فرهنگ و جامعه

باز یافت جامعه اسلامی؛ چالش ها و راهکارها!

نوشتاری از: مرحوم انجنیر خرم مراد

ترجمه: احمد ضیاء رحیمزی

جامعه اسلامی چه مفهومی دارد و معنای آن چیست؟ این جامعه کدام خصوصیت ها را باید داشته باشد و از دیدگاه اخلاقی و اجتماعی چگونه بایستی بود؟ تا هنگامیکه به این پرسش ها پاسخ ارائه نگردد و تصور این جامعه در ذهن ما واضح نشود، تلاش برای تشکیل آن و همچنان آرزوی به اکمال رسانیدن آن، به جهت خواهد بود.

درکنار آن باید بدانیم هنگامیکه که این گونه جامعه ای در صدر اسلام تشکیل گردیده بود، کدامین خرابی ها چگونه ودر کجای آن رخنه نمودند و اگر حالا در کدام نقطه دنیا جامعه ای همانند یا نزدیک به آن وجود داشته باشد، چه تفاوت هایی بین آن جامعه و یک جامعه اسلامی نمونه وجود دارد، در نتیجه این تحقیق و جستجو است که می توان برای رفع خرابی ها، دگر گونی ها و تفاوت ها پیشنهاداتی ارائه کرد و بعد از آن در پایان، برای به دست آمدن هدف اصلی، کار صورت گرفته می تواند و طرز و روش کار برای دانشمندان اسلامی پیشنهاد شده می تواند.

اساسات جامعه اسلامی

جامعه فکری

اولین و بنیادی ترین خصوصیت جامعه اسلامی این است که یک جامعه مفکوره یی ونظریاتی بوده و هیچ گاهی براساس نژاد، زبان، رنگ، منطقه و یا فرهنگ خاصی بنا نمی یابد، بلکه به اساس یک مفکوره و نظریه بوجود می آید. نظریه و مفکوره ایکه به اساس آن جامعه اسلامی بنا می یابد درحقیقت نظریه بدست آوردن رضای الهی است، این اساس و تهداب جامعه اسلامی که مثال آن درهیچ جای دنیا به نظر نمی رسد، همه بت های مبنی بر تعصبات زبانی، سمتی و نژاد پرستی را می شکند وبرای شامل شدن یا داخل شدن به این جامعه اسلامی تنها پذیرفتن مفکوره اسلامی و عمل کردن به آن نیاز است وبعد از شامل شدن، درجامعه اسلامی همه تعهدات وفاداری افراد تنها وتنها با خالق کاینات بسته می شود.

رهنمایی بشریت

دومین خصوصیت جامعه اسلامی، رهنمایی بشر به سوی یک هدف روشن و آشکار است واین هدف در قرآن کریم به صورت واضح نشاندهی شده است، آنجا که الله متعال به حضرت ابراهیم علیه السلام امر می کند که ” من قصد دارم ترا پیشوا و رهبر همه انسان ها بسازم” (البقره آیت ۱۲۴).
به این ترتیب مشاهده می کنیم که رهنمایی و قیادت انسانها به سوی یک منزل مُعین، دومین هدف اساسی این گونه جامعه است. این هدف از زمانی در مقابل جامعه اسلامی قرار داشت که برای اولین بار در جهان به وجود آمد.

در زمان خلافت حضرت عمر بن عبدالعزیز، والی یک ولایت ضمن نامه یی به خلیفه نوشت که ” به دلیل مسلمان شدن تعداد زیادی از غیر مسلمانان، عاید دولت اسلامی از مدرک اخذ جزیه کاهش می یابد.” خلیفه مسلمانان به وی پاسخ داد که:” الله متعال، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را به حیث پیامبر حق وعدالت فرستاده بود تا راستی و صداقت گسترش یابد، او را به حیث مامور اخذ مالیه نفرستاده بود تا از مردم پول جمع کند.”
پاسخ عمر بن عبدالعزیز به والی مذکور، این هدف جامعه اسلامی را تأیید می کند که جامعه اسلامی مسؤولیت رهنمایی بشریت را بدوش دارد، و این جامعه ایست که نه برای خود، بلکه برای دیگران زیست می نماید.

عدالت اجتماعی

وقتی این مسایل را درمقابل خود بگذاریم، خواص بیشتر جامعه اسلامی بر ما روشن می گردد و مهمترین آن این است که این اجتماع یک اجتماع استوار بر عدل و انصاف است، چنانچه الله متعال می فرماید:” ما رسولان خود را با نشانه های واضح و آشکار بسوی شما فرستادیم، همراه با آن کتاب و میزان(ترازو) را نیز فرستادیم تا مردم بر انصاف استوار باشند. (الحدید۵۷:۲۵)

این فرمان قرآن کریم، هدف و مقصد بعثت انبیای کرام وفرستادن کتب آسمانی را تشکیل یک نظام زنده گی برای مسلمانان بیان می کند که ضمن آن به شمول معاملات اجتماعی وانفرادی همه زنده گی انسان تابع اصول عدل و انصاف باشد و این موضوع را واضح می سازد که عدل و انصاف در هر بخش زنده گی در جامعه اسلامی، دارای اهمیت اساسی است.

در صدر اسلام کسانی که اساس وتهداب این جامعه اسلامی را بنا نهادند، آنها فلسفه عدل وانصاف را نمایان ساختند، حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و خلیفه دوم حضرت عمر رضی الله عنه پس از بدست گرفتن زمام امور فرمودند: “کسیکه مظلوم است، نیرومند تر ازهمه کس است وکسی که ظالم است، ضعیف تر ازهمه است، تا هنگامیکه ظلم ریشه کن نگردد وحقوق مظلوم برایش بازگردانده نشود.” حال این موضوع را بگونه واضح می توان فهمید که عدل، انصاف،شفافیت وتوازن از خصوصیات اساسی جامعه اسلامی شمرده می شوند.

در دور مکی، چند تن از اصحاب کرام نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند و از ظلم و ستم کفار قریش نزد وی شکایت نمودند، حضرت خباب بن الارت رضی الله عنه، می فرماید که آنحضرت صلی الله علیه وسلم در این لحظه درسایه خانه کعبه استراحت و چادر خود را زیرسرگذاشته بودند، ما خدمت ایشان بعرض رسانیدیم که چرا برای ما از درگاه الله طالب کمک نمی کنید؟چرا برای خاتمه این ظلم دعا نمی کنید؟ (این سلسله تا چه هنگامی ادامه خواهد یافت؟ چه هنگامی این مشکلات خاتمه خواهد یافت؟) رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:” قبل از شما مردمانی گذشته اند که برای بعضی آنها در روی زمین حفره ها می ساختند، بعد آنها را درآن حفره ها ایستاده نموده وبا اره جسم آنها را قطع می کردند، تا جاییکه جسم آنها دوپارچه می شد، ولی با وجود این همه آنها از دین خود بر نمی گشتند، همچنان در اجسام آنها سیخ های داغ آهنین را فرو می بردند که از گوشت گذشته وتا استخوان می رسید، ولی این بنده گان خداوند از راه حق عدول نمی کردند.

قسم به ذات خداوند که این دین غلبه می یابد، تا حدیکه شخصی سوار بر اسپ از صنعاء (پایتخت امروزی یمن) تا حضرموت (شهری از توابع شام) سفر می کند و درمسیر راه جز الله از هیچ کس هراسی نمی داشته باشد، البته شبان تنها از بابت رمه های خود نگران خواهد بود که مبادا گوسفندان وی را نربایند، اما شما عجله می کنید.” (روایت بخاری)

در یک واقعه دیگر حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم به حضرت حاتم بن عدی فرمودند که :” وقتی فرا خواهد رسید که خانمی از صنعاء الی مکه سفر خواهد کرد و به کلی محفوظ خواهد بود، خزاین بزرگ قیصر وکسری را اگر دیده باشید، همه در اختیار امت من خواهند بود، زمانی فرا خواهد رسید که شخصی در دست خود طلا را گرفته بیرون برود وکسی پیدا نشود که این طلا را از وی بگیرد.” از این واقعات در می یابیم که حاکمیت قانون، مساوات، عدالت اقتصاد و رفاه و سعات از جمله خصوصیات این جامعه است، در حدیکه شخصی نباید با خیرات شخص دیگری زیست نماید و همه کس به حقوق خویش دست یافته باشند.

حفظ و نگه داشت تشخص فردی

چهارمین امتیاز و خصوصیت جامعه اسلامی این است که در ساحه آن هر شخص بجای خود دارای اهمیت است، بر خلاف سایر جوامع که هر فرد تابع نظام می باشد، به این معنا که انفرادیت و هویت فرد خاتمه می یابد وبه یک پرزه نظام مبدل می گردد؛ برعکس در جامعه اسلامی فرد به حیث فرد مورد توجه قراردارد، قرآن کریم اهمیت فرد را واضح ساخته می فرماید: “هرکس در برابر الله مسؤول و پاسخ ده اعمال خود است” دولت، اجتماع و نظام آن مسؤولیت دارند تا افراد جامعه خود را آسوده نگاه دارند، تا از ناحیه روانی و جسمانی و از دیدگاه داخلی و بیرونی مطمین بوده و مسؤولیت ها و وجایب خود را به وجه احسن انجام دهند.

خاتمه تبعیض رنگ و نژاد

پنجمین خصوصیت جامعه اسلامی این است که بر اتحاد بشریت یقین دارد، هدف آن این است که در این جامعه افرادی دارای رنگ ها، زبان ها، نسل ها، مناطق وتمدن های مختلف اند و اتحاد این همه افراد دارای رنگ ها ونسل های مختلف تنها می تواند از طریق یک نظریه و مفکوره عملی گردد؛ دوری مناطق، بیگانگی زبان ونژاد همه هنگامی می توانند نادیده پنداشته شوند که شخصی کلمه طیبه را خوانده و با صدق دل اعتراف می کند و شهادت می دهد که :”جز الله هیچ معبود دیگری وجود ندارد و محمد صلی الله علیه وسلم ، فرستاده اوست.” و هنگامی که فردی از این جامعه ازپذیرفتن کلمه توحید انکار می کند،هرچند از مدت زیادی در آن زیست داشته باشد،همه روابط آن قطع گردیده و جامعه اسلامی از پذیرفتن وی انکارمی ورزد، این امتیاز نیز یکی از خصوصیت های برتر جامعه اسلامی است که در سایر نظام های زنده گی و سایر جوامع بشری مثال آن مشاهده نمی شود.
این است چند خصوصیت مهم جامعه اسلامی که در زمان کنونی نشاندهی آن به معنی نشاندهی بسوی همان سمتی است که بشریت به آن سو رهنمایی می کند، جامعه ای که بر اساس عدل و انصاف استوار باشد.

عوامل انحطاط جامعه اسلامی

حال جانب دیگر قضیه را بررسی می کنیم که در روزگار برپایی جامعه اسلامی چه خرابی ها در کجا وچگونه پدید آمدند؟ چون تا هنگامی که این خرابی ها نشاندهی نگردد، قیام وتشکیل دوباره این جامعه ممکن نیست.

فراموش کردن اصطلاحات اسلامی

اولین خرابی که در چوکات جامعه اسلامی پدید آمد، این بود که ما اصل معنی و مفهوم اصطلاحات اسلامی را فراموش کردیم که قرآن کریم به ما اعطا نموده بود، هر اجتماع و هر طرز فکر اصطلاحات مخصوص بخود را دارد، این اصطلاحات دارای یک دورنما و معنای مخصوص بخود می باشد و کسانی که این نظریه وطرز فکر را می پذیرند، این اصطلاحات را با همان دورنما و معنای خاص آن می پذیرند وبرعکس آن اگر یک بار دورنما ومعنای خاص این کلمات و اصطلاحات به فراموشی سپرده شوند، با وجود استعمال رسمی این کلمات و اصطلاحات، هدف اصلی آن از نگاه ها پوشیده می ماند، اولین خرابی که در این جا پدید آمده است، همان است که ما یا اصطلاحاتی را فراموش کرده ایم یا آن را از نظر بدور افگنده ایم، که در ماورای خود یک پیام انقلابی وهمه گیردارد.

تغییر و تبدیل دراولویت ها

مشکل دومی این است که ما شعور تشخیص و پیمایش اولویت ها را از دست داده ایم، در هر جامعه و نظامی برای تحقق اهداف، انجام دادن امور و منظم ساختن معاملات زنده گی اولویت هایی تعیین می گردد، و برخی مسایل را فوقیت می دهند، اما عملیه تخریب در جامعه اسلامی از هنگامی آغاز گردید که ما اولویت ها را فراموش کردیم، چیزهایی که مهم بود را غیر مهم دانستیم و مسایل معمولی وغیر مهم را مهم جلوه دادیم.
در زمان حیات نبی اکرم صلی الله علیه وسلم شخصی در مسجد نبوی بعد از ادای نماز فرض، به ادای نمازنفل در همانجا پرداخت، حضرت عمر آنجا موجود بود، شخص مذکور را مورد سر زنش قرار داد و فرمود که اقوام گذشته به همین دلیل تباه شدند.

اصل حرف این است که موضوعات مهم با موضوعات کم اهمیت یکجا گردید و موضوعاتی که غیرمهم بودند به آنها اهمیت داده شد، چون انجام دادن آن سهل وآسان است، یکی از مسایل خیلی مهم در جامعه اسلامی، تلاش و جد وجهد مسلسل در راستای دین الهی است، این کار طبعاً یک کار سخت و مشکل است، ولی ما آنرا یک موضوع کم اهمیت پنداشته ایم و به این ترتیب همه نظام اولویت ها معکوس گردیده که در اثر آن، به اساس و تهداب جامعه اسلامی ضرر رسید.

فراموش کردن افکار انقلابی

نتیجه از دست دادن پیمایش اولویت ها به این گونه ظاهر گشت که دین را در ادای چند رکعت نماز، نوافل، اذکار و رسم و رواج محدود ساختند، فرایض و واجبات مهمی چون سعی و تلاش در راستای دین الهی و تشکیل یک جامعه مبتنی برانصاف و عدالت را پشت سر گذاشته ایم.

سومین خرابی پدید آمده در جامعه اسلامی این است که کار غالب ساختن دین اسلام به حیث یک نظریه و طرز فکر و منتشر ساختن آنرا ترک نمودیم و این احساس را نیز نتوانستیم پا برجا بگذاریم که این طرز فکر تنها برای ما نه بلکه برای انسان های همه جهان است و باید آنرا با یک احساس تبلیغی و داعیانه در سراسر جهان منتشر سازیم. در نتیجه فراموش کردن این فکر انقلابی، ما همه مصلحت پسندی را اختیار نمودیم.

بکار گیری روش یکسان در همه جا

آیزن هاور رئیس جمهور امریکا برای افتتاح یک مسجد در واشنگتن دعوت گردیده بود، در دور ابتدایی اسلام کسی نمی توانست تصور کند که یک رئیس جمهور غیر مسلمان برای افتتاح مسجدی دعوت گردد، ولی این کار صورت گرفت وبه دلیلی صورت گرفت که ما روحیه هدفمندانه اسلام را ازدست داده ایم، مسجد مکانی برای بنده گی وعبادت الله است و درجامعه اسلامی ارزش خاصی دارد، اهمیت و تقدس مسجد را این گونه از نظر افگندن، مثالی از خرابی ایست که در راستای تبلیغ دین در بین ما پدید آمده است.

اثرات فرهنگ وتمدن غربی

این سلسله از خرابی ها، از جمله خرابی هایی است که مدت اندکی پس از تشکیل جامعه اسلامی در بین ما آغاز گردیده است.

بالادستی فرهنگ وتمدن غربی

از دوسه قرن گذشته ما اثرات ناگوار جوامع غربی را بر خود پذیرفته ایم که نتایج تباه کننده یی را به دنبال داشته است، دلیل آن هم واضح است که ارزشها، معمولات و اهداف فرهنگ وتمدن غرب بکلی برخلاف جامعه اسلامی است.

وقتی دو فرهنگ و تمدن در مقابل یکدیگر قرار گرفتند، به دلیل اقتدار سیاسی و برتری سیاسی، فرهنگ وتمدن غرب، بر جامعه اسلامی سیطره یافت، در اکثر کشورهای اسلامی، فرهنگ وتمدن غرب، فرهنگ وتمدن طبقه حاکم بود، به همین دلیل رعیت این کشورها نیز آنرا پذیرفتند، در آغاز سده سیزدهم میلادی، کشور های اسلامی یکی پی دیگری در مقابل قدرت های استعماری سرنگون شد.

فاتحین غربی همچو فاتحین مغلی یا تاتار نبودند که حمله ور شده، به قتل وغارت پرداختند، چور و چپاول نمودند، همه چیز را در زیر سم اسپ های شان لگد مال ساخته رفتند، برعکس فاتحینی که از کشور های غربی آمده بودند، هدف ومقصدی را با خود آورده بودند، آنها نشر وپخش فرهنگ وتمدن خود را می خواستند، آنها نه تنها بر کشور های اسلامی حکمروایی نمودند، بلکه آنها برای غرس ریشه های فکری، اجتماعی و فرهنگی خود را در بین عوام این کشور ها تلاش ورزیدند.

به شکل غیر متوقع، این نیروهای استعمارگر جدید نتوانستند تا مذهب مسلمانان را تبدیل نموده آنها را به پذیرش عیسیویت آماده سازند، ولی به هر حال آنها در ایجاد یک چنین نسلی موفق شدند که تصور واضحی در مورد اعتقادات دینی خود نداشتند، کسانی که درمورد قرآن و سنت دچار شکوک وشبهات بودند و در مورد آینده خود یقین کامل نداشتند. نسلی که در نتیجه تلاش های حکمروایان غربی ایجادشده بود، با وجود تعداد اندک خود در هر محلی که مسلمانان اکثریت داشتند و یا توان بدست اوردن قدرت سیاسی را داشتند، مسایلی را ایجاد کردند .

این نسل با وجود زیستن در بین جوامع مسلمانان، شخصیت دوبعدی پیدا کردند، آنها در خانه چیزی را فرا می گرفتند و در مکاتب وپوهنتونها چیزهای متفاوتی به آنها تدریس می گردید، مذهب، آنها را اشاره حرکت به یک سمت را می داد ولی تدریسی که بر بنیاد فلسفه و افکار غربی به آنها صورت می گرفت به سمت کاملاً متفاوتی آنها را می کشید، در چنین کشمکشی فرد مسلمان، دچار پراگنده گی ذهنی می گردد، این بیماری پراگنده گی داخلی در همه جامعه اسلامی شکل خیلی عمیقی را اختیار نموده است و چه در بین حکام و چه هم در طبقه محکوم ریشه دوانیده است، در این کشورها اختلاف بین طبقات حاکم ومحکوم شکل دامدار و دایمی را بخود اختیار نموده است، ونتیجه آن هم این که همه وسایلی که باید برای ترقی و پیشرفت کشور به کار گرفته شود، بدون موجب در کشمکش وتصادم داخلی ضایع می گردند و این وضعیت در نتیجه تأثیر گذاری فرهنگ و تمدن غربی بر جوامع اسلامی به وجود آمده است.

تصور تعصب قومی غرب

یکی از خرابی های بزرگ که درنتیجه حکمروایی نظریات غرب وهمچنان درنتیجه درخشش دروغین فرهنگ وتمدن غربی پدید آمده است، تصور قوم پرستی یا تعصبات قومی غرب است، تصور قوم پرستی نزد مسلمانان که مرتبط به افکار اسلامی می باشد محدود به نژاد، سرحدات وزبان نیست، ولی بعد از آشنایی با فرهنگ وتمدن غرب، مسلمانان روح تعلیمات اسلامی را فراموش کرده به اصطلاحات مروج شده در فرهنگ غربی اهمیت دادند.

قومیت وعصبیت قومی بذات خود یک مذهب است که در تضاد با اسلام قرار دارد ولی حقیقت این است که هنگامی شخصی به اساس علم کلام غربی، فلسفه قومیت وعصبیت قومی را بر می گزیند، مسلمان کامل باقی نمی ماند، چون در این طرز فکر جای خداوند را با قوم پر می سازند و اگر به ارتقای نظریه قومیت در غرب توجه صورت گیرد، آشکار می گردد که اگر از زنده گی اجتماعی اقتدار کلیسا و حاکمیت خداوند را دور سازیم، برای تسکین ذوق فطری عبودیت و بنده گی و همچنان برای پر ساختن این خلا، ضرورت به چیز دیگری احساس می شود وآنها این ضرورت را بابت قومیت یا عصبیت قومی پر ساخته اند.کلمات رب کاینات، مالک کاینات و الله در قرآن کریم استعمال شده است، در یک نظام سیکولرجای الله را کشور وقوم پر می سازند، محل مالک را با تصور استحکام مردمی پر می نمایند وبه عوض رب، بتی از ساینس و تکنالوژی ساخته، آنرا می آرایند و این سه جز عصبیت قومی امروز شکل جدیدی از نظریه معاصر تثلیث را تشکیل داده اند.

فراموش کردن هدف زنده گی

سومین اثر نظریات ماده پرستانه غرب باعث گردید تا هدف ومقصد زنده گی در جامعه اسلامی چه به شکل انفرادی و چه به شکل اجتماعی آن تبدیل گردد.

در ابتدا هدف مسلمان کسب رضای الهی بود ولی بعد از اختیارنمودن فرهنگ وتمدن غرب، حالا هر حکمران یک کشور آزاد اسلامی، در مقابل مردم کشور خود اهدافی چون پیشرفت اقتصادی، ازدیاد حاصلات، افزایش صنعت و غیره را پیش کش می نماید، حالا تقریباً هر کشور اسلامی برای حصول همین مقاصد مصروف جد وجهد اند، درحالیکه هدف اصلی و اساسی را به فراموشی سپرده اند.

پلان گذاری ناقص برای پیشرفت اقتصادی

در اثر متاثر شدن جوامع اسلامی از فرهنگ وتمدن غربی، حکمروایان پلان های انکشافی پنج ساله وده ساله ساختند، همه وسایل وتلاش های اجتماعی ملت ها را در راه کسب این مقاصد مادی صرف کردند، ولی به این ترتیب نه روشنایی پیشرفت مادی را دیدند و نه هم خواب یک جهتی ملت به حقیقت مبدل گردید.

به دلیل این پلان گذاری اجتماع از لحاظ داخلی دچار تضادات گردید، چون هدف زنده گی به عوض کسب ارزش های ارفع واعلی، بدست آوردن خواهشات مادی گردید، وقتی موضوع پیشرفت منطقه یی مطرح گردید، سخن ازخانه من، قریه من، ولایت من و در اخیر هم کشور من مطرح گردید و در این مسابقه پیشرفت و ترقی کسانی که عقب افتادند، از دیگران شاکی ومتصادم با آنها به نظر آمدند، چون در یک جامعه اسلامی، پیشرفت اقتصادی می تواند وسیله ای برای کسب ارزش های بالا باشد، ولی هیچ گاهی هدف زنده گی شمرده شده نمی تواند.

حرف اخیر اینکه پلانی را که استعمارگران غربی برای ترقی و انکشاف جهان اسلام ارائه کرده اند، برخلاف منافع جهان اسلام است. در کشورهای اسلامی امروزی دو گونه وسایل وجود دارد، یکی نیروی بشری و دومی وسایل طبیعی، ولی با وجود این همه، باز هم کشورهای اسلامی دچار مشکلات اقتصادی اند، برای روی کار آوردن وسایل مذکور نیاز شدیدی به پول نقد دارند، این وضعیت نتیجه آن است که اساس و بنیاد پلان های تهیه شده برای پیشرفت اقتصادی کشورهای اسلامی، که توسط این کشورها هم متاسفانه با چشم بسته پذیرفته شده اند، قرضه تشکیل می دهد ودر این میان این موضوع را کاملاً به باد فراموشی سپرده اند که از فعالیت هایی تحت عنوان قرضه وکمک، آزادی خود مختاری وپیشرفت این کشور ها چگونه متأثر می گردد، می توانیم مثال پاکستان را در این زمینه ارائه داریم که با وجود اخذ میلیارد ها دالر قرضه هیچ گونه منفعت آن در زنده گی مردم عام مشاهده نگردید و فرد عام این کشور تا هنوز هم به همان گونه خسته وناتوان است. امروز هفتاد فیصد از اتباع پاکستان به حیث کشوری که دار ومدارش را زراعت تشکیل می دهد، با وجود در دست داشتن صنعت های بزرگی چون کشتی رانی و ذوب آهن، شکار فقر وتنگدستی اند.

پس چه بایدکرد؟

درجهان امروزی ما، پنج مشکل بزرگی است که جهان اسلام با آن روبرو است و دانشمندان مسلمان باید برای حل آن راه ها وتدابیری را اتخاذ کنند، اهمیت نقش علم ودانش در تشکیل دوباره جامعه اسلامی را می توان از اولین لفظ تعلمیات اسلامی “اقراء” پی برد، قرآن عظیم الشان ما را به تفکر وا می دارد و ما را بسوی بکار گیری اندیشیدن و تفکر تشویق می کند.

۱٫ تشکیل دوباره نصاب تعلیمی

اولین گامی که درمقابل دانشمندان مسلمان قراردارد، تشکیل دوباره نصاب تعلیمی است، بیشترین خرابی هایی که امروز دامنگیر جوامع اسلامی است، به دلیل نظام تعلیم موجود دراین کشورها است که براساس نظریات غربی استوار است و هر کشور اسلامی آنرا بدون کم وکاست پذیرفته است، اگر نظام ونصاب تعلیمی در کشور های اسلامی بر خط درست استوار باشد، باعث ترقی و پیشرفت کشورهای مذکور می گردد ولی در این طرز تعلیم اهمیت بیشتر را به ساینس وتکنالوژی داده اند، نه به تشکیل یک جامعه اسلامی.

۲٫ تشکیل یک جبهه علمی وفکری

برای تشکیل یک جامعه اسلامی دومین گام مهم ایجاد یک جبهه علمی برای مقابله با حملات فکری غرب است، غرب به خوبی می داند که اگر در جهان حریف واقعی یی دارد، عبارت از اسلام است، این فرهنگ وتمدن اسلام است که امروزغرب جای آنرا گرفته است، چون غربی ها اقتدار را از ترک ها، عرب ها و مغل ها غضب کرده اند.

آنها بخوبی می دانند که اسلام یک قدرت است و مسلمانان دوباره بسوی آن رو می آورند، به همین دلیل است که امروز سمت همه توپ خانه غرب بسوی اسلام است، یک جانب این تهاجم این است که آنها با نشان دادن باغ های سرخ وسبز نظریات وافکار غربی، می خواهند مسلمانان را با پراگنده گی ذهنی دچار سازند، به همین دلیل نیاز است تا برای پاسخ دادن به اعتراضات آنها در رابطه به اسلام وثابت ساختن بیهوده بودن نظریات آنها، یک جبهه علمی مشتمل بر دانشمندان مسلمان ایجاد گردد.

موانع متعددی در راستای تعمیر دوباره جامعه اسلامی ایجاد می گردد، از سطح منطقه گرفته تا سطح بین المللی، جالی از سازش ها وتوطیه ها بافته می شود ودر کشورهای که برای تشکیل جامعه اسلامی سعی و تلاش صورت می گیرد، در آنجا وضعیت را تا حدی خراب می سازند که کشورمذکور در فکر تحفظ مرز های خویش می افتد، باید با درنظر داشت این همه حربه ها، برای جلوگیری از آن تلاش صورت گیرد. همراه با آن نیاز است تا در بین مردم عام این اعتماد واین ذهنیت ایجاد شود که اسلام یگانه راه حل همه مشکلات آنهاست و اسلام است که ضمانت بهتر وسعادت دین و دنیای آنان را می دهد، بدون این همه، کار ایجاد و اعمار مجدد جامعه اسلامی، نمی تواند به گونه مؤثر آن صورت گیرد.

۳٫ سیاست جدید اقتصادی

کار مهم سومی در این راستا، این است که برای کشورهای اسلامی، پلان های جدید اقتصادی تهیه گردد، مسایل اقتصادی امروزه برای هر کشور اسلامی دارای اهمیت زیادی است، رابطه وتنظیم اجتماعی وسیاسی وشاهراه عادلانه زنده گی را ما تا هنگامی نمی توانیم ایجاد کنیم تا مردم عام کشورهای خود را از گرسنگی و غربت نجات ندهیم و اگر این کار صورت نگیرد، کار تشکیل یک جامعه اسلامی به شکل مؤثر آن انجام یافته نمی تواند.

۴٫ ارائه پیام مؤثر اسلام

یک گام ضروری دیگر استوار ساختن رابطه درست با مردم عام است، یکی از مشکلات عملی که دانشمندان مسلمان با آن روبرو می گردند، مربوط به زبان و ابلاغ است، آنانیکه به کار اصلاح می پردازند، از زبانی کار می گیرند که مردم عوام با آن نا آشنا اند، وبرعکس اصطلاحات و الفاظ مخصوصی را که مردم عوام بکار می گیرند، اصلاح گران از آن نا واقف اند، به همین دلیل است که پیغام آنان بر دل ها اثر نمی کند.

وقتی زمان رأی دهی فرا می رسد، رأی دهنده تنها به این دلیل به اسلام گرایان رأی نمی دهد که پیغام اسلام به شکل درست آن به آنها نرسیده است، به همین دلیل نیاز است که باید همه نیروهای سازنده در جهان اسلام، روی زبان قابل فهم برای مردم و تکتیک های مرتبط به آن، غور کنند که توسط آن تصور درست جامعه اسلامی در ذهن مردم عام روشن گردد. وقتی ما یقین داریم که تبدیلی سیاسی از راه های دیموکراتیک وصلح آمیز ممکن است، پس باید مردم عام را با خود گرفته به پیش برویم.

۵٫ زنده بودن احساس برای احیای اسلام

امروز خواهش تشکیل یک جامعه جدید در جهان اسلام، به نظر می رسد، در بین پیش قراولان این تحریک جوانانی نیز شامل اند که برای دادن هر گونه قربانی در راه اسلام آماده اند، دانشمندان مسلمانی که در کشورهای اروپایی وامریکا کار می کنند تا به راهنمایی فکری این گونه تحریک ها در کشور های مربوطه خود بپردازند، وقت خود را برای آن مصرف کنند، با در نظر داشت وضعیت مخصوص آنجا، درتلاش حل مسایل آنها برآیند و تا حدی که ممکن است، برای کامیابی این تحریک ها به هر اقدام ممکنه دست یازند.

این یک حقیقت است که حرکت های تشکیل جامعه اسلامی در هر کشور اسلامی آغاز گردیده است، ولی این هم یک حقیقت است که با گذشت چند سال تعداد زیادی از این تحریک ها، دچار غیر مقبولیت نیز گردیده اند، دلیل آن نظام دیکتاتوری، شعار های زیبا، نظام اقتصادی و یا وضعیت بین المللی شده می تواند، ولی این امر واضح است که اگر در هر کشوری چنین تحریکی به اقتدار برسد، برای تشکیل یک جامعه اسلامی به رفاقت و رهنمایی فعال دانشمندانی نیاز دارد که در کشورهای غربی کار می کنند، چون این عده از دانشمندان نواقص، خامی ها و خوبی های نظام غربی را از نزدیک مطالعه نموده اند و در روشنی حالات در حال تغییر، برای حل مسایل تلاش می ورزند.

اعمار مجدد یا باز ساخت جامعه اسلامی، تنها در نتیجه عملکرد علما و دانشمندان ممکن نیست، چون هر نظریه وهر نظامی درجهان تنها توسط کتابها، شعارها، جلسات وتظاهرات، کانفرانسها و بیانیه ها نمی تواند شکل بگیرد، همان گونه که کاشتکار قبل از کاشتن بذری در روی زمین و بعد از آن بصورت مسلسل تلاش می ورزد، به همین گونه برای بر آورده شدن این هدف، نیاز است تا سعی وتلاش خستگی نا پذیر صورت گیرد، به همین دلیل است که دانشمندان نباید تنها در جبهه فکری کار کنند، آنها باید درجد وجهد عملی نیز سهم بگیرند.پایان

نمایش بیشتر

احمدضیاء رحیمزی

رییس انجمن نویسندگان افغانستان

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 4 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن