برخورد پیامبر (ص) با یهودیان بنی قریظه

757887857 - برخورد پیامبر (ص) با یهودیان بنی قریظه


یکی از جریان‌هایی که در تاریخ اسلام و سیره­‌ی پیامبر (ص) روی داده است، برخورد پیامبر (ص) با قبیله‌­ی یهودی بنی قریظه است. مقابله و برخورد پیامبر (ص) با آنان به این سبب بود که پیامبر (ص)  به هنگام هجرت به مدینه با ایشان معاهده‌­ی صلح بسته بود و آنان را به عنوان یک ملّت با عقیده و باوری متفاوت و یکی از ساکنان و شهروندان حوزه­‌ی حکوت اسلامی پذیرفته و به این امر اقرار نموده بود. امّا ایشان پس از حمله­‌ی سپاه ده هزار نفری احزاب به مدینه، و پس از گذشت پنج سال عهد و پیمان خویش را شکستند و با فریب­‌ها و دسیسه‌­های حُیّی ابن أخطب همراه شدند و از پشت جبهه­‌ی مسلمانان، در پی تدارک حمله و پشتیبانی از سپاهیان احزاب و حمله به سپاه اسلام برآمدند.

بر طبق روایت کتاب­‌های تاریخی از جمله: تاریخ ابن اسحاق، واقدی، ابن هشام ، الکامل ابن اثیر و … پیامبر (ص) پس از پایان جنگ احزاب، بلافاصله با دستور خداوند سپاهش را برای حمله به قبیله­‌ی بنی قریظه سر و سامان بخشید و به مدّت ۱۵ تا ۲۵ روز (بنابر اختلاف روایات تاریخی) قلعه‌­ی آنان را محاصره نمود تا در نهایت آنان مجبور شدند به قضاوت سعد بن مُعاذ در مورد سرنوشت خویش رضایت دهند. سعد نیز در رابطه با آنان تصمیم گرفت تا تمام مردان، جنگجویان و یا حتّی تمام مردانی را که به سن بلوغ رسیده بودند از دم شمشیر بگذرانند. در مورد تعداد کشته شدگان آمارهای بسیار متفاوت و متناقضی از سوی تاریخ نگاران روایت شده است به طوری که این آمارها از ۱۰ نفر ، ۴۰۰، ۶۰۰، ۷۰۰، ۸۰۰ و حتّی ۹۰۰ نفر در نوسان است.

ما در این میان به نقل این حادثه از میان یکی کتاب­‌های معاصر با عنوان «سیاست نبوی، مبانی، اصول، راهبردها، که تألیف آقای دکتر علی اکبر علیخانی و همکاران ایشان است، می­‌پردازیم. ایشان در نقل تاریخی این حادثه؛ به تحلیل تعداد کشته شدگان بنی قریظه پرداخته و آمارهای نقل شده از کتب تاریخی را با توجّه به متناقض و اغراق آمیز بودن آن‌ها، غیر واقعی دانسته و خود به جمع‌بندی حادثه پرداخته است.

«شاید سخت‌ترین جنگ پیامبر اکرم (ص) با کفّار و مشرکان، جنگ احزاب باشد. پس از واقعه­‌ی بنی نضیر سران آنها که به خیبر رفته بودند نزد قریش آمدند و پیشنهاد کردند که با اتّحاد یک‌دیگر محمّد (ص) را از پا درآورند. ابوسفیان با دیدن سران یهود و پیشنهاد آن‌ها تحریک شد و با رایزنی و تشجیع قبایل مختلف عرب، با لشکری متشکل از ده هزار مرد جنگی به همراه ساز و برگ نظامی کامل به سوی مدینه حرکت کرد. تصمیم پیامبر (ص) و یارانش بر این استوار شد که بخشی از اطراف شهر را که امکان عبور دشمن وجود داشت، خندق حفر کنند تا دشمن نتواند عبور کند. پیامبر (ص) و یارانش در این جنگ، به شدّت دارای دغدغه و نگرانی بودند و بسیار دقیق و حساب شده عمل می­‌کردند، حفر خندق هم با این استدلال سلمان فارسی صورت گرفت که چون لشکر عظیمی به شهر هجوم آورند و مردم تاب و توان مقاومت نداشته باشند، خندق حفر می‌­کنند. لشکر و تجهیزات مشرکان چند برابر مسلمانان بود و گرفتاری، بیم و ترس مسلمانان به نهایت خود رسید. یهودیان بنی قریظه در [اطراف] مدینه زندگی می­‌کردند و از قبل با پیامبر(ص) پیمان سازش و دوستی داشتند. در چنین لحظات حساسی که دشمن قوی با قدرت فائقه­‌ی مطلق به لحاظ نیرو و تجهیزات پشت دروازه‌­ی مدینه بود، پایندی یهود بنی قریظه به عهد و پیمان خود، بسیار اهمیّت داشت. به عبارت دیگر در چنان برهه­‌ی حسّاس، هرگونه اقدام و تصمیم یهود بنی قریظه چه لَه و چه علیه مسلمانان، می­‌توانست بسیار تأثیرگذار و کارساز باشد.

طی چند روز، لشکر مشرکان گروه گروه به مدینه رسیدند و ده هزار نفر پشت خندق مستقر شدند و مسلمانان سه هزار نفر بودند. [در کتب تاریخی دیگر آمارهای ۹۰۰ و ۷۰۰ نفر نیز در مورد مبارزان مسلمان نقل شده است.] یکی از یهودیان لشکر مشرکان به نام « حیَّی بن اَخطب » – که از مسببان اصلی جنگ نیز بود – شبانه به مدینه و محله‌­ی بنی قریظه رفت و در مذاکره با «کعب بن اسد» [رئیس قبیله‌­ی بنی قریظه] از آنان خواست که پس از آغاز جنگ، یهودیان بنی قریظه به نفع آنان و علیه محمّد(ص) وارد جنگ شوند و از داخل مدینه و از پشت سر، مسلمانان را مورد حمله قرار دهند. کعب ابتدا نپذیرفت و گفت: به خدا قسم باوفاتر از محمّد(ص) ندیده‌­ام، او ما را به پذیرش دین خود مجبور نساخته و اموال ما را نیز غصب نکرده است. ولی حیَّی با اصرار گفت: تمام بزرگان و پهلوانان عرب را جمع کرده­‌ام و همگی با من پیمان بسته‌­اند تا ریشه­‌ی محمّد و یارانش را نکَنند از این‌جا نروند. در نهایت کعب و یهودیان بنی قریظه پیمان خود را با پیامبر (ص) شکستند و قول دادند در هنگام جنگ، با حمله از داخل مدینه و از پشت سر، مسلمانان و زنان و فرزندان آن‌ها را بکشند.

خبر پیمان شکنی بنی قریظه به پیامبر(ص) رسید و نگرانی آن‌حضرت را مضاعف کرد چون از حمله­‌ی آنان به زنان و کودکان داخل شهر بیم داشت. پیامبر(ص) چند نفر از بزرگان مدینه را مثل: «سعد بن مُعاذ»، «سعد بن عباده»، «عبدالله بن رواحه» و «خوات بن جُبیر» که با بنی قریظه سابقه­‌ی دوستی داشتند و هم پیمان آن‌ها بودند نزد آنان فرستاد تا کم و کیف قضیه را جویا شوند. پیامبر(ص) به آنان گفت پس از بازگشت، اگر پیمان نشکسته بودند موضوع را به صورت آشکار به اطلاع او برسانند، ولی اگر پیمان شکسته بودند، موضوع را با اشاره به پیامبر (ص) بفهمانند، تا روحیه­‌ی مسلمانان تضعیف نشود و مردم بیمناک نگردند. یهود بنی قریظه با دیدن نمایندگان پیامبر (ص) به آنان دشنام داده و ناسزاگویی کردند و گفتند: محمّد (ص) کیست؟ ما هیچ پیمانی با او نداریم. فرستادگان پیامبر(ص) کعب را به خداوند سوگند دادند که بر سر پیمان بازگردد و خواهش و التماس کردند که برای جلوگیری از خونریزی پیمان نشکنند. ولی کعب گفت: من این پیمان را بریدم هم/ چنان که بند کفشم را، و دوباره با کلمات و تعابیر بسیار زشت و زننده به توهین­‌ها و دشنام­‌های خود ادامه دادند و مباحث و سخنان فرستادگان پیامبر اکرم(ص) هم هیچ تأثیری نداشت.

فرستادگان پیامبر(ص) برگشتند و مسئله را با اشاره به اطلاع آن حضرت رساندند، ولی کم کم خبر بین مسلمانان پیچید و اضطراب و نگرانی آنها فزونی یافت، و سایر تلاش­‌های پیامبر(ص) مثل برقراری صلح یا ایجاد تفرقه بین دشمنان کارگر نیفتاد. در اثر این خبر، نفاق بین مسلمانان بالا گرفت و مردم سست شدند و بیم و نگرانی به خصوص نسبت به زنان و کودکان فزونی یافت. پیامبر (ص) و یارانش مجبور بودند در کنار خندق و روبروی دشمن آماده­‌ی حمله باشند. در آن شرایط خوفناک؛ گروهی نیز به طعن و تمسخر پرداختند، مثلاً مُعتَب بن قُشَیر گفت: محمّد به ما گنج­‌های خسرو و قیصر را وعده می­‌دهد؛ در حالی که هیچ یک از ما امنیت ندارد به قضای حاجت برود.

بنی قریظه شبانه در صدد برآمدند به بخش مرکزی مدینه شبیخون بزنند، به همین دلیل حیّی بن اخطب را نزد ابوسفیان فرستادند که هزار مرد از قریش و هزار مرد از غَطَفان به کمک آن‌ها بیایند تا با هم حمله کنند. این خبر به پیامبر (ص) رسید و اوضاع را پیچیده‌تر و آن‌حضرت را نگران‌­تر کرد. پیامبر(ص) «اَسلم بن قریش اَشهلی» را همراه دویست مرد و « زید بن حارثه » را همراه سیصد مرد، برای پاسداری داخل مدینه اعزام کرد و فرمود که تا سپیده دم تکبیر بگویند، شاید که دشمن فکر کنند که تعداد آنها زیاد است و از شبیخون منصرف شود. مواردی از حملات بنی قریظه در داخل مدینه نیز در تاریخ گزارش شده است.

پس از سپری شدن یک ماه زمان و فرسایشی شدن جنگ و بالاخره کشته شدن قهرمان  مشرکان عرب « عمرو بن عبدود » و برخی اقدامات دیگر مثل تفرقه‌­ای که به تدبیر « نعیم بن مسعود »  بین مشرکان و بنی قریظه انداخته شد، [و امداد الهی از طریق وزش بادی سرد و سخت] مسلمانان پیروز شدند و لشکر مشرکان به هزیمت دچار شد. پس از جنگ احزاب جبرئیل به دستور خداوند به پیامبر(ص) فرمان داد که به سوی بنی قریظه حرکت کند. مسلمانان در کنار قلعه­‌های بنی قریظه  مستقر شدند. بنی قریظه با دیدن مسلمانان، به جای این‌که عذر خواهی کنند، دشنام به پیامبر  اکرم (ص) و همسران ایشان را آغاز کردند. محاصره­‌ی قلعه­‌ی بنی قریظه ۱۵ و به قولی ۲۰ روز طول  کشید. پس از این مدّت یهودیان از پیامبر(ص) خواستند که ابولبابه را برای مشورت نزد آن‌ها بفرستد… پیامبر(ص) ابولبابه را فرستاد. … یهود بنی قریظه که تحت فشار بودند به بزرگان قبیله­‌ی اوس که هم­پیمان آنها بودند پیام دادند که ما حاضریم تسلیم شویم به شرطی که شما وساطت کنید تا محمّد(ص)  مجازات ما را تخفیف دهد. در نهایت بنی قریظه حکمیت « سعد بن مُعاذ » را که از هم‌­پیمانان خودشان بود پذیرفتند، و گفتند هرچه او حکم کند گردن می­‌نهیم. سعد را در مجلس حاضر کردند. در راه مردم به  او می‌­گفتند با بستگان خود نیکی کن که پیامبر(ص) این کار را به تو واگذار کرده تا با آن‌ها نیکی کنی.

در نهایت سعد بر اساس سِفر تثنیه، باب بیستم تورات، حکم کرد که مردان بنی قریظه کشته شوند و زنان و کودکانشان اسیر گردند، نوشته شده است که حدود ۶۰۰ یا ۷۰۰ نفر کشته شده‌­اند. غُلو در مورد تعداد کشتگان به شدّت آشکار است. به نظر امیر علی، اندیشمند هندی، تعداد  کشته­‌های بنی قریظه نمی­تواند از ۲۰۰ یا حداکثر ۲۵۰ تن بیش‌تر باشد. استاد سید جعفر شهیدی قتل این تعداد مردان بنی قریظه را نمی‌­پذیرد و معتقد است این داستان از همان ابتدا به دلیل رقابت اوس و  خزرج دچار تحریف و غلو شده است و هدف آن این بوده که بگوید حرمت طایفه­‌ی اوس نزد پیامبر(ص) به اندازه‌­ی خزرج نبوده است؛ زیرا پیامبر(ص) هم پیمان‌­های خزرج [بنی نضیر] را نکشت ولی هم‌­پیمان‌­های اوس را گردن زد. هم‌چنین خواسته‌­اند رئیس قبیله­‌ی اوس را مورد سرزنش قرار دهند که جانب هم­‌پیمان­‌های خود را رعایت نکرده است. به هر حال به چند دلیل آمار کشته­‌های این واقعه مخدوش  است:

۱- نقل­‌های متفاوت تاریخی: این واقعه را ابن اسحاق و طبری هرکدام به گونه‌­ای نوشته‌­اند، و واقدی (متوفای ۲۰۷ق) از یک سو می­‌نویسد اسیران را کنار گودالی گردن زدند و از سوی دیگر می­‌نویسد اسیران را بین خانه‌­های اوس تقسیم کردند تا صاحب هر خانه اسیرانش را بکشد. ابن شهاب زهری (۱۲۴-۵۱ق ) از شمار محکومان چیزی ننوشته و فقط قتل حُیّی بن أخطب را تصریح کرده است.

۲- تعداد جمعیت: اگر مردان بنی قریظه ششصد تا هفتصد نفر بوده باشند می­‌بایست جمعیت آنان حدود پنج هزار نفر باشد. و اگر جمعیت یک قبیله‌ی کوچک در یک قلعه این تعداد باشد جمعیت مدینه سر به  میلیون می­‌کشد و این درست نیست.

۳- سیره­‌ی پیامبر(ص): سیره­‌ی رسول اکرم(ص) در جنگ­‌ها، چه قبل از بنی قریظه و چه بعد  از آن، اساساً مبتنی بر بخشش و عطوفت و مطلقاً به دور از خشم و انتقام بوده است، نوع برخوردی که در این داستان نمایانده می‌­شود عقلاً و با قراین مشابه با سیره‌­ی پیامبر(ص) در تمامی جنگ­‌ها و برخوردها، و با مبانی اسلام و قرآن سازگاری ندارد.

۴- عدم ذکر نام کشته شدگان: بسیاری از تاریخ‌­ها، نام، نسب و قبیله­‌ی تمام کشته شدگان جنگ­‌های پیامبر(ص) و تمام جزئیات مربوط به آن‌ها را به هر تعداد که باشند ذکر کرده‌­اند، چه این کشته­‌ها از لشکر پیامبر(ص) بوده باشد و چه از لشکر مشرکان، یا هر کس دیگری که پیامبر (ص) با آنها جنگ داشته است. گاهی در مواردی که تعداد کشتگان فراوان بوده، اختلاف اقوال فقط در مورد اسامی چند نفر دیده می­‌شود. نگارنده به رغم جستجوهای فراوان، هیچ کتاب تاریخی نیافت که بیش از ده اسم از کشته شدگان بنی قریظه را ذکر کرده باشد.

۵- مختصر بودن حادثه: در تمام تواریخ آمده که پس از حکم سعد، یهودیان بنی قریظه را  آوردند، چند گودال کندند و سرهای آنان را زدند، نحوه­‌ی نقل تواریخ به گونه­‌ای است که این اتّفاق طی چند ساعات به پایان رسیده است، در حالی که کشته شدن این تعداد به دست فقط یک یا حداکثر دو نفر [حضرت علی (رض) و زُبیر] چنان‌که نوشته‌­اند، یا کندن گودال با دست برای دفن ششصد یا هفتصد نفر خود به خود به چند روز زمان نیاز دارد.

۶- ناسازگاری با عقل و عرف: میانگین تعداد کلّ آن‌چه جنگ­‌های پیامبر(ص) نامیده می شود – اعم از غزوه­‌ها و سریه­‌ها – بر اساس اقوال مختلف، ۷۴ فقره است، اگر واقعه‌­ی بنی قریظه را منها کنیم، میانگین مجموع کشته‌­های دو طرف در ۷۳ مأموریت و درگیری نظامی، ۵۴۰ نفر است. حال چگونه ممکن است کشته‌­های یک درگیری، بیش از ۷۳ مورد مأموریت نظامی یا درگیری باشد؟؟!! در حالی که نه عِدّه و نه عُدّه آن بیش‌تر بوده، و نه گستره و اهمیّت آن به برخی از جنگ‌های دیگر می‌رسید…

 

نکاتی قابل ذکر در خصوص غزوه‌­ی بنی قریظه:

۱- ابتدا یهود بنی قریظه عهد و پیمان خود را با پیامبر(ص) شکستند و قرارداد را پاره کردند؛

۲- طی یک جنگ مهم و حسّاس، که پیامبر(ص) و مسلمانان به شدّت نسبت به آن مضطرب و نگران بودند و از نظر نظامی کاملاً در موضع ضعیف‌­تر قرار داشتند، بنی قریظه نه تنها پیمان شکستند، بلکه با دشمن مسلمانان و علیه اینان هم­‌پیمان شدند. وحشت و ترس مسلمانان به حدّی بود که به گفته­‌ی ابن سعد درباره‌­ی آن آیه نازل شد. [آیات ۱۰ و ۱۱ سوره احزاب: ‏إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا‏ * ‏هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا‏: (به خاطر بیاورید) زمانی را که دشمنان از طرف بالا و پائین (شهر) شما، به سوی شما آمدند (و مدینه را محاصره کردند)، و زمانی را که چشم‌ها (از شدّت وحشت) خیره شده بود، و جان‌ها به لب رسیده بود، و گمان‌های گوناگونی درباره‌ی (وعده‌ی) خدا داشتید (قوی‌الایمان به وعده‌ی الهی مطمئن، و ضعیف‌الایمان نامطمئن بود ). * در این وقت مؤمنان (در کوره‌ی داغ حوادث جنگ و مبارزه و هلاک و هراس) آزمایش شدند و سخت به اضطراب افتادند. ]

۳- یهودیان در داخل مدینه زندگی می‌کردند و لشکر مقابل مسلمانان در بیرون مدینه پشت خندق مستقر بود، نقشه­‌ی قبلی این بود که حمله­‌ی عمومی مشرکان از بیرون مدینه صورت گیرد و بنی قریظه از داخل به مسلمانان حمله کنند. پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان به شدّت نگران حمله­‌ی بنی قریظه به زنان و کودکان بودند.

‏۴- بنی قریظه به بزرگان مدینه که به عنوان فرستادگان پیامبر(ص) رفته بودند تا عهد و پیمان آن‌ها را یادآور شوند، دشنام دادند و پیامبر اسلام(ص) را مورد توهین قرار دادند.

۵- پس از اتمام جنگ و پیروزی مسلمانان، یهود بنی قریظه نه تنها از پیمان شکنی و همکاری با دشمن مسلمانان پشیمان نشدند و عذرخواهی نکردند، بلکه وقتی لشکر مسلمانان قلعه­‌های آن‌ها را محاصره کرد، با هدف جنگ در قلعه‌­های خود مستقر شدند و به دشنام گویی به پیامبر(ص) و مسلمانان پرداختند.

۶- پس از بیست و پنج روز محاصره، یهود بنی قریظه از پیامبر(ص) طلب بخشش نکردند، و درخواست نکردند که اجازه دهد مدینه را ترک کنند، بلکه پذیرفتند که سعد بن مُعاذ به عنوان حَکَم بین آنها قضاوت کند و گفتند هرآنچه حکم کند می‌پذیرند.

۷- دلایل، قراین و شواهد – که ذکر آن گذشت – نشان می‌دهد که آمارهای مربوط به کشته شدگان بنی قریظه نادرست و غیر واقعی است.

۸- در مسیر راه مردم به سعد می گفتند که پیامبر (ص) حکمیت تو را پذیرفته تا با آنان نیکی کنی، چون هم‌­پیمان و از بستگان آنان هستی، این امر نشان می دهد که فضا خشونت آمیز و جنگی، و عزم بر کشتن نبوده است.

۹- رفتارهای بنی قریظه چه در زمان جنگ خندق و چه پس از آن و محاصره شدن قلعه­‌هایشان، نشان می دهد که آنان نگران و مضطرب نبودند و از مسلمانان هراسی به دل نداشتند، اگر پیامبر(ص) و مسلمانان گروهی خشن، مستبد و خون‌ریز می بودند، این حد از آسودگی خاطر و چنین رفتارهایی از بنی قریظه و سایر یهودیان مشاهده نمی شد.

و … »

 (علیخانی، علی اکبر و همکاران، سیاست نبوی، پژوهشکده­ی مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ اوّل، ۱۳۸۶ش. صص ۲۸۱ تا ۲۸۹، با اندکی تصرّف و تلخیص )

نکته: برای آگاهی از اصل منابع تاریخی که به نقل این جریان پرداخته‌­اند، به کتاب فوق مراجعه شود.

چند نکته‌­ی نهایی در رابطه با جریان بنی قریظه:

۱- بر اساس آیات ۲۶ و ۲۷ سوره­‌ی احزاب میان سپاه اسلام و بنی قریظه درگیری صورت گرفته و در این درگیری برخی از آن‌ها کشته و برخی نیز اسیر شده‌­اند. « ‏وَأَنْزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ صَیَاصِیهِمْ وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا‏ * ‏وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرًا‏. » [ ئه­یوب علی زه­لمی، ئه­فسانه­ی قر کردنی بنو قریظه، ص ۶]

۲- در هیچ کدام از کتاب­‌های صحیح بخاری و مسلم در مورد تعداد کشته شدگان بنی قریظه چیزی ذکر نشده است.

۳- مونتگمری وات (۱۹۰۹- ۲۰۰۶م) خاورشناس اسکاتلندی، در کتاب « محمّد در مدینه » می گوید: اگر نقشه­‌ی بنی قریظه برای حمله به مدینه و مسلمانان از سمت جنوب موفّق می‌شد به طور قطع پیامبر(ص) و تمام مسلمانان را نابود می‌کردند.

۴- هم ارقام کشته شدگان همگی بدون سند است و هم طیف اشخاصی که کشته شده­‌اند مبهم است، چون برخی گفته­‌اند: تمام بالغین، برخی جنگجویان و برخی هم گفته­‌اند تمام مردان آن‌ها کشته شدند.

۵- آمار کشته شدگان کاملاً از هم دور بوده و متناقض هستند، از تعداد ۹۰۰ نفر تا ۱۰ نفر در منابع ذکر شده‌­اند. امام احمد، ترمذی، نسائی و ابن حبّان با سند صحیح از جابر بن عبدالله انصاری روایت می‌کنند که تعداد کشته­‌ها ۴۰۰ نفر بوده است. موسی بن عقبه در کتاب « المَغازی » می‌گوید ۶۰۰ نفر، حُمید بن زنجوَیه در کتاب « الأموال، ص ۴۶۱» با سند متصل از امام زُهری روایت می کند که تعداد کشته‌­ها ۴۰ نفر بوده است.

۶- امام ابن کثیر می‌گوید: تعداد کلّ افراد قبیله‌­ی بنی قریظه بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ نفر بودن است. [ ایوب علی، ص ۱۶]

۷- آیا بهتر نبود پیامبر(ص) این افراد را در داخل یا کنار قلعه‌­هایشان به قتل برساند؟ چه لزومی داشت حداقل حدود سه هزار نفر یهودی را با وجود مشکلات فراوان و امکان وقوع حوادث گوناگونی به مدّت ۷ تا ۸ ساعت به طرف مدینه با خود همراه سازد؟؟!!

۸- آیا امکان دارد حداقل به طور متوسط ۵۰۰ نفر به دست دو نفر یعنی حضرت علی(رض) و زبیر کشته شوند آن‌گاه این دو نفر از لحاظ روحی و روانی و انسانی در هم نشکنند؟

۹- چرا پیامبر(ص) دستور داد در داخل مدینه گودال­‌هایی برای دفن این افراد حفر کنند و آن‌ها را در داخل خندق اطراف مدینه که دارای عمق فراوان و پنج کیلومتر طول بود دفن نکرد؟؟!!

۱۰- چرا کشتن این تعداد از یهودیان بنی قریظه، سبب ایجاد ترس و وحشت در میان یهودیان ساکن مدینه نشد؟ و آن‌ها به فکر کوچ کردن از آن شهر نیفتادند تا مبادا در اثر خطایی که از آن‌ها سر می زند آنان نیز به سرنوشت قُرظی­‌ها دچار نشوند؟

۱۱- چرا در گذشته و عصر حاضر، کسی نتوانسته اثری از گودال­‌هایی که در شهر مدینه برای دفن یهودیان کنده شد، پیدا کند؟

۱۲- یهودیان قومی هستند که عادت دارند حوادث و جریانات تاریخی را که برای آن‌ها روی داده با آب و تاب و حالت اغراق آمیز و مظلوم نمایی ثبت و ضبط و نقل کنند، و این کار را از زمان پادشاهی جالوت انجام داده‌­اند، برای مثال یکی از کتاب­‌های مشهور آنان در این زمینه کتاب: « عزاء عن بلایا بنی اسرائیل: سوگواری برای مصیبت­‌های بنی اسرائیل » اثر ساموئل اِسکوای، (وفات ۱۵۵۵م ) یهودی اسپانیایی الاصل است که حوادثی را که تا زمان حیات او برای بنی اسرائیل روی داده با سبکی ادبی و بسیار احساسی بیان نموده، امّا در مورد حادثه‌­ی بنی قریظه ذکر به میان نیاورده است.

۱۳- در آیه­‌ی ۲۶ احزاب که در مورد این حادثه بحث می‌کند و می­‌فرماید: « ‏وَأَنْزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ صَیَاصِیهِمْ وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا‏: خداوند کسانی از اهل کتاب (بنی‌قریظه) را که احزاب را پشتیبانی کرده بودند از دژهایشان پائین کشید، و به دل‌هایشان ترس و هراس انداخت (و کارشان به جایی رسید که) گروهی را کشتید و گروهی را اسیر کردید. »

در جمله‌­ی ‏ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ، معمول (فَریقاً) بر عامل (تَقتُلون) مقدّم گشته این سیاق از نظر علمای بلاغت و قواعد بلاغی به این معناست که کسانی که کشته شده‌­اند افرادی مشهور، برجسته و معلوم بوده‌­اند، که تنها شامل جنگجویان و کسانی است که با مسلمانان وارد جنگ شده­اند، و طبق آمار خودِ ابن اسحاق تعداد آنان ۱۷ نفر بوده است.

۱۴- از سوی دیگر ابن حبّان از امام مالک (رض) روایت می­‌کند که ایشان به شدّت از ابن اسحاق که اوّلین راوی این جریان است، انتقاد می‌­کرد و می­‌گفت او اخبار مغازی را از اهل کتاب نقل می‌کند. امام ذهبی نیز در « التهذیب التهذیب » این امر را نقل می کند. و …

نکته: موارد ۹ تا ۱۴ از سخنرانی دکتر عدنان ابراهیم در رابطه با این جریان نقل شده است.

نويسنده: امین سلیمانی، سقّز، بهمن ۱۳۹۴

منابع:

۱- قرآن کریم با ترجمه دکتر مصطفی خرّم دل

۲- علیخانی، علی اکبر و همکاران، سیاست نبوی، مبانی، اصول و راهبردها، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران، چاپ اوّل، ۱۳۸۶ش.

۳- علی زه­لمی، ایوب، ئه­فسانه­ی قرکردنی بنو قریظه له میژوودا، چاپخانه زانا، چاپ اوّل ۱۴۳۶ق.

۴- سخنرانی دکتر عدنان ابراهیم با عنوان: « حقیقهُ مقتلهِ بنی قریظه » برنامه­‌ی آفاق، تاریخ سخنرانی ۱۱ أکتوبر ۲۰۱۳٫

منبع: رويش


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − یک =