دسته‌بندی نشده

بعضی از دل‌ها پاک هستند و بعضی از دل‌ها مریض و ناپاک هستند.

﴿بخش هشتم﴾:
انسانها، به هر تناسبی که ترس شان از الله تعالی، و روزجزأ کم میشود، به همان تناسب، قلب های شان از حالت نورمال و سالم، بسوی بیماری و مرض، مایل شده میرود.
هرگاه در یک جامعه صاحبان دلها بدو گروه ی متضاد تقسیم شوند، و تعداد صاحبانِ دل های بیمار زیاد شود، آرامش به همان تناسب خودش را آهسته آهسته کم رنگ میکند، و بساطش را از جامعه برمیچیند.
الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم می فرماید، بعضی از دل‌ها پاک هستند و بعضی از دل‌ها مریض و ناپاک هستند.
دل مریض در شک و سوء ظن و انکار و تعصب و لجبازی و غرور و مانند این‌ها به سر می‌برد که این همه از قساوت قلب است.
دلِ سالم همیشه پر از مهر و ایمان و خلوص و توحید است.
اگر دل پاک نباشد و مریض باشد، مانند ظرفِ ناشسته‌ای است که در آن شیر بریزی. هرچه بیش‌تر در ظرفِ کثیف شیر بریزی، شیرزودتر فاسد می‌شود.
بر این موضوع بایستی جداً غور و تدبر کنیم، به هر اندازه ای که تعداد صاحبان قلب های مریض، بیمار، منگ گرفته، خودستا و مغرض در جامعه زیاد شده میرود، به همان اندازه، دایره ی نفاق و شقاق وسیع تر و بزرگتر میشود.
الله سبحانه و تعالی، در چندین جای، در مورد دل های بیمار اشاره میکند که ذکر تمام این موارد در این مقال نمیگنجد:
«کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِم»(مطففین ۱۴)
دل های شان زنگار بسته است
«قَسَتْ قُلُوبُهُمْ»(انعام ۴۳)
دل های شان قسی شده است.
«فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»(بقره ۱۰)
در دل های شان مرض است.
متأسفانه، امروز، ما افراد زیادی را می‌بینیم که دچار امراض قلبی هستند. شاید من و شما نیز یکی از آن افراد هستیم، ولی احساس نمیکنیم بیماری دل را از آن خود کرده ایم.
بیماری قلب از نبود تقوا و عدم ترس از خالق یکتا در فرد ظهور میکند.
متأسفانه قلبی که بایستی مجهز با تقوای الهی باشد، امروزه خیلی کم یاب و نادر است.
برعکس، تعدادِ صاحبانِ قلب های مریض و زیغ روز به روز با ملوث شدن جامعه با فحشأ و صد ها گناه کبیره ی دیگر، روبه افزایش است.
لفظ زیغ در قرآن کریم به معنی انحراف آمده است، و الله سبحانه و تعالی به بندگانش توصیه میکند تا همیشه در تقوا و صفائی بسر برند، و از انحراف قلبی، به او تعالی پناه ببرند:
«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا»(آل عمران ۸)
خدایا قلب مرا منحرف نکن.
حضرت یوسف علیه السلام بعد از نجات از چاه و زندان و برادرانش گفت:
بار الها! قلب مرا پاک گردان.
قلب پاک قلبی است که به غیرِ الله سبحانه و تعالی تکیه نداشته باشد.
یوسف علیه السلام پسر بچه ای بیش نبود. وقتی برادرانش خواستند او را به چاه بیندازند، لب چاه شروع به خندیدن کرد. به او گفتند: این چه جای خنده است؟
او را با مشت ولگد زدند و بعد به چاه انداختند.
وقتی مشت خورد، خنده‌اش گرفت. به او گفتند: این خنده‌ات چه دلیلی دارد؟ گفت:
زمانی من پسر صغیری، به شما که ده پسر قلدر و قوی هستید، نگاه کردم. گفتم:
به به! با وجود این برادران چه کسی می‌تواند به من بگوید: ﴿بالای چشمت ابروست﴾ دیگر نان من در عسل و روغن است.
با وجود این برادران قوی دیگر غصه‌ای ندارم. حالامی بینیم به همان برادرانی که تکیه کردم، همان‌ها سرم ریختند و مرا با مشت زدند و همان‌ها هم مرا به چاه انداختند.
قرآن کریم نیز میفهماند که: اگر تکیه به کسی بکنی نباید منتظر نتیجه‌ی خوبی بمانی.
حتی اگر به مال تکیه کنی! تکیه بر هر چیزی غیرِ الله سبحانه و تعالی سببِ خَیر نمی‌شود.
نوح علیه السلام به پسرش گفت:
ایمان بیاور واِلا الله تعالی تو را غرق می‌کند.
گفت: ایمان نمی ‌آورم و خداوند هم حریف نمی‌شود تا سیل مرا ببرد. فوراً به بالای کوه می‌روم تا غرق نشوم.
الله سبحانه و تعالی میفرماید : آب را فرستادیم. کوه هم زیر آب رفت و او هم غرق شد.
مگر وقتی او تعالی بخواهد، کوه توان جلوگیری را دارد؟
بنابراین به هیچ کس نمی‌شود تکیه کرد.
از مردمِ جاهل و فاقدِ علم که به این و آن، به زبان، لسان، ملیت، قوم، به حزب و رهبر و فلان و بسملان تکیه میکنند گله ای نیست.
اما، متأسفانه، از عالِمِ دین، که خودش را یک شخص مصلح میداند، گمانی نمیرود که باوصف این همه علمش، خودش را وابسته به یک حزب و گروهکی بداند، و صلاح را از راه دغا، به تعصبات ذات البینی بکشاند.
این همه، بخاطر انحراف از توحید و یا همان بیماری قلبی، یا زیغ است که قبلاً بدان اشاره کردیم.
زیغ، و یا انحراف از توحید این است که به غیرِ الله تعالی تکیه کنیم.
من در این رابطه خاطرات جالبی دارم که وقتی آدم به غیرِ او تعالی تکیه می‌کند، چگونه ذلیل می‌شود، و مقام، محبت، و هواخواهانش را میان تعداد کثیری از دست میدهد.
تاریخ شاهد این مهم بوده است، آن‌هایی که به غیرِ الله تعالی  تکیه کردند، باختند.
یکی از دلایل زدودن تقوا و ترس از الله تعالی، انحراف از حق است.
یکی از اسباب و دلایل دیگر ناآرامی که باز هم با تقوا ارتباط مستقیم دارد، مرضِ خیلی خطرناکِ قلبی ﴿رین﴾است.
رین به معنی زنگ زدن است.
زمانیکه قلب آنقدر شاهد عصیان و گناه توسط صاحبش میشود، آنقدر صاحبش را در ارتکابِ گناهان غرق میبیند، که بالاخره لکه های سیاه پیهم، به دیوار های قلب ظاهر میگردد. بمرور زمان، صاحب چنین قلب ها، دین، غیرت و همت خود را از دست میدهند.
این زمانیست که قلب برای مُهر زدن آماده میشود، و این مرحله، خطرناک ترین و بدبخت ترین مرحله ی زندگی یک انسان محسوب میشود.
﴿ رین﴾ همان مهرشدنِ  قلب است که در آیات قرآن کریم با لفظ (ران) و (ختم) ذکر شده است:
«خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ»(بقره ۷)
یعنی به دل هایشان مهر می‌زنیم.
چنین اشخاصی را هرچه حرف حق می‌زنی، فایده‌ای ندارد.
نفوسِ جامعه ئی که اکثریتِ آن تقوای الهی ندارند، و قلب های آنها به امراض ﴿زیغ﴾ و ﴿رین﴾ مصاب شده است، آرامشِ روحی از آنها فرار میکند، و نا امنی دامنگیر ملت میشود.
نبود تقوا، همگانی شدن امراض قلبی زیغ و رین، برچیدنِ آرامش روحی، یکی دست به دیگر داده، باعث شیوع گناهان میانِ تمامِ ملت، و جاه طلبی، غرور و تکبر میان سرانِ ملت، و نابود شدنِ طبقات کمزور، ضعیف و بیچاره ی ملت میشود.
این همان حالتی است که چند روز قبل یکبارِ دیگر کابل را به سوگ و ماتم کشاند.
اگر زوالِ تقوا، بی ایمانی، شیوع گناهان، فساد اخلاقی، دین ستیزی، وطنفروشی، بی غیرتی و دیوثی در خانواده ها به همین منوال ادامه پیدا کند، توقع سوگواری، ماتم و عزاداری بیشتری را باید داشت.
چون، تقوا نداریم که آرام نداریم!
برادر و خواهر مسلمان!
لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.
جزاکم الله خیراً!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن