اخلاق و تربیت

انسانی به حجم یک قطره

نوشته: محسن پیش آهنگ

با تکبر بر سینه زمین راه مرو، و قدم هایت را سنگین بر زمین مکوب.

ای انسان: گام هایت توان شکافتن پهنای زمین را ندارند، و قامتت هم به بلندای کوه ها نمی رسد. پس بیهوده احساس بزرگی مکن و کبر مورز.(قرآن:۳۷ اسراء)

بیا تا از منظر پرندگان ،انسان ها را تماشا کنیم،

از آن بالاها،

جایی که آدم ها را می توان به حجم یک قطره آب، بر سر برگ های درختان دید و بس!

به همین اندازه !

از آن بالا که انسان را می بینی کوچک و ناچیز دیده می شود،

کوچک تر از آن که بتواند بودن خود را بر پهنای زمین ثابت کند…

اگر تا خدا برسی، چقدر از حجم این انسان باقی می ماند؟

خدا از آن بالا چه کوچک می بیند ما را ،و ما چه بزرگ برای خود “بودن “فرض می کنیم و بزرگ می نگاریم داستان هایمان را،

و باز چه بزرگ بینانه برای خدا ژست بودن می گیریم و برایش قد علم می کنیم.

چقدر برای خدا می تواند خنده آور باشد این بزرگ بینی ها…

این حس پوشالین..

پایین تر که می آیی همین انسان ،گونه ای دیگر برایت تفسیر می شود،

ابروهایی در هم کشیده، مشت هایی گره کرده و گام هایی سنگین که بر پیکر زمین می کوبد تا زمین و زمان را بترساند از هیبتش!

می کشد

می سوزاند،

می رنجاند،

به یغما می برد،

همه و همه برای تکه ای زمین و کاغذی که دارایی می خواندش!

تف به صورت ها می زند، و برای خود عشوه می آید.

حتی در صورت خدا هم اخم می کند..

چه نمایش کوتاهی!

صحنه ای که نمی توان حتی یک سکانش خواند،برایش چه کارها که نمی کند این انسان!

برای بودنی چند روزه چه فریاد ها که به آسمان حواله نمی دهد!

ای انسان ،برای دو روز ماندن، خدا را خوش نمی آید این گونه برنجی و برنجانی..

این فیلم کوتاه ارزش دل بستن ندارد،

خیلی زود به آخرش می رسیم، چیزی به پایانش نمانده،

امروز و فرداست که از آن بالا خدا صدایمان بزند!

ساعت ها هم بیش از پیش برای عبور عجله دارند، آنها هم از شمارش زمان به تنگ آمده اند،

بودنت را زیاد جدی مگیر ، آن قدر بزرگ نیستی که وجودت را به رخ خدا بکشی!

آرام باش..

آرام …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن