بیداد مثلث شوم تباهی، بر سرزمین خورشید

sarzameen - بیداد مثلث شوم تباهی، بر سرزمین خورشید


نویسنده: فضل الرحمن فقیهی– استاد دانشگاه هرات

آغاز
کشور ما خراسان دیروز یا افغانستان امروز، دشوارترین شرایط را در دورۀ معاصر خود سپری کرده و این سختی‌ها همچنان ادامه دارد. حضور استعمار پیر (انگلیس) در شبه قاره و تجاوز آن بر سرزمین ما، تجاوز روسیه‌ی تبه‌کار در دهه‌های گذشته‌ی نزدیک و تجاوز قدرت‌های کنونی و حضور آنان در کشور ما، زمینه‌ی بدبختی مردم این سرزمین را در طول تاریخ معاصر فراهم آورده است. عقب‌مانی علمی و اجتماعی، تخریب بنیادهای اقتصادی، عدم استقلال سیاسی و اموری ازین قبیل، محصول همین تجاوزات بوده است. برعلاوه در طول این دوران، هزاران انسان بی‌گناه به خاک و خون کشیده شدند و هزاران جنایت تاریخی انجام یافته است.

مقایسه‌ی کلی تاریخ معاصر کشور ما می‌رساند، که اوج فاجعه در دوره‌ی کنونی جریان دارد و ملت مظلوم ما به سخت‌ترین حالت گرفتار است؛ به‌خاطر اهداف نامعلومی روزانه ده‌ها تن از این ملت پا برهنه قربانی می‌گردند و گوشه گوشه‌ی این سرزمین به خاک و خون کشیده می‌شود. با مطالعه‌ی اوضاع کنونی کشور در می‌یابیم، که هرچند حضور نیروهای خارجی از بزرگ‌ترین اسباب تشتت اوضاع این سرزمین و مایه‌ی شقاوت مردم آن است؛ اما استکبار جهانی، وسایلی را در دست دارد تا به واسطه‌ی آن، به اهداف دراز مدت خود نایل آمده و سود فراوانی را برای خود مرتب کند. همین اسباب و وسایل داخلی موجود در میان اقشار ملت ما و به‌ویژه در میان دولت‌مردان این سرزمین، باعث شده تا بدبختی‌های متنوعی شکل بگیرد و کشور و ملت ما، برای سالیانی مورد دست‌برد نیروهای بیگانه قرار گیرد و بدون گناه به خاک و خون کشیده شوند.

به طور کلی، علت همه این بدبختی‌ها و بیداد و ستم، مثلث شومی است، که بر پهنه‌ی سرزمین ما سایه افکنده و از دیر باز تا کنون، باعث این همه شقاوت و تباهی شده است. در این مقاله برآنیم تا اضلاع این مثلث شوم به گونه‌ی کوتاه به معرفی گرفته شود؛ اما تفصیل مطالب را واقعیت‌های تاریخی آیینه‌داری خواهند کرد.

عصبیت قومی یا جاهلیت پیر

عصبیت جاهلی یا قوم‌گرایی از پدیده‌های شوم تاریخ بشریت است، که در گذار زمان وجود داشته و بیداد کرده است. یکی از مواردی که اسلام عزیز در هنگام ظهور خود با آن رو به رو بود و شدیداً با آن مبارزه کرد، همین پدیده‌ی خطرناک بود. قرآن کریم به این واقعیت جامعه‌ی جاهلی اشاره کرده و تأثیر گذاری خود برای اصلاح جامعه در این زمینه را بیان داشته است:

«… وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا…». (آل عمران: ۱۰۳). (…نعمت الله را بر خویشتن یادآورید، آنگاه که دشمن یکدیگر بودید و [الله] میان دلهای شما الفت آورد و به اثر نعمت وی برادر یکدیگر شدید…).

عصبیت قومی در دوره‌ی معاصر کشور ما حضور نامبارک داشته و ضمن زمینه سازی ستم بر اقشار ملت ما، بدبختی‌های زیادی را بر مردم و سرزمین ما تحمیل کرده است. همین عصبیت قومی و جاهلی بوده که برای تحقق قدرت سیاسی و استبداد قشر خاص بر دیگران، حتا در گذشته‌ی نه چندان دور، برخی قسمت‌های این خاک را به دیگران واگذار نمودند. همین عصبیت قومی و قدرت طلبی‌ها بوده که زمینه‌ی سازش و هم پیمانی با شاخه‌های استکبار جهانی را مساعد ساخته است.

شماری از همین وابستگان عصبیت‌های قومی، حاضر شدند به خاطر تأمین منافع شخصی و گروهی و به منظور شکست دادن رقیبان سیاسی خود، برادران اهل ایمان شان را رها سازند و با دشمنان اسلام و دشمنان اهل ایمان هم پیمان شوند؛ و بدین ترتیب زمینه ساز نفوذ استکبار جهانی در سرزمین و منطقه شدند. اینان با چنین اعمالی که مستلزم موالات با کفار است، مشروعیت نظام سیاسی کشور را زیر سؤال بردند و در تشدید جنگ‌های بی‌مفهوم سهم بارز دارند.

عصبیت‌های قومی از هرطیف و گروهی، از دیر باز، باعث نابسامانی‌هایی در دوره‌ی جهاد و بعد از آن در دوره‌ی حکومت مجاهدان گردید؛ چنان‌که حتا حاکمیت و دولت نوپا، غیر وابسته و مستقل مجاهدین را از پا در آورد و زمینه ساز تعرض و تجاوز نیروهای استکباری در کشور و منطقه گردید. هواداران این طرز تفکر شوم، خویشتن و گروه شان را بر مبنای قوم‌گرایی بر دیگران ترجیح می‌دهند و حتا قومیت‌های دیگر را عار و ننگ می‌پندارند؛ غافل از آنکه چنین طرز فکری از رسوم جاهلیت نابکار است.

پیامبر اسلام -صلی الله علیه وسلم- برای عزیزترین یاران خود که چنین ملاحظه‌ای را در برخورد با کسی دیگر از اصحاب اعمال داشته بود، فرمودند: «…إِنَّکَ امْرُؤٌ فِیکَ جَاهِلِیهٌ» (بخاری، حدیث: ۳۰). (تو شخصی هستی که در تو [رسوم] جاهلیت وجود دارد).

همین عصبیت‌های قومی در بسا موارد باعث بروز حادثات ناگواری در جامعه‌ی ما شده است؛ چنان‌که باعث شهادت تعداد زیادی از جوانان و افراد مؤمن سرزمین ما شده است. عاملان چنین حوادث ناگوار، از تعالیم کتاب و سنت به دور مانده‌اند.

اینان از سرچشمه‌ی زلال نبوت مهجور گردیدند، که فرموده است: «…وَمَنْ قُتِلَ تَحْتَ رَایهٍ عِمِّیهٍ، یغْضَبُ لِلْعَصَبَهِ، وَیقَاتِلُ لِلْعَصَبَهِ، فَلَیسَ مِنْ أُمَّتِی…». (صحیح مسلم، حدیث: ۱۸۴۸). (هرکه در زیر پرچم کورکورانه‌ی [عصبیت] کشته شود؛ به خاطر قوم‌گرایی به خشم آید و به جنگ بپردازد، از امت من نیست).

امروز هم هستند کسانی‌که با شعار قومیت گرایی به نان و نوالی رسیده‌اند و قدرت و مکنتی به دست آورده اند و از همین منهج و روش نامبارک بر گًرده‌ی مردم سوار اند و شماری هم ناآگاهانه و نابخردانه در تحت چنین بیرق نامطلوبی، حتا به جنگ و برادر کشی می‌پردازند و سرانجام به قتل جاهلی زندگی خود را اختتام می‌بخشند. در شأن همین افراد و گروه‌هاست که پیامبر بزرگوار اسلام فرموده است: «…وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَایهٍ عِمِّیهٍ یغْضَبُ لِعَصَبَهٍ، أَوْ یدْعُو إِلَى عَصَبَهٍ، أَوْ ینْصُرُ عَصَبَهً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَهٌ جَاهِلِیهٌ…». (مسلم، حدیث: ۱۸۴۸). (و هرکه زیر بیرق کورکورانه جنگ کند، به‌خاطر عصبیت به خشم آید، یا به سوی عصبیت فراخواند، یا از روی عصبیت یاری کند، پس کشته شود، این کشته شدنش مردن جاهلی است…).

مبارزات سیاسی در کشور ما، در موارد متعدد متأثر از همین اندیشه‌ی عصبیت قومی بوده و باعث شده تا معادلات سیاسی را با جعل و تزویر به هم زند و فرد یا گروهی را بدون شایسته‌گی بر شانه‌ی مردم سوار نماید.

بیش‌تر بی‌ثباتی‌های سیاسی کشور ما، محصول همین عصبیت‌هاست که ریشه در جاهلیت قوم‏گرایی دارد. تغییر مواد قانون اساسی و سایر قوانین در جهت تأمین منافع عصبیت قومی خاص، تغییر جهت سمت انتخابات‌ها، در تعیین نمایندگان مجلس، تغییر جهت در تعیین زعامت سیاسی کشور، حتا جعل و تزویر در نحوه‌ی برگزاری انتخابات، همه محصول همین عصبیت منفور و نامطلوبی است که کیان امت اسلامی را ضربه زده و آن را به فرقه‌های عصبیت محور، متشتت ساخته است.

ایجاد شوراهای قومی و نهادهایی که بر محور قومیت تشکل یافته‌اند، جزئی از همین عصبیت قومی‌اند که اقوام و ملیت‌های گوناگون را در تقابل یکدیگر قرار داده و زمینه‌ی سوء استفاده‌ی اشخاص و گروه‌های استفاده‌جو را فراهم می‌سازد.

تحجر در برداشت‌های دینی

عامل دیگر تباهی آور در کشور ما و حتا در همه جهان اسلام، تحجر در برداشت‌های دینی است. این بدان معناست، که فرد یا گروهی، یا با برداشت‌های قشری، یا با تحریف اساسات دین و یا با تأویل جاهلانه‌ی نصوص شرعی به انتحال و ابطال احکام شرعی بپردازد و برخلاف امت اسلامی، بدون دلیل قاطع به تکفیر و تفسیق و به قتل و کشتار آحاد و یا جماعات اسلامی اقدام کند.

این‌ها با برداشت‌های شخصی خود، منفردانه حکم صادر می‌کنند و منفردانه به اجرای آن می‌پردازند و بدین طریق، نه تنها عاید مطلوبی را برای دین و امت اسلامی به ارمغان ندارند؛ بل باعث بدنامی اسلام و تشتت امت اسلامی می‌گردند و نتیجه‌ی عمل آنان، تنگ شدن محدوده‌ها و زمینه‌ها برای امت و جماعات اسلامی در گوشه و کنار دنیاست.

این گروه، از جمله کسانی‌اند که عملکرد شان در حدیث نبوی، به عنوان‌های «تحریف الغالین»، «انتحال المبطلین» و «تأویل الجاهلین» نامیده شده وظیفه‌ی دانشمندان امت است که خرافات و تأویلات فاسد شان را از چهره‌ی دین بزدایند. آنجا که رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «یحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ کُلِّ خَلَفٍ عُدُولُهُ، ینْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ، وَانْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ، وَتَأْوِیلَ الْجَاهِلِینَ». (شرح مشکل الآثار للطحاوی، حدیث: ۳۸۸۴). (این علم را از هر خلفی همانندش برمی‌دارد؛ طوری که تحریف غلوکننده‌گان، انتحال باطل کاران و تأویل نادانان را از آن دفع و نفی می‌نمایند).

اینان با چنین اعمال خود، می‌پندارند که کارهای نیکو می‌کنند و خدماتی را برای اسلام و جامعه‌ی اسلامی انجام می‌دهند؛ حال آن‌که اعمال آنان جز وبال دنیا و آخرت چیزی را به ارمغان نمی‌آورد و هیچ فایده‌ی برآن مرتب نیست. قرآن کریم در شأن چنین افراد و گروه‌هایی می‌فرماید:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا». (الکهف: ۱۰۳- ۱۰۴). (بگو آیا شما را به خساره‌مندترین اشخاص از نگاه اعمال خبر ندهم؟ آنان که کوشش شان در زندگی دنیا بیهوده گردیده و ایشان می‌پندارند که نیکوکرداراند).

اینان اشخاص و گروه‌های ‌اند، که خواسته‌ها و اندیشه‌های شخصی و تراوش‏‌های فکری برخاسته از محیط و قبیله‌ی شان را عنوان دین می‌دهند و بر آنند تا بر مردم تحمیل نمایند. از همین رو، اهل دانش و تحقیق توصیه کرده‌اند تا دانش و دین از اسلاف صالح و اخلاف صادق آموزش یابد؛ نه از کسانی‌که همچنین نظرات شاذ و بی اساس را با تفردجویی بر دیگران تحمیل کنند و با تحجر بر آرای شخصی خود پافشاری نمایند. (شرح مشکل الآثار للطحاوی: ج۱۰، ص۱۷).

تحجر در برداشت‌های دینی باعث شده تا مشتی یاوه‌سرای مخالف دین، همه عملکرد چنین افراد و گروه‌هایی را به نام اسلام پیوند دهند و این دین پاک و کامل را در انظار جهانیان و کسانِ بی‌خبر از دستورهای این آیین نجات بخش، دین وحشت و اختناق معرفی کنند و تخم نفرت را در دل بی‌خبران کشت نمایند.

تکفیر و تفسیق بدون موجب اهل ایمان، جواز قتل و حلال شمردن کشتار مسلمانان بدون دلیل قاطع، از دست آوردهای منحوس این اشخاص و گروه‌ها در طول تاریخ بوده و هم اکنون در کشور ما نیز، مشاهده می‌شود. اینان یکی از مصادیق این فرموده‌ی پیامبر بزرگوار اسلام‌اند، که فرموده اند: «…وَمَنْ خَرَجَ مِنْ أُمَّتِی عَلَى أُمَّتِی، یضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، لَا یتَحَاشَ مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا یفِی بِذِی عَهْدِهَا، فَلَیسَ مِنِّی». (صحیح مسلم، حدیث: ۱۸۴۸). (… هرکه از جملۀ‌امت من بر امت من خروج نماید؛ طوری که نیکوکار و بدکارش را بزند و از مؤمنان امت نیز دوری نجوید، و عهد صاحب عهد را نیز وفا نکند، از جملۀ [امت] من نیست).

همین تحجر در برداشت‌ها، هنگامی‌که با عصبیت منحوس قومی یکجا می‌شود، داشته‌های عنعنوی یک شخص یا گروه را تقدس می‌بخشد؛ به نحوی که صاحبش آن را جزئی از دین می‌داند و دیگران را مجبور به پذیرش آن می‌شمارد.

دیده شده، که گاهی این رسوم و عنعنات قبیله‌وی در نزد تعدادی از افراد و گروه‌ها، جایگاه بالاتر از احکام شریعت الهی را پیدا کرده و به‌خاطر آن امور، حتا جنگ‌ها به راه افتاده و خون‌هایی ریخته شده است. همچنان است که گاهی مستحبی از مستحبات به اساس سلیقه‌ی منطقوی و یا عادت عنعنوی، از واجبات و فرایض دینی مهم‌تر دانسته شده و به‌خاطر آن جنگ‌ها بر پا شده و خون‌ها ریخته شده است.

سکولاریزم دین‌مدارانه یا نفاق معاصر

ضلع دیگر تباهی‌آور در کشور و سرزمین ما از مدت‌ها بدینسو، سکولاریزم یا دین گریزی در حوزه‌ی زندگی و حیات سیاسی است. سکولاریزم در دو گونه‌ی فلسفی و سیاسی خود باعث مفسده‌های عظیمی در این سرزمین شده است.

با وقوع کودتای خونین سال ۱۳۵۷ و تسلط حزب خلق و پرچم، تطبیق سکولاریزم فلسفی نوع شرقی آن، بر پایه‌ی اندیشه‌ی بی‌اساس «دین افیون ملت‌هاست» در کشور ما آغاز یافت. در آن دوران، دست اندرکاران رژیم، نه تنها به دور ساختن دین از حوزه‌ی حیات باور داشتند و این کار را عملی نمودند؛ بل با دین و دین‌داران در حوزه‌ی عبادات نیز، سر ستیز را در پیش گرفتند. آنان دین را مایه‌ی پسمانی می‌شمردند و هزاران فرد بی‌گناه را به جرم دین‌داری زنده به گور کردند؛ که کشف گورهای دست‌جمعی در گوشه‌ و کنار این سرزمین، دلیل این مدعاست.‌

بعد از این‌که با سقوط رژیم کمونیستی، حکومت مجاهدین و دولت اسلامی بدون وابسته‌گی تأسیس شد، استکبار جهانی و همسایه‌های مغرض نتوانستند این دولت نوپا و امیدبخش را تحمل نمایند؛ لذا در صدد تخریب پایه‌های آن برآمدند و با تحریک و استخدام دو ضلع نخستین، مثلث شوم تباهی (عصبیت جاهلی و تحجر در برداشت‌های دینی) جبهاتی را تأسیس کردند و در ظرف چند سال جنگ، به تخریب حاکمیت اسلامی مجاهدان پرداختند و سرانجام زمینه را برای پدید آمدن نظامی بی‌بند و بار و وابسته و نوکر، مساعد ساختند.

با وجود این همه تخریب‌های استکبار جهانی، حضور نیروها و افراد مؤمن در مجامع تصمیم گیری‌های سیاسی نظام کنونی، باعث شد که وابسته‌گان استکبار و مزدوران تربیت یافته در غرب، نتوانند نظام سیاسی کشور را در بُعد تقنین و از نگاه نام و نشان، سکولاری اعلام نمایند؛ بل بیشتر مواد تقنین آن، با شریعت اسلامی در تطابق قرار دارد.

اما در ظرف سال‌های گذشته و هم اکنون، تعداد زیادی از خودفروخته‌گان سکولار مشرب در نهادهای حساس دولت داری جا به جا شده‌اند و برای سکولاریزه کردن نهادهای حکومتی و ترویج اندیشه‌های پوچ سکولاریزم، تپ و تلاش می‌کنند.

اینان برآن‌اند تا تفکر سیاست دینی را از ذهن و ضمیر جوانان و تحصیل‌کردگان کشور دور سازند و جامعه را به سوی اندیشه‌های سکولاریستی سوق بدهند. برآن‌اند تا برای قشر جدید و کم مطالعه بقبولانند، که اسلام نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدنی کامل و جامعی ندارد، که بتواند پاسخ‌گوی نیازهای بشریت کنونی باشد.

اینان مصداق همان فرموده‌ی الله متعال‌اند، که فرموده است: «یرِیدُونَ أَنْ یطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». (التوبه: ۳۲). (اراده دارند، که نور الله را با سخن‌های شان خاموش سازند، و الله متعال نمی‌پذیرد؛ مگر این‌که نور خود را کامل سازد، اگر چه کافران را ناخوشایند باشد).

تحجر در برداشت‌های گروهی که پیشتر از آنان سخن رفت، سکولارپیشه‌گان را کمک بسزایی کرد و آنان برآن بودند تا بعد از برداشته شدن حاکمیت آن گروه متحجر، نظام سیاسی را به سوی سکولاریزم قطعی سوق دهند. خود نگارنده در هنگام مداخله‌ی نظامی نیروهای امریکایی و تغییر رژیم، از زبان یکی از سردم‌داران سکولاریزم شنیدم، که در یک میز گرد می‌گفت: «اکنون زمان آن فرا رسیده، تا کشور ما با حکومت دینی وداع گوید و مسیر حاکمیت سکولار را بپیماید.» اما سنجش این مشت گمراه و بی‌ایمان، غلط از آب در آمد و متوجه شدند، که امت اسلامی در این سرزمین هنوز بیدار است و نمی‌تواند چنین نظام منحط دور از چشمه‌سار وحی و شریعت الهی را تحمل کند. بنابرین، نتوانستند در ساحه‌ی تقنین و سکولاریزه ساختن نظام، کار مؤثری را انجام دهند و حالا برآن‌اند تا از دو طریق دیگر به نهادینه ساختن سکولاریزم در سرزمین خورشید موفقیت به دست آورند:

یکی از راه سپردن وظایف مهم و کلیدی به افراد سکولار یا سکولار مشربی که خود فروخته‌اند و برای دور ساختن عملی نظام از قوانین نجات بخش اسلام تلاش می‌نمایند.

دو دیگر از طریق پخش و نشر اندیشه‌های سکولارستی از طریق رسانه‌های صوتی تصویری و رسانه‌های نوشتاری؛ چون روزنامه‌ها و مجلات وسایت‌ها و صفحات مجازی در انترنت. اینان می‌کوشند تا در حوزه‌های مدنی و اجتماعی، مردم و مراجعه کننده‌گان را عملا از حیطه‌ی فقه اسلامی و تشریع الهی به دور نگه دارند.

این‌ها، با استخدام افراد و نهادهای به شکل مرموز و غیر مستقیم، برآن‌اند تا با ایجاد شک و شبهه، به تخریب اندیشه‌های دینی بپردازند و اندیشه‌های سکولاریستی را به جوانان و نوجوانان تزریق نمایند. باز کردن صفحات مجازی به نام‌های مستعار و پخش اندیشه‌های الحادی و ضد اسلامی در آن صفحات، جزء فعالیت‌های مشهود این گروه است.

خطرناک‌ترین فعالیت سکولاریزم در کشور ما و همه جهان اسلام، ترویج سکولاریزم سیاسی، توسط تعدادی از به انحراف رفته‌ی معاصر است، که تحت عنوان متخصص دینی فعالیت می‌نمایند. با تأسف شاهدیم که عده‌ی از تحصیل‌کرده‌گان خودفروخته‌ی فارغ از نهادهای دینی ما، بعد از این‌که به کشورهای استکباری سفر کردند و از آن طریق توانستند به جایگاه و پایگاهی برسند و به نان و نوالی دست یابند، دین را به بهای اندک و حطام دنیوی سودا کردند و هم اکنون از طریق رسانه‌های گوناگون به شکل مرموز، غیر مستقیم و با دروغ‌ گویی تمام، در صدد تخریب و ناقص جلوه‌دادن اسلام از پاسخ‌گویی به نیازهای بشریت معاصراند. اینان ترفندهای گوناگونی را دنبال می‌کنند.

یکی از ترفندهای آنان این است، که بر بسیاری از نظریات اندیشمندان و اهل تحقیق امت اسلامی از گذشته تا حال، که خود سال‌های تمام ریزه‌خوار سفره‌ی شان بودند، خط بطلان می‌کشند و دین الهی را عاری از نظام زندگی معرفی می‌نمایند. صاحبان فکر نهضت‌های اسلامی را خطاکار فکری معرفی می‌دارند و حتا می‌کوشند آثار علمی گران‏بهای شان را مخدوش سازند.

ترفند دیگر آنان طوری است، که در هنگام بروز مشکلات در جامعه‌ی اسلامی، به عوض رجوع به فقه پربار اسلامی، از ما می‌خواهند، تا «از آموزه‌های عارفان مسلمان در تربیت دینی بهره بگیریم». درست است، که آموزه‌های عارفان مسلمان در جایگاه خود قابل استفاده‌اند؛ اما اینان از طرح چنین نظری هدف دیگر دارند. اینان می‌خواهند با طرح دعوت به آموزه‌های عارفان مسلمان، جامعه را از فقه پربار اسلامی و جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن، بی‌بهره و غافل بدارند؛ زیرا آموزه‌های عرفاء بیش‌تر جنبه‌ی درون‌گرایی و شخصی دارند و به نحوی از حوزه‌ی حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به دوراند.

سکولار مشربان امروز، از تشریع فقه اسلامی سخت در هراس‌اند؛ چون فقه اسلامی برگرفته از کتاب و سنت نبوی است و خطوط قرمزی دارد که نظریات سکولاری این بد نیتان معاصر را نقش بر آب می‌گرداند. از همین است که به عوض تمسک کتاب و سنت و مراجعه به فقه اسلامی، جامعه را به سوی سوغات‌های غربی فرا می‌خوانند تا در برابر ارزش‌های اسلامی، بی‌تفاوت و بی‌باک بار بیاید و تأکید می‌کنند که باید «ارزش‌های مدارا، تساهل و تسامح، کثرت‌گرایی و دیگرپذیری به خطوط قرمزی تبدیل شوند، که نه منابر، نه رسانه‌ها، نه جریده‌ها، نه مدارس، نه مکاتب، و نه دانشگاه‌ها حق تخطی از آن‌ها را داشته باشند».. آنان با چنین طرح و با شعار دموکراسی و آزادی بیان دروغین شان، می‌خواهند حتا در پیش روی مراکز فکری و طرح اندیشه‌ی، چون مدارس و دانشگاه‌ها و منابر، سد ایجاد نمایند و همه را به کام باداران استکبار خود فرو برند.

به همین گونه اینان تلاش دارند، جامعه‌ی اسلامی را از تفکر به منافع امت اسلامی دور سازند و به سوی «منافع ملی» دعوت ‌کنند، تا امت اسلامی با شعار «منافع ملی» متشتت و پراکنده شود و به سوی آینده‌ی تاریک ره‌سپار باشد. این در حالی‌ست، که امت اسلامی در نصوص دینی و الهی ما، همچون جسد واحد دانسته شده، که تمام اعضای آن باید درد مشترک و حس مشترک داشته باشند.

تعدادی از این سکولار مشربان دین‌دارنما، چنان گستاخ‌اند که تزندق شان از زیر پرده‌ی نفاق بر می‌جهد و نمایان می‌شود و به خطوط قرمز امت اسلامی تجاوز می‌کنند؛ چنانچه:‌

– بر آیات قرآن کریم با عقل قاصر خود تأویلات فاسدی روا می‌دارند و مدلول آیات الهی را پیش از تأیید عقلانیت سخیف خود پذیرا نیستند.

– بر منابع مورد اعتماد کافه‌ی امت اسلامی، همچون صحیح البخاری و صحیح مسلم خرده می‌گیرند و تحت عنوان فریبنده‌ی «نقد»، زبان طعن می‌گشایند.
– بر واجبات دینی خرده می‌گیرند و با زیر سؤال بردن سفر به سوی حج و ادای وجیبه‌ی قربانی، این شعایر بزرگ را به دلیل وجود مساکین و فقراء، بیهوده تلقی می‌نمایند.

– برخلاف آموزه‌های عقیدتی امام ابوحنیفه -رحمه الله- کاربرد قیاس در احکام عملی مذهب امام ابوحنیفه را به حوزه‌ی عقاید می‌کشانند و خبر واحد را در حوزه‌ی عقیده بی‌اعتبار می‌دانند، تا از این طریق به تضلیل امت اسلامی به‌ویژه نوجوانان در حوزه‌ی عقیده بپردازند؛ حال آنکه در نزد امام ابوحنیفه -رحمه الله- قیاس در حوزه‌ی عقیده کاربرد نداشته و خبر واحد صحیح، مثبت پاره‌ی قابل اعتنایی از امور عقیدتی است.

طرف‌داران سکولاریزم سیاسی، در حقیقت به کامل بودن شریعت الهی عقیده ندارند؛ اما با منافقت می‌خواهند این طرز فکر خود را پوشیده نگه دارند و به این طریق، جامعه‌ی اسلامی را با افکار دروغین خود مسموم سازند و به دین خدا تهمت‌های ناروا بربندند. اینان با خبث باطنیی که دارند، به شکل مرموز و غیر مستقیم، از کمال شریعت الهی انکار دارند و آن را برای حیات بشر کافی نمی‌دانند. اینان ادعا می‌کنند، که اسلام نظام مدونی برای تنظیم امور سیاسی جوامع انسانی ندارد.

نتیجه‌ ای ‌سخن

با آنچه گفته آمدیم، به این نتیجه دست می‌یابیم که سه عنصر نامطلوب: «عصبیت قومی»، «تحجر در برداشت‌های دینی» و «سکولاریزم دین‌مدارانه» باعث تباهی کشور ما در دوره‌ی معاصر شده و شرایط سخت و دشوار سرزمین ما محصول تقابل این سه عنصر تبه‌کار بوده است.

این هرسه عنصر، گاهی یکی ترویج دیگری را یا کمک کرده و یا باعث تشدید و توجیه آن در جامعه‌ی اسلامی ما و حتا در کل جهان اسلام شده است. عصبیت قومی زمینه‌ساز بی بند و باری‌هایی شده و حتا عنعنات پوچ و بی اساس قبیله‌وی را به عنوان دین و حکم شرعی بر مردم تحمیل نموده و بدین طریق زمینه‌ی تنفر افراد جاهل از دین و منابع دینی را مهیا ساخته است.
تحجر در برداشت‌های دینی، همچنان‌که اساس دینی و الهی ندارد؛ راه انتقاد و یاوه سرایی دشمنان اسلام را هموار ساخته و زمینه ساز هجوم استکبار بر سرزمین‌های اسلامی شده است.

ترویج اندیشه‌های سکولاری در سرزمین‌های اسلامی و به‌ویژه کشور ما و تشدید این ترویج‌ها توسط حلقات نزدیک به دولت‌مردان سرزمین ما، باعث نابهنجاری فکری و تقنینی در میان جامعه شده، بحران اعتماد را پدید آورده و مشروعیت نظام را زیر سؤال برده است. طرح نظریه‌های سکولارستی توسط منحرفانِ به ظاهر دین‌مدار، خطری است، که متوجه امت اسلامی در سرزمین ما شده و مسیر نامطلوبی را طی می‌کند، که هم دولت‌مردان از آن زیان‌مند خواهند شد، هم رعایای مؤمن و جوانان این سرزمین. لذا بر دولت‌مردان ماست که جلو تزندق دین مآبانه‌ی این طیف نفاق معاصر را بگیرند، تا جامعه به سوی تشتت و تباهی ره‌سپار نشود.

همچنان بر اهل علم و نهادهای دعوت و اصلاح لازم است، تا برای معرفی برنامه‌های شوم و افکار پوسیده‌ی این مسلمان‌نماها، با وحدت کامل بکوشند و طرح‌های مزدورانه‌ی آنان را نقش برآب سازند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *