دسته‌بندی نشده

بخش پنجم تقوا نداریم که آرام نداریم

﴿بخش پنجم﴾:
همانطوری که در بخش های گذشته گفته آمدیم، نبودِ تقوای، عام شدن گناهان کبیره و صغیره، ترویج فسق و فساد، نشر برنامه های تخریبی، مبتذل و مخالف اندوخته های دین از طریق کانالهای مختلف تلویزیونی، رادیوئی، فیسبوک و دیگر وسایل ارتباط جمعی، کم کم دارد جامعه را بسوی نیستی میکشاند.
فاش گفتن به اسلام، مقدسات اسلام، و توهین به سنت های زیبای حضرت رسول کریم صلی الله و علیه وسلم، و حتی بی حرمتی به شأن حضرت رسول کریم صلی الله و علیه وسلم، در اخبار و جراید کابل، تحت نامِ آزادی بیان، همه و همه ، دست به هم داده، سبب نفاق، شقاق، نا آرامی، و طول کشیدن رنج ملت شده است.
اهم ترین، و خطرناک ترین عامل نا امنی یک ملت مسلمان، تخریبِ افکار جوانان، که نیروی پرقدرت و فعال یک جامعه است، با ترویج فسق، فساد، و بی حیائی، و بالاخره، دست کم گرفتن و ناچیز شمردن گناه است.
در این روز ها، هر کسی را میبینی گناهی را مرتکب میشود، و بر خودش آن را نمی آورد، گویا این گناه نیست، استغفرالله من ذلک!
یک خواننده ی بدبخت، که رشته ی تحصیلی اش آلات و اسباب شیاطین، غیچک و تنبوره است، در صفحه اش فتوای میدهد که موسیقی حلال است، و هزاران تنِ دیگر آن را تصدیق میکنند،
قرآنیون از آنطرف ده ها هزار پیر و جوان را گمراه کرده است، که سگ نجس نیست و ده ها حرام دیگر را حلال میدانند،
در گوشه و کنار مملکت، بدون در نظرداشت احکام جامع اسلام، تفسیرو معانی قرآن کریم و احادیث نبوی صلی الله و علیه وسلم و نحوه ی عدالت و قضاوت خلفای راشدین، محکمه های انفرادی و صحرائی صورت میگیرد که با شرعیت موازی نیست،
مرد سالاری، ترجیح دادن فرهنگ بر اسلام، خرافات پرستی، دفاع از ناحق و قتلِ حق، و کتمان حق با تهمت و ناحق، از شهر های بزرگ گرفته تا روستا ها، حکمفرما و مرعی الاجرا است، که یکی از نمونه های آن قتل شهید فرخنده، و تهمت زدنِ وی بر سوختنِ قرآن، بیانگر این مهم است.
در کابل بالای سنت رسول اکرم صلی الله وعلیه وسلم، ریش، عبأ و قبای اسلامی، نماز و قرآن نیشخند میزنند،
بالای هر بام ده ها آنتنِ آخذه ی کانالهای مبتذل ستلایتی برافراشته شده، در بیرون ملا، قاضی، مؤذن، خطیب، ولی چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند.
چسپیدن عام و خاص به گناه، تقوا را از همه زدوده است و لذت زود گذر، ولی تاریک و وحشتاکِ گناه، قلب ها را تاریک و بی نور ساخته است.
ناچیز شمردن گناه، استمرار و تکرار گناه، شیوع و ترویج گناه، ارتکابِ گناه بعد از گناه، آسمان و زمین را بالای مردم قهر ساخته است.
این گناه چی است که انسانهای خاکی و کوتاه عمر، خود شان را به آن چسپانده اند، و دارند بدن و روح و راون شان را موریانه ی گناه، به نابودی میکشاند؟
گناه در لغت به معنی جرم ، بزه ، خطا و نافرمانى و در لغت عربى معادل ذنب ، اثم ، معصیت وسیئه مى باشد و به معناى نافرمانى و انجام عملى بر خلاف قانون الهى است .
به عبارت دیگر هر چه که مخالف کرامت انسانى است و او را از اصلى ترین هدف حیات باز دارد ، گناه محسوب مى شود .
بعضى از گناهان به سبب زشتى بیش از حد، آن را فحشاء مى گویند مثل زنا ، سرقت، و…
هر گناهى که حتى افراد داراى طبع سالم بدون ملاحظه شرع آن را زشت بداند مثل دزدى آن را فحشاء مى گویند.
ابلیس و شیطانک هایش سعی میکنند اولاد آدم را از نیکی ها، حسنات، عبادات، و خوبی ها بدور دارند، و گناه را خیلی پرکیف و لذتِ گناه را در دل های انسانها غصب و نصب کنند.
شیطان با وسوسه ها و برانگیختن نفس اماره به بدى ، روى گناه رابه صورت زیبا در خیال (ذهن و تصور) فرد گناهکار نشان مى دهد و واقعیت زشتِ آن را با آن زینت دهى خیالى مى پوشاند و با آن وسوسه ی زیباگرى و با وسوسه اینکه:

۱- این عمل گناه نیست،

۲ ـ شاید اصلاً گناه نباشد ،
۳ ـ چون نیازمند هستى بلااشکال است ،
۴ ـ باب توبه روى تو باز است ،
۵- بیا این کار را بکن، دنیا دو روز است،
۶- فلان و بسملان چنین کردند، لذت بردند، تو هم وقتش است که لذت ببری، حال زمان لذت است، بعد ها توبه کن، پرودرگارت میبخشد…
یکی از دلایل دیگری که انسانها گناه میکنند، فریبِ روانی و سایکولوژیکی انسانها توسط ابلیس و شیطانک هایش است.
شیطان از سلاح خیلی ساده برای اغوای انسانها استفاده میکند، که این سلاح عبارت از:
معین نبودنِ وقتِ مرگ انسانها و داشتن آرزوئی که بخاطر رسیدن به آن، سبب فریب او شده و شیطان در کمین اوست، تا از طریق وسوسه و تسخیر افکار او، گناه ومعصیت را براى او زینت دهد تا مرتکب آن شود و با همین سلاحِ وسوسه ی شیطان توبه را بعید مى اندازد.
گناهان میتواند کبیره باشد و یا صغیره، قلبى ، ذهنى و باطنى باشد و یا جسمى و ظاهرى.
با ارتکاب گناه چند چیز پامال میشود:
۱- حق خودِ شخص گناهکار، حقِ اعضای وجودش، حقِ افکار و قلبش پامال میشود،
۲- حق مردم و یا حق الناس، با ارتکاب گناه پامال میشود.
۳- حقِ الله سبحانه و تعالی با ارتکاب گناه پامال میشود.
بر همین است که گناه آفت ایمان و تقواست ، همچنان که آفت جامعه ها و تمدن ها و مانع جدى در پیمودن راهِ تعالى و تکامل است ،
گناه و عصیان آثار زیانبار و ویرانگرى در درون و بیرون انسان بر جاى مى گذارد.
اثر وضعى آن رفته رفته در دل و جان و قلوب و افکار ظاهر مى شود و موجب تیرگى قلب مى گردد و باعث مى شود گناهکار و عصیانگر به نوعى بسوى مسخ ‌شدگى کشیده شود و به لبه ی سقوط برسد.
تکبرِ چند ثانیه ی ابلیسِ لعین بعد از سالیانِ درازِ عبادت و بندگى او را به سقوط کشاند ، باید از این سقوط درس عبرت گرفت.

برادر و خواهر مسلمان!

مسلمان بایستی از سقوطِ دیگران پند گیرد، هرکس از سقوط دیگران پند نگیرد ، در حقیقت، او خودش سقوط کرده است.
اصولاً یکى از علت های انجام گناه ، احساس بى ارزشى ، پوچى و ذلت نفس مى باشد. از زمینه هاى روانى گناه ، تحقیر ، حقارت و کوچکى نفس انسان است و انسان مکرم با شناخت شأن خود ، دست به گناه نمى زند.
کسانی که با کردنِ گناه بلدند، بسیارى از معارف را مشاهده نمى کنند و از خطر انحراف به سوى گناهان بزرگ ، سعادت همیشگى و آینده ی درخشان شان تهدید میشود، پس بر مسلمان است تا از گناهان کوچک نیز پرهیز کند.
مسلمان نباید هیچ کار بدى را کوچک شمارد اگر چه در نظرش خیلی کوچک باشد.
مسلمان نباید هیچ کار خوبى راکه میکند ، زیاد بداند، و چنین فکر کند که او چنین و یا چنان کار خوبی را انجام داده است، اگر چه در نظرِ وی زیاد باشد، زیرا هیچ گناهى ، با توبه و استغفار واقعى ، نابخشودنى نیست و هیچ گناهى با تکرار و اصرار ، کوچک نیست .
مضر بودن گناه ، باعث ممنوعیت آن شده یکى از عواملى که باعث مى شود که گناه کردن براى ما خیلى دشوار نباشد ، این است که از ضررهاى فراوان و بسیار سنگین آن ، آگاه نیستیم و اصولاً نمى دانیم که چرا الله سبحانه و تعالی بعضى کارها را واجب و بعضى کارها را حرام کرده است.
خالق مهربان و بی همتای ما، الله سبحانه و تعالی، ما را به خاطر اینکه به خوشبختى و رستگارى برسیم آفرید و آنچه را که مانع سعادت و ترقى ما مى شود ، حرام فرموده و وعده ی عذاب و جهنم بر ارتکابش داده وآنچه را که انجامش براى ترقى و خوشبختى ما لازم بوده ، فرض کرده و برآن ، وعده پاداش و بهشت جاویدان داده است.
پس هدف اصلى از آفرینش ما و تکالیف ، همانا ارزشمند شدن و خوشبختى ما است که با نزدیک شدن به الله سبحانه و تعالی، از راه ا نجامِ واجبات و ترک گناهان تحقق پیدا مى کند.
و بهشت و جهنم هم به حسب لیاقت ها و شایستگى هائى که هر کس با اعمالش در این دنیا و قرب و بعدى که نسبت به خالق یکتا پیدا مى کند ، نصیبش مى شود .
برادر و خواهر مسلمان!
چند نکته ی خیلی مهم و باهمیتی است که میخواهم شما را از آن باخبر سازم، چون این نکاتِ عمده و زندگی ساز برای همه ی امتِ مسلمان است:
۱- هر گاه زندگی برای تان تنگ و ناخوشایند شد،
۲- از عبادات تان لذت نبردید، و برای تان حالات خشوع، خضوع، و رقت قلب پیدا نشد.
۳- با شنیدن قرآن و قرائت آن قلب تان به لرزه نیامد، و چشم تان نم نشد.
۴- بالای یتیم، غریب، مسکین، گدا، بیچاره، بی کس، بی بضاعت دل نسوختید و قساوت قلب پیدا کردید.
بدون شک این را بدانید که شما گناهی را مرتکب شده اید که این همه توفیق از شما گرفته شده است.
آیا یکی از این چهار پدیده را در خودِ تان مشاهده و احساس میکنید؟
اگر جواب بلی است، خود تان را از همان گناهی که فقط شما و خالق یکتای تان بدان واقف است، پاک و تمیز کنید. بدون شک که با این کار، برای خودتان لطف و مرحمتی کرده اید!

جزاک الله وخیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن