، منزه، بی عیب و نقص، امان دهنده و امنیت بخشنده است.) در حدیثی وارد است: »اللهم أنت السلام ومنک السلام تبارکت یا ذا الجلال والإکرام« (پروردگارا! یکی از نام های نیکوی تو سلام است و سلامتی و صلح از طرف توست،  بزرگوار هستی ای صاحب جلال و اکرام.)

الله متعال جایگاه جاویدانی و بهشت خویش را که برای بندگان نیکوکار آماده کرده است به دارالسلام مسمی نموده است. »لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ« (الأنعام ۱۲۷)، »وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَى دَارِالسَّلَامِ« (یونس: ۲۵٫)

هم چنان در اسلام احوال پرسی و دید و باز دید بین مسلمان به گفتن کلمه: السلام علیکم و رحمت الله، آغاز می گردد و پیامبر صلی الله علیه وسلم به اشاعه سلام بین مسلمانان تشویق و تأکید نموده و مسلمان واقعی را این گونه معرفی نموده است: »المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده« (مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او سالم و در امان باشند)؛ لذا سلام محکمترین رابطه بین مسلمانان می باشد.

جهاد در شریعت اسلامی دارای اخلاقی پسندیده است و مجاهدان مکلف اند، دستورات الله متعال را در حالت جنگ با دیگران در نظر داشته باشند.

چنان چه الله متعال اصل رابطه بین مسلمانان و غیر مسلمانان را بر صلح قرار داده و از جنگ نهی نموده است، مگر این که آنان تجاوز نمایند؛ لذا اسلام در روش تعامل با دیگران قاعده طلایی را وضع نموده است. »لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ. إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَ ظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ« (الممتحنه: ۸، ۹). (خداوند شما را باز نمی دارد از این که نیکی و بخشش بکنید به کسانی که به سبب دین با شما نجنگیده اند و از شهر و دیارتان شما را بیرون نرانده اند. خداوند نیکوکاران را دوست می دارد. بلکه خداوند شما را باز می دارد از دوستی ورزیدن با کسانی که به خاطر دین با شما جنگیده اند، و شما را از شهر و دیارتان بیرون رانده اند، و برای اخراج شما پشتیبانی کرده اند و یاری داده اند. کسانی که ایشان را به دوستی گیرند، ظالم و ستمگرند.)

بخوانید:   زیبا کلام و ساخت روستای « امید »

در واقعیت عملی، پیامبر صلی الله علیه و سلم بیشتر از نصف زمان نبوت خویش را بدون نبرد با مردم سپری کرده و بر اذیت و آزار شان شکیبایی می نمود، وقتی صحابه رضی الله عنهم از شکنجه، مشکلات و سختی ها نزد ایشان شکایت نموده و خواستند که برای شان اجازه جنگ با کفار را بدهد؛ این درخواست شان را رد کرده و فرمودند: من به جنگ مأمور نشده ام.

از پیامبر صلی الله علیه و سلم ثابت نیست که علیه مشرکان، جنگ را به صورت ناگهانی و بدون عواملی آغاز کرده باشند؛ بلکه ایشان صلی الله علیه و سلم اولین قانون شهروندی را در تاریخ بشریت که به نام وثیقه یا کنوانسیون مدینه یاد می گردد، تدوین نمودند. پیش از دولت پیامبر صلی الله علیه و سلم، دولت ها بر یک ملت بودند و تعدد باورها و مذاهب را قبول نداشتند و بسا مواقع دوگانگی نژادی و مذهبی را نمی پذیرفتند، تا این که پیامبر صلی الله علیه و سلم مبعوث شده و دولت خویش را در مدینه منوره تأسیس نموده و قانون شهروندی را تدوین نمودند که حقوق همه شهروندان در زندگی آزادانه تضمین می گشت، مگر این که به دولت اسلامی خیانت روا دارند.

در آن زمان در مدینه منوره گرایش های مختلف و باورهای گوناگونی وجود داشت، مثل: اوس، خزرج و یهودیانی که از یمن به مدینه منوره فرار کرده بودند. در سایه دولت اسلامی و در پهلوی عقاید اسلامی، یهودیان و نصرانیان و بت پرستان زندگی داشتند، و اسلام اولین دولتی در تاریخ بشریت بود که تعدد نژادی و دینی را با حفظ صلح و امنیت پذیرفت و عملی کرد.

اما! اگر اسلام اصل رابطه همراه غیر مسلمانان را بر صلح قرار داده است؛ پس چرا جنگ مشروع گردید و پیامبر صلی الله علیه و سلم در مدت زندگی مدنی خویش وارد چندین نبرد و پیکار شدند؟

جواب این پرسش را این گونه باید ارایه کرد: اسلام جنگ را که به نام جهاد مسمی گردیده است، مشروع گردانید، بسیاری از مردم از اصطلاح جهاد هراس دارند و از استعمال جنگ هیچ نمی هراسند، با وجودی که جهاد در اسلام توأم با اخلاق پسندیده بوده و مجاهدان باید پایبند دستورات ارزشمند الهی در جنگ با دیگران باشند؛ حاصل سخن این که اسلام جهاد و قتال علیه متجاوزین را به منظور احیا و گسترش صلح تشریع نموده است؛ چون وقتی الله متعال مسلمانان را به آمادگی و تجهیز به خاطر جلوگیری از هر تجاوزی دستور می دهد، یکی از اهداف این است کسانی را که به فکر تجاوز بر مسلمانان  هستند، بترساند، ازین دستور دانسته می شود که دشمنان بدانند، پیروزی بر کسانی که مرگ از زندگی برای شان بهتر است، دشوار می باشد؛ لذا از تجاوز دست می کشد؛ در نتیجه چنانچه شیخ طاهر بن عاشور می گوید: جهاد به منظور گسترش و نشر و پخش صلح می باشد.

گواه این استدلال این فرموده الله متعال است: »وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ« (الأنفال: ۶۱). (اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز بدان بگرای [و در پذیرش پیشنهاد صلح تردید و دو دلی مکن و شرائط منطقی و عاقلانه و عادلانه را بپذیر] و بر خدای توکّل نمای که او شنوای [گفتار و] آگاه [از رفتار همگان] است.

وقتی کافران بدانند که مسلمانان آماده جهاد اند و تمام اسلحه و وسایل نظامی را تکمیل نموده اند؛ از آنان می هراسند.

بخوانید:   تحریف یک قیام !

مسئله دیگر این که اسلام دین واقعی است و طبیعت انسان های مستبد و شاهان سلطه جوی را می داند که برای توسعه مملکت خویش تلاش می کنند، اگر چه به حساب نابودی دیگران تمام شود و خون های از ارتش او و یا طرف مقابل جریان یابد؛ اما شریعت اسلامی جهاد را آورد تا خون های مؤمنان و کافران مصئون بماند  و از ریختاندن خون مردم توسط نیروی عاقل و هوشیار و شریعت انسان ساز، جلوگیری نماید؛ لذا مشروعیت جهاد از جمله اعجاز تشریعی اسلام می باشد.

الله متعال گروه مؤمنان را دستور می دهد و می فرماید: »وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ« (الأنفال: ۶۰) (برای [مبارزه با] آنان تا آنجا که می توانید نیروی [مادی و معنوی] و [از جمله] اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان [آمادگی و ساز و برگ جنگی] دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی شناسید و خدا آنان را می شناسد.)

در تفسیر المنار (۱۰/ ۵۶-۵۷) آمده، رازی در تعلیل این آیه فرمود: الله متعال علت آمادگی نظامی را بیان داشته و فرموده: »تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ«؛ چون وقتی کافران بدانند که مسلمانان آماده جهاد اند و تمام امکانات نظامی وتسلیحاتی را آماده کرده اند، از آنان می ترسند و این ترس شان چند فایده دارد:‌

اول: آنان قصد داراسلام را نمی کنند.

دوم: وقتی ترس شان شدت یابد، خود را  به پرداخت جزیه ملزم خواهند کرد.

سوم: بسا ممکن است که سبب گرویدن شان به اسلام گردد.

چهارم: به کافران دیگر کمک نخواهند کرد.

پنجم: این مسئله سبب زیادت آرامش و آسایش در دار اسلام خواهد شد.

در ادامه تفسیر المنار آمده: مراد از تجهیزات و آمادگی، زیاد کردن ادوات و وسایل جهاد است تا دشمنانی را که می شناسیم و نمی شناسیم بهراسند، این که دشمن ناشناس کیست؟ صحیح ترین نظریه این است که آنان منافقان می باشند، نظر به دلایل ذیل:

اول: وقتی منافقان قوت مسلمانان و کثرت وسایل و تجهیزات جنگی شان را مشاهده نمایند، از شکست دادن  مسلمانان ناامید شده و شاید وادار شان کند که کفر را از قلب و باطن خویش بیرون کرده و مسلمانان مخلصی گردند.

دوم: عادت همیشگی منافقان این است در انتظار ظهور فتنه بوده و در کمین ایجاد فساد و اختلاف در بین مسلمانان می باشد، هرگاه مسلمانان را با قوت و توانایی بالا ببیند، از آنان می هراسد و این کردار ناشایست خویش را ترک می کنند. (پایان نقل قول از تفسیر المنار).

جنگ در اسلام به منظور حمایت از جامعه اسلامی و دفع تجاوز تجاوزکاران مشروع گردیده است؛ لهذا الله متعال برای جهاد اندازه واضحی تعیین نموده و این که از بازداشتن تجاوز زیاد نشود و برای از بین بردن تجاوز تجاوزکاران پایبند تقوی الهی باشند. الله متعال می فرماید: »فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ« (البقره: ۱۹۴) (هر که راه تعدّی و تجاوز بر شما را در پیش گرفت، بر او همانند آن، تعدّی و تجاوز کنید [چه آغازکردن تعدّی و تجاوز ممنوع است، لیکن در برابر آن دفاع از خویشتن و مبارزه برای اخذ قصاص آزاد است]، و از خشم خدا بپرهیزید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.) »وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ« (البقره: ۱۹۰). (و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می جنگند. و تجاوز و تعدّی نکنید. [شما جنگ افروزی نکنید و بیگناهان و بی خبران و زنانی که نمی جنگند، و کودکان و پیرمردان و بیماران و امان خواهان را نکشید و خانه ها و کشتزارها را ویران نسازید]. زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی دارد.)

پرسشگری خواهد پرسید که: این همه غزوه ها و جنگ ها، ضد روم و فارس برای چه بود؟ آیا روم و فارس بر مسلمانان تجاوز نموده بودند؟

در مقابل این پرسش، می توان پرسش دیگری را که واضح تر است مطرح کرد: چرا فارس و روم به سرزمین های عرب آمده بودند؟ روم و فارس عرب نبودند؛ لیکن آنان آزمند گسترش مملکت های خویش بودند؛ چون در آن زمان قوی­ترین نیروهای جهان محسوب می گردیدند. یکی از رسالت های اسلام، ]در قدم اول[ آزادی جزیره العرب از اشغال فارس و روم بود.

بخوانید:   وقتی عوام از سیاست می گویند!

فقیهان مسلمان جهاد را به دو نوع تقسیم کرده اند: جهاد دفع و جهاد طلب، هدف از جهاد دفع این است که مسلمانان، تجاوز کافران را از سرزمین های شان دفع کنند، در مورد مشروعیت این نوع جهاد هیچ اختلافی وجود ندارد و حتی قوانین وضعی بین المللی به آن همگام اند؛ چون از جمله دفاع از نفس بوده و الله متعال در مورد این نوع جهاد می فرماید:‌»أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ  الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ« (الحج: ۳۹، ۴۰). (اجازه [دفاع از خود] به کسانی داده می شود که به آنان جنگ [تحمیل] می گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است [و آنان مدّتهای طولانی در برابر ظلم ظالمان شکیبائی ورزیده اند و خون دل خورده اند] و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند. همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده اند [و از مکّه وادار به هجرت گشته اند] و تنها گناهشان این بوده است که می گفته اند پروردگار ما خدا است! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند [و با دست مصلحان از مفسدان جلوگیری ننماید، باطل همه جاگیر می گردد و صدای حق را در گلو خفه می کند، و آن وقت] دیرهای [راهبان و تارکان دنیا] و کلیساهای [مسیحیان] و کنشتهای [یهودیان]، و مسجدهای [مسلمانان] که در آنها خدا بسیار یاد می شود، تخریب و ویران می گردد. [امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی کند] و به طور مسلم خدا یاری می دهد کسانی را که [با دفاع از آئین و معابد] او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است [و با قدرت نامحدودی که دارد یاران خود را پیروز می گرداند، و چیزی نمی تواند او را درمانده کند و از تحقّق وعده هایش جلوگیری نماید].)

نوع دوم،  جهاد طلب است و هدف آن از بین بردن موانع طاغوتیان در مقابل دعوت مردم به سوی اسلام به اعتبار این که اسلام پایان بخش ادیان است، بعد از تقدیم و عرضه اسلام، آن ها اختیار دارند که مسلمان شوند و یا بر دین شان باقی بمانند، این بر مبنای قاعده آزادی دین است که آیه قرآنی آن را تأیید می کند: »لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ« (البقره: ۲۵۶) (اجبار و اکراهی در ]قبول] دین نیست)

پذیرش عقاید با جبر و اکراه قابل تصور نیست، شمشیر نمی تواند قلب را باز کند؛ بلکه قلب توسط یادآوری حکیمانه باز می شود، الله متعال پیامبرش صلی الله علیه و سلم را این گونه مخاطب قرار داده و می فرماید:‌ »إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ« (القصص: ۵۶). (]ای پیغمبر!] تو نمی توانی کسی را که بخواهی هدایت ارمغان داری [و او را به ایمان، یعنی سر منزل مقصود و مطلوب انسان برسانی] ولی این تنها خدا است که هر که را بخواهد هدایت عطاء می نماید، و بهتر می داند که چه افرادی [بر طبق حکمت و عنایت الله متعال و برابر اندیشه و تلاش انسان، سزاوار پذیرش ایمان بوده و به سوی صفوف مؤمنان] راهیابند.)

ما مکلف هستیم که نصوص نازل شده توسط وحی  را محور باورهای مان قرار دهیم؛ اما در تاریخ اسلامی برخی اشتباهاتی توسط برخی فرمانروایان رخ داده است که این مربوط عملکرد آنان می شود و اسلام چنین دستوری برای شان نداده است.

خلاصه بحث: صلح اصل است در رابطه مسلمانان با غیر مسلمانان و جهاد (قتال) به منظور حفاظت از صلح و جلوگیری از تجاوز ستمگران بر ضعیفان مشروع گردیده است؛ لهذا اسلام دین وسط و میانه­روانه است و  جنگ را اصل قرار نداده؛ اما دین اسلام در هیچ برهه از زمان دین ذلت و خواری و زبونی نبوده و بلکه دین قوت و عزت و سربلندی می باشد. »وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ« (الحدید: ۲۵) (هدف ]از ارسال انبیاء و نزول کتب آسمانی و همچنین آفرینش وسائلی چون آهن] این است که خداوند بداند چه کسانی او را و فرستادگانش را بگونه نهان و پنهان [از دیدگان مردمان] یاری می کنند. خداوند نیرومند و چیره است.)


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 6 =