دسته‌بندی نشده

بردبار باشید، صبر را پیشه کنید، و کم انتقاد کنید

﴿بخش بیست و سوم﴾:
خدا کند که در این فجر پر برکتِ روز پنجشنبه، نورِ آفتابِ رحمت را با عبادات و مناجاتِ فجریه به در و دیوارِ کاشانه ی تان بدرقه کنید.
بیست و دو کلید طلائی باز کردن و تسخیر قلب ها را باهم یکجا مطالعه نمودیم، و اگر این ۲۲ کلید را مفقود کرده اید، از شما سخت ناراض خواهم شد، چون دست یافتن بدین کلید ها کار آسانی نبود، عزیز!
و حال، کلید بیست و سومِ تحت تأثیر آوردنِ دلها!
۲۳- ﴿بردبار باشید، صبر را پیشه کنید، و کم انتقاد کنید﴾:
این واقعیتی است که همه اشخاص نکات قابل انتقادی دارند و ممکن است کارهایی انجام دهند که از نظر شما ناپسند باشد اما شما زمانی نسبت به دیگران موفق تر خواهید بود و دشمنان کمتری خواهید داشت که آن ها را در مقابل دیگران تحقیر نکنید، و نارسائی های شان را مردانه، در خفا برای شان گوشزد کنید.
این خصلتِ صاحبان قلب های زیبا و یک مسلمان نیک و مُصلح است.
انسانهای خبیث و فتنه انگیز سعی میکنند، اشخاص و افراد دیگر را، در مقابل جماعتی، خوار، ذلیل،و حقیر کنند.
هر گاه، در اجتماعی به چنین وضیعتی برخوردید، سعی کنید اینگونه انسانهای فتنه آشوب را شناسائی نموده، از وقوع حوادث ناهنجار، جلوگیری کنید.
بردباری و صبر، از خصایل زیبای یک مسلمان است که مانند تیرِ بُرّان در قلب ها کارگر می افتد و باعث ایجاد محبت در یک اجتماع میشود.
به همین شکل، استمرار بر انگشتِ انتقاد دراز کردن در مقابل دیگران، از هیبت و محبوبیتِ فرد میکاهد.
انسانها کامل نیستند، و هر کس، خلأ ها، نارسائی ها، نکات ضعیف و مشکلات خودشان را دارند.
الله تعالی نظر به همین دلیل انسانها را در پهلوی هم، و در یک جامعه، و اجتماع خلق کرده، حسِ همکاری و استعانت، تکامل اجتماعی همنوعی، و حس برادری و اخوت را در ایشان، از عواطف خاصِ بشری قرار داده است.
انسانها نمیتوانند، تنها، و بدون کمک و استعانت همنوعان شان، در یک مغاره، و در خفا و عزلت زندگی کنند، و همیشه به یکدیگر ضرورت دارند، چون هریک، نارسائی دیگری را پر کرده، در تکامل دینی و معنوی یکدیگر سهم بارزی را بازی میکنند.
این را بایستی بدانیم که نظر به گفتار زیبای حضرت رسول کریم صلی الله و علیه وسلم، تمام بنی آدم خطا کار است، ولی بهترینِ خطا کاران کسانی هستند که، بدون وقفه، با درکِ خطأ و نارسائی خود، توبه میکنند، و دوباره بسوی او تعالی برمیگردند.
پس، همیشه باید سعی کنیم تا بردبار باشیم، به جانب مقابل مهلت دهیم، عزت و آبروی برادر و خواهر خود را حفظ کنیم، و عجولانه، تصمیم نابکار و بیجا نگیریم.
انسانهای بردبار و صابر، در هر مقطع زمانی هواخواهان زیادی داشته است، و این خود ثابت میکند که برای تسخیر دلها، این خصلت زیبای ملکوتی را باید در خودِ مان اعاده کرده، در تقویت آن سخت بکوشیم.
قرآن کریم، بیش از هفتاد جای، در مورد صبر ذکر کرده است. در سوره ی عصر چهار واژه، واژه ی کلیدی است، ﴿ایمان، عمل صالح، حق و صبر.﴾
روشن است که صبر موضوع مهمی است که در کنار حق، ایمان و عمل صالح ذکر می شود.
کسی که بی صبری، و جزع و فزع نمی کند، اهل صبر است و این یکی از مصادیق درست صبر است؛ ولی کاربرد صبر خیلی وسیع تر از این و معنای آن پربارتر و غنی تر از این است.
مقامِ صبر در رفتار فردی و اجتماعی انسان از چه جایگاهی برخوردار است و چه آثار و برکاتی را در سیر تکاملی انسان به وجود می آورد؟
یکی از مفاهیم عام معنوی و اخلاقی صبر است که دربرگیرنده ی بسیاری از ویژگی های اخلاقی دیگر نیز می باشد.
مقام صبر یکی از کل کمالات انسانی است که در آیات و احادیث به آن اشاره شده است.
ثمره ی صبر، پاداش اخروی، ارتقای مقام، امداد غیبی، و دستیابی به مقام محسنین است، و بالاخره، ثمره ی نیکِ دیگرِ صبر در دنیا، بدست آوردن دلهای مردم است.
«واصبرفان الله لایضیع اجرالمحسنین»
شکیبایی پیشه کن که خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی گذارد. (هود ۱۱۵)
صبر و شکیبائی یکی از برجسته ترین فضایل انسانی است.
الله سبحانه و تعالی در آیات بسیاری، اهل صبر را می ستاید و از مقام صابران سخن می گوید.
بی گمان داستان های بسیاری درباره ی صابران نوشته و گفته شده و در این میان صبر یعقوب علیه السلام و ایوب علیه السلام به عنوان ضرب المثل بارها از سوی ما و دیگران به کار رفته است.
سنت زندگی دردنیا، همواره همراه مصیبت و گرفتاری است تا انسان خود را بشناسد و در مقام تضاد و تزاحم و مشکلات با عقل و قلب و منطق، قدرت و توانایی خویش را آشکار کرده و خدایی گونه شود و خدایی عمل نماید.
درحقیقت اگر کسی ربوبیت و مالکیت الهی را بر هستی بداند و حکمت و فلسفه ی زندگی در دنیا را بشناسد درمی یابد که دنیا اقتضائاتی دارد که از آن جمله مصیبت ها و رنج ها و دردهاست و انسان می بایست درکنار این امور، خود را به کمال برساند و اسماء و صفات سرشته و نهفته در ذات را فعلیت بخشد و خدایی (متاله) شود و درمقام مظهر ربوبیت الهی قرار گیرد.
حکیمی در خانه ای مهمان بود. درحین مهمانی چندنفر از اقوام صاحب خانه وارد منزل او شدند.
حکیم مشاهده کرد که پسر صاحب خانه، در بدوِ ورودِ مهمانان عکس العملی از خود نشان نداد و سر به زیرانداخت و مهمانان را تحویل نگرفت.
مهمانانی که وارد شده بودند پس از مدتی، بدون اینکه شام بخورند خداحافظی کردند و رفتند، اما معلوم بود که از این حرکت پسر صاحب خانه ناراحت شده اند و به همین جهت زودتر از زمان موعود مهمانی را ترک کرده اند.
پس از رفتن آنها، حکیم روبه پسر صاحب خانه کرد و گفت:

پسرم!

شما با این مهمانان نسبتی دارید؟ پسر گفت: بلی، خانواده ی عمه ام بودند.
حکیم اظهار داشت: پس چرا آنها را تحویل نگرفتی و حرمت مهمان را نگاه نداشتی؟
پسر گفت: از آنها بخاطرِ کاری که کرده اند ناراحتم.
حکیم گفت: مثلا چه کاری کرده اند؟
پسر افزود: درجایی غیبت مرا کرده اند، من هم تصمیم دارم که دیگر با آنها کاری نداشته باشم!
حکیم گفت: درست است که اگر آنها غیبت شما را کرده باشند کار بدی انجام داده اند اما مجازات یک غیبت که ترک دائمی صله ی رحم و ارتباط خویشاوندی و خصوصاً تحقیر آنها در نزد دیگران نیست!
ضمناً پسر عزیزم، جوان خوب! هیچ می دانی که اگر بخواهی هریک از اقوام و دوستان و آشنایان را بخاطر یک گناه، کنار بگذاری پس از مدتی هیچ دوست و آشنایی برایت باقی نمی ماند!
همه ی ما انسانها دارای نقاط ضعفی هستیم که اگر قرار شود بخاطر این نقاط ضعف اینطور که شما محاکمه می کنید محکوم شویم کسی باقی نمی ماند که از چنین محکمه ای تبرئه شود.
خودِ شما هم که نقطه ضعف دارید از این برخورد در امان نخواهید ماند!
پسر صاحب خانه که سر به زیر انداخته بود و سخنان حکیم را می شنید سربلند کرد و گفت:
شما می فرمایید که در برابر کاری که کرده اند عکس العملی نشان ندهم؟!
حکیم گفت: نه، می گویم عکس العمل شما مناسبِ کار آنها و در جهت اصلاح رفتار ناپسندشان باشد؛ نه در جهت تخریب روابط خانوادگی و فامیلی و قطع ارتباط.
صاحبِ خانه که در مجلس حاضر و شاهد گفتگوی این دو نفر بود به پسرش گفت:
پدرجان! نگفتم چنین رفتاری، مناسب نیست؟!
پسر اظهار داشت: حق با شما است، من اشتباه کردم. پدرگفت: چه فایده دارد؟
حکیم گفت: نه، خیلی خوب است که این جوان پی برده است که رفتار امروز او مناسب نبوده است. من یقین دارم که جبران می کند. پسر گفت: بلی محترم، جبران می کنم.
حکیم گفت: اگر ما نمی توانیم کسی را ببخشیم، از بزرگی گناه او نیست بلکه از کوچکی روح ماست!
سپس آیه ی ۱۲۶ نحل را تلاوت کرد:
﴿ و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین﴾
و هرگاه خواستید مجازات کنید، فقط به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید؛ و اگر صبر کنید (و مجازات نکنید) این کار برای شکیبایان بهتر است.

برادر و خواهر مسلمان!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن