عقیده

ایمان به فرشتگان و آثار آن در زندگی

یکی از ارکان ایمان ، ایمان به فرشتگان خداوند است ، و بایستی بدانیم که ماهیت رکن به این صورت است که نبودش در چیزی ، منجر به نبود آن چیز می گردد و ایمان هم اینگونه است اگر رکنی از ارکان آن نباشد ، ایمانی هم در کار نخواهد بود . اگر کسی به فرشتگان خداوند ایمان نداشته باشد ، مومن نخواهد بود .

فرشتگان موجوداتی هستند که ما آن اندازه که خداوند و پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در موردشان خبر داده است ، باید بدان معتقد باشیم . در حدیث می خوانیم : (( فرشتگان از نور و جنیان از زبانه های آتش آفریده شده اند و آدم همانگونه که برایتان توصیف شده است خلقت شده است )) .

دلیل وجودشان 🙁 از قرآن ) خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : ((وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ ))و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان‌] گفتند: «آیا در آن کسى را مى‌گمارى که در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مى‌کنیم؛ و به تقدیست مى‌پردازیم.» فرمود: «من چیزى مى‌دانم که شما نمى‌دانید.»

و در حدیث می خوانیم که رسول الله صلی الله علیه و سلم اینگونه دعا می فرمودند : (( خداوندا ، ای پروردگار جبرائیل و میکائیل و اسرافیل ، ای بوجود آوردنده ی آسمانها و زمین ، ای داننده ی غیب و آشکار ، تو کسی هستی که بین بندگانت در آنچه با هم اختلاف دارند ، حکم می کنی …)) که جبرئیل سفیر وحی خداوند و میکائیل مسوول رزق و روزی و باران و گیاهان و اسرافیل مامور دمیدن در شیپور است .

بنابراین ایمان به آنها واجب و انکارشان کفر است . خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : وَمَن یَکْفُرْ بِاللَّـهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا ﴿١٣۶﴾و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز بازپسین کفر ورزد، در حقیقت دچار گمراهى دور و درازى شده است.

اعمال فرشتگان :

۱- گروهی از فرشتگان مامور حمل عرش خداوندی هستند ، همانگونه پروردگار می فرمایند : وَالْمَلَکُ عَلَىٰ أَرْجَائِهَا ۚ وَیَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانِیَهٌ ﴿١٧﴾و فرشتگان در اطراف [آسمان‌]اند، و عرش پروردگارت را آن روز، هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى‌دارند.

۲- فرشته و فرشتگانی مامور قبض ارواح انسانها می باشند ، قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ ﴿١١﴾بگو: «فرشته مرگى که بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‌شوید.»

و در جایی دیگر می فرمایند : حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یُفَرِّطُونَ ﴿۶١﴾تا هنگامى که یکى از شما را مرگ فرا رسد، فرشتگان ما جانش بستانند، در حالى که کوتاهى نمى‌کنند.

و در حدیثی می خوانیم که : (( هر گاه بنده مومن در بستر مرگ بود و رو به سوی آخرت داشت ، فرشتگانی که چهره هایشان مانند خورشید است بر او فرود می آیند و تا چشم انداز می نشینند ، سپس فرشته ی مرگ می آید و کنار سرش می نشیند و می گوید : ای نفس مطمئنه و پاک به سوی مغفرت و رضایت خداوند بشتاب . اما اگر بنده ی کافر باشد ، به هنگام ترک دنیا و در بستر مرگ ، فرشتگانی سیاه با لباس های غلیظ بر او فرود می آیند و به اندازه ی چشم انداز در کنارش می نشینند ، سپس فرشته ی مرگ می آید و در کنار سرش می نشیند و می گوید : ای نفس پلید به سوی خشم و غضب خداوند خارج شو .

۳- برخی از فرشتگان نگهبانان بهشتند که نام رئیس آنها ( رضوان ) می باشد ، خداوند تبارک و تعالی می فرمایند وَالْمَلَائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِم مِّن کُلِّ بَابٍ ﴿٢٣﴾و فرشتگان از هر درى بر آنان درمى‌آیند.

۴- فرشتگان مسوول جهنم که تعدادشان ۱۹ تن است و مالک رئیس آنهاست وَنَادَوْا یَا مَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ ۖ قَالَ إِنَّکُم مَّاکِثُونَ﴿٧٧﴾و فریاد کشند: «اى مالک، [بگو:] پروردگارت جان ما را بستاند.» پاسخ دهد: « شما ماندگارید.»

و در جایی دیگر می فرمایند : عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿۶﴾بر آن [آتش‌] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده‌] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‌دهند.

یکی از فوائد ایمان داشتن به این فرشتگان ، ترس از آتش جهنم و عمل نمودن به منظور دور شدن از آن و شوق در ورود به بهشت و کار کردن برای آن است ، آری بهشتی که آیا می دانید کمترین درجه ی آن چگونه است ؟

در صحیح مسلم از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( آخرین شخصی که وارد بهشت می شود ، فردی است که بر روی پل صراط افتان و خیزان راه می رود ، و گاه گاهی آتش او را سیلی می زند ، تا اینکه به هر حال از پل عبور می کند … ((پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعاً کامیاب شده است؛ و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست.)) [آل عمران:۱۸۵] (( به پشت سرش – یعنی به آتش – نگاه می کند و به آن می گوید : پر برکت است کسی که مرا از تو نجات داد ، ستایش از آن خدایی است که به من چیزی را عطا کرد ، که به هیچ یک از بندگانش نداده است )) این در حالی است که او آخرین نفر است و سابقون از او جلوتر رفته اند ؛ چرا که از امت محمد صلی الله علیه و سلم هفتاد هزار نفر بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند .(( مدتی آنجا می ایستد ، پس خداوندی درختی را با دستان خودش در آنجا می رویاند ، بنده می گوید : مرا به این درخت نزدیک کن ، که از سایه اش استفاده نموده و از آب کنارش بنوشم ؟خداوند عزوجل می فرمایند : ای بنده ی من ، آیا اگر خواسته ات را بر آورده سازم ، چیز دیگری را از من نمی خواهی ؟ می گوید : نه پروردگارم ، دیگر هر گز چیزی را نخواهم خواست ، مرا از آتش نجات داده ای ، و اگر مرا به درخت نزدیک کرده تا در سایه اش استراحت کنم و آب بنوشم ، بعد از آن دیگر ، خواسته ای ندارم ، رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : پروردگارش او را معذور می دارد چون می بیند که بنده اش توان صبر کردن در برابر آن را ندارد ، لذا او را به درخت نزدیک کرده ، و بنده از آب و سایه ی آن درخت بهره می برد ، بعد از مدتی خداوند تبارک و تعالی ، درختی زیباتر از درخت اول را می رویاند ، بنده بعد از گذشت ساعاتی ، می گوید : پروردگارا ، خداوند عزوجل می فرماید : چه می خواهی ای بنده ی من ؟ می گوید : پروردگارا مرا به آن درخت نزدیک کن ، تا از آبی که آنجاست و سایه ی آن استفاده نمایم ،پروردگار متعال می فرماید : ای بنده ی من ، آیا عهد و پیمان نبستی که چیز دیگری را از من نخواهی ؟

بنده می گوید : به عزتت قسم ، غیر از این دیگر، چیزی را نمی خواهم ، مرا به درخت نزدیک کن ، بعد از آن دیگر خواسته ای ندارم ، پس خداوند او را به درخت نزدیک می کند ، چون می بیند که بنده اش توان صبر کردن بر آن را ندارد ، بنده مدتی زیر درخت دوم می ماند ، و بعد از گذشت ساعاتی ، خداوند بر در بهشت درختی را می رویاند ، که بنده آن را می بیند ، و می گوید : پروردگارا ، مرا به این درخت نزدیک کن تا از آبی که آنجاست استفاده نموده و زیر سایه ی درخت بیاسایم ، خداوند عزوجل می فرمایند : ای بنده ی من ، آیا عهد و پیمان نبسته بودی که دیگر ، چیزی را نخواهی ؟ بنده می گوید : به عزتت سوگند ، غیر از این دیگر نمی خواهم ، خداوند باز هم او را به درخت نزدیک می گرداند ، چون می بیند که بنده اش توان صبر کردن را ندارد ، وقتی بنده زیر درختی که بر در بهشت روییده بود ، قرار گرفت ، صدای بهشتیان را شنید ، اینجا بود که گفت : پروردگارا ، مرا وارد بهشت کن ، – آیا می خواهید بدانید که پروردگار متعال چه فرمود ؟- خداوند عزوجل فرمودند : ای بنده ی من ، شما کی از من راضی می شوی ؟ آیا اگر دو برابر دنیا را به تو بدهم راضی می شوی ؟ بنده به پروردگار عزوجل نگاه می کند و می گوید : در حالی که پروردگار جهانیان هستی ، مرا مسخره می کنی ؟ اینجا بود که عبدالله بن مسعود می خندد و به صحابه می گوید : چرا در مورد علت خنده ام از من نمی پرسید ؟ می گویند : چرا می خندی ؟ ابن مسعود می گوید : بخاطر خنده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم می خندم ، وقتی آنحضرت صلی الله علیه و سلم به اینجای حدیث رسیدند خندیدند ، پس صحابه پرسیدند : ای رسول خدا چرا می خندی ؟ حضرت فرمودند : بخاطر خنده ی پروردگار ، می خندم ، چون وقتی بنده می گوید : مرا مسخره می کنی ، در حالی که پروردگار جهانیان هستی ؟ خداوند خنده می کند و می گوید : (( تو را مسخره نمی کنم ، بلکه من بر هرآنچه که بخواهم توانایی دارم )). این آخرین فردی است که وارد بهشت خواهد شد .

۵- برخی از فرشتگان ، مسوول حفاظت از انسانها هستند و بندگان خدا را از جن و درندگان و بلاها محافظت می کنند ، همانگونه که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ ۗبراى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‌کنند.

۶- فرشتگانی هم هستند که سیاح می باشند و مامور رساندن سلام ما به رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشند .

۷- فرشتگانی دیگر که اعمال خوب و بد ما را می نویسند همانگونه که خداوند عزوجل می فرمایند : وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ﴿١٠﴾ کِرَامًا کَاتِبِینَ ﴿١١﴾ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ﴿١٢﴾و قطعاً بر شما نگهبانانى [گماشته شده‌]اند:[فرشتگان‌] بزرگوارى که نویسندگان [اعمال شما] هستند؛آنچه را مى‌کنید، مى‌دانند.

در پایان چند مورد از اثر ایمان به فرشتگان را ذکر می کنم :

۱- احساس عظمت پررودگار ، در واقع ظرافت و عظمت مخلوق و مصنوع ، گویای عظمت خالق است وقتی به عظمت این موجودات پی می بریم ، عظمت خالق آنها در ذهم ما متجلی می گردد

۲- انسان مومن از اینکه چنین مخلوقات و موجوداتی در عبادت و اطاعت از خداوند با او همراهی می کنند ، بسیار خوشحال و مسرور می گردد و انگیزه اش برای عبادت بیشتر می گردد چرا که فرشتگان لَّا یَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿۶﴾از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‌دهند.

۳- انسان مومن وقتی پی می برد که فرشتگان به امر خداوند از او محافظت کرده و به یاری و کمکش می آیند احساس عزت و سربلندی می نماید و در رسیدن به اهدافش مصمم تر می گردد همانگونه که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : بَلَىٰ ۚ إِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـٰذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ﴿١٢۵﴾آرى، اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید، و با همین جوش [و خروش‌] بر شما بتازند، همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد کرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن