اوضاع ملتهب دنیای امروز

  • توسط عبدالرشید درازهی(آسکانی)
  • ۴ ماه قبل
  • یادداشت
  • ۶۶ بازدید
  • ۰
hqhu lgjif nkdhd hlvc - اوضاع ملتهب دنیای امروز


قرنی را که در آن زندگی می‌کنیم قرن پیشرفت و ترقی علم و صنعت و تکنولوژی نامیده می‌شود. در این قرن بسیاری از مردم دنیا به مادیاتی که روح و روان بشر را به غلامی گرفته است افتخار می‌کنند؛ گویی تمام آنها شوق پرواز به آسمان نفس‌پرستی و خواهشات نفسانی را در سر دارند، همه می‌خواهند به بالاترین قلۀ غرور و تکبر و خودنمایی و ظلم و ستم فرود آیند، پا بر روی ضعیفان بگذارند و نظاره‌گر اشک و خون بی‌پناهان باشند، چه خوش است به نزد ایشان دیدن اشک زنان و کودکان و مکیدن خون ضعیفان.
در فضای ملتهب و سوزناک دنیای امروز چه می‌گذرد؟ میدان مسابقۀ نسل‌کشی و مسلمان‌کشی به راه افتاده است، خاور میانه، کشورهای عربی و اسلامی غرق در خون و آتش هستند، و این چه آتشی است که هرگز خاموشی ندارد؟! آه مظلومان کی بند می‌آید؟ آیا آب کافی و دستی مهربان وجود ندارد که آب بر این آتش شعله‌ور بریزد؟ این شب تار مسلمانان چه زمانی به روشنی می‌گراید؟ چرا نباید از روشنی خورشید نور گرفت و دنیا را روشنی بخشید؟ آخر کجا رفتند حاکمان حکیم و مهربان؟ دنیا دارد از ظلم ظالمان جاه‌طلب و کشورگشا از بین می‌رود، اشک مادران و خواهران داغدیده بند نمی‌آید؛ خون گریه می‌کنند، آه و ناله پناهندگان بی‌پناه آسمان را سخت می‌خراشد، عرش خدای رحمان به لرزه درآمده است.
این قلب چه سخت است وخشن و نامهربان! چرا نباید آن مهر و عاطفۀ مادری که در فضای هر خانه‌ای حاکم است را برای مردم مسلمان مهرورزی نکنیم؟ چرا آوارگی و درماندگی کودک سوریه‌ای که پدر و مادرش را از دست داده است اشک ما را جاری نمی‌کند؟ چرا مردم سوریه باید کشته شوند؟! چرا مردم یمن به خاک و خون کشیده می‌شوند؟! آیا به‌جز کشتن نمی‌توانیم کار بهتری انجام دهیم یا فقط برای کشتن آمده‌ایم؟! دوستانه می‌گویم؛ چرا این همه زور و قدرت برای آزادسازی قدس بکار گرفته نمی‌شود؟! به‌راستی چه ناجوانمردانه است که با بی‌وجدانی پا بر روی وجدان گذاشت و حق را نادیده گرفت و خوشی‌های یک ملت به باد هوا گرفت!
تاریخ، ظلمی را که در عصر حاضر بر جهان حاکم است فراموش نخواهد کرد؛ قلم‌ها می‌نویسند و آیندگان می‌خوانند. این قلم جسور است و چالاک و نوک‌تیز که می‌تواند ریشه‌های ظلم و بی‌عدالتی‌های اجتماعی و طبقاتی که دنیای امروز را فراگرفته است بخشکاند. خداوند متعالی در آیۀ «نون و القلم و ما یسطرون» به «قلم» و آنچه می‌نویسد قسم یاد کرده است؛ یعنی قلم به‌جز حق چیزی ننویسد… قلم از کسی نمی‌گذرد، حد و مرزی نمی‌شناسد و خیرش را به همگان می‌رساند؛ دولت و ملت همه را از آن خود می‌داند و به‌راحتی درد دل می‌کند و همگان را خطاب می‌کند.
متاسفانه حاکمان اسلامی به جان یکدیگر افتاده‌اند و نمی خواهند از سفرۀ رنگین «اسلام» با هم و کنار هم دوستانه و برادرانه استفاده کنند؛ به یکدیگر اعتماد ندارند و علیه یکدیگر خیانت می‌کنند، از تاریخ تلخ روزگار درس نمی‌گیرند، فقط می‌خواهند باور و اندیشه خود را ببینند و چشم دیدن بقیه را ندارند، میدان حرص و خودنمایی و خودبینی شلوغ است، اما متاسفانه خارش به چشم اسلام و مسلمانان می‌رود.
ملت‌ها از بازی‌های بی‌سروته دولت‌های ناکارآمد سرگردان‌اند، به‌طوری‌که همه مبتلا به عدم دسترسی به نان شب و شرمندۀ سفره خالی هستند، همه از بیکاری و رنج و محرومیت می‌نالند، چه سخت است و ناباور برای ملتی که همه راه‌های امید را از دست داده باشد، اما باز هم با هزاران امید و آرزو تن به زندگی بدهد و روزی خوش بخواهد. تمام این حالت‌های ناخوش روزگار، نتیجۀ نافرمانی و عدم توجه به وظیفۀ اسلامی و دینی است. آنچه را که باید انجام دهیم، انجام نمی‌دهیم و آنچه را که باید از آن اجتناب کنیم انجام می‌دهیم یا به آن نزدیک شده‌ایم. متاسفانه بسیاری از ما خوشی خودمان را در رنج دیگران می‌بینیم. از دین هراس داریم و یا اینکه با آن آشنایی نداریم، سیرت مصطفی را چه نامهربانانه به فراموشی سپرده‌ایم، احساس انسان‌دوستی و خدمت را شرمندگی تلقی کردیم.

اگر از شرایط موجود درس عبرت نگیریم و از نافرمانی و جهل عالمانه دست نکشیم، باید منتظر عذابی فراگیر و خانمان‌سوز باشیم. تذکر و گوشمالی خداوند متعال را نباید فراموش کنیم؛ قحط، طوفان، زلزله و…. قرآن مجید سرانجام ملت‌های نافرمان و حاکمان ظالم را چه خوب و زیبا به تصویر می‌کشد. پس مال‌اندوزان و ثروت‌پرستان نباید غرور و تکبر قارونی داشته باشند، پادشاهان ظالم و خودخواه نباید بر طبل فرعونی بکوبند، نسل جوان عزیز به فکر تربیت اسلامی صحیح خود باشد تا کشتی طوفان‌زده را به ساحل امن برسانند و نگذارند امواج ظلم و جهل و خرافات دنیا را فرا بگیرد. علما و مسئولین باید احساس وظیفه کنند و سکوت را بشکنند و وارد میدان اخلاص و عمل بشوند، حکومت‌ها را پیامبرگونه و با حکمت دستگیری و نصیحت کنند و راه چاره جویند و انسانیت را دریابند. دولتمردان حتما و باید خود را محتاج افراد دلسوز و خیرخواه بدانند و از راهکارهای مناسب و بحران‌شکن افراد دلسوز استفاده کنند.

منبع: سنی آنلاین


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *