اولین شب در درون قبر

  • توسط عادل حیدری
  • ۱۱ روز قبل
  • عقیده
  • ۵۷ بازدید
  • ۰
786578858 - اولین شب در درون قبر

عذاب قبر


نویسنده: دکتر عائض القرنی

ترجمه: عادل حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین.

(الحمد لله الذی خلق السموات والأرض وجعل الظلمات والنور، ثم الذین کفروا بربهم یعدلون )(الحمد لله فاطر السماوات والأرض جاعل الملائکه رسلا أولی أجنحه مثنى وثلاث ورباع یزید فی الخلق ما یشاء إنّ الله على کل شیء قدیر )

أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له…. وأشهد أن محمدا عبده ورسوله، بعثه ربه هادیا ومبشرا ونذیرا، وداعیا إلى الله بإذنه وسراجا منیرا… بلّغ الرساله وأدّى الأمانه ونصح الأمه وجاهد فی الله حتى أتاه الیقین… صلى الله علیه وعلى آله وصحبه وسلم تسلیما کثیرا.

فارقت موضع مرقدی

یوما ففارقنی السکون

القبر أول لیله

بالله قل لی ماذا یکون

بی گمان هر مسلمانی دو شب را در ذهن خود بدان می پردازد

شبی را که بهمراه خانواده و فرزندانش غرق در نعمت بوده  و در نهایت سلامتی احساس خوشبختی می کند، فرزندانش را به خنده می آورد و آنان نیز او را به خندیدن وا می دارند.

و شبی که بلافاصله پس از آن می آید شبی که مرگ بسراغش آمده و او را در درون قبرش می گذارند، کدامیک از دو شب؟

شب دوم (یعنی شبی که برای اولین بار در قبر نهاده می شود)  به همین چلی شاعر عربی می گوید: از جایگاه خواب خویش فاصله گرفتم و آرامش از من فاصله گرفت ، میگوید از مکانی به مکان دیگر منتقل شدم ، از محل خوابم در خانه به خانه ای دیگر رفتم که خواب بسراغم نمی آید.

تو را به خدا سوگند در اولین شب در درون قبر ز ترس آنچگونه خواهی بود؟

روزی که انسان تنها و بی کس در درون قبر گذاشته می شود و تنها چیزی را که مبیند کرده های خویش است نه خبر از همسری است و نه از فرزند و همدمی (ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُکْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِینَ (۶۲)انعام-۶۳ {‏سپس (همه مردگان در روز قیامت زنده می‌گردند و ) به سوی خدا ، یعنی سَرور حقیقی ایشان برگردانده می‌شوند . هان !  ( بدانید که در چنین روزی ) فرمان و داوری از آن خدا است و بس ، و او سریعترینِ حسابگران است ( و در کوتاه‌ترین مدّت به حساب یکایک خلائق می‌رسد و پاداش و پادافره آنان را می‌دهد)}

اولین شب در درون قبر شبی است که علماء از ترس آن گریسته و شعراء در رثای آن سروده اند و کتب متعدد پیرامون آن به رشته تحریر در آمده است.

اولین شب در درون قبر……

بسراغ یکی از صالحین آمده در حالیکه که وی به سبب نیش خوردن از ماری گزنده در حال سکرات مرگ بود و چون در حال سفر بود فراموش کرد از پدر ومادر و برادران و فرزندان خویش خداحافظی نماید و قصیده ای سرود که مادر مراثی عربی محسوب می شود وی در حالیکه قبر را فراروی خویش می بیند چنین می سراید:

فلله دری یوم اترک طائـعا

بنی بأعلى الرقمتین وداریا

قالوا لا تبعد وهم یدفنوننی

و أین مکان البعد إلا مکانیا

خدا مرا یار باد آنگاه که فرزندانم از خواسته خویش مرا رها کردند و مرا از منزگهم جدا نموده و درحالیکه مرا دفن می کردند می گفتند : از ما دور نشو و درو تر از مکانی که من در آن قرار می گیرم کجاست؟

چگونه در یک لحظه از فرزندان خویش جدا شوم؟

چرا از پدرم اجازه نگرفتم؟

آیا اینگونه زندگی ربوده می شود؟ آیا اینگونه می روم؟

آیا اینگونه تمام دارایی خویش را در یک لحظه از دست می دهم؟

و پیرامون خودش می گوید:

یارانی که متولی دفن من هستند می گویند: دور نشو – خدا تو را از ما دور نکند- و آیا مکانی دور جز این مکان وجود دارد؟

و آیا وحشت را مکانی جز اینجا هست؟

و آیا می توان مکانی تاریک جز این منزلگه یافت؟

آیا می توان آنرا تصور نمود:

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (۹۹) لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۰۰) المؤمنون- ‏( کافران به راه غلط خود ادامه می‌دهند ) و زمانی که مرگ یکی از آنان فرا می‌رسد ، می‌گوید : پروردگارا ! مرا ( به دنیا ) باز گردانید .‏ ‏تا این که کار شایسته‌ای بکنم و فرصتهائی را که از دست داده‌ام جبران نمایم . نه !  ( هرگز راه بازگشتی وجود ندارد ) . این سخنی است که او بر زبان می‌راند ( و اگر به فرض به زندگی دنیا برگردد ، باز به همان برنامه و روش خود ادامه می‌دهد ) . در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزی که برانگیخته می‌شوند ( و دوباره زنده می‌گردند و برای سعادت سرمدی یا شقاوت ابدی به صحرای محشر گسیل می‌شوند )} .‏

 

نه!!هرگز….. اکنون حساب را باز می گردانی؟ اکنون راه توبه و بازگشت را درپیش می گیری؟الآن دست از نافرمانی می کشی؟

ای کسی که از مساجد می گریختی و نماز را نمی شناختی

ای کسی که از قرآن رویگردان بودی ، ای کسی که پرده حدود الهی را می دریدی

ای کسی که در نافرمانی از خداوند رشد نموده ای

ای کسی که سد محرمات الهی را شکسته ای

اکنون می خواهی راه توبه را در پیش گیری؟؟؟ قبل از این کجا بوده ای؟؟

اولین شب در درون قبر……

تاریخ نویسان می گویند: حسن بن الحسن از فرزندان علی بن ابی طالب رضی الله عنه و أرضاه از دنیا رفت  در حالیکه درای همسر و چند فرزند بود و خود در عنفوان جوانی قرار داشت و حقیقت این است که مرگ از هیچ جوانی و یا ثروتمنی و یا فقیری و یا امیری و یا پادشاهی و یا وزیری و یا سلطانی اجازه نمی طلبد .

مرگ کمرها را می شکند و انسانها را بدون اجازه آنها از قصرهایشان خارج نموده و روانه قبر می کند.

حسن بن الحسن بصورت ناکهانی از دنیا رفت و او را روانه قبرستان نمودند اما همسرش علیه بگونه ای اندوهگین بود که کسی از اندوه وی جز خداوند باخبر نبود لهذا فرزندان خود را برگرفت و خیمه ای در اطراف قبر برپا نمود ( و این عمل در اسلام پسندیده نیست و اگر نه این بود که تاریخ نویسان آنرا ذکر نموده اند هیچگاه آنرا ذکر نمی کردم ) و سوگند یاد نمود که خود و فرزندانش یک سال کامل بر همسرش بگریند.

غصه ای بزرگ و اندوهی جانکاه

یک سال گریست وچون سال به پایان رسید شبانه خیمه را جمع نمود و فرزندان خود را برگرفت ناگهان فریادی را شنید که کسی به همراهش می گفت:آیا یافتند آنچه را که از دست دادند؟ آیا یافتند آنچه را که از دست دادند؟ دیگری پاسخ داد: خیر بلکه نامید شده و بازگشتند .

آنچه را از دست داه بودن نیافتند ، گمشده خویش را نیافتند و چیزی را که به امانت نهاده بودند را بدان دست نیافتند.

از قبر با آنان سخن نگفت ، و حتی برای یک لحظه به نزد آنان نیامد ، فرزندان خودش را نبوسید و همسر خویش را ندید…نه

و این شب اول قبر است گرچه شبهای دیگر در پیش روست اگر گردار نیک فرو فرستاده باشیم ، خداوند می فرماید: وَالَّذِینَ آَمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ (۲۱) الطور- {‏کسانی که خودشان ایمان آورده‌اند و فرزندانشان از ایشان در ایمان آوردن پیروی کرده‌اند ،  ( در بهشت ) فرزندانشان را بدیشان ملحق می‌گردانیم ( تا زادگان دلبند خود را در کنار خود ببینند و از انس با آنان لذت بیشتر ببرند ) بی‌آنکه ما اصلاً از عمل آن کسان چیزی بکاهیم ( و از اندوخته پدران و مادران چیزی برداریم و به فرزندانشان بدهیم ، و یا بدین وسیله بر حسنات فرزندان بیفزائیم و یا گناهانشان را از این راه بزدائیم ) . چرا که هر کس در گرو کارهائی است که کرده است .‏}

ابوالعتاهیه بر یکی از سلاطین که به قصرهای خویش مغرور شده و شب اول قبر را فراموش کرده بود وارد شد( و ما به هر انسان متکبری می گوییم آیا شب اول در درون قبر را یاد می کنی؟)

سلطان قصرهایی را در بغداد بنا نموده بود و این شاعر در حالیکه وی را بابت ساخت قصرهایش تهنیت می گفت چنین فرمود:

تا می توانی با آسودگی در سایه قصرهای بلند خویش زندگی کن

هزار و نه هزار بلکه ملیون سال در سلامتی و تندرستی زندگی کن

صبحگاه و شامگاه به خواسته های خویش دست می یابی و هر آنچه از خوردنی ها و نوشیدنیها می طلبی برایت فراهم است. ( ولیکن بشنو پس از آن چه می گوید) :

فإذا النفوس تغرغرت

بزفیر حشرجه الصدور

فهناک تعلم موقنا

ما کنت إلا فی غرور

آنگاه که نفس به غرغره افتاد و بسختی روح در سینه وگلویت رفت و آمد می کرد آنجا به یقین در خواهی یافت که جز در غرور نبوده ای

سلطان پس از شنیدن این ابیات بشدت گریست تا جایی که از هوش رفت : آنجا به یقین در خواهی یافت که جز در غرور نبوده ای

اولین شب در درون قبر…..

ای مسلمانان من از خود و شما می خواهم برای شب اول در درون قبربرای خویش نوری مهیا سازیم

و بخدا سوگند هیچ چیزی قبر ما را نورانی نخواهد کرد مگر عمل صالح پس از ایمان

برای خود چیزی را پیش بفرستیم که ما را همدمی باشد در آن روزی که از خانواده و مال و فرزندان و دوستان فاصله می گیریم

رسول الله صلی الله علیه وسلم بسوی تبوک خارج شد در یکی از شبها که او با یارانش در حالیکه در جهاد فی سبیل الله بودند در بستر خواب فرو رفتند ، عبدالله بن مسعود رضی الله عنه می گوید: آخر شب از خواب برخاستم و نگاهی به بستر رسول الله صلی الله علیه و سلم انداختم اما او را نیافتم ، دست خود را در بسترش نهادم متوجه شدم که سرد است.

و بسوی فراش ابوبکر رضی الله عنه رفتم اما او را در بسترش نیافتم

نگاه خویش را بسوی بستر عمر دوختم او نی در بستر خویش نبود

ناگهان متوجه نوری در آخر خیمه ها شدم لهذا بسوی نور روانه شدم دیدم که قبری را حفر کرده اند و رسول الله صلی الله علیه و سلم در درون قبر رفته و جنازه ای کفن شده آماده دفن است و ابوبکر و عمر رضی الله عنهما در اطراف جنازه ایستاده اند و رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها می گوید: یارتان را بدست من بدهید ، و چون ابوبکر و عمر جنازه را بدست رسول الله صلی الله علیه وسلم دادند اشک از چشمان ایشام سرازیر شد سپس دستان خویش را رو به قبله نمود و چنین دعا کرد: بارالها من در حالیکه روز را به شب رساندم که از او راضی و خشنود بودم…… بارالها من در حالیکه روز را به شب رساندم که از او راضی و خشنود بودم

عبدالله بن مسعود می گوید: گفتم این مرد(میت) کیست؟

گفتک این برادرت ذوالبجادین است که در اول شب از دنیا رفت

ابن مسعود می گوید: بخدا سوگند دوست داشتم که من بجای آن میت بودم: بارالها من در حالیکه روز را به شب رساندم که از او راضی و خشنود بودم….. و چون خدا از بنده ای راضی باشد او را سعادتمند و خوشبخت می گرداند.

در اینجا سؤالی پیش می آید برای کسانی که خدا و دستورات او را به باد فراموشی سپرده و پرده های حرمت الهی را دریده اند.

خطاب به او چنین می گوییم: ای برادر آیا اولین شب در درون قبر را بیاد آورده ای؟

عمربن عبدالعزیز یکی از امرای دولت اموی بود که روزی بیش از دو مرتبه لباس گرانبهای خود را عوض می کرد ، طلا و نقره و خدمتکار و قصرهای زیبا و انواع خوردنیها و نوشیدنی ها از هرآنچه اشتها می نمود را در اختیار داشت.

هنگامی که امور خلافت مسلمین را عهده دار شد، پادشاه امت اسلامی همه آنها را رها نمود چون بیاد شب اول در درون قبر افتاد

در روز جمعه بر بالای منبر ایستاد و درحالیکه امت با وی بیعت کرده بودند بشدت گریست…. امراء ، وزراء، شعراء ، علماء ، و فرماندها در اطراف وی بودند ایشان فرمودند: بیعت خویش را باز پس گیرید اما همه گفتند: ما کسی غیر از شما را نمی خواهیم.

عمر امور خلافت را بر عهده گرفت اما هفته ای یا کمتر بر وی نمی گذشت مگر اینکه لاغرتر و ضعیف تر می شد و چهره اش تغییر می کرد و یک لباس بیش نداشت.

به همسر عمر بن عبدالعزیز گفتند: عمر را چه شده است که چنین تغییر کرده است؟ همسر عمر فرمود: بخدا سوگند که وی شب را نمی خوابد شبانگاه به بستر می آید اما همواره در بستر خویش می غلطد گویا که بر اخگری از آتش خوابیده است و می گوید: آه….مسؤلیت امت محمد را بر عهده گرفته ام و در روز قیامت فقراء و بیچارگان و کودکان و بیوه زنان مرا بازخواست خواهند نمود

یکی از علماء به ایشان می گوید: ای امیرالمؤمنین تو را قبل از عهده داری خلافت در مکه درحالی مشاهده نمودیم که غرق در نعمت و آسایش و راحتی بودی پس شما را چه شده است که چنین تغییر کرده اید؟ عمر رحمه الله پس از شنیدن این سخن چنان گریست که نزدیک بود استخوانهایش از یکدیگر جدا شوند ، سپس خطاب به آن عالم که ابن زیاد بود چنین گفت: چگونه خواهی شد ای ابن زیاد اگر مرا  سه روز پس از دفنم مشاهده نمایی در حالیکه برهنه هستم و در خاک قرار می گیرم و دوستان و یاران خویش را رها می کنم؟؟ اگر مرا سه روز پس از دفنم ببینی چگونه خواهی شد؟ بخدا سوگند چیزی را مشاهده خواهی نمود که تو را ناخوش آید.

از پروردگار کردار نیک را می طلبیم

والله لو عاش الفتى فی عمره

ألفا من الأعوام مالک أمره

متنعما فیها بکل لذیذه

متلذذا فیها بسکنا قصره

لا یعتریه الهم طول حیاته

کلا ولا ترد الهموم بصدره

ما کان ذلک کله فی أن یفی

فیها بأول لیله فی قبره

بخدا سوگند اگر جوانی در زندگی خویش هزار سال عمر نماید و امور خویش را در دست داشته باشد و از تمام لذتها بهره گیرد و از سکنی گزیدن در قصرش لذت ببرد و اندوه در زندگی بسراغش نیاید و هرگز اندوهی در سینه اش رخنه نکند ، جز این نیست که شب اول قبرش جای همه اینها را خواهد گرفت.

بخدا سوگند اگر انسان هزار سال زندگی کند و در این مدت هیچ غم و اندوهی بسراغش نیاید ….. بخدا سوگند همه اینها برابر با شب اول در درون قبر نیست. و به پروردگار سوگند که همه آن در آن گذاشته خواهیم شد.

ای بندگان خدا برای خویش وشما از پروردگار پایداری را می طلبم، برای میهمانی آن شب چه فراهم آورده ایم؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: (القبر روضه من ریاض الجنه أو حفره من حفر النار) قبر باغی از باغهای بهشت است و یا دریچه ای  از دریچه های جهنم).

عثمان بن عفان رضی الله عنه خلیفه مسلمین هرگاه که جنازه ای را تشییع می کرد چنان می گریست که از هوش می رفت و مانند جنازه ای او را بسوی خانه اش حمل می نمودند، به او می گفتند:تو را چه شده است؟گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند:( القبر أول منازل الآخره فإذا نجا العبد فیه أفلح وسعد، وإذا خسر والعیاذ بالله خسر أخرته کلها)( قبر اولین منزلگه از منزلگاههای آخرت می باشد که اگر بنده از آن نجات یافت رستگار و خوشبخت شده است و اگر در آن زیان کند والعیاذ بالله در آخرت بصورت کامل زیان دیده است)

والقبر روضه من الجنان

أو حفره من حفر النیران

إن یکُ خیرا فالذی من بعده

أفضل عند ربنا لعبده

وإن یکن شرا فما بعد أشد

ویل لعبد عن سبیل الله صد

قبر باغی از باغهای بهشت است و یا دریچه ای  از دریچه های جهنم می باشد ، اگر نیک باشد  پس آنچه بعد از آن برای بنده  در نزد پروردگار است بهتر است ، و اگر بد باشد پس از آن دشوارتر است و وای بر بنده ای که از راه خدا باز می دارد.

به نزد قبرها آمدم و فریاد بر آوردم کجایند بزرگان وکجایند فرومایگان؟

به نزد قبرها آمدم قبر رؤسا و خدمه ، قبر پادشاهان و رعیت ، قبر توانگران وفقراء و فریاد بر آوردم کجایند بزرگان و کجایند فرومایگان؟

تفانوا جمیعا فما مخبر

وماتوا جمیعا ومات الخبر

فیا سائلی عن أناس مضوا

أما لک فی ما مضى معتبر

تروح وتغدو بنات الثرى

فتمحو محاسن تلک الصور

همه از بین رفتند و کسی نیس خبری بیاورد زیرا با مرگشان خبرهایشان نیز مرد-ای کسی که از من در مورد انسانهای پیشین سؤال می کنی آیا از گذشته عبرت نمی گیری؟ صبگاه و شبانگاه بر روی خاک قدم بر می داری و زیبائیهای آن صحنه ها را از بین می بری؟

آیا دیده قبری از قبر دیگر متمایز باشد؟

آیا پادشاهان در قبری از طلا و یا نقره خوابیده اند؟

بخدا سوگند که پادشاهی و قصر و لشکریانش و تمام دارائی خود را رها نموده و تکه پارچه ای پوشیده است چنانکه ما می پوشیم و در درون خاک فرو رفته است.

ولدتک أمک باکیا مستصرخا

والناس حولک یضحکون سرورا

فأعما لنفسک أن تکون إذا بکوا

فی یوم موتک ضاحکا مسرورا

                                                   —–

ای آمده گریان تو و خندان همه کس               وز آمدن تو گشته شادان همه کس

 امروز چنان باش که فردا چو روی                 خندان تو برون روی و گریان همه کس

و لکن بسیاری از مردم، قبر و اولین شب درون آن را شناختند لهذا کردار خویش را نیک نمودند به همین دلیل آنها همواره آماده اند و خداوند و روز آخرت را می طلبند و خداوند آنها را در شب و روز ثابت قدم گردانیده است…..آنان کسانی هستند در هر چشم بهم زدنی مرگ را در نظر می گیرند.

یکی از انسانهای صالح که او را می شناسم روزی همراه با همسرش از ریاض برای ادای عمره روانه مکه شدند ، همسرش زن پارسا و پرهیزگاری بود که روزها را روزه می گرفت و شبها به نماز شب مشغول می شد و از اولیاء خدا بود اما نکته قابل توجه این است که قبل از سفر،  این زن با فرزندان خویش وداع نموده و وصیتنامه خود را نوشت و درحالیکه می گریست فرزندان خود را می بوسید گویا به وی الهام شده که بزودی پیک اجل بسراغش می آید

(ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُکْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِینَ (۶۲)انعام- {‏سپس (همه مردگان در روز قیامت زنده می‌گردند و ) به سوی خدا ، یعنی سَرور حقیقی ایشان برگردانده می‌شوند . هان !  ( بدانید که در چنین روزی ) فرمان و داوری از آن خدا است و بس ، و او سریعترینِ حسابگران است ( و در کوتاه‌ترین مدّت به حساب یکایک خلائق می‌رسد و پاداش و پادافره آنان را می‌دهد)} .‏این مرد همراه با هسر پارسایش پس از رسیدن به مکه مناسک عمره را انجام دادند و در کنار خانه ای که شالوده آن بر اساس تقوا بنا شده مشغول به ذکر و عبادت و قرائت قرآن و قیام شب بودند …. آنها را با غیبت و گناه آشنایی نبود ….. پس از مدتی اقامت در مکه راه بازگشت به ریاض را در پیش گرفتند اما در میانه ی راه پیک اجل بسراغ آن زن مؤمن و پارسا آمد

وَعْدَ اللَّهِ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (۶) یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآَخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ (۷)- الروم-  

(‏این وعدّه‌ای است که خدا داده است ، و خداوند هرگز در وعده‌اش خلاف نخواهد کرد ، ولیکن بیشتر مردم ( که کافران و مشرکان و منافقانند ، این را ) نمی‌دانند .‏(۶) ( این اکثریّت کوتاه‌بین ) تنها ظاهر و نمادی از زندگی دنیا را می‌دانند ، و ایشان از آخرت کاملاً بی‌خبرند .‏(۷)

خودرو سواری که بر آن سوار بودند در مسیر واژگون شد و ضربه ای بر سر زن وارد شد که منجر به فوت وی شد – ولی او ان شاء الله شهید محسوب می شود.

أُولَئِکَ الَّذِینَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئَاتِهِمْ فِی أَصْحَابِ الْجَنَّهِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ (۱۶) – الاحقاف – (‏آنان کسانیند که کارهای خوبشان را می‌پذیریم و کلّیّه اعمال نیکشان را همسان نیک‌ترین آنها می‌گیریم ، و همچون سایر بهشتیان از بدیها و گناهانشان درمی‌گذریم ، این وعده راستینی است که پیوسته بدیشان داده شده است .‏)

قبل از وفات وی  مرد از درب دیگر خودرو خارج شده تا به کمک همسرش بشتابد اما او را درحالی می بیند که آخرین نفسهای زندگی را تجربه می کند و  در آن لحظه چنین می گوید: : لا إله إلا الله محمد رسول الله، الله، الله، الله.
سپس رو به شوهرش نموده و می گوید: مرا ببخش، وعده ما دربهشت،سلام خانواده ام را برسان.

وَالَّذِینَ آَمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ (۲۱) الطور- {‏کسانی که خودشان ایمان آورده‌اند و فرزندانشان از ایشان در ایمان آوردن پیروی کرده‌اند ،  ( در بهشت ) فرزندانشان را بدیشان ملحق می‌گردانیم ( تا زادگان دلبند خود را در کنار خود ببینند و از انس با آنان لذت بیشتر ببرند ) بی‌آنکه ما اصلاً از عمل آن کسان چیزی بکاهیم ( و از اندوخته پدران و مادران چیزی برداریم و به فرزندانشان بدهیم ، و یا بدین وسیله بر حسنات فرزندان بیفزائیم و یا گناهانشان را از این راه بزدائیم ) . چرا که هر کس در گرو کارهائی است که کرده است .‏}

آری بخدا سوگند

از پروردگار می طلبم که این خانواده را دربهشت گرد هم جمع کند،و ما و نزدیکان و دوستان ما را نیز در بهشت برین گرد هم آورد.

بنتم وبنا فما أبتلت جوانحنا

شوقا إلیکم ولا جفت ماقینا

تکاد حین تناجیکم ضمائرنا

یقضی علینا الأسى لولا تأسینا

إن کان عز فی الدنیاء اللقاء ففی

مواقف الحشر نلقاکم ویکفینا

از ما و خود می پرسید بدانید که پرهایمان در شوق پرواز بسوی شما پریشان شده و سیل اشکهایمان خشک نمی شود- گویا نزدیک است آنگاه که درونمان با شما سخن می گوید اندوه ما را از پای در آورد اگرخود را آرامش ندهیم- اگر در ملاقات نمودن همدیگر در دنیا عزتی نهفته است پس ما در روز محشر و در آن جایگاه شما را ملاقات می نماییم واین خود ما را بس است.

مرد به ریاض باز می گردد و همسرش را دفن می نماید و در حالیکه خود تنها بود و بدون همسرش وارد منزل می شود ، فرزندان به پیشواز پدر آمده بودند- خدای من چه زندگی ساده و بی آلایش- اما صحنه تکانده سؤالی بود که یکی از کودکان از پدرش پرسید …. مادرم کجاست؟

مرد گفت: او خواهد آمد

کودک: نه بخدا سوگند بایستی مادرم را ببینم

بغض مرد شکست و گریه امانش را ربود

و ما به آن کودک می گوییم –مادرت  را به اذن پروردگار در بهشتی که پهنای آن به اندازه زمین و آسمان است خواهی دید. انسانهای بزرگ برای رسیدن بدان تلاش می کنند و مانند دنیای پست و فرومایه و ناچیز نیست که کسانی که خواستار رضای پروردگار و سعادت اخروی نیستند برای رسیدن بدان تلاش می کنند.

وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ (۱۳۳)-آل عمران- { ‏و ( با انجام اعمال شایسته و بایسته ) به سوی آمرزش پروردگارتان ، و بهشتی بشتابید و بر همدیگر پیشی گیرید که بهای آن ( برای مثال ، همچون بهای ) آسمانها و زمین است‌ ؛  ( و چنین چیز با ارزشی ) برای پرهیزگاران تهیّه دیده شده است .‏

فاعمل لدار غدا رضوان خازنها

الجار أحمد والرحمن بانیها

قصورها ذهب والمسک طینتها

والزعفران حشیش نابت فیها

برای منزلگهی تلاش کن که فردا بدست بیاوری؛ منزلگهی که رضوان دربانش می باشد  و همسایه ات رسول خدا صلی الله علیه وسلم است  منزلگهی که پروردگار خود بنا نمود جایی که قصرهایش از طلا و خاکش مسک و گیاهی که در آن می روید زعفران است.

ای برادران ایمانی ام:

ای پیرمردی که گوژپشت شده ای و اجلت نزدیک شده آیا خود را برای اولی شب در درون قبر  آماده کرده ای؟

ای جوانی که غرق در نعمت شده ای و جوانی و  مال و آسودگی  تو را فریفته است آیا خود را برای اولین شب در درون قبر آماده کرده ای؟

همانا که آن شب اولین شبها می باشد : یا اولین شب از شبهای بهشت…. یا اولین شب از شبهای دوزخ.

بندگان خدا :

صلوات و درود بفرستید بر کسی که پروردگار شما را به صلوات و درود فرستادن به وی امر نموده است.

و درود بفرستید بر یاران گرامی اش و خشنودی پروردگار از آنها را بطلبید

برای خود و شما از پروردگار بهشت برین و خوشبختی آخرت را خواستارم

از خداوند می خواهم اولیای امور مسلمین را اصلاح گردند و آنها را به بهترین راه رهنمون سازد

از باریتعالی می خواهم جوانان ما را اصلاح نموده و آنها را از تاریکی ها رهانیده و بسوی نور رهنمون سازد واز گناهان آنها در گذرد و آنها را توفیق چنگ زدن به اعمال صالحی دهد که در اولین شب در درون قبر به آن نیز خواهند داشت

از خداند می خواهم ما و شما را در مسیر حق ثابت قدم بگرداند و دیدگان ما و درون ما را تاریک نگرداند

و ما را در زمره گروهی قرار ندهد که از منهج الهی رویگردان شده و نافرمانی از اوامر پروردگار را برگزیدند و از نشانه های پروردگار غافل گشته و بدین سبب نابینا و ناشنوا و گمراه شدند.

سبحان ربک رب العزه عما یصفون وسلام على المرسلین والحمد لله رب العالمین.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 16 =