مطالعات اسلامی

بحران افراط‎گرایی در جوامع اسلامی

نویسنده: دکتر عبدالله حقیار

افراط که از آن در زبان عربی بیشتر به واژۀ “تَطَرّف” تعبیر می‎شود، قرار‎گرفتن انسان در یک طرف و دور از مرکز و محور یک چیز است. اما افراط‎گرایی در چوکات جهان‎بینی اسلامی، تعبیری است از فهم انحرافی و یا تطبیق انحرافی از تعالیم و دستورات شرعی؛ اگرچه در ظاهر تکیه بر برخی دلایل و حجج فرضى شرعی داشته باشد، که شاخص‎ترین نمونۀ افراط‎گرائی در تاریخ اسلام خوارج است. افراط‎گرایی و تندروی یک بیماری اجتماعی‎ست که منحصر به گروه مشخص و یا پیروان دین معینی نبوده، و رنگ و بوی خاصی ندارد؛ بلکه این پدیده یک بیماری اجتماعی خطرناک است که امروزه در شرق و غرب، در میان عرب و عجم، مسلمان و غیر مسلمان، و حتی در میان دین‎دار و بی‎دین در حال گسترش است، که برخی‎ها آن را طاعون عصر نامیده‎اند‎. از این جاست که پدیدۀ کریه افراط‎گرایی در میان کاخ‎نشینان و کوخ‎نشینان، حاکمان و محکومان، جوانان و بزرگ‎سالان، دختران و پسران حتی خانه‎ها و جاده‎ها خود‎نمایی می‎کند. بلی! چهرۀ خشن این پدیده در میان دین‎دارانی که در دین‎داریشان غلو و افراط می‎کنند و در میان جفا‎کاران و مقصرانی که به ارزش‎های دینی و تعالیم حیات‎بخش الهی بی‎حرمتی می‎نمایند، مشاهده می‎شود.

غلو و افراط در نصوص شرعی‎

کلمۀ افراط که بیشتر در نصوص شرعی به واژۀ غلو تعبیر شده است به معنای تجاوز از حد است، چنان‎که خداوند متعال می‎فرماید:«‎یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُوا» (نساء: ۱۷۱)

امام ابن‎جوزی رحمه‎الله در تفسیر این آیه می‎نویسد: غلو، افراط و تجاوز از حد است. (زادالمسیر: ۲/۲۶۰(

سیرۀ نبوی صلی‎الله‎علیه‎وسلم، نیز در بسیاری موارد از غلو به تجاوز از حد تعبیر می‎کند چنان‎که در روایت نسائی/۳۰۵۷ با لفظ “الغلو” و روایت مسلم با تعبیر «ألاَ هَلَکَ المُتَنَطِّعُون» که بنابر بر اهمیت موضوع سه بار از سوی آن‎حضرت صلی‎الله‎علیه‎وسلم، تکرار می‎گردد، به تعبیر امام نووی، همان تجاوز از حد مراد است. و در هر دوی این روایات، پیامبر صلی‎الله‎علیه‎وسلم، سرنوشت هلاکت و نابودی را برای افراطیون عنوان می‎کنند.

علامه ابن قیم رحمه‎الله، می‎گوید: افراط و تفریط دو حربۀ خطرناک شیطان برای گمراهی انسان‎ها و نافرمانی از دستورات الهی است. (رک: الروح : ص ۵۴۵(

باید خاطر‎نشان کرد که بحران تطرف و تندروی در هر دو بعدش چه افراط و چه تفریط‎، چه تشدد و چه انحلال، در وهلۀ نخست یک بحران اخلاقی است که درمان آن نیز از لابلای درمان سلوک و اخلاقیات جامعه که متأسفانه از روش و منهج اسلام بی‎گانه شده است، امکان‎پذیر می‎باشد، و این نه آسان است و نه مستحیل‎؛ زیرا وقتی عوامل افراط‎گرایی را به طور دقیق مورد بحث و بررسی قرار می‎دهیم در می‎یابیم که این پدیده در هر انسان با موازین متفاوتى وجود دارد‎. از این رو، مصلحین و کسانی که برای درمان این پدیده تلاش می‎کنند باید نخست درمان آن را از خود، خانواده، اطرافیان، محیط پیرامون اعم از طبقۀ دانشجویان و فرهنگیان و کارمندان دولت و … آغاز کنند‎، تا اینکه جلوی این پدیده را قبل از رشد و گسترش‎اش بگیرند .

بسیاری از کسانی که در پدیدۀ افراط‎گرایی توجه و اهتمام دارند، بر این باورند که چالش اساسی افراط‎گرایی، ریشه در تفکر و اندیشه دارد که این در ذات خود یک امر درست است‎؛ اما باید متوجه بود که مهم‎تر از مسأله تفکر، موضوع آداب و اخلاق است، زیرا اخلاق کمر‎بند حمایتی افراد، جوامع و کشورها از آتش سوزندۀ تشدد و تندروی، و خطر کشندۀ انحلال و اباحی‎گریست؛ بنابراین اگر اخلاق و روش متشددین درمان شود، به راه درست باز می‎گردند و اگر اخلاق منحرفین مداوا شود به صراط مستقیم پای‎بند خواهند شد، و این است وسطیت اسلام که افراط و تشدد را انکار می‎کند، چنان‎که انحلال و بی‎بند‎وباری را مردود می‎داند .

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 6 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن