فرهنگ و جامعه

بیدار شو ای مسلمان

نویسنده: خیر الدین نظری

«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ» [رعد:١١]

اسلام ابر رحمتی بود که در سرزمین بی آب و علف عرب ظاهر شد.

در شمال و جنوب و مناطق دور افتاده‎ی شرق و غرب بارش فیوضاتش را می‎باراند. جواهر فرهنگ و تمدن را به ارمغان آورد و شکوفه‎های زیبای علم و حکمت را ارزانی داشت فرهنگ قدیمی همۀ  ملت‎ها در چند سال تبدیل شد، نقشه تاریخ دنیا به طور کلی تغییر یافت.

از یک طرف دربیابان‎های آفریقا و از سوی دیگر در سرزمین‎های چین ندای توحید و سنت بلند شد. در عبادتخانه‎های آلمان و کلیساهای سربه فلک کشیدۀ روم و انگلیس نعره های مخلصانه الله اکبر پایه های‎کفر را به لرزه در آورد.

در شهرها و روستاها صدای زیبای اذان گوش انسان های به خواب غفلت فرورفته را به هیجان در آورد. هیبت اسلام و شعای برق محمدی، جگر پادشاهان سنگ دل اروپا را به لرزه در آورد.  فدائیان اسلام در بخش اعظم اروپا پرچم اسلام را به احتزاز در آورده و گردن متکبر حکومت‎های اروپا را خم نمودند. زمین شور زاری را که از کفر، شرک، ظلم و ستم و خواهشات نفسانی پر بود، با تعلیم زیبای اسلامی سرسبز و شاداب نمودند.

ای مسلمان غیور! تو با نیرو و عزت خدادادی ارزشها و محاسن اسلامی را از شرق تا غرب گسترانیده بودی برای تقویت اسلام و خیر خواهی بندگان بیش از حد رغبت داشتی. تو بودی که برای حمایت اسلام نه تنها اینکه جان دادی بلکه فرزند و مال خود را فدا نمودی و درخت اسلام را آبیاری نموده و آن را به ثمررساندی. از قرآن و سنت و اخلاق زیبا پاسداری کردی. طرفدار و مبلغ نیرومند توحید و سنت بودی. از بین برندۀ شرک و بدعت و مادی گرایی و حافظ آئین ختم نبوت بودی. اکنون چه شده تو را که در نگاه دنیا حقیر هستی؟

چرا ارزش و نام نیکت در دنیا دیگر باقی نمانده ؟

ای مسلمان! از زمانی که در احیای دین و حفاظت اسلام کوتاهیت آغاز شد، از زمانی که نسبت به توحید و سنت بی توجهی نمودی، از روزی که شب و روز در عیش و راحت پسندی زندگی بسر کردی و از زمانی که از ضمیر روشنت رعایت حقوق الله و حقوق بندگان به نابودی و اضمحلال گرائید، از وقتی که در باغ عدل و مردانگی باد تند و طوفان سهمگین ظلمت و معصیت وزیدن گرفت، درست از همان زمان بر چمنزار عزت و آبرو و جلال و شکوهت بنابر بی توجهیت باران خشم خداوندی باریدن گرفت و در چمن زیبای اطاعت رسول الله به جای وزیدن نسیم سحری باد خزان وزیدن گرفت و از آن وقت از خدا شناسی و احساس اخلاقی تهی گشتی و نیک نامیت به خاک مالیده شد. دل صاف و شفافت که مانند آینه می ماند مانند شب تاریک تیره و تار گشت.

آه، تو که بودی و چه شدی! چطور بیان کنم این حکایت بس طولانی است.

ای مسلمان غیور روح و روانت چرا مرده است؟ ارزش های اسلامیت چرا نابود گشته اند؟ آوازۀ  اخلاق زیبایت در همه جا پیچیده بود که در صفحات تاریخ با حروف طلایی نوشته شد و هم اکنون نیز می‎درخشد. تو خودت بگو که عزت، شهرت و غیرت از دست رفته ات را چه کسی زنده می‎گرداند و شمشیر قاطعی  که با یک ضربه سر مغرور گناه و تجاوز و ظلم را بر می‎کند، امروز چرا در نیام گذاشته شده است ؟ چرا در گودال عمیق تقلید مغرب زمین سقوط کرده‎ای؟ چرا در دام و مکر و فریب آنان گرفتار آمده ای؟ تو خودت بگو که تو را بر بام بلند و بر افراشته عزت و آبرو چه کسی باز خواهد آورد؟

ای مسلمان شجاع! بر پای خودت بایست و با امواج متلاطم طوفان مردانه مبارزه کن و به ما دیت پرستان چنین بگو: دل با جرات هیچ باکی از حوادث ندارد، این ساحل هر موج طوفان را به خودش جذب می‎کند.

ای مسلمان فرو رفته در خواب غفلت! آیا نمی دانی که دنیا دارالعمل، منزل امتحان و مزرعه آخرت است؟ آیا نمی دانی که همه ی این دنیا مانند سراب بی ثبات و بی قرار است؟ آیا یقین نداری که همیشگی و جاودانگی در این دنیا نیست؟ فقط زندگی ابدی جهان آخرت است. تو برای مزیّن کردن زندگی فانی خودت حیله ها به کار می بردی و شب و روز همۀ نیروهای عملی و فعالیت هایت در گرد این محور می‎چرخند. مگر تقاضای عقل و بصیرت، دانش و فطرت صحیح این نیست که برای حاصل کردن زندگی ابدی و واقعی تلاش کنی و برای بهتر نمودن زندگی آخرت از هیچ کوششی دریغ نورزی؟

به اسلام و قرآن همه تن متوجه باش و پیروی واقعی دین را پیش بگیر تا که بعد از مردن تا زمانۀ غیر متناهی با اطمینان و خوبی زندگی کن و هیچ خوف و خطری متوجهت نباشد با حاصل کردن رضای الهی سرانجام خویش را بساز تا وقت وفات و مرگ این کیفیت پیش بیاید که پدر و مادر و همۀ خویشاوندان در فراق و جدائیت بگریند و تو به علت پیوستن به معبود واقعی و شنیدن بشارت‎ها و دیدن نقشه‎های آخرت بخندی، همان طور که هنگام ولادت تمام خویشاوندان خوشحال و شادان بودند و تو گریان بودی.

به یاد داری که وقت زادن تو

همه خندان بودند و تو گریان
آنچنان زی که وقت مردن تو

همه گریان شوند و تو خندان

برچسب ها
نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن