بلوچستان و معضلی به نام خود نخبه پنداری

  • توسط دکتر عبدالمقسط بنی کمال
  • ۲۱ روز قبل
  • یادداشت
  • ۷۸ بازدید
  • ۰
6455555 - بلوچستان و معضلی به نام خود نخبه پنداری


نویسنده: دکتر عبدالمقسط بنی کمال

بلوچستان سرزمینی غریبی است. هیچ چیز سر جای خودش نیست و هیچ کس هم راضی به جایگاهش نیست. جای دوری نمی روم و‌ کسی را ملامت هم نمی کنم. بلکه از خودم و صنف خودم می گویم. من و هم صنفی هایم از توهم خود نخبه پنداری رنج می‌بریم. اما هیچ گاه از خود نمی پرسیم آیا واقعا نخبه هستیم ؟ حتی به خودمان زحمت مراجعه به یک مرجع علمی برای فهمیدن مفهوم نخبه را هم نمی دهیم.

در این شرایط ناآگاهی چندین تعریف خودساخته از نخبگی در بلوچستان رواج دارد. بعضی منظورشان از نخبگی پوشیدن یک دست لباس تیوبو سفید و بر روی آن یک کت سیاه (که اتفاقا خودشان به آن کت شخصیتی می گویند) و در دست داشتن گواهی گذراندن صد و اندی واحد دانشگاهی است.

بعضی حتی زحمت پاس کردن همان صد و‌اندی واحد دانشگاهی را هم نمی دهند و این کمبود را با یک ماشین نقد و قسط جبران می فرمایند.

بعضی دیگر هم انسان های زحمت کش و حرفه ای هستند که سر شان در لاک خودشان است و در ازای خدماتشان سود سرشاری هم به جیب می زند.

در این میان تعریف واقعی نخبگی در زیر پاهای خود نخبه پنداران له شده است. نخبه باید در سطح اجتماع تاثیر گذار باشد. نخبه به جای موج سواری ایجاد موج میکند. نخبه واقعی هیچگاه گدایی فرصت نمی کند بلکه فرصت آفرین است. نخبه ای که از عدم فراهم بودن فرصت می نالد در واقع به دروغین بودن نخبگی اش صحه می گذارد.

خلاصه کلام اینکه بلوچستان سرزمین بزرگی است در آن بدون شک نخبگان ارزشمندی وجود دارد اما حتی یکی از این نخبگان متعلق به قشر مدرک به دست تیوبو پوش و پژو سوار نیست.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *